حکم روزه خود ارضائی با قصد خروج منی

        
  
   
اگر با قصد خروج منى، خودارضایى کند؛ در صورتى که به حد خروج منى نرسد،آیا روزه را باطل مى‏کند؟

 آیات عظام امام خمینى، خامنه‏اى و فاضل: خیر، روزه‏اش باطل نمى‏شود.(1)

 آیات عظام بهجت، صافى، مکارم و نورى: اگر به قصد بیرون آمدن منى، خود ارضایى کند، روزه‏اش باطل مى‏شود هر چند منى از او بیرون نیاید.(2)

 آیت الله تبریزى: اگر به قصد بیرون آمدن منى، خود ارضایى کند- هر چند منى از او بیرون نیاید باید روزه را تمام کند و بعد از ماه رمضان قضا نماید.(3)

 آیت الله سیستانى و آیت الله وحید: اگر به قصد بیرون آمدن منى خود ارضایى کند- هر چند منى از او بیرون نیاید بنابراحتیاط واجب، روزه را تمام کند و بعد از ماه رمضان قضانماید.(4)

پى‏نوشت‏

 (1) توضیح المسائل مراجع، م 1594 آیت الله خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 785.

 (2) توضیح المسائل مراجع، م 1594 دفتر آیت الله بهجت.

 (3) توضیح المسائل مراجع، م 1594.

 (4) آیت الله سیستانى، توضیح المسائل مراجع، م 1594 آیت الله وحید، توضیح المسائل، م 1602.


نویسنده: مجيد كمالي

دانلود آموزش تربیت جنسی فرزند

دانلود آموزش تربیت جنسی فرزند (کودکی و نوجوانی) از دکتر قاسمزاده

دانلود آموزش تربیت جنسی فرزند (نوجوانی) از دکتر حبشی

هر دو استاد سخنان مفیدی دارند، اما صحبت های آقای قاسمزاده کاربردی‌تر و پرسش و پاسخ بیشتری نیز دارد.

· به سوالات جنسی فرزندانمان چگونه پاسخ دهیم؟

· چگونه مسائل جنسی را به فرزندانمان آموزش دهیم؟

· از چه سنی مسائل جنسی را به فرزندانمان آموزش دهیم؟

· چه کنیم که فرزندانمان دچار انحراف جنسی (استمنا، روابط نامشروع با جنس مخالف و...) نشوند؟

· با بچه ای که دچار انحراف جنسی شده چگونه رفتار کنیم؟

متاسفانه مجموعه‌ی دکتر حبشی، توسط بعضی از مراکز پخش اشتباها تحت عنوان «راهکارهای کنترل غرایز در دوران جوانی» نامگذاری شده است، اما در این سمینار عمدتا به «تربیت جنسی فرزندان (نوجوانی)» پرداخته شده است.


برچسب‌ها: آموزش تربیت جنسی فرزند

نویسنده: مجيد كمالي

چرا شراب نخوریم؟

    
    
   
شراب چیزیه که توی همه ادیان به حرام بودن آن تاکید شده و در اسلام هم آیات و روایاتی حتماَ هست که به این مسئله بپردازه و به خاطر اینکه ارزش و قدر و منزلت شراب این ماده با ارزش پیش شما معلوم بشه حتماَ توصیه می کنم با من در این ÷ست همراه بشین . سوالات خوبی در اینجا درباره شراب و منافع آن پرسیده شده، این تحقیق را با دقت بخوانید و نظر بدید.

نظر اسلام درباره حرمت و یا حلیت اضطراری شراب چیست؟

حـکم قطـعی قران کریـم درباره شراب حرمــت می باشد چنان که می فرماید :" یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (مائده90) ".

اى کسانى که ایمان آورده‏اید! شراب و قمار و بتها و ازلام‏( نوعى بخت‏آزمایى‏)، پلید و از عمل شیطان است، از آنها دورى کنید تا رستگار شوید! 

ودر ادامه در بیان علت حرمت شراب می فر ماید : شیطان می خواهد در میان شما به وسیله شراب وقمار عداوت ایجاد کند وشما را از ذکر خداوند و از نماز باز داردآیا ( با این همه زیان و فساد و با این نهی اکید) خودداری خواهید کرد ؟


 


در پرسش از منافع شراب باید گفت: همان طور که می دانید حکم حرمت شراب به صورت تدریجی به مردم ابلاغ شد لذا آیاتی که قبل از حرمت قطعی درباره شراب نازل شده نامی از منافع یا منفعت نیز در کنار اثم کبیر و گناه بزرگ شراب خواری برده شده تا زمینه برای حکم قطعی (آیه 90 مائده) و پذیرش مردم فراهم شود.


 

در آیه ای از قرآن که در آن به منافع یا منفعت شراب خواری اشاره شده خداوند چنین

می فرمایند: ‹‹ یسئلونک عن الخمرو المسیر قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما... . (12)

یعنی ‹‹  در باره شراب و قمار از تو سؤال مى‏کنند، بگو: «در آنها گناه و زیان بزرگى است؛ و منافعى(از نظر مادى) براى مردم در بردارد؛ (ولى) گناه آنها از نفعشان بیشتر است››(بقره 219)
یکی از روان پزشکان معروف غربی در این مورد می گوید‹‹ متأسفانه حکومت ها حساب منافع و عایدات مالیاتی شراب را می کنند ولی حساب بودجه ها ی هنگفت دیگری را صرف ترمیم مفاسد شراب می شود، نکرده اند.


منظور از شراب و قمار استفاده هایی است که از طریق فروش و ساختن و سرگرمی با آن ها به دست می آید و نکته این که در جمله اول ‹‹ فیهما اثم کبیر و منافع للناس ›› منافع به طور جمع آورده شده و در جمله دوم ‹‹ اثمهما اکبر من نفعهما ›› نفع به طور مفرد : این است که جمله اول در مقام اثبات منفعت است و چون ممکن است از چند جهت از آنها استفاده شود لذا منافع به طور مفرد ذکر شده است.(13)

 

یکی از روان پزشکان معروف غربی در این مورد می گوید‹‹ متأسفانه حکومت ها حساب منافع و عایدات مالیاتی شراب را می کنند ولی حساب بودجه ها ی هنگفت دیگری را صرف ترمیم مفاسد شراب می شود، نکرده اند، اگر دولت ها در اثر مستی، و فساد نسل های پاک، و تنبلی و بی قیدی و بی کاری، و عقب ماندن فرهنگ و زحمات و گرفتاری های پلیس و پرورشگاه ها جهت سرپرستی اولاد الکلیها و بیمارستان ها، و تشکیلات دادگستری برای جنایات آن ها و زندان ها برای مجرمین از الکلیها، و دیگر خسارت های ناشی از می گساری را ایجاد بکنند خواهند دانست که  به عنوان عوارض و مالیات شراب عاید می گردد، در برابرخسارت نام برده هیچ است، به علاوه نتایج اسف انگیز صرف مشروبات الکلی را تنها با دلار و پول نمی توان سنجید زیرا مرگ عزیزان و به هم خوردن خانواده ها و آرزوهای بر باد رفته و فقدان مغز های متفکر انسانی، به هیچ وجه قابل مقایسه با پول نمی باشد.(14)

 

ضمنا آیة مورد بحث به پاره ای از گفته های پزشکان که مشروبات الکلی را در مبارزه با بعضی بیماری ها مفید می دانند نیز عملا پاسخ گفته است که این گونه منافع اجتماعی هیچ گاه با زیان های ناشی از آن قابل مقایسه نیست یعنی اگر روی یک بیماری اثر مثبت داشته باشد ممکن است سرچشمه بیماری های خطرناک تری گردد، و این که در پاره ای از روایات وارد شده که خداوند در مشروبات الکلی شفا نیافریده است، شاید اشاره به همین حقیقت باشد .(15)
ضمنا آیة مورد بحث به پاره ای از گفته های پزشکان که مشروبات الکلی را در مبارزه با بعضی بیماری ها مفید می دانند نیز عملا پاسخ گفته است که این گونه منافع اجتماعی هیچ گاه با زیان های ناشی از آن قابل مقایسه نیست.


 اگر کسی با خوردن شراب مست نشد چه حکمی دارد؟

 

 این مورد به چند صورت قابل فرض است که حکم همه آنها حرمت است. یک فرض آن است که شراب به حد مست کنندگی نرسیده باشد مثل این که آب انگوری باشد که یا خود به خود جوشیده و یا در اثر آفتاب یا حرارت جوشیده است ( اگر در اثر جوشیدن دو سوم آن کسر شده باشد و یا تبدیل به سرکه شده باشد پاک است) اما مستی آور نباشد که در این صورت نیز خوردن آن حرام است اگر چه مست کننده بودن آن اثبات نشده باشد امام خمینی در تحریر الوسیله در این ارتباط می فرمایند: ‹‹ لا اشکال فی حرمت العصیر العنبی سواءغلی بنفسه بالنار او باالشمس الا اذا ذهب ثلثاه او ینقلب خلا لکن یثبت اسکاره....››.(16)

یعنی فرقی نمی کند جوشش آب انگور به چه شکل باشد؛ چه خود به خود بجوشد چه با حرارت خورشید! باز هم حرام است مگراین که دو سومش بر اثر جوشیدن تبخیر شود.

فرض دیگر آن است که شراب به حد مست کنندگی رسیده است، اما اگر شخص به مقدار بسیار کم از آن بخورد به حالت مستی نمی افتد که در این صورت نیز باز هم خوردن آن هرچند به میزان بسیار کم و حتی یک قطره باشد حرام است.

 

در حدیث آمده است: ‹‹ آنکه مقدار کمی از آن چه زیادش مستی می آورد در رگی از رگ های خویش داخل کند( اگر چه آن مقدار کم مستی نیاورد) خداوند آن رگ را به سیصد و شصت گونه عذاب بیاورد››.(17)

 

مورد دیگری را که می توان فرض کرد که شخص شراب بخورد ولی مست نشود موردی است که شخص در اثر مداومت در خوردن شراب به جایی رسیده که در اثر خوردن میزان شرابی که معمولا در بقیه ایجاد مستی می کند ؛ مست نمی شود مانند حالت مقاومتی که بدن در برابر قرصهای مسکن در هنگام استفاده مداوم از آن ها پیدا می کند که دیگر آن قرص ها اثر تسکین گذشته را ندارند و باید قرص ها به میزان بالاتری مصرف شوند تا در بیمار ایجاد تسکین نمایند. که در این صورت شخص جزء افرادی می شود که شراب را به طور همیشگی می نوشد و در این حالت این شخص از دین اسلام خارج شده و جزء کفار می باشد. در روایت است: آن که همیشه می نوشد بت پرست است و همانطور که در مطالب گذشته به عرضتان رسید حکم فقها در مورد این شخص کشتن اوست.

چرا با وجود حرمت شراب در ادیان گذشته ، این مسئله در اسلام  بلافاصله تحریم نشد؟

دستورات الهی بر پایه ضرر و منفعت پایه ریزی شده و به اموری که به نفع انسانهاست امر شده و از اموری که به ضرر ایشان است نهی شد. ( اگرچه درک و کشف ضرر و منفعت در همه موارد برای انسان ها ممکن نباشد) و یکی از اموری که به ضرر انسان تمام می شود مصرف مشروبات الکلی است که حکم قطعی خداوند درباره آن تحریم است بنابراین در آیین یهود و مسیحیت نیز که آیین الهی است حکم مشروبات الکلی تحریم است و اگر چه با انجام تحریفاتی که در این دو کتاب مقدس و آسمانی صورت گرفت حکم شراب نیز دستخوش این تحریفات گردید به طوری که حتی در آیاتی از این کتب آسمانی به نوشیدن شراب امر شده است و در اعیاد مذهبی ایشان شراب جایگاه ویژای دارد. اما آیین اسلام که با حفظ الهی از تحریفات لفظی و معنوی مصون مانده حکم تحریم را برای مشروبات الکلی اعلام می کند.

یکی از دانشمندان انگلیسی به نام بنتام می نویسد: آیین اسلام تمام انواع نوشابه های الکلی را تحریم کرده است و این یکی از امتیازات اسلام می باشد. (19)

 

اما در این که چرا حـکم شراب به صورت تدریـجی به مردم ابـلاغ شد به این علت اسـت که مسئله شـــراب خواری و میگساری در زمان جاهلیت و قبل از ظهور اسلام فوق العاده رواج داشت و به صورت یک بلای عمومی درآمده بود، تا آنجا که بعضی مورخان می گویند عشق عرب جاهلی در سه چیز خلاصه می شد: شعر و شراب و جنگ و نیز از روایات استفاده می شود که حتی بعد از تحریم شراب مسأله ممنوعیت آن برای بعضی از مسلمانان فوق العاده سنگین و مشکل بود تا آنجا که می گفتند: ‹‹ هیچ حکمی بر ما سنگین تر از تحریم شراب نبود››.

 
یکی از دانشمندان انگلیسی به نام بنتام می نویسد: آیین اسلام تمام انواع نوشابه های الکلی را تحریم کرده است و این یکی از امتیازات اسلام می باشد.


روشن است که اگر اسلام می خواست بدون رعایت اصول روانی و اجتماعی با این بلای بزرگ عمومی به مبارزه برخیزد ممکن نبود، و لذا از روش تحریم تدریجی و آماده ساختن افکار و اذهان برای ریشه کن کردن میگساری که به صورت یک عادت ثانوی در رگ و پوست آن ها نفوذ کرده بود استفاده کرد، به این ترتیب که نخست در بعضی از سوره های مکی اشاراتی به زشتی این کار نمود چنانکه در آیه 67 سوره نمل می خوانیم‹‹ و من الثمرات النخیل و الاعناب تتخذون منه سکرا و رزقا حسنا›› یعنی از میوه های درخت نخل و انگور، مسکرات و روزی های پاکیزه فراهم می کنید. در این جا سکر یعنی مسکر و شرابی را که از خرما و انگور می گرفتند، درست در مقابل رزق حسن قرار داده است و آن را یک نوشیدنی ناپاک و آلوده شمرده است.

 

ولی عادت زشت شراب خواری از آن ریشه دارتر بود، که با این اشاره ها ریشه کن شود، بعلاوه شراب بخشی از در آمدهای اقتصادی آن ها را نیز تأمین می کرد لذا هنگامی که مسلمانان به مدینه منتقل شدند و نخستین حکومت اسلامی تشکیل شد، دومین دستور در زمینه منع شراب خواری به صورت قاطعتری نازل گشت، تا افکار را برای تحریم نهایی آماده تر سازد در این موقع بود که آیه 219 سوره بقره نازل گردید ‹‹ یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما›› در این آیه ضمن اشاره به منافع اقتصادی مشروبات الکلی برای بعضی جوامع همانند جامعه جاهلیت، اهمیت خطرات و زیان های بزرگ آن را که به درجات از منافع اقتصادی آن بیشتر است یاد آور می شود.

 

به دنبال آن درآیه 43 سوره نساء ‹‹ یا ایها الذین آمنوا لاتقربوا الصلاه و انتم سکاری حتی تعلموا ما تقولون›› به مسلمانان صریحا دستور داده شد که در حال مستی هرگز نماز نخوانند تا بدانند با خدای خود چه می گویند. البته مفهوم آیه آن نبود که در غیر حال نماز، نوشیدن شراب مجاز بود، بلکه برنامه همان برنامه تحریم تدریجی و مرحله به مرحله بود و به عبارت دیگر این آیه نسبت به غیر حال نماز سکوت داشت و صریحا چیزی نمی گفت. آشنایی مسلمانان به احکام اسلام و آمادگی فکری آن ها برای ریشه کن ساختن این مفسده بزرگ اجتماعی که در اعماق وجود آن ها نفوذ کرده بود، سبب شد که دستور نهایی با صراحت کامل و بیان قاطع که حتی بهانه جویان نیز نتوانند به آن ایراد گیرند نازل گردید‹‹ یا ایها الذین آمنوا انما الخمر و المیسر و الانصاب و والازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون›› یعنی: ای کسانی که ایمان آورده اید شراب و قمار و بتها و ازلام( که یک نوع بخت آزمایی بوده) پلیدند و از عمل شیطانند از آن ها دوری کنید تا رستگار شوید.(20)

 

از آنجا که قرآن می فرماید در حال مستی نماز نخوانید می توان نتیجه گرفت نماز برای افراد مست و شرابخوار واجب نیست؟

 

خیر – معنی آیه فوق این نیست که نماز برای افراد شرابخوار واجب نیست زیرا اگر اینگونه باشد باید بگوییم افراد دائم الخمر لازم نیست هیچگاه نماز بخوانند و نماز از آنها ساقط است بنابراین لازمه چنین تصوری عدم مؤاخده آنها در مقابل ترک نماز است که قطعا چنین چیزی نیست . بلکه به عکس ملاک و معیار قبولی سایر اعمال نیز نماز است "ان قبلت قبل ما سواها وان ردت رد ما سواها " و اگر نمازی در کار نباشد یعنی هیچ عملی برای شخص در پیشگاه الهی وجود ندارد و در واقع اعمال دیگرش پذیرفته نمی شود.
مفسر کبیر قرآن کریم علامه طباطبایی در تفسیر این آیه فرموده اند : منظور از صلاه در این آیه مسجد است برای اینکه می فرماید در حال جنابت نیز نزدیک مسجد نشوید و از از آن عبور نکنید


با اینکه بسیاری از اعمال در شرایطی برای انسان محدود و یا برداشته می شود ولی نماز در هیچ حالی از انسان ساقط نمی شود مثلا روزه برای افراد مریض واجب نیست ولی برای همین افراد نماز واجب است

مفسر کبیر قرآن کریم علامه طباطبایی در تفسیر این آیه فرموده اند : منظور از طلاه در این آیه مسجد است برای اینکه می فرماید در حال جنابت نیز نزدیک مسجد نشوید و از از آن عبور نکنید پس در این تعبیر مجاز بکار رفته ، و چون استعمال مجازی مجوز لازم دارد، مجوز در این که مسجد را نماز خوانده (طلاه را به معنای مسجد آورده) جمله : حتی تعلموا ما تقولون است چون اگر فرموده بود( در حال مستی نزدیک مسجد نشوید دیگر تعلیل آوردن با جمله حتی تعلموا ما تقولون خیلی مناسب بنظر نمی رسید .

همچنین علامه می فرمایند: بنابراین پس همانطور که گفتیم جمله حتی تعلموا ما تقولون در مقام این است که نهی از شراب به طوری که مستیش تا حال نماز باقی بماند را تعلیل کند و بفرماید: اگر شما را از شراب نهی کردیم غایت و هدفمان این بود که در نماز بفهمید چه می گویید پس کلمه حتی در جمله نامبرده برای افاده غایت و علت است نه برای مرز بندی حکم ؛ نمی خواهد بفرماید نزدیک نماز نشوید نشوید نشوید؛ تا مستی شما به کلی از بین برود و بفهمید چه می گویید وقتی فهمیدید چه می گویید آنوقت دیگر عیبی ندارد نماز بخوانید

 

  حتی در بعضی از روایات (  لاتقربوا الصلاه وانتم سکاری  ) به این شکل تفسیر شده که در حالت سکرخواب و خواب آلودگی نماز نخوانید .البته خواب آلودگی یکی از مصادیق مسکر است و سکار به حالت مستی هم گفته می شود .در این صورت باز هم سخنی در کار نیست ؛ چون آیه نفرموده است خوردن شراب اشکال ندارد؛ بلکه از خواندن نماز در حالت مستی نهی کرده است ؛ یعنی ، نماز خواندن درحال مستی صحیح و مقبول نیست . پس باید شراب نخورید؛ چرا که درصورت خوردن شراب نمی توانید نماز بخوانید .

گفتنی است که تکلیف کردن شخص مست ، به نزدیک نشدن به نماز معنا ندارد، چون مست این مطلب رانمی فهمد که به او گفته شود نماز خواندن در حالت مستی حرام است ( مثل دیوانه و بچه غیر ممیز که نمی تواند مکلف به احکام باشند ) بنابراین شاید بتوان این مسئله را علاوه بر آیه اثم خمر از این آیه نیزاستباط کرد که اصلا از ابتدا سراغ شراب نروید و شراب حرام است و اثم و گناه بزرگی است ؛زیرا در حال مستی نباید نماز گزارد چون نمی فهمید چه می گویید و شایسته نیست در حال زوال عقل و فسق شرابخواری در مقابل پروردگار بزرگ و عظیم بایستید.

طبیعی است که نماز از افراد مست ساقط نمی شود بلکه شرایط بجا آوردن نماز را ندارند- مانند افرادی که شرایط و مقدمات نماز را فراهم نکرده اند- و باید هنگام برطرف شدن سکر و مستی علاوه بر توبه از این گناه بزرگ ؛ اگر وقت نماز سپری شده بود ؛ قضای نمازهای فوت شده در حال مستی را نیز بجا آوردند.

 

آیا شراب نجس است و باید دستها و ظروف آلوده به آن را تطهیر کرد حتی یک قطره؟

 

یکی از نجاسات یازده گانه شراب می باشد و فرقی نمی کند یک قطره باشد یا بیشتر و کسانی که مبتلا به این گناه بزرگ و کبیره می شوند برای نماز باید دهان و نقاطی که با آن تماس داشته اند راتطهیر نمایند نجاسات عبارتند از :

1 - بول، 2 - غائط ، 3 - منی، 4 - مردار، 5 - خون، 6 - سگ، 7 - خوک، 8 - کافر، 9 - شراب، 10 - فقّاع (آبجو)، 11 - عرق شتر نجاستخوار.(1)

1 - توضیح المسائل مراجع، ص 75، مسئله 83.

منابع و مآخذ:

1.2.3ـ قرآن کریم، سوره مبارکه مائده آیه 90ـ92

4ـ تفسیر نمونه، جمعی از نویسندگان ج1 ص583

5ـ وسایل الشیعه، ج17، ص271

6ـ همان، ص238.

7ـ همان، ص254.

8ـ شرح لمعه، باب حدود، ص350.

9ـ قرآن کریم، سوره مبارکه بقره، آیه 173.

10ـ تفسیر نمونه، جمعی از نویسندگان، ج1، ص583

11ـ تحریر الوسیله، امام خمینی، کتاب حدود، مسئله5 ص480

12ـ قرآن کریم، سوره بقره آیه219

13ـ تفسیر المیزان، علامه طباطبایی(ره)، ج3، ص285.

14.15ـ تفسیر نمونه، جمعی از نویسندگان، ج2، ص76، 79.

16ـ تحریر الوسیله، امام خمینی(ره)، کتاب الحدود، مسأله1، ص479.

17ـ فروع کافی، چاپ جدید، ج6، ص429.

18ـ قرآن کریم، سوره مبارکه آل عمران، آیه19.

19ـ تفسیر نمونه، جمعی از نویسندگان، ج5، ص74.

20ـ همان، ص 70ـ71.

منبع: سایت نسیم رحمت حوزه قزوین


نویسنده: مجيد كمالي

چگونه توبه واقعی بکنیم؟ (ارکان و شرایط توبه)


     
   
هفدهمین حدیث از چهل حدیث امام خمینی (ره) درباره توبه، ارکان و شرایط توبه و توبه نصوح می باشد که با روایتی از امام صادق علیه السلام آغاز می گردد:

معاویة بن وهب گفت: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمودند: " وقتی که بنده ای توبه خالص کند، خداوند دوستدار او شود، پس در دنیا و آخرت بر او بپوشاند. از حضرت سوال کردم: چگونه خداوند بر او بپوشاند؟ حضرت فرمودند: (خدا) دو فرشته ای که گناهان او را نوشته اند به فراموشی اندازد و به سوی اعضای او وحی کند که گناهان او را بپوشانید و به سوی بقعه های زمین وحی فرستد که گناهانی را که بر شما انجام می داد، بپوشانید پس [ در این حال توبه] خداوند را ملاقات کند و زمانی که او را ملاقات می نماید چیزی که علیه او به ارتکاب گناه شهادت بدهد، وجود ندارد."

حقیقت توبه
توبه بازگشت از طبیعت به سوی روحانیت نفس می باشد، پس از آن که نفس به دلیل انجام دادن گناه به تاریکی طبیعت پوشیده شده باشد. نفس درابتدا از هر گونه نقش و ویژگی ( کمالات روحانی و ضد این کمالات) پاک است ؛ اما امکان رسیدن به هر مقام و مرتبه ای در او وجود دارد ؛ همان طور که می تواند سقوط کند، والبته فطرت نفس آغشته به نور الهی است. پس هرگاه گناهی انجام بدهد کدورت و تاریکی ای درآن به وجود می آید، تا این که به دلیل انجام دادن مکرر گناه، نور فطرت خاموش می گردد و شخص به بدبختی همیشگی می رسد. حال اگر شخص از گناه برگردد و توبه کند، نفس او از تاریکی بیرون می رود، چنان که در حدیث آمده است:


" بازگشت کننده از گناه، همانند کسی است که گناهی انجام نداده است."

دانستن این نکته ضروری است که توفیق توبه با حفظ شرایط آن مشکل است و کمتر کسی به این توفیق دست  می یابد، زیرا ارتکاب گناه انسان را غافل می کند و چه بسا به مرور زمان- به دلیل ارتکاب مکرر گناه – انسان کلاً از توبه رویگردان شود و نسبت به توبه، امروز و فردا کند. گمان نکن که پس از محکم شدن ریشه گناه، انسان موفق به توبه می شود. پس تا روزگار جوانی باقی است، بار گناه کمتر ، و امکان توبه و بازگشت بیشتر است، به فرض این که شخص قصد توبه در پیری داشته باشد- جدای از این که این امکان کمتر وجود دارد، چه تضمینی است که شخص به سن و سال پیری برسد؟

اگرچه درحدیث آمده است که خداوند براین امت تفضل کرده است و توبه آنها را تا زمان مشاهده آثار مرگ می پذیرد؛ اما چه بسا در این حال انسان موفق به توبه وبازگشت نگردد، اجل مهلت ندهد و انسان با کوله بار گناه از این عالم منتقل گردد.

همچنین باید دانست که شخص توبه کننده، پس از توبه به آن صفای باطنی و روحانی می رسد، همان طور که اگر کاغذی را سیاه کنند و سپس پاک نمایند، به جلا وسفیدی اول نمی رسد . پس باید از نافرمانی و گناه دوری کرد، والا اصلاح نفس، پس از گناه مشکل است و نمی توان به صفای قبلی دست یافت.

 
ارکان توبه
توبه ارکانی دارد که هر گاه این ارکان تحقق یابد، توبه صحیح و درستی انجام می گیرد.

اولین رکن و پایه توبه، پشیمانی از گذشته و عملکرد قبلی است. دیگر از ارکان توبه، تصمیم بر عدم بازگشت به حالت گناه و ارتکاب نافرمانی پروردگار می باشد، و این دو حالت، از پایه های اساسی توبه است و عمده راه رسیدن به این دو حالت ، باور به این مطلب است که گناهان انسان، در عالم برزخ و قیامت به موجوداتی تبدیل می گردند که از روی شعور و آگاهی انسان را آزار می رسانند.

هر گاه این دو رکن توبه به دست آمد، کار توبه کننده آسان می گردد.

پس انسان باید بکوشد که حالت پشیمانی از گناه را در خود تقویت کند واین مهم با اندیشیدن درپیامدهای گناه به دست می آید.

 
شرایط توبه
در این زمینه به روایتی ازمولای پرهیزکاران حضرت علی علیه السلام می پردازیم:

گوینده ای در محضر امام گفت:" استغفرالله " حضرت به او فرمود: آیا می دانی استغفار به چه معناست؟ استغفار بالاترین مراتب است و آن اسمی است که شش معنا دارد:

1- پشیمانی از گذشته

2- تصمیم همیشگی مبنی بر عدم بازگشت به سوی آن

3- ادا کردن حق

4- روی آوردن به سوی گوشتی که به واسطه ارتکاب عمل حرام بر تو روییده است . پس با اندوه آن را آب کنی، به گونه ای که پوست بر استخوان بچسبد و بین آنها گوشت تازه بروید.

5- روی آوردن به سوی هر واجبی که آن را ضایع ساخته ای، تا حق آن را ادا نمایی.

6- جسم را درد طاعت بچشانی- با فرمانبرداری و اطاعت، سختی را بر خود تحمل کنی- همان طور که شیرینی ارتکاب گناه را به آن چشاندی.

حدیث فوق دو شرط مهم توبه را یادآور می شود، که یکی رد حقوق مخلوق و دیگری رد حقوق پروردگار است . و البته اگر ادای آنها برای شخص ممکن نیست، نسبت به آن اندازه که در توانش هست، باید اقدام نماید.

در خصوص از بین بردن گوشتی که با ارتکاب گناه بر بدنش روییده است، شخص می تواند با گرفتن روزه های واجب که بر عهده دارد و یا روزه مستحب به این هدف برسد.

ازاموری که برشخص توبه کننده لازم است، این که به خداوند پرده پوش پناه برد و کسب حالت آمرزش را از خداوند طلب نماید.

 
توبه نصوح
در تفسیر توبه نصوح میان صاحب نظران اختلاف است.

محدث خبیر مجلسی رحمة الله به نقل از شیخ بهایی توبه نصوح را توبه ای می داند که شخص توبه کننده ، دیگران را به توبه و کسب آثار آن نصیحت کند.

محقق طوسی توبه نصوح را توبه ای می داند که خالص برای خدا باشد، نه توبه از ترس عذاب قیامت .

برخی توبه نصوح را توبه ای می دانند که از ریشه لغوی آن مشتق شده باشد. نصوح ازنصاحة گرفته شده واین به معنای خیاطت ( خیاطی) است ، زیرا توبه  آنچه را به خاطر ارتکاب گناه از دین پاره شده باشد، می دوزد.

برخی هم گفته اند توبه نصوح توبه ای است که شخص خود را نصیحت می کند که توبه را به نحو کامل انجام دهد.

بارالها!

توفیق توبه کردن را به ما عنایت فرما و ما را از مخلصین درگاهت قرار ده .


نویسنده: مجيد كمالي

فلسفه نگهداشتن عدّه چيست؟

در سوره بقره آيه 228 مى خوانيم «والمطلّقات يتربّصن بانفسهنّ ثلثة قروء» (زنان مطلقه بايد به مدت سه مرتبه عادت ماهانه ديدن ]و پاك شدن[ انتظار بكشند ]عده نگهدارند[

در اينجا اين سؤال مطرح مى شود كه فلسفه اين قانون اسلامى چيست؟

 

از آنجا كه غالباً بهم خوردن خانواده ها ضربه هاى جبران ناپذيرى بر پيكر اجتماع وارد مى كند، اسلام مقرراتى وضع كرده كه تا آخرين مرحله امكان، از گسستن پيوند خانواده جلوگيرى بعمل آيد. از يك طرف طلاق را «منفورترين حلالها» شمرده، و از طرف ديگر با ارجاع اختلافات زناشوئى به دادگاه خانواده كه به وسيله بستگان تشكيل مى شود و فراهم آوردن وسائل آشتى به وسيله نزديكان طرفين، جلو اين كار را گرفته است.

يكى از اين مقررات كه خود عامل تأخير طلاق و متزلزل نمودن آن مى گردد نگاهداشتن «عده» است كه مدت آن سه «قرء» تعيين شده است. يعنى سه مرتبه پاك شدن زن از خون حيض

«عده» يا وسيله اى براى صلح و بازگشت:

گاهى در اثر عوامل مختلف زمينه روحى به وضعى درمى آيد كه پديد آمدن يك اختلاف جزئى و نزاع كوچك، حس انتقام را آنچنان شعلهور مى سازد كه فروغ عقل و وجدان را خاموش مى كند.

و غالباً تفرقه هاى خانوادگى در همين حالات رخ مى دهد اما بسيار مى شود كه اندك مدتى كه از اين كشمكش گذشت، زن و مرد به خود آمده پشيمان مى شوند خصوصاً از اين جهت كه مى بينند با متلاشى شد كانون خانواده در مسير ناراحتيهاى گوناگونى قرار خواهند گرفت.

اينجاست كه آيه مورد بحث مى گويد: زنها بايد مدتى عده نگاهدارند و صبر كنند تا اين امواج زودگذر بگذرد و ابرهاى تيره نزاع و دشمنى از آسمان زندگى آنان پراكنده شوند.

مخصوصاً با دستورى كه اسلام درباره خارج نشدن زن از خانه در طول مدت عده داده است، حس تفكر در او برانگيخته مى شود، و در بهبود روابط او با شوهر كاملا مؤثر است.

و لذا در آيه يك از سوره طلاق مى خوانيم كه:

(لا تخرجوهن من بيوتهن... لاتدرى لعل الله يحدث بعد ذلك امراً)

«آنان را از منزلشان خارج نسازيد... چه مى دانيد شايد خدا گشايشى رساند و صلحى پيش آيد».

غالباً بخاطر آوردن لحظات گرم و شيرين زندگى قبل از طلاق كافى است كه مهر و صميميت از دست رفته را باز آورد و فروغ ضعيف گشته محبت را تقويت كند.

 

عده وسيله حفظ نسل:

يكى ديگر از فلسفه هاى «عده» روشن شدن وضع زن از نظر باردارى است. درست است كه يك بار ديدن عادت ماهيانه معمولاً دليل بر عدم باردارى زن است، ولى گاه ديده شده كه زن در عين باردارى، عادت ماهيانه را در آغاز حمل مى بيند، از اين رو براى رعايت كامل اين موضوع دستور داده شده كه زن سه بار، عادت ماهيانه ببيند و پاك شود، تا بطور قطع، عدم باردارى از شوهر سابق روشن گردد، و بتواند ازدواج مجدد كند.(1)


1 ـ تفسير نمونه 2/106

منبع:پرسش و پاسخ برگرفته از تفسير نمونه ،ناصر مكارم شيرازى

 


نویسنده: مجيد كمالي

چرا ديه زن نصف ديه مرد مى باشد؟

 

‏ ممكن است بعضى ايراد كنند كه در آيات قصاص دستور داده شده كه نبايد «مرد» بخاطر قتل «زن» مورد قصاص قرار گيرد، مگر خون مرد از خون زن رنگين تر است؟ چرا مرد جنايتكار بخاطر كشتن زن و ريختن خون ناحق، از انسانهائى كه بيش از نصف جمعيت روى زمين را تشكيل مى دهند قصاص نشود؟!

در پاسخ بايد گفت: مفهوم آيه اين نيست كه مرد نبايد در برابر زن قصاص شود بلكه همانطور كه در فقه اسلام مشروحاً بيان شده اولياى زن مقتول مى توانند مرد جنايتكار را به قصاص برسانند به شرط آنكه نصف مبلغ ديه را بپردازند.

به عبارت ديگر: منظور از عدم قصاص مرد در برابر قتل زن، قصاص بدون قيد و شرط است ولى با پرداخت نصف ديه، كشتن او جايز است.

و لازم به توضيح نيست كه پرداخت مبلغ مزبور براى اجراى قصاص نه بخاطر اين است كه زن از مرتبه انسانيت دورتر است و يا خون او كمرنگ تر از خون مرد است، اين توهمى است كاملاً بيجا و غير منطقى كه شايد لفظ و تعبير «خونبها» ريشه اين توهم شده است، پرداخت نصف ديه تنها بخاطر جبران خسارتى است كه با قصاص گرفتن از مرد متوجه خانواده او مى شود (دقت كنيد).

توضيح اينكه: مردان غالباً در خانواده عضو مؤثر اقتصادى هستند و مخارج خانواده را متحمل مى شوند و با فعاليتهاى اقتصادى خود چرخ زندگى خانواده را به گردش درمى آورند، بنابراين تفاوت ميان از بين رفتن «مرد» و «زن» از نظر اقتصادى و جنبه هاى مالى بر كسى پوشيده نيست كه اگر اين تفاوت مراعات نشود خسارت

بى دليلى به بازماندگان مرد مقتول و فرزندان بى گناه او وارد مى شود، لذا اسلام با قانون پرداخت نصف مبلغ در مورد قصاص مرد رعايت حقوق همه افراد را كرده و از اين خلاء اقتصادى و ضربه نابخشودنى، كه به يك خانواده مى خورد جلوگيرى نموده است اسلام هرگز اجازه نمى دهد كه به بهانه لفظ «تساوى» حقوق افراد ديگرى مانند فرزندان شخصى كه مورد قصاص قرار گرفته پايمال گردد.

البته ممكن است زنانى براى خانواده خود، نان آورتر از مردان باشند، ولى مى دانيم احكام و قوانين بر محور افراد دور نمى زند بلكه كل مردان را با كل زنان بايد سنجيد(دقت كنيد).(1)

 


1 ـ تفسير نمونه 1/611

منبع:پرسش و پاسخ برگرفته از تفسير نمونه ،ناصر مكارم شيرازى


نویسنده: مجيد كمالي

چرا ارث مرد دو برابر ارث زن مى باشد؟

چرا ارث مرد دو برابر ارث زن مى باشد؟

 

‏ با اينكه ظاهراً ارث مرد دو برابر زن است امّا با دقّت بيشتر روشن مى شود كه از يك نظر ارث زنان دو برابر مردان مى باشد! و اين بخاطر حمايتى است كه اسلام از حقوق زن كرده است.

توضيح اينكه اسلام وظائفى بر عهده مردان گذارده كه با توجّه به آن نيمى از درآمد مردان عملاً خرج زنان مى شود، در حالى كه بر عهده زنان چيزى گذارده نشده است، مرد بايد هزينه زندگى همسر خود را طبق نيازمندى او، از مسكن و پوشاك و خوراك و ساير لوازم بپردازد، و هزينه زندگى فرزندان خردسال نيز بر عهده اوست، در حالى كه زنان از هرگونه پرداخت هزينه اى حتى براى خودشان معاف هستند، بنابراين يك زن مى تواند تمام سهم ارث خود را پس انداز كند، در حالى كه مرد ناچار است آن را براى خود و همسر و فرزندان خرج كند، و نتيجه آن عملاً چنين مى شود كه نيمى از درآمد مرد براى زن خرج مى شود، و نيمى براى خودش، در حالى كه سهم زن همچنان بحال خود باقى مى ماند.

براى توضيح بيشتر به اين مثال توجّه كنيد: فرض كنيد مجموع ثروت هاى موجود در دنيا معادل 30 ميليارد تومان باشد كه از طريق ارث تدريجاً در ميان زنان و مردان جهان (دختران و پسران) تقسيم مى گردد، اكنون مجموع درآمد مردان را با مجموع درآمد زنان جهان از راه ارث حساب كنيم، مى بينيم از اين مبلغ 20 ميليارد سهم مردان، و 10 ميليارد سهم زنان است، اما مطابق معمول، زنان ازدواج مى كنند،

و هزينه زندگى آنها بر دوش مردان خواهد بود و به همين دليل زنان مى توانند 10 ميليارد خود را پس انداز كنند، و در بيست ميليارد سهم مردان، عملاً شريك خواهند بود، زيرا در مورد آنها و فرزندان آنها نيز مصرف مى شود.

بنابراين در واقع نيمى از سهم مردان كه 10 ميليارد مى شود صرف زنان خواهد شد، و با اضافه كردن اين مبلغ به 10 ميليارد كه پس انداز كرده بودند، مجموعاً صاحب اختيار 20 ميليارد ـ دو سوم مجموع پول دنيا ـ خواهند بود، در حالى كه مردان بيش از 10 ميليارد عملاً براى خود مصرف نمى كنند.

نتيجه اينكه سهم واقعى زنان، از نظر مصرف و بهره بردارى دو برابر سهم واقعى مردان است، و اين تفاوت بخاطر آن است كه معمولاً قدرت آنها براى توليد ثروت كمتر است، و اين يك نوع حمايت منطقى و عادلانه است كه اسلام از زنان به عمل آورده و سهم حقيقى آنها را بيشتر قرار داده اگرچه در ظاهر سهم آنها نصف است.

اتفاقاً با مراجعه به آثار اسلامى به اين نكته پى مى بريم كه سؤال بالا از همان آغاز اسلام در اذهان مردم بوده و گاه بيگاه از پيشوايان اسلام در اين زمينه پرسش هائى مى كردند، و پاسخ هائى كه از طرف پيشوايان بزرگ (ائمه اهل بيت(عليهم السلام)) به اين سؤال داده شده غالباً به يك مضمون است، و آن اينكه «خداوند مخارج زندگى و پرداخت مهر را برعهده مردان گذارده است به همين جهت سهم آنها را بيشتر قرار داده».

در كتاب «معانى الاخبار» از امام على بن موسى الرضا(عليه السلام) نقل شده كه در پاسخ اين سؤال فرمود: «اينكه سهم زنان نصف سهم مردان از ميراث است به خاطر آن است كه زن هنگامى كه ازدواج مى كند چيزى مى گيرد و مرد ناچار است چيزى بدهد، به علاوه هزينه زندگى زنان بر دوش مردان است، در حالى كه زن در برابر هزينه زندگى مرد و خودش مسئوليتى ندارد».(1)


1 ـ تفسير نمونه 3/290

منبع:پرسش و پاسخ برگرفته از تفسير نمونه ،ناصر مكارم شيرازى


نویسنده: مجيد كمالي

انواع‌ محرمات‌ جنسي‌ واحكام‌ آنها



 

انواع‌ محرمات‌

1-زنا

2-لواط‌

3-استمناء

4-مساحقه‌و استشهاء

5-تماس‌ بدني‌ با نامحرم‌

 

زنا

     زنا به‌ انجام‌ عمل‌ جنسي‌ بين‌ زن‌ ومردبدون‌ اينكه‌  ازدواجي‌ صورت‌بگيرد،گفته‌ مي‌شود.

خدا در قرآن‌ مي‌فرمايد:

«ولاتقربوا الزنا انّه‌ كان‌ فاحشة‌ً وساء سبيلاً»اسراء32

حتي‌ نزديك‌ زنا نشويد كه‌ عمل‌ زشت‌ وبدراهي‌ است‌.

     «امام‌ علي‌(ع‌):آدم‌ غيور هرگز زنا نمي‌كند»

«امام‌ صادق‌(ع‌):كسانيكه‌ مرتب‌ زنا مي‌كننديادزدي‌ مي‌نمايند يا شراب‌مي‌خورند مانندبت‌ پرستان‌ مي‌باشند.»

«امام‌ صادق‌(ع‌):خدا به‌ حضرت‌ موسي‌(ع‌)وحي‌ كرد:زنانكنيد تا زنان‌شماهم‌ زنا نكنند وكسيكه‌ بازني‌ زنا كند،بازنش‌ زنا كنند پس‌ همانطور كه‌داده‌ايد پس‌ مي‌گيريد!»

پيغمبراكرم‌6 به‌ اميرمؤمنان‌ علي‌7فرمود:

«زنا داراي‌ سه‌ اثر بد دنيوي‌ و سه‌ اثر بد اخروي‌ است‌. اثرات‌ دنيوي‌ زنا:رسواشدن‌، كوتاهي‌ عمر و قطع‌ روزي‌ (روزي‌ حلال‌) و اثرات‌ اخروي‌:سختي‌ حساب‌، خشم‌ خداوند و ابدي‌ بودن‌ در جهنم‌ است‌».

     داستان‌ بلعم‌ را كه‌ در قسمت‌ «زنان‌» آمده‌ بود مجدداً براي‌ اهميت‌ آن‌ذكر مي‌كنيم‌: «آمده‌ است‌ كه‌ وقتي‌ لشكر حضرت‌ موسي‌7 به‌ فرماندهي‌يوشع‌ بن‌ نون‌7 تصميم‌ به‌ تصرف‌ شام‌ را گرفتند. حاكم‌ آن‌ ناحيه‌ از بلعم‌باعورا، كه‌ دانشمندي‌ قلاّبي‌ بود درخواست‌ كرد كه‌ راهي‌ براي‌ شكست‌لشكر بني‌اسرائيل‌ به‌ او نشان‌ دهد. بلعم‌ به‌ آنان‌ گفت‌ كه‌ تنها عامل‌ شكست‌اين‌ لشكر زنا! است‌. شما زنان‌ هرزه‌ را به‌ عنوان‌ خريد و فروش‌، ميان‌ لشكربني‌اسرائيل‌ بفرستيد و به‌ آنها اجازه‌ بدهيد كه‌ خود را در اختيار مردان‌ لشكربگذارند.

دستور بلعم‌ اجرا شد و زنان‌ هرزه‌ در بين‌ لشكر يوشع‌ رفت‌ و آمد مي‌نمودندو به‌ فسق‌ و فجور با لشكريان‌ مشغول‌ شدند. طولي‌ نكشيد كه‌ در اثر اين‌تماسهاي‌ نامشروع‌، مرضي‌ خطرناك‌ در بين‌ لشكريان‌ پيدا شد و در فاصلة‌چند روز هزاران‌ نفر را كشت‌! اين‌ وضع‌ ادامه‌ داشت‌ تا اينكه‌ يكي‌ از افرادغيرتمند لشكر، نيزة‌ خود را بدست‌ گرفت‌ و به‌ زن‌ و مردي‌ كه‌ درحال‌ زنابودند، حمله‌ كرد و آنان‌ را كشت‌ و اعلام‌ كرد هر كه‌ را در حال‌ عمل‌ نامشروع‌بيابم‌، او را مي‌كشم‌! لشكريان‌ از ترس‌ جان‌، از زنان‌ مذكور فاصله‌ گرفتند و درنتيجه‌ آن‌ مرض‌ مهلك‌ از ميان‌ رفت‌ و لشكر بني‌اسرائيل‌ توانست‌ شام‌ را فتح‌و تصرف‌ كند.

 

احكام‌ انواع‌ زنا

«الزانية‌ والزاني‌ فاجلدوا كل‌ واحد منهما مائة‌ جلدة‌ ولاتأخذكم‌بهما رأفة‌ في‌ دين‌ الله ان‌ كنتم‌ تؤمنون‌ بالله واليوم‌ الاخر وليشهدطائفة‌ٌ من‌ المؤمنين‌»

زن‌ ومرد زناكار را صدضربه‌ شلاق‌ بزنيد واگر ايمان‌ به‌ خدا وقيامت‌ داريد،درمورد آنها دلرحمي‌ ننمائيد وعده‌اي‌ موقع‌ اجراي‌ حكم‌ شاهد باشند.

1-زناي‌ مرد مجرد با زن‌ مجرد

     حد شرعي‌ آن‌ در صورت‌ ثبوت‌ در نزد حاكم‌ شرع‌،صدضربه‌شلاق‌ در دفعه‌ اول‌ تا سوم‌ ودر دفعه‌ چهارم‌ كشتن‌است‌.

2-زناي‌ مرد زن‌ دار«محصن‌» با زن‌ شوهر دار«محصنة‌»

     زن‌ ومرد سنگسار مي‌شوند.

3-زناي‌ مرد زن‌ دار «محصن‌»با زني‌ مجرد

     مرد سنگسار وزن‌ صدضربه‌ شلاق‌ مي‌خورد.

4-زناي‌ مرد مجرد با زن‌ شوهردار«محصنة‌»

مرد صدضربه‌ شلاق‌ مي‌خورد وزن‌ سنگسار مي‌گردد.

5-موارد چهارگانه‌ فوق‌ با اجبار وتجاوز مرد

     مرد در هرصورت‌ كشته‌ مي‌شود.وزن‌ درصورت‌ ناراضي‌ بودن‌حدي‌ ندارد.

     «رسول‌ خدا(ص‌):غضب‌ خدا شديد است‌ بر زن‌ شوهر داري‌ كه‌چشمش‌ را از نگاه‌ به‌ نامحرم‌ پركند كه‌ اگر اين‌ كار را كند همه‌ اعمالش‌(اعمال‌ خوب‌)نابود مي‌شود.واگر دربستر غير شوهرش‌ بخوابد،برخدا لازم‌است‌ كه‌ اورا بعد از عذاب‌ در قبر به‌ آتش‌ بسوزاند.»

      «امام‌ باقر(ع‌):هركه‌ در ساعت‌ واحدي‌ با زنان‌ مختلف‌ زنا كند،براي‌هركدام‌ يك‌ حد جداگانه‌ دارد.»

لواط‌

     لواط‌ به‌ هم‌ جنس‌ بازي‌ مرد  گفته‌ مي‌شود.

     خدا در قرآن‌ مي‌فرمايد:«ولوطاً اذ قال‌ لقومه‌ اتأتون‌ الفاحشة‌ماسبقكم‌ بها من‌ احد من‌ العالمين‌.انّكم‌ لتأتون‌ الرجال‌ شهوة‌ً من‌دون‌ النساء بل‌ انتم‌ قوم‌ٌ مسرفون‌.»اعراف‌80و81

     (بخاطر آوريد)لوط‌ را هنگامي‌ كه‌ به‌ قوم‌ خود گفت‌:آيا عمل‌ بسيار زشتي‌را انجام‌ مي‌دهيد كه‌ هيچ‌ يك‌ از جهانيان‌ پيش‌ از شما انجام‌ نداده‌ است‌؟آياشما از روي‌ شهوت‌ به‌ جاي‌ زنان‌ به‌ سراغ‌ مردان‌ مي‌رويد؟شما اسراف‌كار(ومنحرف‌)هستيد!

     «امام‌ صادق‌(ع‌):ناروايي‌ لواط‌ از زنا بيشتر است‌ زيرا خداوندقومي‌ را بخاطر لواط‌ نابود نمود ولي‌ هيچ‌ فردي‌ را بخاطر زناهلاك‌ نكرد.»

      لواط‌ و يا همجنس‌ بازي‌ كه‌ گناه‌ آن‌ عظيم‌ است‌، عوارض‌ زيادي‌ بر جاي‌مي‌گذارد كه‌ تا آخر عمر گريبان‌گير شخص‌ مي‌شود. اين‌ عمل‌ منشأ قتل‌،هيجان‌، اضطرب‌ روحي‌، ديوانگي‌، خودكشي‌ و هزاران‌ مفسدة‌ اخلاقي‌است‌. سزاي‌ لواط‌ كننده‌ قتل‌ است‌ و اين‌ گونه‌ اشخاص‌ اگر بدون‌ توبه‌ از دنيابروند، با قوم‌ لوط‌ محشور مي‌شوند.

     «امام‌ صادق‌(ع‌):زن‌ وشوهري‌ را نزد اميرمؤمنان‌ (ع‌)آوردند كه‌شوهر با پسر آن‌ زن‌-از شوهر ديگرش‌-لواط‌ كرده‌ بودوبه‌شهادت‌ شهود،دخول‌ كرده‌ بود.امام‌ دستور داد مرد با ضربات‌شمشير به‌ قتل‌ برسد و آن‌ نوجوان‌ نيز كمتر از ميزان‌ حدّ،تازيانه‌بخورد.»

      «امام‌ صادق‌(ع‌):مردي‌ را همراه‌ پسر نوجواني‌ كه‌ با او لواط‌كرده‌ بود،نزد اميرمؤمنان‌(ع‌)آوردند و بينّه‌  نيز عليه‌ آنها به‌ اين‌عمل‌ زشت‌ شهادت‌ داد.امام‌ فرمودند:اي‌ قنبر!نطع‌ وشمشيري‌بياور!آن‌ گاه‌ مرد ونوجوان‌  با صورت‌ روي‌ آن‌ فرش‌ پوستي‌ قرارداده‌ شدند.سپس‌ امر فرمود آن‌ دو را با شمشير به‌ دونيم‌ كردند.

      از جمله‌ احكام‌ لواط‌ كننده‌ آن‌ است‌ كه‌ مادر وخواهر ودختر لواط‌ دهنده‌بر او حرام‌ ابدي‌ مي‌شوند وفاعل‌ نمي‌تواند بعدا با آنها ازدواج‌ نمايد.

استمناء واستشهاء

     استمناء عمل‌ جنسي‌ است‌ كه‌ شخص‌ بمنظور آمدن‌ مني‌ وبه‌ لذت‌رسيدن‌ جنسي‌ انجام‌ مي‌دهد.

براي‌ اين‌ عمل‌ در پسران‌ اصطلاح‌ استمناء ودر دختران‌ استشهاء بكارمي‌رود.

     «رسول‌ خدا(ص‌):مساحقه‌ كردن‌ زنها باهم‌ زنا محسوب‌ مي‌شود.»

      «علي‌(ع‌):مساحقه‌ در بين‌ زنان‌ همانند لواط‌ در بين‌ مردان‌ است‌.»

      «مجازات‌ استمناء واستشهاء تعزير است‌ ومقدار آن‌ بستگي‌ به‌نظر قاضي‌ دارد»

ضررهاي‌ جسمي‌ وروحي‌ استمناء واستشهاء

     پزشكان‌ ودانشمندان‌ اين‌ آثار رابراي‌ كسانيكه‌ استمناء مي‌نمايند،ذكركرده‌اند:

1-زردرنگي‌ و يا پريدگي‌ رنگ‌

2-اختلال‌ جهاز هاضمه‌ وابتلا به‌ يبوست‌ وبي‌ اشتهايي‌

3-كم‌ شدن‌ قوة‌ هوش‌ وحافظه‌ وقواي‌ مغزي‌

4-كم‌ خوني‌

5-لاغري‌ وتوقف‌ رشد

6-رعشه‌ وضعف‌ اعصاب‌

7-ضعف‌ وبي‌ فروغي‌ چشمها

8-سرگيجه‌

9-مرضهاي‌ سل‌،نقرس‌ وروماتيسم‌

10-تنفر از ازدواج‌

     «امام‌ صادق‌(ع‌):سه‌ دسته‌ هستند كه‌ خدا در قيامت‌ با آنان‌ سخن‌ نگويدوآنان‌ را مورد رحمت‌ قرار نمي‌دهداز جمله‌ كسيكه‌ با دست‌ خود استمناءكند وكسيكه‌ در عمل‌ لواط‌،مفعول‌ واقع‌ شود.»

      «رسولخدا(ص‌):كسيكه‌ با دست‌ استمناء كند،ملعون‌ است‌.»

عقوبتهاي‌ محرمات‌ جنسي‌ دردنيا

     «امام‌ صادق‌(ع‌):از جمله‌ گناهاني‌ كه‌ روزي‌ را حبس‌ مي‌كند،زنااست‌.»

      «امام‌ علي‌(ع‌):زنا فقر را به‌ ارث‌ مي‌گذارد.»

      «رسول‌ خدا(ص‌):چهارچيز داخل‌ خانه‌اي‌ نمي‌شود الا آنجارا خراب‌مي‌كندوبركت‌ هم‌ آنجا را آباد نمي‌كند:خيانت‌،دزدي‌،شرابخواري‌ وزنا!»

      «امام‌ باقر(ع‌):در كتاب‌ رسولخدا ديديم‌ كه‌ :هرگاه‌ بعد از من‌ زنا ظاهرشود،مرگ‌ ناگهاني‌ هم‌ زياد مي‌شود.»

      «علي‌(ع‌):كافر و ولدالزنا دوستدار من‌ نخواهند بود.»

عدم‌ صلاحيت‌ زناكار

     فردزناكار از نظر اسلام‌ صلاحيت‌ قضاوت‌،شهادت‌ در دادگاه‌،امامت‌جماعت‌،مرجعيت‌ واجتهادو...ندارد.

     در روايات‌ آمده‌ كه‌ از علامتهاي‌ دشمني‌ با اهلبيت‌ زنازادگي‌ است‌ وآمده‌كه‌ كسي‌ با اهلبيت‌ دشمني‌ نمي‌ورزد مگر اينكه‌ بچة‌ زنا ويا بچه‌حيض‌!باشد.

     چه‌ پولهاي‌ هنگفتي‌ كه‌ انسان‌هاي‌ جامانده‌ از حقيقت‌ صرف‌ ارضاءجنسي‌ نامشروع‌ خود نمي‌كنند.چه‌ پولهايي‌ كه‌ به‌ مؤسسات‌فحشاء(دركشورهاي‌ خارجي‌)مي‌پردازند درحاليكه‌ اگر اين‌ پولهارا صرف‌ازدواج‌ قانوني‌ وشرعي‌ مي‌كرد ميتوانستند همواره‌ از همسري‌ كه‌ فقط‌ متعلق‌به‌ خودشان‌ است‌ وشريك‌ زندگي‌ آنهااست‌ بهره‌ هاي‌ فراواني‌ در مسائل‌مختلف‌ زندگي‌ ببرند.

     وچه‌ پولهايي‌ كه‌ اين‌ افرادصرف‌ خريد ماهواره‌ وفيلمهاي‌ مبتذل‌ براي‌فقط‌ لذت‌ چشمها!نمي‌كنند.درحاليكه‌ ميتوانند با اين‌ پولها كارهايي‌ كه‌بسودخود وخانواده‌ وكشور ودنيايشان‌ است‌، انجام‌ دهند.

آثار محرمات‌ در آخرت‌

     «امام‌ صادق‌(ع‌):سه‌ دسته‌ هستند كه‌ خدا در قيامت‌ با آنان‌ حرف‌نمي‌زند وآنان‌ را پاك‌ نمي‌كند وبراي‌ آنان‌ عذابي‌ دردناك‌ است‌ ازجمله‌ آنهازني‌ است‌ كه‌ در بستر شويش‌ زنا مي‌كند»

      «رسول‌ خدا(ص‌):كسيكه‌ با زن‌ شوهردار زنا كند،در قيامت‌ از عورت‌هردو،چركي‌ به‌ مسير پانصدسال‌ خارج‌ مي‌شود كه‌ تمام‌ اهل‌ جهنم‌ از بوي‌بد آن‌ اذيت‌ مي‌شوند وعذابشان‌ از همه‌ بشتر است‌.»

      روايت‌ شده‌:كسيكه‌ بازني‌ يهودي‌ يا نصراني‌ يا مجوس‌ يا مسلماني‌

يا از مذهب‌ ديگري‌،زنا كندخداوند در قبرش‌،سيصد هزاردر از جهنم‌ و

آتش‌ بر او باز مي‌ كند!

      عمر دستور داد كه‌ غلاميكه‌ ارباب‌ خودرا كشته‌ بود،رابكشند.

علي‌(ع‌)خبر دار شد.غلام‌ را خواست‌ وبه‌ او فرمود:چرا اورا كشتي‌؟گفت‌:بزور بامن‌ لواط‌ كرد!علي‌(ع‌)از اولياءمقتول‌ پرسيد:اورا دفن‌كرديد؟

گفتند:آري‌!الان‌ اورا دفن‌ كرديم‌.امام‌ فرمود:برويد وسه‌ روز ديگر نزدمن‌

بياييد!وبه‌ عمر فرمود:غلام‌ را زنداني‌ كن‌!

بعد از سه‌ روز،علي‌(ع‌)باتفاق‌ عمر بر سر قبر مقتول‌ رفتندوقبر

اورا شكافتند.ناگاه‌ كفنش‌ را بدون‌ جسد يافتند!علي‌(ع‌)تكبير گفت‌ وفرمود:واللّه‌ دروغ‌ نگفته‌ ام‌!بخدا سوگند!از رسول‌ خدا(ص‌)شنيدم‌ كه‌

فرمود:هر شخصي‌ از امّت‌ من‌ لواط‌ كند وبدون‌ توبه‌ بميرد،اوراسه‌ روز بعداز دفن‌ مهلت‌ مي‌ دهند وسپس‌ زمين‌ اورا فرو مي‌ بردتا به‌ قوم‌ لوط‌

رساند وبا آنان‌ محشور شود!

      آورده‌ اند كه‌:حضرت‌ عيسي‌(ع‌)از گورستاني‌ عبور مي‌ كرد.قبري‌ ديد كه‌آتش‌ از آن‌ بيرون‌ مي‌ آمد.عصا بر آن‌ قبر زده‌،بشكافت‌!شخصي‌ رادر

ميان‌ آتش‌ ديد.فرمود:چه‌ كرده‌ اي‌ كه‌ دچار عذاب‌ شده‌ اي‌؟گفت‌:مردي‌

بودم‌ كه‌ بدنبال‌ زنهاي‌ مردم‌ مي‌ رفتم‌ وكارهاي‌ ناشايست‌ مي‌ كردم‌ و

زنا مي‌ نمودم‌!چون‌ از دنيا رفتم‌،صدايي‌ شنيدم‌ كه‌ مي‌ گفت‌:اورا بسوزانيد!ازآن‌ روز مرا مي‌ سوزانند!عيسي‌(ع‌)نگاهش‌ به‌ ماري‌ سياه‌ و

عظيم‌ افتاد!پرسيد:اي‌ مار!با اين‌ مسكين‌ چه‌ مي‌ كني‌؟گفت‌:از آن‌ زمان‌

كه‌ وي‌ را دفن‌ كرده‌ اند،يك‌ لحظه‌ از او غافل‌ نبوده‌ ام‌ وبا زهري‌ كه‌ اگر

يك‌ قطره‌ از آنرا در رود نيل‌ بريزند،همة‌ آبهاي‌ آن‌ زهر قاتل‌ مي‌ گردد،

بر او مشغول‌ هستم‌!

      «رسولخدا(ص‌):كسيكه‌ بازني‌ نامحرم‌،ازدبرنزديكي‌ نمايد يابامردي‌يانوجواني‌ لواط‌ كند،روزقيامت‌،بدبوتر از مردار،محشور مي‌شود،واهل‌محشر از بوي‌ او ناراحتند واز اومعذرتي‌ قبول‌ نمي‌ گردد،سپس‌به‌ جهنم‌ مي‌ رود وهمة‌ اعمالش‌ باطل‌ مي‌ شود.درجهنم‌ اورا در تابوتي‌ كه‌ميخ‌ هاي‌ آن‌ از آهن‌ است‌،گذاشته‌ مي‌ شود وبرتابوت‌ فرو مي‌ كنند،تا ميخهادر بدنش‌ فرو مي‌ رودواگر عرق‌ اورا برچهارصد امّت‌قرار دهند،همه‌ مي‌ميرند واو از كساني‌ است‌ كه‌ عذابش‌ از همه‌ بيشتر است‌!

كسيكه‌ با زن‌ نامحرمي‌ دست‌ بدهد، با غُل‌ وزنجير محشور شده‌ وبه‌ جهنم‌برده‌ مي‌ شود!

كسيكه‌ با زن‌ نامحرمي‌ ،شوخي‌ كند،با هر كلمه‌ اي‌ كه‌ بااوسخن‌

بگويد،هزار سال‌ زنداني‌ مي‌ شود و زن‌ اگر راضي‌ باشد ومرد را وادار به‌

بوسيدن‌ يا مباشرت‌ حرام‌ يا شوخي‌ با او كند،ومرد به‌ اين‌ سبب‌،دچار

فحشاء شود،همين‌ عذاب‌ براي‌ زن‌ هم‌ مي‌ باشد!

كسيكه‌ چشمش‌ راخيره‌ بر زن‌ نامحرم‌ نمايد،در قيامت‌ در حاليكه‌

ميخهاي‌ آتشين‌ بر چشمش‌ فروشده‌،محشور مي‌ شودو تاپايان‌ حساب‌،به‌همين‌ حالت‌ است‌ تابه‌ دوزخ‌ برده‌ شود!»

     «امام‌ صادق‌(ع‌):در روزقيامت‌،زناني‌ را كه‌ باهم‌ مساحقه‌ كرده‌اند،

در حاليكه‌ لباسهايي‌ از آتش‌ در بَر ومقنعه‌ اي‌ از آتش‌ بر سر وعمودي‌ از آتش‌درفرج‌ آنهاست‌،آورده‌ ووارد دوزخ‌ مي‌ كنند!»

      «علي‌(ع‌):هركه‌ لواط‌ كند،روزقيامت‌،جُنُب‌ محشور شده‌ وآبهاي‌ دنيا اوراپاك‌ نكند وخدا بر او غضب‌ ولعنت‌ كند وجهنم‌ رابراي‌ اوآماده‌ كند!»

      «رسول‌ خدا(ص‌):رز قيامت‌،خدا با سه‌ دسته‌ سخن‌ نمي‌ گويدو

به‌ آنان‌ نظر-لطف‌-نمي‌ كند واعمال‌ آنان‌ را تزكيه‌ نمي‌ نمايدوبراي‌ آنان‌

عذابي‌ دردناك‌ است‌:پيرزناكار،پادشاه‌ ستمكار،آدم‌ خودرأي‌ ومتكبر!»

      «امام‌ صادق‌(ع‌):روزقيامت‌،زن‌ زيبائي‌ را كه‌ با زيبائي‌ خود فتنه‌ مي‌ كرده‌است‌ ،مي‌ آورندوبه‌ او خطاب‌ مي‌ شود كه‌ چرافتنه‌ كردي‌؟جواب‌ مي‌ دهدكه‌:خدايا!تومرا زيبا آفريدي‌ !به‌ او خطاب‌ مي‌ شود كه‌:حضرت‌

مريم‌(س‌)از تو زيباتربود ولي‌ او فتنه‌ نكرد!سپس‌ مرد زيبائي‌ را كه‌ با زيبائي‌خودفتنه‌ مي‌ نموده‌ است‌ ،رامي‌ آورند وبه‌ او خطاب‌ مي‌ شود كه‌

چرا فتنه‌ كردي‌؟جواب‌ مي‌ دهد كه‌:تومرا زيبا آفريدي‌!به‌ او خطاب‌ مي‌ شودكه‌:حضرت‌ يوسف‌ از تو زيباتر بود.ولي‌ به‌ فتنه‌ نيافتاد.بعد شخصي‌

را كه‌ بخاطر بلاها وسختيها به‌ فتنه‌ افتاده‌ بود را مي‌ آورند.به‌ او خطاب‌ مي‌شود كه‌:چرا تحمل‌ سختيها ننمودي‌ وبه‌ فتنه‌ افتادي‌؟جواب‌ مي‌ دهد كه‌:توسختيها وبلاها را بر من‌ نازل‌ كردي‌ ومن‌ به‌ فتنه‌ افتادم‌!به‌ او

خطاب‌ مي‌ شود كه‌:بلاهاي‌ حضرت‌ ايوب‌(ع‌)از تو بيشتر بود ولي‌ او به‌ فتنه‌نيافتاد.»

      «امام‌ صادق‌(ع‌):عذاب‌ كسيكه‌ نطفه‌ اش‌ را در رحِم‌ِ زن‌ نامحرم‌ بريزد ازهمه‌ بيشتر است‌.»

      «رسول‌ خدا(ص‌):كسيكه‌ با نوجواني‌ لواط‌ كند،روز قيامت‌ جُنُب‌محشور مي‌ شود وهمه‌ آبهاي‌ دنيا هم‌ نمي‌ تواند اورا پاك‌ كند!»

      «روز قيامت‌ زناكار را وارد جهنم‌ مي‌ كنند وقطره‌ اي‌ از عورتش‌ مي‌ چكدكه‌ از بوي‌ آن‌ تمام‌ اهل‌ جهنم‌ دچار ناراحتي‌ مي‌ شوند!جهنميان‌ به‌ نگهبانان‌جهنم‌ مي‌ گويند:اين‌ بوي‌ بد مال‌ كيست‌ كه‌ مارا اذيت‌ كرده‌ است‌؟به‌ آنهاگفته‌ مي‌ شود:اين‌ بوي‌ زناكاران‌ است‌.»

 بازديد ازجهنم‌در سفر معراج‌!

     «رسول‌ خدا(ص‌):در معراج‌ از جهنم‌ ديدار كردم‌ وديدم‌ كه‌عده‌ اي‌ درمقابلشان‌ گوشت‌ خوب‌ وگوشت‌ مردار است‌.ولي‌ آنان‌ از مردار مي‌خوردند!جبرئيل‌ گفت‌:اينها حرام‌ خوار بوده‌ اند!عده‌ اي‌ را ديدم‌ كه‌ لبهاي‌آنان‌ مانند شتر بود ومأمورين‌ از پهلوي‌ آنان‌ مقراض‌ كرده‌ ودر دهانشان‌ مي‌گذاشتند!جبرئيل‌ گفت‌:اينها عيب‌ جو بوده‌ اند.عده‌ اي‌ را ديدم‌ كه‌ سرشان‌را مي‌ كوبيدند!جبرئيل‌ گفت‌:اينها نماز عشاءنمي‌ خواندند!گروهي‌ را ديدم‌كه‌ مأمورين‌،آتش‌ بدهانشان‌ گذاشته‌ واز مخرجشان‌ در مي‌ آمد!جبرئيل‌گفت‌:اينها مال‌ يتيم‌ خور بوده‌ اند.عده‌ اي‌ را ديدم‌ كه‌ شكمشان‌ آنقدر بزرگ‌بود كه‌ نمي‌ توانستند برخيزند !جبرئيل‌ گفت‌:اينها رباخوار بوده‌ اند.گروهي‌از زنها را ديدم‌ كه‌ به‌ پستانشان‌ آويزان‌ كرده‌ بودند!جبرئيل‌ گفت‌:اينهازناكاربوده‌ اند.عده‌ اي‌ را ديدم‌ كه‌ با نخ‌ وسوزن‌ آتشين‌،بدنهايشان‌ را مي‌دوختند!جبرئيل‌ گفت‌:اينهانيز زناكار بوده‌ اند...زني‌ را ديدم‌ كه‌ بموي‌ سرش‌آويزان‌ كرده‌ بودند!ومغز سرش‌ را مي‌ جويد!جبرئيل‌ گفت‌:اين‌ زن‌ موي‌ خودرا از نامحرم‌ نمي‌ پوشانده‌ است‌!...زني‌ را به‌ پاهايش‌ آويخته‌ بودند!جبرئيل‌گفت‌:اين‌ زن‌ بدون‌ اجازه‌شوهر ازخانه‌ بيرون‌ مي‌ رفته‌ است‌.زني‌ را ديدم‌ كه‌گوشت‌ بدن‌ خود را مي‌ خورد!جبرئيل‌ گفت‌:اين‌ زن‌ بدن‌ خودرا براي‌ديگران‌ آرايش‌ مي‌ كرده‌ است‌!زني‌ را ديدم‌ كه‌ پاهايش‌ را بدستهايش‌ بسته‌بودند ومار وعقرب‌ بر او مسلط‌ بودند!جبرئيل‌ گفت‌:اين‌ زن‌ غسلهاي‌ خود رانمي‌ كرده‌ است‌!زني‌ را ديدم‌ كه‌ گوشت‌ بدنش‌ را مقراض‌ مي‌ كردند!جبرئيل‌گفت‌:اين‌ زن‌ خود را به‌ مردان‌ عرضه‌ مي‌ كرده‌ است‌!شخصي‌ را ديدم‌ كه‌صورت‌ وبدنش‌ را مي‌ سوزانيدند وروده‌ هاي‌ خود را مي‌ خورد!جبرئيل‌گفت‌:اين‌ شخص‌ واسطه‌ زنا بوده‌ است‌! شخصي‌ را ديدم‌ كه‌ سرش‌ مثل‌خوك‌ وبدنش‌ مثل‌ الاغ‌ بود ! جبرئيل‌ گفت‌:اين‌ شخص‌ سخن‌ چيني‌ مي‌ كرده‌است‌.شخصي‌ را ديدم‌ كه‌ صورتش‌ مثل‌ سگ‌ بود وآتش‌ بر او وارد مي‌كردند!جبرئيل‌ گفت‌:او خواننده‌ وحسود بوده‌ است‌!»

اي‌ زنان‌ ودختران‌ مِصرِمابردگان‌ غرب‌ شوم‌ عصرما

هان‌ مپنداريدعالم‌ سرسري‌ است‌بعد اين‌ عالم‌،جهان‌ ديگري‌ است‌

كه‌ در آن‌ بي‌ عفتان‌ رسواترندمبتلا برخشم‌ وقهر داورند.ولدالزنا

     فرزندان‌ حرام‌ بايد عقوبت‌ پدران‌ ومادران‌ زناكار خود را بكشند وصفات‌زشتي‌ را كه‌ اگر از راه‌ حلال‌ متولد مي‌شدند،در آنها نبود،حال‌ در آنها پيدامي‌شود.

     «امام‌ صادق‌(ع‌):علامت‌ حرام‌ زاده‌ چندچيز است‌:دشمني‌ با اهل‌بيت‌(ع‌)،ميل‌ به‌ زنا،سبك‌ شمردن‌ دين‌،بد محضري‌ براي‌ مردم‌»

مخنث‌

«امام‌ باقر(ع‌):سه‌ دسته‌ نمازشان‌ قبول‌ نمي‌شود از جمله‌ ديوث‌ كه‌ مردي‌است‌ كه‌ زنش‌ زناكار است‌.»

«پيامبر«ص‌»:سه‌ دسته‌ نمازشان‌ قبول‌ نمي‌شود از جمله‌ ديوث‌است‌.پرسيدند:ديوث‌ كيست‌؟فرمود:آنكه‌ زنش‌ زنا مي‌كند وشوهرمي‌داندوباخبر است‌.»

      رسول‌ خدا(ص‌):بوي‌ بهشت‌ از مسير پانصدسال‌ بمشام‌ مي‌ رسد!ولي‌عاق‌ والدين‌ وديّوث‌ بوي‌ آنرا حس‌ نمي‌ كنند!سؤال‌ شد:اي‌ رسول‌خدا!شخص‌ ديّوث‌ كيست‌؟فرمود:كسيكه‌ مي‌ بيند زنش‌ زنا مي‌ كند ولي‌ بي‌تفاوت‌ است‌!

      «امام‌ صادق‌(ع‌):شيطاني‌ ست‌ كه‌ هرگاه‌ شخصي‌ در منزلش‌چهل‌ روز ساز وآواز باشدومردان‌ در آنجا رفت‌ وآمد كنند،نزدصاحبخانه‌ رفته‌ وهر عضوي‌ از اعضاي‌ خود را به‌ مثل‌ آن‌ عضوصاحبخانه‌ گذاشته‌ ودر او مي‌دمد!بعد از اين‌، اين‌ مرد آنقدر بي‌غيرت‌ مي‌شود كه‌ مي‌بيند ديگران‌ با زنش‌ عمل‌ نامشروع‌ مي‌كنندولي‌ عكس‌ العملي‌ نشان‌ نمي‌دهد!»

 

فصل‌ پنجم‌:توبه‌ وپاك‌ كردن‌ خود از گناهان‌

     «قل‌ ياعبادي‌ الذين‌ اسرفوا علي‌ انفسهم‌ لاتقنطوا من‌ رحمة‌ اللهان‌ الله يغفر الذنوب‌ جميعا»زمر53

     بگو اي‌ بندگان‌ گناهكارم‌!از رحمت‌ الهي‌ مأيوس‌ نشويد كه‌ خدا همه‌گناهان‌ را(در صورت‌ توبه‌)مي‌آمرزد.

     «شخصي‌ نزد پيامبر(ص‌)آمد وگفت‌:راههاي‌ توبه‌ را بمن‌ يادبدهيد!فرمود:هرگوينده‌ لاله‌ الاالله كه‌ توبه‌ كند،خدا بهشت‌ را بر او واجب‌فرمايد.پرسيد:حتي‌ اگر زنا كرده‌ باشد يا دزدي‌ نموده‌باشد؟فرمود:آري‌!وهركه‌ زنا ودزدي‌ نموده‌ باشد.

واين‌ را سه‌ بار فرمودند.»

توبه‌ لواط‌ كننده‌ پذيرفته‌ شد!

     «مردي‌ نزد اميرمؤمنان‌(ع‌ )آمد وگفت‌:اي‌ اميرمؤمنان‌!من‌ لواط‌كرده‌ام‌!مراپاك‌ نما!

امام‌ فرمود:برو شايد در حال‌ طبيعي‌ نباشي‌!

مرد رفت‌ وفردا آمد وگفت‌::اي‌ اميرمؤمنان‌!من‌ لواط‌ كرده‌ام‌!مراپاك‌ نما!

امام‌ مجدداًفرمود:برو شايد در حال‌ طبيعي‌ نباشي‌!

روز سوم‌ آمد وگفت‌:اي‌ اميرمؤمنان‌!من‌ لواط‌ كرده‌ام‌!مراپاك‌ نما!

امام‌ فرمود:برو شايد در حال‌ طبيعي‌ نباشي‌!

روز چهارم‌ آمد وگفت‌:اي‌ اميرمؤمنان‌!من‌ لواط‌ كرده‌ام‌!مراپاك‌ نما!

امام‌ فرمود:اي‌ مرد!رسول‌ خدا(ص‌)درباره‌ امثال‌ تو يكي‌ از سه‌ حكم‌ راصادر كرده‌ است‌.هركدام‌ را مي‌خواهي‌ انتخاب‌ كن‌!واردكردن‌ ضربه‌ شمشيربرگردنت‌.يا پرت‌ كردن‌ از كوه‌ با دست‌ وپاي‌ بسته‌.يا سوختن‌ بوسيله‌ آتش‌.

مرد گفت‌:كدام‌ سخت‌تر است‌؟فرمود:سوختن‌ با آتش‌.گفت‌:منهم‌ اين‌ راانتخاب‌ مي‌كنم‌.

امام‌ فرمود:پس‌ خودت‌ را براي‌ اجراي‌ حكم‌ آماده‌ كن‌.

مرد مشغول‌ نماز شد وبعد از دوركعت‌ نماز گفت‌:خدايا!من‌ از اين‌ گناه‌مي‌ترسم‌ وبسوي‌ جانشين‌ رسولت‌ آمدم‌ واو يكي‌ از اين‌ سه‌ حكم‌ را برايم‌گفت‌ ومن‌ سخت‌تر را انتخاب‌ كردم‌ .خدايا!اين‌ مجازات‌ را كفارة‌ گناهم‌ قراربده‌!ودرآخرت‌ مرا به‌ آتش‌ نسوزان‌.سپس‌ درحالي‌ كه‌ گريه‌ مي‌كرد،بلندشدودرگودال‌ آتشي‌ كه‌ برايش‌ آماده‌ كرده‌ بودند،داخل‌ شد.

علي‌(ع‌)به‌ گريه‌ افتاد واصحاب‌ هم‌ همگي‌ به‌ گريه‌ افتادند.سپس‌علي‌(ع‌)فرمود:بيرون‌ بيا كه‌ ملائكه‌ را به‌ گريه‌ انداختي‌.خدا توبه‌ توراپذيرفت‌.بيرون‌ بيا وديگر اين‌ كار را نكن‌.»

اي‌ خدا!اي‌ صاحب‌ فضل‌ عميم‌بگذر از جميع‌ گناهان‌ اي‌ كريم‌

چون‌ كه‌ غرق‌ بحر عصيانيم‌ مامستحق‌ خشم‌ ونيرانيم‌ ما

وعده‌ فرمودي‌ پذيري‌ توبه‌ راهم‌ بيامرزي‌ گنه‌ را با خطا

گردل‌ ودامن‌،مرا بي‌ عفت‌ است‌!باز،ايمانم‌ عجين‌ فطرت‌ است‌

توكريمي‌ تورحيمي‌ هم‌ عزيزماذليليم‌ آبروي‌ ما مريز

گر به‌ لطف‌ خويش‌ از ما بگذري‌اين‌ نباشد غير رسم‌ مهتري‌

كهتران‌ هر چند حرمت‌ بشكنندمهتران‌ بر كهتران‌ رحمت‌ كنند

نيستم‌ گرلايق‌ عفو وكرم‌نيكي‌ ام‌ مي‌بخش‌ كز بدبگذرم‌ يكي‌ از درهاي‌ رحمت‌ خداوند رحيم‌،باز گذاشتن‌ در توبه‌ است‌.انسانهاي‌ گناهكار تا زنده‌ هستند فرصت‌ بازگشت‌ ونجات‌ خودرا دارند.چه‌گناهان‌ بزرگ‌ وچه‌ گناهان‌ كوچك‌.چه‌ براي‌ كسيكه‌ گناهان‌ كمتري‌ انجام‌ داده‌است‌.وچه‌ كسيكه‌ مدتهاي‌ زيادي‌ را به‌ گناه‌ مشغول‌ بوده‌ است‌.

     «بزرگترين‌ گناه‌، شرك‌ به‌ خداست‌ وبعد از آن‌ مأيوس‌ شدن‌ از رحمت‌خداوند است‌.»

      وقتي‌ انسان‌ توبه‌ مي‌ كند، خداازاو راضي‌ مي‌ شود  بيشتر ازخوشحالي‌كسيكه‌ اثاثش‌ را گم‌ كرده‌ سپس‌ بعد ازمدتي‌ آنرا پيدا مي‌ كند.

من‌ منفعل‌ كه‌ پيشت‌ دوجهان‌ گناه‌ دارم‌بچه‌ روي‌، عذرگويم‌ كه‌ رخ‌ سياه‌ دارم‌

من‌ اگر گناهكارم‌ تو به‌ عفو كارخودكن‌كه‌ زبان‌ توبه‌ گوي‌ ولب‌ عذرخواه‌ دارم‌

منم‌ آن‌ كه‌ يك‌ جهان‌ را ز غمت‌ برباد دادم‌توقبول‌ اگر نداري‌ دوجهان‌ گواه‌ دارم‌«محتشم‌ كاشاني‌»

آثار توبه‌:

1-پاك‌ شدن‌ گناهان‌ قبلي‌:« خدا توبه‌ بندگانش‌ را قبول‌ كرده‌ وگناهان‌ اورامي‌ بخشد.»

2-توبه‌ كننده‌ محبوب‌ خداميشود:«همانا خداوند توبه‌ كنندگان‌ وكساني‌ راكه‌ مي‌ خواهند خودرا از رذائل‌ پاك‌ كنند،دوست‌ دارد.»«بقره‌222»

     «امام‌ ششم‌:هرگاه‌ بنده‌ اي‌ توبه‌ كند،خدا اورا دوست‌ داشته‌ وعيب‌ اورادر دنيا وآخرت‌ مي‌ پوشاند.»

3-بوي‌ بد گناه‌ را از بين‌ مي‌ برد:«علي‌(ع‌):با استغفار خودرا عطر بزنيد تابوي‌ بد گناهان‌ شمارا رسوا نكند.»

4-پاك‌ شدن‌ زنگ‌ دل‌:«پيامبر(ص‌):دلها هم‌ مثل‌ آهن‌ زنگ‌ مي‌ زند.زنگ‌ دل‌با استغفار از بين‌ مي‌ رود.»

5-زيادشدن‌ روزي‌:«استغفار كنيد كه‌ خدا آمرزنده‌ است‌.از آسمان‌ برشماباران‌ مي‌ فرستد وشمارا با اموال‌ وفرزندان‌ ياري‌ مي‌ كند وبراي‌ شما باغهاونهرها قرار مي‌ دهد.»«نوح‌10»

6-برگشت‌ پاكي‌ به‌ توبه‌ كننده‌

     از موانع‌ سر راه‌ موفقيت‌ گناهكاران‌،مأيوس‌ شدن‌ از رحمت‌ الهي‌است‌.اگر چه‌ گناه‌ بد است‌ ولي‌ از آن‌ بدتر اين‌ است‌ كه‌ خيال‌ كنيم‌ ديگر راه‌برگشت‌ واصلاح‌ برايمان‌ وجود ندارد.درحاليكه‌ انسان‌ تا زنده‌ است‌ فرصت‌جبران‌ وتوبه‌ كردن‌ را دارد.

     «پيامبر(ص‌)فرمود:هركه‌ يكسال‌ قبل‌ از مردنش‌ توبه‌ كند،توبه‌اش‌ قبول‌است‌.سپس‌ فرمود:يكسال‌ زياد است‌.كسيكه‌ يكماه‌ قبل‌ از مردنش‌ توبه‌كند،توبه‌اش‌ قبول‌ است‌.سپس‌ فرمود يكماه‌ زياد است‌!اگر يك‌ هفته‌ بلكه‌يك‌ روز وبلكه‌ يكساعت‌ قبل‌ از مردنش‌ توبه‌ كند،توبة‌ او پذيرفته‌ مي‌شود.»

مواز قالوا بلي‌ تشويش‌ دارم‌گنه‌ از برگ‌ وباران‌ بيش‌ دارم‌

اگر لاتقنطوا دستم‌ نگيردمواز يا ولنا انديش‌ ديرم‌«باباطاهر»

     توبه‌ كمر شيطان‌ را مي‌شكند.واورا نااميد مي‌كند.توبه‌ چراغي‌ است‌ كه‌هيچگاه‌ خاموش‌ نميشود ودرتاريكيهاي‌ گناه‌ وانحراف‌،انسانهارا به‌ نوروپاكي‌ رهنمون‌ مي‌سازد.توبه‌ كنندگان‌ محبوب‌ خدا هستند وپاداش‌ جوان‌توبه‌ كننده‌ مانند پاداش‌ حضرت‌ يحيي‌(ع‌)است‌.

     جوانيكه‌ بدلايلي‌ مدتي‌ را درانحراف‌ بسر برده‌ است‌، هرزمان‌ كه‌ بخودآمد مي‌تواند وبايد برگردد وخودرا نجات‌ دهد.زيرا خداوند توبه‌پذيراست‌.ودوست‌ دارد كه‌ بندگانش‌ را از تاريكي‌ به‌ نور هدايت‌ كند.

توبه‌ محدوديتي‌ ندارد وهرچقدر انسان‌ گناه‌ كند باز هم‌ فرصت‌ توبه‌ است‌وهرچقدر گناه‌ بزرگ‌ باشد بازهم‌ مي‌تواند جبران‌ وتوبه‌ كند.

به‌ داستان‌ زير توجه‌ كنيد:

توبة‌ كسيكه‌ صدنفر را كشته‌ بود!

     در زمان‌ قديم‌ شخصي‌ در جنگهاي‌ مختلفي‌ كه‌ با قبيلة‌ مقابل‌ انجام‌ دادافرادي‌ را بقتل‌ رساند.روزي‌ باخود حساب‌ كرد وديد تا آنروز 99نفر بدست‌او كشته‌ شده‌اند.او تصميم‌ به‌ توبه‌ گرفت‌.لذا از مردم‌ پرسيد كه‌ كجا مي‌توان‌توبه‌ كرد؟اورا به‌ خانة‌ عابدي‌ كه‌ دركوه‌ زندگي‌ مي‌كرد هدايت‌ كردند.او عابدرا پيدا كرد وگفت‌:من‌ تاكنون‌ 99نفر را كشته‌ام‌.آيا براي‌ من‌ توبه‌ است‌؟عابدگفت‌:خير زيرا گناه‌ تو بسيار سنگين‌ وغير قابل‌ بخشش‌ مي‌باشد وتو جهنمي‌هستي‌!او ناراحت‌ شد وگفت‌:حال‌ كه‌ مرا مأيوس‌ كردي‌،توراهم‌مي‌كشم‌!وعابد راهم‌ بقتل‌ رساند.سپس‌ بشهر آمد وپرسيد:ديگر كجا مي‌توان‌ توبه‌نمود؟گفتند:خانة‌عالم‌ در فلان‌ محل‌ است‌ به‌ آنجا برو شايد تورا كمك‌كند.اوبدرخانة‌ عالم‌ رفت‌ ووقتي‌ اورا ديد داستان‌ خودرا تعريف‌ كرد.عالم‌گفت‌:براي‌ تو توبه‌ است‌ ولي‌ چون‌ گناهت‌ بسيار بزرگ‌ است‌ بايد به‌ فلان‌شهر بروي‌ وبدست‌ فلان‌ پيامبر توبه‌ كني‌!او از عالم‌ تشكر كرد وبار سفر رابست‌.دربين‌ راه‌ اجل‌ او رسيد واز دنيا رفت‌.هرگاه‌ شخصي‌ بميرد اگر ازخوبان‌ باشد دو فرشته‌ رحمت‌ روح‌ اورا بالا مي‌برند واگر از بدان‌ باشددوفرشتة‌ غضب‌ روحش‌ را مي‌برند.اين‌ مرد كه‌ مُرد هم‌ فرشتگان‌ رحمت‌آمدند وهم‌ فرشتگان‌ غضب‌ وايندوباهم‌ نزاع‌ كردند.فرشتگان‌ رحمت‌ گفتندمابايد روحش‌ را بالا ببريم‌ زيرا او در راه‌ توبه‌ بوده‌ است‌!وفرشتگان‌ غضب‌گفتند ما بايد روحش‌ را ببريم‌ زيرا او 100نفر را كشته‌ وهنوز توبه‌ نكرده‌است‌.حكميت‌ نزد خدا بردند. خدا وحي‌ كرد كه‌ ببينيد به‌ پيامبرنزديكتراست‌ يا به‌ محل‌ كشته‌ شده‌ها! اندازه‌ گرفتند وديدند كه‌ يك‌ وجب‌ به‌پيامبر نزديكتر است‌! لذا فرشتگان‌ رحمت‌، روحش‌ را بالا بردند.»

گناه‌ بندة‌ نادم‌ زفعل‌ نامرضي‌اگر بزرگ‌تر از عالم‌ است‌ ومافيها

فتد به‌ معرض‌ عفوغفور چون‌ شويدبه‌ آب‌ توبه‌ رخ‌ معصيت‌ نماي‌ رضا«محتشم‌ كاشاني‌»

     توبه‌كردن‌ در اسلام‌ بسيار ساده‌ است‌ وشرط‌ خاصي‌ ندارد. كسيكه‌مي‌خواهد توبه‌ كند لازم‌ نيست‌ كه‌ بازبان‌ هم‌ چيزي‌ بگويد بلكه‌ همينكه‌ دردلش‌ بگذراند كه‌ خدايا!من‌ بخودم‌ ظلم‌ كرده‌ام‌ واز تو مي‌خواهم‌ كه‌ مراببخشي‌!كافي‌ است‌.همچنين‌ براي‌ توبه‌ مكان‌ معيني‌ درنظر گرفته‌ نشده‌است‌ بلكه‌ درخانه‌،مسجد ومحل‌ كار وبازار وهرجاي‌ ديگر كه‌ بخواهد توبه‌كند،ميتواند.

     افرادي‌ بوده‌اند كه‌ ساليان‌ سال‌ غرق‌ گناه‌ بوده‌ ولي‌ با حوادثي‌ بخود آمده‌ونور هدايت‌ در آنها تابيدن‌ كرده‌ است‌.ساحران‌ فرعون‌ كه‌ سالها جزء مقربين‌فرعون‌ بودند ولي‌ وقتي‌ معجزه‌ راستين‌ موسي‌(ع‌)را ديدند ايمان‌ آوردند وازشكنجه‌هاي‌ فرعون‌ نسبت‌ بخود، هراسي‌ بدل‌ راه‌ ندادند. قوم‌ يونس‌ تنهاقومي‌ هستند كه‌ وقتي‌ آثار عذاب‌ را ديدند تكاني‌ بخود داده‌ وتوبه‌ كردندودر نتيجه‌ عذاب‌ خدا شامل‌ آنان‌ نشد.حرّبن‌ يزيد رياحي‌ از فرماندهان‌عمرسعد ساعتي‌ قبل‌ از مردن‌ بخود آمد واز صف‌ عمرسعد جداشد وبه‌كاروان‌ عاشقان‌ حسيني‌ پيوست‌ وخود وپسر وغلامش‌ جزء اولين‌ شهداي‌كربلا نامشان‌ ثبت‌ شد وقبرشان‌ زيارتگاه‌ حاجتمندان‌.

اين‌ انقلاب‌ دروني‌ درطول‌ تاريخ‌ براي‌ بسياري‌ از گمراهان‌ انجام‌ گرفت‌وهدايت‌ شدند تا زمان‌ انقلاب‌ اسلامي‌ كه‌ سرعت‌ آن‌ افزوده‌ شد وهزاران‌رقاص‌،هنرپيشه‌ وخواننده‌ وشرابخوار وگمراه‌،توبه‌ كردند وزندگي‌ جديدي‌را پيش‌ گرفتند.

از توبه‌ بشوي‌ گناه‌ وخطاوزتوبه‌ بجوي‌ نوال‌ وعطا

گرتوبرسي‌ به‌ نعيم‌ مقيم‌وزتوبه‌ رهي‌،زعذاب‌ اليم‌

توبه‌ در صلح‌ بود يارب‌اين‌ در مي‌كوب‌ ،به‌ صديارب‌

نوميد مباش‌ زعفواللهاي‌ مجرم‌ عاصي‌ نامه‌ سياه‌

گرچه‌ گنه‌ تو ز عد بيش‌ است‌عفووكرمش‌ از حد بيش‌ است‌«شيخ‌ بهائي‌»

     دراسلام‌ برخلاف‌ مسيحيت‌،نبايد گناه‌ خودرا نزد شخصي‌ حتي‌ روحاني‌يا نزديكترين‌ دوستان‌ وفاميل‌ گفت‌! بلكه‌ گفتن‌ گناه‌ فقط‌ در پيشگاه‌ خدارواست‌.

     بعضي‌ از جوانان‌ كارهاي‌ زشت‌ خودرا نزد دوستان‌ ورفقا تعريف‌ مي‌كنندكه‌ اين‌ باعث‌  معصيت‌ بيشتر آنان‌ ميشود.گناهي‌ كه‌ مخفيانه‌ صورت‌ بگيردباتوبه‌ زودتر بخشيده‌ مي‌شود تا گناهي‌ كه‌ براي‌ چندنفر تعريف‌ كندويادرحضور ديگران‌ گناه‌ كند.

     توبه‌ هرچه‌ زودتر انجام‌ شود بيشتر اميد رهائي‌ مي‌رود.لذا كسيكه‌ گناهي‌مرتكب‌ ميشود،تا هفت‌ ساعت‌ به‌ او مهلت‌ مي‌دهند وگناهش‌ را نمي‌نويسند. اگر در اين‌ فاصله‌ توبه‌ كرد،كه‌ هيچ‌.والاّ گناهش‌ را مي‌نويسند تا پس‌از توبه‌ پاك‌ شود.

     اگر گناه‌ انسان‌ حق‌ الناس‌ باشد مثل‌ دزدي‌ يا كلاهبرداري‌ بايد شخص‌صاحب‌ حق‌ را راضي‌ كند.وفرقي‌ ندارد كه‌ مال‌ اورا پس‌ دهد ويا از اوحلاليت‌ بگيرد.وفرقي‌ ندارد كه‌ مستقيم‌ نزد او برود ومالش‌ را پس‌ دهد ويااينكه‌ بصورت‌ غير مستقيم‌ به‌ او برگرداند.مثلا برايش‌ پست‌ كند ويا بعنوان‌هديه‌ به‌ او بدهد.

     البته‌ بعضي‌ با اميد به‌ اينكه‌ در پيري‌ توبه‌ مي‌كنيم‌،غرق‌ درگناه‌ وانحراف‌ميشوند وعمري‌ را در عياشي‌ ولهو ولعب‌ سپري‌ مي‌كنند!غافل‌ از اينكه‌ ميل‌به‌ توبه‌ تا زمان‌ مشخصي‌ در انسان‌ وجود دارد واگر آنقدر گناه‌ كند كه‌ قلبش‌سياه‌ شود ودچار قساوت‌ قلب‌ شود،ديگر توبه‌ درنظرش‌ مسخره‌ مي‌آيدوخدا وپيامبر وقرآن‌ وقيامت‌ را انكار مي‌كند.همانطور كه‌ در قرآن‌ هشدارداده‌ است‌ كه‌:«عاقبت‌ گناهكاران‌ آن‌ مي‌شود كه‌ آيات‌ ونشانه‌هاي‌ خداراانكار مي‌نمايند.»«روم‌10»

     دراين‌ حالت‌ دل‌ آنقدر تاريك‌ ميشود كه‌ ديگر موعظة‌ هيچ‌ موعظه‌كننده‌اي‌ را نمي‌پذيرد وحتي‌ نصيحت‌ كنندگان‌ را دشمن‌ خود مي‌داندوبَدان‌ وفاسقان‌ وفاسدان‌ را دوست‌ خود مي‌انگارد.

 


نویسنده: مجيد كمالي

آثار طبيعي‌ مخرب‌ محرمات‌ جنسي‌

 

     محرمات‌ جنسي‌ از جهت‌ مفاسدي‌ كه‌ بر آنها بار است‌،حرام‌ شده‌اندوالاّ خداوند نمي‌خواهد كه‌ انسان‌ به‌ سختي‌ بيافتد ويا رياضت‌ بكشد!

«امام‌ رضا (ع‌):زنا براي‌ اين‌ حرام‌ شده‌ است‌ كه‌ در آن‌فساداست‌.فسادهايي‌ چون‌قتل‌ انسان‌،ازبين‌ رفتن‌ نسب‌ها،ترك‌ تربيت‌كودكان‌،فساد در ارث‌ وامثال‌ اين‌ مفاسد.»

«امام‌ علي‌(ع‌):خدا ترك‌ زنا را واجب‌ نمود بخاطر حفظ‌ نسلها وترك‌ لواط‌ راحرام‌ نمود بخاطر زياد شدن‌ نسلها.»

       مي‌توان‌ آثار زيررا از عوارض‌ زيانبار انجام‌ محرمات‌ جنسي‌ در جامعه‌دانست‌:

1-پيدايش‌ هرج‌ ومرج‌ در روابط‌ خانواده‌

     در جوامعي‌ كه‌ براساس‌ اباحي‌ گري‌ وآزادي‌ وبي‌ وبند باري‌ ،روابط‌جنسي‌ وجود دارد،آثار مخرب‌ و ويران‌ كننده‌اي‌ به‌ وجود مي‌آيد كه‌ از ديدجامعه‌ شناسان‌ وحتي‌ سياست‌ مداران‌ پنهان‌ نمانده‌ است‌ لذا گاهي‌ به‌ اين‌مسئله‌ اعتراف‌ دارند كه‌ علت‌ اين‌ مشكلات‌ ومعضلات‌ روز افزون‌ جوامع‌غربي‌ ،عدم‌ اعتنا به‌ مقررات‌ الهي‌ در روابط‌ جنسي‌ است‌.پاپ‌ به‌ عنوان‌رهبر مسيحيان‌ جهان‌ در سالهاي‌ اخير مرتب‌ در بيانيه‌ها وسخنراني‌ها به‌ اين‌مطلب‌ اشاره‌ نموده‌ است‌ واز رؤساي‌ كشورهاي‌ مختلف‌ مسيحي‌ خواسته‌است‌ كه‌ فرزندان‌ حرام‌ را قانوني‌ ندانند!اما تا كنون‌ نه‌ تنها به‌ اين‌ هشدارهاوموعظه‌ها اعتنايي‌ نشده‌ است‌ بلكه‌ هم‌ جنس‌ بازان‌ مورد حمايت‌ دولتهابوده‌ وداراي‌ تشكل‌ وصنف‌ واتحاديه‌ هستند ودر سال‌ چندين‌ بار اقدام‌ به‌راهپيمايي‌ وتجمع‌ براي‌ احقاق‌ حقوق‌!!خود مي‌كنند!

فساد در تمدن‌ غرب‌

     فراواني‌ اختلاط‌ و آميزش‌ بدون‌ قيد و شرط‌ بين‌ زن‌ و مرد، سبب‌ شد تاآرايش‌، نمايش‌ زينتها و بي‌بند و باري‌ در زنان‌ زياد شود. زيرا جاذبة‌ جنسي‌بين‌ زن‌ و مرد داراي‌ قدرت‌ و كشش‌ غير قابل‌ انكاري‌ است‌. و اختلاط‌ بين‌اين‌ دو و دستيابي‌ آسان‌ به‌ جنس‌ مخالف‌ بدون‌ پذيرش‌ مسئوليتها ومشكلات‌، اين‌ قدرت‌ را شدت‌ بخشيده‌ است‌.

     طبق‌ تفكر اخلاقي‌ حاكم‌ بر اجتماع‌ غرب‌، تجمل‌ و آرايش‌ زن‌ نه‌ تنهاعيب‌ و گناه‌ نيست‌ بلكه‌ خوب‌ و پسنديده‌ بشمار مي‌آيد! لذا آرايش‌ در اين‌كشورها در حدّ معيني‌ نماند و تمام‌ حدود و مرزها را زير پا گذاشت‌ و به‌آخرين‌ حدّ لجام‌ گسيختگي‌ و بي‌بند و باري‌ رسيد، تا اينكه‌ حالت‌ و وضع‌موجودِ تمدن‌ غرب‌ بوجود آمد! هم‌ اكنون‌ در غريزه‌ تجمل‌ و آرايش‌ آنچنان‌افراط‌ شده‌ است‌ كه‌ ديگر زنان‌ به‌ لباسهاي‌ چسبان‌ و جذاب‌ و وسايل‌ زينت‌و آرايش‌، زيور آلات‌، عطر و پودر و استعمال‌ رنگهاي‌ مختلف‌ قناعت‌ نكرده‌و پا را فراتر از آن‌ گذاشته‌ و مي‌خواهند كه‌ جسمشان‌ را كاملاً برهنه‌ و بدون‌هيچ‌ پوشش‌ و لباس‌ به‌ ديگران‌ نشان‌ دهند و اين‌ وضع‌ زنان‌ در غرب‌ است‌.

     مردان‌ در مقابل‌ اين‌ برهنگي‌ و آرايش‌ و تجمل‌ زنان‌، شوق‌ و علاقة‌تازه‌اي‌ در خود احساس‌ مي‌كنند و شهوت‌ و غريزه‌ حيواني‌ آنان‌ با ديدن‌ اين‌مناظر تحريك‌ آميز، جديدتر و قوي‌تر مي‌باشند. آنان‌ مانند شخص‌مسمومي‌ مي‌باشند كه‌ هر لحظه‌ عطش‌ و تشنگي‌شان‌ رو به‌ افزايش‌ است‌ وهر اندازه‌ آب‌ مي‌خورند بيشتر تشنه‌ مي‌شوند! بنابر اين‌ آنان‌ هميشه‌ در فكراسباب‌ و لوازم‌ جديدي‌ هستند كه‌ آتش‌ شهوت‌ و تمايلات‌ حيواني‌ راخاموش‌ سازند ولي‌ هيچوقت‌ به‌ آرامش‌ و آسودگي‌ دست‌ نمي‌ يابند.

     اين‌ همه‌ عكسها و فيلمهاي‌ لخت‌ و برهنه‌،ادبيات‌ بي‌ عفت‌، داستانهاي‌فتنه‌ انگيز عشقي‌، رقاص‌ خانه‌ها، نمايش‌هاي‌ سرشار از احساسات‌ وفيلمهاي‌ بي‌بند و بار، نمونه‌اي‌ بارز از سعي‌ و كوشش‌ آنها براي‌ خاموش‌ساختن‌ آتش‌ شهوت‌ است‌ ولي‌ در حقيقت‌ اين‌ ابزار و محيط‌ و زندگي‌اجتماعي‌، آتش‌ اين‌ غريزه‌ را شعله‌ورتر و تيزتر مي‌كند. اين‌ مرض‌ كشنده‌(غلبه‌ شهوات‌) در بنيان‌ اجتماع‌ غرب‌ رخنه‌ كرده‌ است‌ و با سرعت‌ هر چه‌بيشتر، حيات‌ و زندگي‌ اجتماعي‌ آنها را به‌ هلاكت‌ و نابودي‌ تهديد مي‌كند.

     تاريخ‌ گواهي‌ مي‌دهد كه‌ اين‌ مرض‌ در هر جامعه‌اي‌ كه‌ سرايت‌ كرده‌ و دربينشان‌ انتشار يافته‌، آن‌ جامعه‌ به‌ هلاكت‌ رسيده‌ است‌، زيرا اين‌ مرض‌تمام‌ قواي‌ عقلي‌ و جسمي‌ را از بين‌ برده‌ و مانع‌ پيشرفت‌ و ترقي‌ انسان‌مي‌گردد. او به‌ آرامش‌ روحي‌ و فكري‌ كه‌ تنها راه‌ دستيابي‌ به‌ اعمال‌ نيك‌است‌، دست‌ نمي‌يابد و تا وقتي‌ كه‌ محيط‌ را شهوت‌ و غرايز حيواني‌ احاطه‌كرده‌ باشد و در هر طرف‌ وسائل‌ تحريك‌ و فريفتگي‌ باشد و در اثر عكسهاي‌برهنه‌، موسيقي‌هاي‌ مهيج‌، فيلمهاي‌ فاسد، رقصهاي‌ فريبنده‌، مناظر جذاب‌و آرايشهاي‌ دلفريب‌، اختلاط‌ و آميزش‌ بدون‌ قيد و شرط‌ بين‌ دو جنس‌مخالف‌ موجود باشد، خود آنان‌ و نسلهاي‌ آينده‌ نمي‌توانند به‌ فضايي‌ آرام‌،متعادل‌ و سالم‌ كه‌ براي‌ تربيت‌ قواي‌ عقلي‌ و فكري‌ ضروريست‌، دست‌يابند. آن‌ نوجوانان‌ هنوز به‌ كمال‌ بلوغ‌ نرسيده‌اند كه‌ غول‌ شهوت‌ و ديو سياه‌غريزه‌ جنسي‌ بر آنها غلبه‌ كرده‌ و آنان‌ را مانند برده‌ و غلام‌، تحت‌ تأثير خودقرار مي‌دهد و آنان‌ ناخودآگاه‌ به‌ پاي‌ غول‌ مي‌افتند و هرگز قدرت‌ رهايي‌ ازچنگال‌ او را نمي‌يابند.»

      «در امريكا، كودكان‌ زودتر از معمول‌، بالغ‌ مي‌شوند و از سنين‌ خردسالي‌،احساس‌ و هيجان‌ جنسي‌ در ايشان‌ زنده‌ مي‌شود.

     هيچ‌ جاي‌ تعجب‌ نيست‌ كه‌ در بين‌ طبقات‌ مختلف‌ حتي‌ طبقات‌ پولدارو باسواد، دختراني‌ پيدا مي‌شوند كه‌ درسالهاي‌ هفت‌ و هشت‌ سالگي‌ باكودكان‌ هم‌ سن‌ و سال‌ خود رابطة‌ جنسي‌ برقرار كرده‌ و احتمالاً به‌ فحشاءمبتلا مي‌گردند.

     به‌ عنوان‌ مثال‌ دختر هفت‌ ساله‌اي‌ از يك‌ خانواده‌ آبرومند! با برادر وگروهي‌ از دوستان‌ برادرش‌، مرتكب‌ فحشاء شده‌ بودند. پنج‌ نفر ديگر شامل‌دو دختر و سه‌ پسر، گروه‌ فحشاء را تشكيل‌ داده‌ و كودكان‌ ديگر را به‌ اين‌ كاروادار مي‌كردند در حالي‌ كه‌ بزرگترين‌ آنها ده‌ ساله‌ بود. دختر ديگري‌ كه‌ نُه‌سال‌ داشت‌، خود را بسيار خوشبخت‌ مي‌دانست‌ زيرا در اين‌ سن‌ و سال‌،معشوقة‌ چندين‌ نفر شده‌ بود!

     يكي‌ از مجلات‌ آمريكائي‌ نوشته‌ است‌:

سه‌ عامل‌ شيطاني‌ وجود دارد كه‌ دنياي‌ امروز ما را فرا گرفته‌ و در افروختن‌آتش‌ براي‌ ساكنين‌ زمين‌ مؤثرند.

عامل‌ اول‌ ادبيات‌ بي‌ آبرو و دور از عفت‌ است‌ كه‌ بعد از جنگ‌ جهاني‌ با تمام‌وقاحت‌ و بي‌عفتي‌ و بي‌آبرويي‌ بشكل‌ عجيب‌ و غريبي‌ ترويج‌ شد و دنيارافرا گرفت‌!

عامل‌ دوم‌ فيلمهاي‌ سينمائي‌ است‌ كه‌ نه‌ تنها غريزة‌ شهواني‌ حيواني‌ راتحريك‌ مي‌كند بلكه‌ در اين‌ خصوص‌ ،دروس‌ علمي‌ و عملي‌ را برايشان‌تلقين‌ مي‌نمايد.

عامل‌ سوم‌ پايين‌ آمدن‌ سطح‌ اخلاق‌ زنان‌ است‌ كه‌ در لباس‌، برهنگي‌، اعتيادو اختلاط‌ بدون‌ قيد و شرطشان‌ با مردان‌ بصورت‌ آشكاري‌ بچشم‌ مي‌خورد.اين‌ مفاسد سه‌ گانه‌ بمرور زمان‌ رو به‌ ازدياد است‌ و آخرين‌ نتيجة‌ آن‌ زوال‌تمدن‌ و از بين‌ رفتن‌ مسيحيت‌ است‌ كه‌ اگر ما امروز از طغيان‌ آنها جلوگيري‌نكنيم‌، بطور حتم‌ تاريخ‌ روميها و كساني‌ كه‌ به‌ پيروي‌ از شهوت‌ و غريزه‌جنسي‌ رهسپار عدم‌ گرديدند براي‌ ما هم‌ تكرار مي‌شود زيرا آنها هم‌ مانند مادر شراب‌، زن‌، رقص‌ و موسيقي‌ و لهو و لعب‌ غرق‌ شده‌ بودند.

در اين‌ جامعه‌ ديگر زن‌ِ با عفت‌ داراي‌ احترام‌ نيست‌! اصلاً عفت‌ و تهذيب‌ وحجاب‌ و از روابط‌ نامشروع‌ دوري‌ نمودن‌ و قانع‌ بودن‌ به‌ همسر خود، نشانة‌بي‌ تمدني‌!وبي‌ فرهنگي‌ وعدم‌ پيشرفت‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد!

     در غرب‌، ادبياتي‌ داراي‌ مرتبه‌ و منزلت‌ است‌ كه‌ بتواند با جاذبه‌ هاي‌جنسي‌ بكارگرفته‌ شده‌ در فيلمهاي‌ سينمائي‌، تئاترها و موسيقي‌ها وداستانهاي‌ فاسد، زن‌ را عريان‌تر و برهنه‌تر معرفي‌ بكند و بدين‌ وسيله‌مشتريهاي‌ بيشتري‌ جذب‌ كرده‌ و مثلاً نوشته‌ شود كه‌ فلان‌ فيلم‌ اينقدرفروش‌ داشت‌ و يا فلان‌ كتاب‌ با اين‌ تيراژ فروش‌ رفت‌.

     نتيجة‌ تسلط‌ شهوات‌ بر همة‌ امور ملتهاي‌ غربي‌ و حضور بي‌ قيد و شرط‌زن‌ برهنه‌ و عريان‌ در همه‌ جا، پيدا شدن‌ آثار مخربي‌ است‌ كه‌ نصيب‌ اين‌ملتها شده‌ است‌.آثاري‌ همچون‌:

1-فساد نظام‌ خانوادگي‌،

2-افزايش‌ آمار طلاق‌ (يكي‌ از دانشمندان‌ فرانسه‌ كه‌ چندبار هم‌ به‌ وزارت‌رسيده‌ بود، زنش‌ را پنج‌ ساعت‌ بعد از ازدواج‌، طلاق‌ داد!)،

3-تعداد كم‌ ازدواج‌ (در فرانسه‌ از هر هزار نفر، هفت‌ يا هشت‌ نفر ازدواج‌مي‌كنند)

4-كثرت‌ فرزندان‌ نامشروع‌ (در انگلستان‌ از هر سه‌ كودك‌ يكنفر نامشروع‌است‌)،

5-كشتن‌ فرزندان‌ نامشروع‌ با فراغت‌ بال‌ (در فرانسه‌، دادگاه‌ زني‌ را كه‌طفلش‌ را خفه‌ كرده‌ بود و چون‌ طفل‌ هنوز نفس‌ مي‌كشيد سر او را بديواركوبيده‌ بود و كشته‌ بود، مجرم‌ ندانست‌! همچنين‌ رقاصه‌اي‌ كه‌ مي‌خواست‌زبان‌ كودكش‌ را از حلقش‌ درآورد! لذا سر طفلش‌ را زخمي‌ كرده‌ و شاهرگش‌را قطع‌ نموده‌ و او را كشته‌ بود، مجرم‌ شناخته‌ نشد!)

6-افزايش‌ بيماران‌ رواني‌ (در امريكا از هر سه‌ نفر يك‌ نفر مشكل‌ رواني‌دارد)،

7-كثرت‌ تجاوزات‌ و جنايات‌ و از بين‌ رفتن‌ اخلاق‌ سالم‌ در جامعه‌ وبي‌اعتمادي‌ به‌ هم‌ و مردن‌ فضيلتهاي‌ اخلاقي‌ در بين‌ اقشار مختلف‌ مردم‌،

8-از بين‌ رفتن‌ عاطفه‌ و محبت‌،

9-شورش‌ و طغيان‌ مردم‌،

10-احساس‌ پوچي‌ دربين‌ اكثر جوانان‌

و...همه‌ از معضلات‌ جوامع‌ غربي‌ مي‌باشند.»

مؤلف‌ كتب‌ تاريخ‌ فحشاء، آقاي‌ «جورج‌ رائيلي‌ اسكات‌» انگليسي‌مي‌نويسد:

     مرتكب‌ شدن‌ به‌ فسق‌ و فجور و ولگردي‌ در خيابانها و عدم‌ عفت‌ براي‌دوشيزة‌ امروزي‌ از جمله‌ وسايل‌ زندگي‌ تجملي‌ بشمار مي‌رود. استعمال‌مواد مخدر، و شرابهاي‌ ترش‌ مزه‌، رنگ‌ كردن‌ ناخن‌ و لبها به‌ رنگ‌ سرخ‌،مهارت‌ داشتن‌ در مورد مسائل‌ جنسي‌ و تدابير ضدّ بارداري‌ و سخن‌ ازفحشاء نيز از جمله‌ ضروريات‌ امروزي‌ شدن‌ و پيشرفت‌ زندگي‌ تجملي‌محسوب‌ مي‌شود. تا الان‌ هم‌ تعداد زناني‌ كه‌ پيش‌ از ازدواج‌، روابط‌ جنسي‌دارند رو به‌ ازدياد و افزايش‌ است‌ و آن‌ را هيچ‌ عيب‌ و گناهي‌ نمي‌دانند ووجود دختران‌ باكره‌ در هنگام‌ عقد ازدواج‌ در كليسا بسيار نادر و كمياب‌است‌.

     بزرگترين‌ عامل‌ اين‌ بي‌ بند وباري‌ در مسائل‌ جنسي‌،اشتغال‌ زنان‌ به‌كارهاي‌ تجاري‌ و اداري‌ و كارهاي‌ مختلف‌ ديگر است‌ كه‌ بهترين‌ وسيله‌ وفرصت‌ براي‌ اختلاط‌ مردان‌ و زنان‌ است‌. وباعث‌ شده‌ كه‌ قوة‌ دفاعي‌ زن‌ درمقابل‌ تجاوز مرد، كم‌ و نابود شده‌ و روابط‌ شهواني‌ بين‌ زن‌ و مرد از هر قيداخلاقي‌ آزاد گردد. در اين‌ حال‌ لذت‌ زندگي‌ در نزد دوشيزگان‌ اين‌ است‌ كه‌مرد جام‌ لذت‌ و تمتع‌ را به‌ وي‌ تقديم‌ كند و لذا بدنبال‌ اين‌ لذتها به‌ رقاص‌خانه‌ها، كلوپهاي‌ شبانه‌، هتلها و قهوه‌خانه‌ها سر مي‌زند تا بتواند مردبيگانه‌اي‌ را كه‌ صاحب‌ ماشين‌ و ثروت‌ است‌، شكار كند! به‌ اين‌ ترتيب‌ اوخود را با رضا و رغبت‌ فراوان‌ در محيط‌ و اوضاعي‌ مي‌اندازد كه‌ تمايلات‌جنسي‌ را مشتعل‌تر مي‌كند و نه‌ تنها از عواقب‌ آن‌ ترسي‌ ندارد بلكه‌ آن‌ را باشادي‌ و آغوش‌ باز استقبال‌ مي‌كند».

     جويس‌ برايس‌،نويسنده‌ وروزنامه‌ نگار:

     «با كاهش‌ تعداد خانواده‌ هايي‌ كه‌ از پدر ومادر برخوردارند جامعه‌ايالات‌ متحده‌ روندي‌ رو به‌ زوال‌ را آغاز نموده‌ است‌.»

      واشنگتن‌ تايمز:

     «در آمريكا فرزندان‌ طلاق‌ و تك‌ والديني‌ و بي‌ سرپرست‌ در محيط‌ خانه‌خود هيچ‌ گونه‌ آموزش‌ اخلاقي‌ نمي‌بينند.استثنا هم‌ وجود دارد وبعضي‌مادران‌  كار خود را به‌ نحو احسن‌ انجام‌ مي‌دهدند.اما بسياري‌ از آنها درگيراستفاده‌ از مواد مخدر هستند و از نظر موقعيت‌ مالي‌ تنها نيم‌ قدم‌ با بي‌خانماني‌ فاصله‌ دارند.بنابراين‌ همه‌ چيز به‌ هم‌ ريخته‌ است‌،بچه‌ها خشونت‌و اثرات‌ منفي‌ را مدل‌ خود قرار مي‌دهند.»

      «دكتر آنتوانت‌ ساندرز درباره‌ وضع‌ كودكان‌  امريكا مي‌نويسد:

     در  امريكادر سال‌ 1990 بيش‌ از يك‌ چهارم‌ كودكان‌ زير هيجده‌ سال‌ يافقط‌ با يكي‌ از والدين‌ خود ويا بدون‌ هيچ‌ يك‌ بسر مي‌بردند.»

      «براساس‌ آمار معتبر:در  امريكا سالانه‌ بيش‌ از يك‌ ميليون‌ نوجوان‌ ازخانواده‌هاي‌ خود فرار مي‌كنند كه‌ نيمي‌ از آن‌ها دختران‌ نوجواني‌ هستند كه‌به‌ علت‌ سن‌ پايين‌ نمي‌توانند شغلي‌ داشته‌ باشند لذا به‌ دزدي‌ و مبادله‌ موادمخدر و فحشا روي‌ مي‌آورند.»

2-ظهور جنايات‌ وظلم‌ بوسيله‌ فرزندان‌ حرام‌!

     كساني‌ كه‌ غرايز خود را از غير راه‌ شرعي‌،اطفاء مي‌نمايند

وبوسيله‌ زنا ولواط‌ واستمناء ومساحقه‌ ،عمل‌ جنسي‌ انجام‌ مي‌دهند،مبغوض‌ درگاه‌ الهي‌ بوده‌ ومورد لعن‌ واقع‌ مي‌شوند.

     اينان‌ با اسارت‌ در دست‌ هواي‌ نفس‌ ودر دست‌ شهوات‌ خود،از رحمت‌الهي‌ دور شده‌ وجزو ياران‌ شيطان‌ مي‌شوند.اعمالي‌ از آنان‌ سر مي‌زند كه‌هيچ‌ شباهتي‌ به‌ اعمال‌ انساني‌ كه‌ خليفة‌ الهي‌ است‌ ،نمي‌باشد.به‌ چند مورداز جنايتهاي‌ بزرگي‌ كه‌ بدست‌ افراد زناكاريا اولاد زنا بوجود آمده‌است‌،اشاره‌ مي‌شود:

     شهادت‌ حضرت‌ يحيي‌(ع‌) به‌ دستور يك‌ زن‌ فاسد

     «وقتي‌ «هيروديس‌» تصميم‌ گرفت‌ تا خلاف‌ قوانين‌ تورات‌ با دختر برادرخود كه‌ زن‌ فاسدي‌ بود، ازدواج‌ كند، حضرت‌ يحيي‌7 با اين‌ امر مخالفت‌كرد و اين‌ ازدواج‌ را باطل‌ اعلام‌ نمود.

زن‌ مزبور وقتي‌ از مخالفت‌ اين‌ پيامبر الهي‌ باخبر شد، دشمني‌ با او را در دل‌گرفت‌ و نقشه‌اي‌ كشيد. او شبي‌ خود را زينت‌ داد و با زيبائي‌ كامل‌ نزدعمويش‌ رفت‌ و در ساعتي‌ كه‌ دل‌ عمو در گرو گرفتن‌ كام‌ دل‌ از اين‌ زن‌ فاسدبود، قبول‌ خواستة‌ عمو را در گرو كشتن‌ يحيي‌7 اعلام‌ كرد. پادشاه‌شهوتران‌ براي‌ جلب‌ رضايت‌ اين‌ زن‌ زانيه‌، دستور داد تا سر يحيي‌7 رابراي‌ آن‌ زن‌ بياورند! مأمورين‌ پادشاه‌ سر حضرت‌ يحيي‌7 را در حال‌عبادت‌ بريدند و داخل‌ طشتي‌ قرار داده‌ براي‌ اين‌ زن‌ آوردند.»

يك‌ فرزند وچندپدر!

     نابغه‌ مادر عمروعاص‌، زني‌ منحرف‌ و مشهوره‌ بود. او با مرداني‌ چون‌ابولهب‌، امية‌ بن‌ خلف‌، هشام‌ بن‌ مغيره‌، ابوسفيان‌ و عاص‌ بن‌ وائل‌ ارتباط‌نامشروع‌ داشت‌. بعد از تولد عمرو، هركدام‌ از اينها ادعا مي‌كرد كه‌ عمروفرزند اوست‌! ولي‌ چون‌ عاص‌ كمكهاي‌ مالي‌ به‌ نابغه‌ مي‌كرد، اين‌ زن‌ اعلام‌كرد كه‌ عمرو، فرزند عاص‌ مي‌باشد! امّا ابوسفيان‌ مي‌گفت‌: ترديدي‌ ندارم‌كه‌ عمرو، فرزند من‌ است‌ و از آميزش‌ من‌ منعقد شده‌ است‌!

فرزند زن‌ زناكار!

     «زياد كه‌ خود و پسرش‌ ابن‌ زياد از جنايتكاران‌ زمان‌ خودشان‌ بوده‌اند، اززناني‌ هرزه‌ بوجود آمدند. مادر زياد بنام‌ سميه‌ از صاحبان‌ عَلَم‌! درمكه‌ بوده‌است‌ كه‌ از اين‌ راه‌ به‌ فسق‌ و فجور مي‌پرداخته‌ است‌. وقتي‌ زياد بدنيا آمد،چون‌ پدرش‌ معلوم‌ نبود، كيست‌، او را زياد بن‌ ابيه‌! يعني‌ زياد پسر پدرش‌!ناميدند. زياد و پسرش‌ عبيداللّه‌ جنايات‌ فراواني‌ نسبت‌ به‌ خاندان‌ پيامبر واولياء خدا روا داشتند.»

مادر حجّاج‌ خونخوار!

     مادر حجاج‌ زن‌ هوسراني‌ بود كه‌ با مرداني‌ غير از شوهرش‌ ارتباط‌نامشروع‌ داشت‌. او مدتي‌ عاشق‌ جوان‌ زيبائي‌ بنام‌ نذر شد و اشعار عاشقانه‌در وصف‌ يار مي‌گفت‌. عمر كه‌ خليفه‌ بود، خبردار شد و دستور داد تا سرنذر را تراشيدند و او را تبعيد نمود. گفته‌اند حتي‌ در هنگام‌ آميزش‌ باشوهرش‌ يوسف‌، بياد نذر بود. امام‌ ششم‌7 در بارة‌ حجاج‌ كه‌ 120000شيعه‌ را شهيد نمود فرمود:  اين‌ جنايات‌ حجاج‌ بخاطر آن‌ مادر عياش‌ ولااُباليش‌ بوده‌ است‌.

      «پيامبر(ص‌) به‌ امام‌ حسن‌(ع‌)فرمود:آن‌ كسيكه‌ تورا مي‌كشد،فرزند زناوفرزند پسرزناكار است‌!»

      «امام‌ صادق‌(ع‌):كسيكه‌ امام‌ حسين‌(ع‌)را كشت‌،ولدالزنابود وكسيكه‌حضرت‌ يحيي‌(ع‌)را كشت‌ نيز ولد الزنا بود.»

3-اشاعه‌ بيماريهاي‌ عجيب‌ وغريب‌

     امراض‌ وبيماريهاي‌ مختلف‌ جنسي‌ همانند ايدز جهان‌ را پر كرده‌ است‌زيرا فساد جنسي‌ دنيا را پر نموده‌ است‌

«ظهر الفسادُ فِي‌ البَّرِ والبَحرِ بماكسبت‌ْ ايدي‌ِ الناس‌»روم‌41

     بخاطر اعمال‌ مردم‌، فساد دنيا را چه‌ در خشكي‌ وچه‌ در دريا پركرده‌است‌.

     «نيوت‌ گنگريچ‌ ،رئيس‌ اسبق‌ مجلس‌ نمايندگان‌ امريكا:

     ايالات‌ متحده‌ بايد جهان‌ را رهبري‌ كند...اما با كشوري‌ كه‌ در آن‌دوازده‌ ساله‌ها باردار مي‌شوند،پانزده‌ ساله‌ها همديگر رامي‌كُشند،هفده‌ ساله‌ها به‌ ايدز مبتلا مي‌شوند و هجده‌ ساله‌هاديپلم‌ مي‌گيرند بدون‌ اينكه‌ بتوانند بخوانند و بنويسند،هيچ‌ كس‌را نمي‌شود رهبري‌ كرد!»

      جان‌ نكد،نويسنده‌ وتحليل‌ گر غربي‌:

     «انتشار ايدز در ايالات‌ متحده‌ و اروپا و ساير نقاط‌ جهان‌ خطر جدي‌ درروابط‌ اين‌ جوامع‌ بوجود آورده‌ است‌.هزاران‌ نفر و از جمله‌ شخصيت‌هاي‌معروفي‌ نظير«روك‌ هادسون‌»هنرپيشه‌ آمريكايي‌ به‌ اين‌ بيماري‌ دچارشده‌اند.اكنون‌ شانزده‌ ميليون‌ نفر در سنين‌ مختلف‌ در كشورهاي‌ اروپايي‌ وآمريكا حامل‌ ويروس‌ ايدز هستند...هراس‌ از مواجهه‌ با اين‌ هيولاي‌ خزنده‌به‌ استوديوهاي‌ هاليوود نيز كشانده‌ شده‌ است‌.آن‌ جا كه‌ پس‌ از ابتلاي‌برخي‌ هنرمندان‌ نامي‌،تمامي‌ هنرپيشه‌هاي‌ زن‌ ومرد ملزم‌ به‌ ارائه‌ گواهي‌نامة‌ عدم‌ ابتلا به‌ ويروس‌ ايدز هستند!»

      «در فاصله‌ سال‌ 1985 تاكنون‌ ايدز قربانيان‌ زيادي‌ از هاليوود گرفته‌است‌.

     جون‌ كالينز،بازيگر سينما گفته‌ است‌ كه‌:ايدز مكافات‌ گناهان‌ هاليووداست‌.

     مرگ‌ هادسن‌ در اكتبر 1985 همچون‌ زلزله‌ موجي‌ از وحشت‌ و حيرت‌در قشرهاي‌ لوكس‌ هاليوود برانگيخت‌.ادآلستر رئيس‌ اتحاديه‌ بازيگران‌سينما،كه‌ شصت‌ هزار بازيگر را زير پوشش‌ خود دارد،پيشنهاد كرد كه‌ در گام‌اول‌ صحنه‌هاي‌ بوسه‌ از كليه‌ فيلمنامه‌ها حذف‌ شود!...

در سال‌ 1991 فقط‌ آمار رسمي‌ حاكي‌ از 67مرگ‌ در هاليوود بر اثر ابتلاي‌ به‌ايدز بوده‌ است‌.»

      همچنين‌ بيماريهاي‌ مختلف‌ رواني‌ درميان‌ ملتهاي‌ بي‌ بندوبار در سطح‌بسيار وسيعي‌ ظاهر مي‌شود:

     در سال‌ 202 افسردگي‌ پس‌ از بيماري‌هاي‌ قلبي‌ ،گسترده‌ترين‌ بيماري‌دامن‌ گير بشر خواهد بود.به‌ نوشته‌ اين‌ مجله‌:

     دكتر ارنست‌ برنت‌ و همكارانش‌ از انستيتو تكنولوژي‌ ماساچوست‌آمريكا برآورد كرده‌اندكه‌ هزينه‌هاي‌ مربوط‌ به‌ بيماري‌ افسردگي‌ در آمريكاسالانه‌ بالغ‌ بر 44ميليارد دلار يعني‌ تقريبا برابر هزينه‌هاي‌ بيماري‌هاي‌عروقي‌ است‌ و اين‌ بدان‌ معنا است‌ كه‌ هر آمريكايي‌  سالانه‌ 6هزاردلار بابت‌بيماري‌ افسردگي‌ پرداخت‌ مي‌كند.

     اين‌ مجله‌ مي‌افزايد:

     هزينه‌هاي‌ مربوط‌ به‌ درمان‌ بيماري‌ افسردگي‌ به‌ 12 ميليارد و400ميليون‌دلار بالغ‌ مي‌شود و خودكشي‌ مبتلايان‌ به‌ افسردگي‌ 7ميليارد و500ميليون‌دلار به‌ اين‌ رقم‌ مي‌افزايد كه‌ خسارت‌ ناشي‌ از دست‌ رفتن‌ نيروي‌ انساني‌ درآن‌ به‌ حساب‌ نيامده‌ است‌.

     اكونوميست‌ مي‌نويسد:

     در اين‌ ميان‌،بازار داروهاي‌ ضد افسردگي‌ بسيار گرم‌ است‌.طبق‌ برآوردانستيتو تكنولوژي‌ ماساچوست‌ ارزش‌ بازار جهاني‌ اين‌ داروها بالغ‌ بر7ميليارد دلار است‌ كه‌ انتظار مي‌رود در پنج‌ سال‌ آينده‌ 50%رشد داشته‌باشد!

     مشهورترين‌ داروي‌ درمان‌ بيماري‌ افسردگي‌ كه‌ امروزه‌ به‌ ويژه‌ در آمريكارواج‌ دارد «پروژاك‌»است‌ كه‌ شركت‌ سازندة‌ آن‌ «الي‌ ليلي‌»سالانه‌ 2ميلياردو600ميليون‌ دلار به‌ جيب‌ سهامداران‌ خود سرازير مي‌كند.»

 

     در مجله‌ دانستني‌ها ،5/7/62 آمده‌ است‌ كه‌:

     آمريكايي‌ها هرشب‌ بالغ‌ بر سي‌ ميليون‌ قرص‌ خواب‌ آور مصرف‌مي‌كنند،كه‌ اگر طي‌ يك‌ سال‌ اين‌ تعداد قرص‌ را روي‌ هم‌ انباشته‌ كنيم‌ حدود600000كيلوگرم‌ وزن‌ خواهد داشت‌.

     واين‌ 600تن‌ قرص‌ براي‌ به‌ خواب‌ بردن‌ تمام‌ مردم‌ جهان‌ به‌ مدت‌ هشت‌شبانه‌ روز كافي‌ مي‌باشد.!

4-سقط‌ جنين‌ واز بين‌ بردن‌ فرزندان‌ حرام‌

     «سالانه‌ بيش‌ از چهارصدهزار مورد سقط‌ جنين‌ در زنان‌ زير بيست‌سال‌در آمريكارخ‌ مي‌دهد كه‌ اكثراً در دختران‌ ازدواج‌ نكرده‌  امريكايي‌ است‌و70% اين‌ دختران‌ حملات‌ جنسي‌ افراد وگروههاي‌ مستهجن‌ و هرزه‌ راتجربه‌ مي‌كنند!»

      «در شهر نيويورك‌ فردي‌ كه‌ يك‌ كلينيك‌ روان‌ شناسي‌ خصوصي‌ تأسيس‌كرده‌ بود ودر آن‌ يكصد كودك‌ را تحت‌ نظارت‌ و مراقبت‌ داشت‌ پس‌ از آنكه‌متهم‌ شد كه‌ تمامي‌ يكصد كودك‌ را مورد تجاوز قرار داده‌ است‌ به‌ اسرائيل‌گريخت‌ كه‌ متأسفانه‌ يك‌ سوم‌ اين‌ كودكان‌ آلوده‌ به‌ ايدز شدند...!»

      آمار فوق‌ از كشور آمريكا است‌ ودر ديگر كشورهاي‌ غربي‌ وضع‌ بهتر ازاين‌ نمي‌باشد.در كشور ايران‌ بخاطر نفوذ فرهنگ‌ اسلامي‌ در ميان‌خانواده‌ها،خوشبختانه‌ آمار سقط‌ جنين‌ وديگر آثار مخرب‌ در تمدن‌غرب‌،بسيار پايين‌ بوده‌ واصلا قابل‌ مقايسه‌ با آمار دنياي‌ غرب‌ نمي‌باشد.درعين‌ حال‌ بايد خانواده‌ها هوشيار وبيدارباشند وبدانند كه‌ تهاجم‌ فرهنگي‌يك‌ مسئله‌ بسيار جدي‌ است‌ واين‌ تهاجم‌ در حال‌ حاضر با سرعت‌ پاييني‌در حال‌ ورود به‌ كشورماست‌.نشانه‌هاي‌ اين‌ تهاجم‌،وضع‌ لباسهاي‌ دختران‌وپسران‌،ميل‌ به‌ اختلاط‌ جنسي‌ در بين‌ بعضي‌ از جوانان‌،استفاده‌ از حدودصدهزارماهواره‌ درپايتخت‌ وديگرشهرهادر منازل‌،وفور سي‌ دي‌هاي‌ شوورقص‌ غربي‌،رفاقت‌هاي‌ نامشروع‌ در بين‌ بعضي‌ از نوجوانان‌،دوري‌ ازمسجد ومراسمات‌ مذهبي‌ دربين‌ جوانان‌ و...علامتهاي‌ خطري‌ براي‌فرهنگ‌ ايراني‌ اسلامي‌ كشور ما بشمار مي‌رود.

5-اشاعه‌ روابط‌ جنسي‌  به‌ محارم‌ وداخل‌خانواده‌هاوزيادشدن‌ تجاوزات‌ جنسي‌!

     «بر اساس‌ آمار ارائه‌ شده‌ در ايالات‌ متحده‌  امريكا يك‌ ميليون‌ نوجوان‌در دوران‌ بلوغ‌ از منزل‌ فرار مي‌كنند كه‌ 3/2فرار افراد مؤنث‌ ناشي‌ از آزارهاي‌جنسي‌ در محيط‌ خانواده‌ مي‌باشد.»

      بنجامين‌ اسپاك‌،پزشك‌ آمريكايي‌:

«ميزان‌ قتل‌ و تجاوز و بهره‌ كشي‌ جنسي‌ و بهره‌ كشي‌ از فرزندان‌ و همسران‌ به‌طور تكان‌ دهنه‌اي‌ بالاست‌.»«بيشتر سالخوردگان‌ -مگر اين‌ كه‌ ثروتمندباشند-آرزو دارند كه‌ فقط‌ تحمل‌ شوند.»«ديگر پدر در بسياري‌ از خانواده‌هاچهره‌ با ابهتي‌ ندارد...و در برنامه‌هاي‌ تلويزيوني‌ اغلب‌ اوقات‌ پدر به‌ عنوان‌دلقك‌ تصوير مي‌شود،مادران‌ هرچه‌ كمتر وكمتر در مقام‌ تربيت‌ كنندگان‌قابل‌ اتكا و قابل‌ احترام‌ ديده‌ مي‌شوند.»«هر بچه‌اي‌ به‌ طور متوسط‌ تا قبل‌ ازپايان‌ دورة‌ ابتدايي‌ تصويرِ «رسانه‌اي‌»حدود هشت‌ هزار قتل‌ را تماشا كرده‌است‌.»

      جونز لانز،از اساتيد دانشگاه‌ بوستون‌ آمريكا:

     «يك‌ نوجوان‌ شانزده‌ ساله‌ آمريكايي‌ در دوران‌ كودكي‌ و نوجواني‌ اش‌ تاسن‌(16سالگي‌)شاهد هجده‌ هزار مورد قتل‌ و هشت‌ هزار مورد تجاوزجنسي‌ از تلويزيون‌ مي‌باشد.»

      «كشيش‌ يرس‌ ريتر مي‌گويد:در  امريكا بالغ‌ بر پانصدهزار نوجوان‌ زيرهفده‌ سال‌ اختصاصاً به‌ كار فحشا اشتغال‌ دارند.»

      نيويورك‌ تايمز:

     «تفريح‌ آمريكاييان‌ شكل‌ زشت‌ وشرم‌ آوري‌ پيدا كرده‌ است‌.فيلم‌ها وترانه‌ها،آوازها و نمايش‌ها به‌ جاي‌ اينكه‌ الهام‌ بخش‌ و پيام‌ آور باشند،هراس‌آور و زننده‌ شده‌اند.

     تجاوز جنسي‌،استعمال‌ دخانيات‌،مواد مخدر،شيطان‌ پرستي‌، خشونت‌وهرزگي‌ و بي‌ بند وباري‌ در شهرهاي‌ مختلف‌ آمريكا اوج‌ گرفته‌ است‌.

     شهرهايي‌ چون‌ واشنگتن‌،نيويورك‌،شيكاگو،بوستون‌،لس‌آنجلس‌،سانفرانسيسكو و چند شهر ديگر به‌ عنوان‌ مناطق‌ خطرناك‌ قلمدادشده‌اند،زيرا هيچ‌ گونه‌  تأمين‌ جاني‌ و ناموسي‌ براي‌ زنان‌ وجود ندارد.»

      نشريه‌ آمريكايي‌ ريدرز دايجست‌:

     «هرساله‌ 350هزار دختر نوجوان‌ آمريكايي‌ در سنين‌ بين‌ پانزده‌ تا نوزده‌سال‌ دورة‌ دبيرستان‌ به‌ سبب‌ ارتباط‌هاي‌ نامشروع‌ فرزندان‌ غيرقانوني‌ به‌ دنيامي‌آورند و اين‌ آمار در دهه‌هاي‌ اخير سال‌ به‌ سال‌ در حال‌ افزايش‌ است‌.»

      ويلسون‌ ،پزشك‌ آمريكايي‌:

     «در ايالات‌ متحده‌ از هر دوزن‌ يكي‌ در طول‌ زندگي‌ در معرض‌تهديد و تجاوز گروهي‌ بوده‌ كه‌ همراه‌ با مصرف‌ الكل‌ و مواد مخدرمي‌باشد.»

      «سالانه‌ بيش‌ از چهارصد هزار مورد سقط‌ جنين‌ در زنان‌ زير بيست‌ سال‌رخ‌ مي‌دهد كه‌ اكثراً در دختران‌ ازدواج‌ نكرده‌ آمريكايي‌ است‌ و70% اين‌دختران‌،حملات‌ جنسي‌ افراد و گروههاي‌ مستهجن‌ و هرزه‌ را تجربه‌مي‌كنند.»

      نيويورك‌ تايمز:

     «كارآگاهان‌ شخصي‌ بوش‌ هم‌ قادر به‌ مهار جنايات‌ وتعرض‌ به‌ خانم‌هاي‌جوان‌ ودختران‌ نيستند!و تنها رفتن‌ به‌ بيرون‌ از خانه‌ از ساعت‌ هشت‌ شب‌براي‌ زنان‌ ودختران‌ 100%مخاطره‌ آميز است‌.»

 

فصل‌ سوم‌:مقدمات‌ محرمات‌ جنسي‌

     زنا ولواط‌ وديگر محرمات‌ جنسي‌ در كشور ما كه‌ قبيح‌ وزشت‌ وممنوع‌بشمار مي‌رود ناشي‌ از اعمالي‌ است‌ كه‌ با كنترل‌ آنها مي‌توان‌ جلو اين‌محرمات‌ را گرفت‌.از جمله‌اعمالي‌ كه‌ مقدمة‌ روابط‌ نامشروع‌ را فراهم‌مي‌كند:

1-چشم‌ چراني‌

     اگر زن‌ و مرد بتوانند كنترل‌ چشم‌ خود را بطور صد در صد در اختيارداشته‌ باشند، از بسياري‌ از گناهان‌ و انحرافات‌ مصون‌ مي‌مانند. لذا خداوندفرموده‌ است‌:

«به‌ مردان‌ مؤمن‌ بگو كه‌ چشمان‌ خود را بپوشانند و اندامهاي‌ خود را ازحرام‌ حفظ‌ كنند كه‌ اين‌ برايشان‌ پاكيزه‌تر است‌. و به‌ زنان‌ مؤمنه‌ بگو كه‌چشمهاي‌ خود را بپوشانند و اندامهاي‌ خود را از ناروا حفظ‌ نمايند».

درحديث‌ از پيامبر6 است‌ كه‌ فرمود:

«لكل‌ عضو من‌ ابن‌ آدم‌ حظ‌ٌ من‌ الزنا فالعين‌ زناه‌ النظر»

«هر يك‌ از اعضاي‌ فرزندان‌ آدم‌ حظ‌ و بهره‌اي‌ از زنا دارد كه‌ زنان‌ دو چشم‌نگاه‌ كردن‌ است‌».

ز دست‌ ديده‌ و دل‌  هر دو فريادهر آنچه‌ ديده‌ بينه‌ دل‌ كنه‌ ياد

بسازم‌ خنجري‌ نيشش‌ ز فولادزنم‌ بر ديده‌ تا دل‌ گردد آزاد

رسول‌ خدا6 فرمود:

«اَلنَّظَرَة‌ُ سَهم‌ٌ مَسْمُوم‌ٌ مِن‌ْ سِه'ام‌ِ ابليس‌».

«نگاه‌ به‌ نامحرم‌، تيري‌ از تيرهاي‌ مسموم‌ شيطان‌ است‌».

     گفته‌اند شخصي‌ بود چشم‌چران‌ كه‌ درب‌ مغازه‌ خود در حالي‌ كه‌ به‌ هرزن‌ و دختري‌ كه‌ عبور مي‌كرد تا جائي‌ كه‌ مي‌توانست‌ نگاه‌ مي‌نمود، ذكر لااله‌ الاّ اللّه‌ مي‌گفت‌! يك‌ روز يك‌ نفر مشتري‌ نزد او آمد و از اين‌ حالت‌مغازه‌دار با خبر شد. جنسي‌ را خواست‌ و مغازه‌دار رفت‌ تا جنس‌ را بياورد.در اين‌ حين‌ خانمي‌ عبور كرد. مغازه‌دار جنس‌ را آورد و دست‌ مشتري‌ داد.مشتري‌ گفت‌: شما كه‌ رفتيد اين‌ را بياوريد، يك‌ لا اله‌ الاّ اللّه‌ عبور كرد!

او جواب‌ داد: عجب‌ سبحان‌ اللّه‌!.

پيامبر6 فرمود:

     «اگر از آسمان‌ بيفتم‌ و دو نيم‌ شوم‌ برايم‌ بهتر است‌ كه‌ به‌ عورت‌شخصي‌ نگاه‌ كنم‌ يا شخصي‌ به‌ عورت‌ من‌ نظر نمايد!».

     «امام‌ صادق‌(ع‌):اگر شخصي‌ چشمش‌ به‌ زني‌ نامحرم‌ بيافتدوازاوچشم‌ بردارد وبه‌ آسمان‌ نظر كند ويا چشم‌ خودرا ببندد، هنوزچشم‌ برهم‌ نزده‌ كه‌ خداوند حورالعيني‌ به‌ او تزويج‌ كند.»

2-برهنگي‌ وبي‌ حجابي‌

 «و به‌ زنان‌ با ايمان‌ بگو: چشم‌ از نگاه‌ به‌ مردان‌ اجنبي‌ فروبندند و عفت‌خويش‌ را حفظ‌ كنند و زينت‌ خود را جز آنچه‌ آشكار است‌، ظاهرنسازند، و بايد اطراف‌ روسريهاي‌ خود را به‌ سينه‌هايشان‌ بياندازند وزينت‌ خويش‌ را آشكار نكنند مگر براي‌ شوهرانشان‌ يا پدران‌ و پدرشوهران‌ يا پسران‌ و يا پسر شوهران‌ و يا برادران‌ و يا خواهرزادگان‌ و يابرادر زادگان‌ و يا زنان‌ و يا غلامان‌ و يا افراد ناتوان‌ از شهوت‌ همچون‌پيرمردان‌ كه‌ به‌ زنان‌ تمايلي‌ ندارند و يا كودكاني‌ كه‌ از اسرار زنان‌ خبرندارند و مبادا پاي‌ خود را به‌ زمين‌ بكوبند تا آنچه‌ از زينتشان‌ پنهان‌ است‌،ظاهر شود. و اي‌ گروه‌ مومنان‌! همگي‌ بسوي‌ خدا توبه‌ كنيد شايد رستگارشويد».

«در آية‌ فوق‌ چهار حكم‌ بيان‌ شده‌ است‌:

1ـ زنها نبايد زينتهاي‌ پنهان‌ خود را (مانند گوشواره‌، خلخال‌، موي‌ سر،لباسهاي‌ زينتي‌) آشكار نكنند، مگر آن‌ مقدار كه‌ طبيعتاً آشكار است‌(مانند انگشتر، خضاب‌ دست‌ و...).

2ـ بايد دامنة‌ روسري‌ يا مقنعه‌ را بر روي‌ سينه‌ و گردن‌ بيندازند.

3ـ زينتهاي‌ خود را فقط‌ براي‌ دوازده‌ نفر مي‌توانند آشكار كنند (البته‌ عموو دائي‌ در آيات‌ ديگر آمده‌ است‌).

4ـ موقع‌ راه‌ رفتن‌ پاهاي‌ خود را بر زمين‌ نزنند تا زينتها آشكار شود (وباعث‌ جلب‌ توجه‌ نامحرم‌ گردد، مثل‌ كفشهاي‌ پاشنه‌ بلند كنوني‌ وخلخالهاي‌ زمان‌ پيامبر6).

«از امام‌ ششم‌7 پرسيدند: كدام‌ قسمت‌ بدن‌ زن‌ براي‌ نامحرم‌ ديدنش‌حلال‌ است‌؟ فرمود: صورتش‌ و دو پايش‌ و دو دستش‌».

     زن‌ گوهري‌ است‌ كه‌ بايد خود را از دستبرد نامحرمان‌ دور نگه‌ دارد. زني‌كه‌ با حجاب‌ در كوچه‌ و خيابان‌ ظاهر مي‌شود، هم‌ ارزش‌ خود را بالا مي‌بردو هم‌ آسيبي‌ به‌ سلامت‌ رواني‌ و اخلاقي‌ جامعه‌ وارد نمي‌كند. و خانمي‌ كه‌رعايت‌ حجاب‌ اسلامي‌ را نمي‌كند هم‌ ارزش‌ خود را پائين‌ مي‌آورد و هم‌مانند ميكربي‌ است‌ كه‌ ديگران‌ را آلوده‌ و مريض‌ مي‌كند.

     شهيد مطهري‌ نظراتي‌ در مورد حجاب‌ دارد كه‌ به‌ بعضي‌ از آنها اشاره‌مي‌شود :

     «ريشة‌ اصلي‌ واجب‌ بودن‌ پوشش‌ براي‌ زن‌ در اسلام‌، اين‌ است‌ كه‌ اسلام‌مي‌خواهد انواع‌ لذتهاي‌ بصري‌ و لمسي‌ و انواع‌ ديگر لذت‌ جنسي‌، محدودبه‌ محيط‌ خانواده‌ و در كادر ازدواج‌ اختصاص‌ يابد و اجتماع‌ منحصراً براي‌كار و فعاليت‌ باشد. برخلاف‌ سيستم‌ غربي‌ كه‌ كار و فعاليت‌ را با لذت‌جوئي‌هاي‌ جنسي‌، بهم‌ مي‌آميزند».

«علت‌ اينكه‌ دستور پوشش‌ اختصاص‌ به‌ زنان‌ يافته‌ براي‌ اين‌ است‌ كه‌ ميل‌به‌ خودنمائي‌ و خودآرائي‌ مخصوص‌ زنان‌ است‌. از نظر تصاحب‌ قلبها ودلها، مرد شكار و زن‌ شكارچي‌ است‌ همچنانكه‌ از نظر تصاحب‌ جسم‌ وتن‌، زن‌ شكار و مرد شكارچي‌ است‌! ميل‌ زن‌ به‌ خودآرائي‌ از اين‌ نوع‌ حس‌شكارچي‌گري‌ او ناشي‌ مي‌شود».

     «اسلام‌ نمي‌گويد كه‌ زن‌ از خانه‌ بيرون‌ نرود و نمي‌گويد كه‌ حق‌ تحصيل‌علم‌ و دانش‌ را ندارد، بلكه‌ علم‌ و دانش‌ را فريضة‌ مشترك‌ زن‌ و مرد دانسته‌است‌. اسلام‌ فعاليت‌ اقتصادي‌ خاصي‌ را براي‌ زن‌ تحريم‌ نمي‌كند.اسلام‌هرگز نمي‌خواهد زن‌ بيكار و بي‌عار بنشيند و وجودي‌ عاطل‌ وباطل‌ بار آيد.پوشاندن‌ صورت‌ و دستها، مانع‌ هيچ‌ گونه‌ فعاليت‌ فرهنگي‌ يا اجتماعي‌ يااقتصادي‌ نيست‌. آنچه‌ موجب‌ فلج‌ كردن‌ نيروي‌ اجتماع‌ است‌، آلوده‌ كردن‌محيط‌ كار به‌ لذت‌ جوئي‌هاي‌ شهواني‌ است‌».

     يكي‌ از ايرادات‌ به‌ مسئلة‌ حجاب‌ اين‌ است‌ كه‌ حجاب‌ موجب‌ سلب‌حق‌ آزادي‌ كه‌ يك‌ حق‌ طبيعي‌ بشري‌ است‌ مي‌گردد ونوعي‌ توهين‌ به‌حيثيت‌ انساني‌ زن‌ بشمار مي‌رود. در جواب‌ بايد گفت‌ كه‌ فرق‌ است‌ بين‌زنداني‌ كردن‌ زن‌ و بين‌ موظف‌ داشتن‌ او به‌ اينكه‌ در مواجه‌ شدن‌ با مردبيگانه‌، پوشش‌ داشته‌ باشد. اگر رعايت‌ پاره‌اي‌ از مصالح‌ اجتماعي‌، زن‌ يامرد را مقيّد سازد كه‌ در معاشرت‌ روش‌ خاصي‌ را اتخاذ نمايند و طوري‌ راه‌بروند كه‌ آرامش‌ ديگران‌ را بر هم‌ نزنند و تعادل‌ اخلاقي‌ را از بين‌ نبرند، چنين‌مطلبي‌ را زنداني‌ كردن‌ و سلب‌ آزادي‌ نمي‌نامند. چطور اگر مردي‌ با بدن‌برهنه‌ از خانه‌ بيرون‌ آيد، پليس‌ جلو او را مي‌گيرد و به‌ عنوان‌ عمل‌ منافي‌حيثيت‌ اجتماعي‌ او را جلب‌ مي‌كند، اين‌ كار پليس‌ را ضد آزادي‌ و زنداني‌كردن‌، تلقي‌ نمي‌ كنند!

رسولخدا6 در معراج‌، در هنگام‌ بازديد از جهنم‌ ديدند كه‌:

«زني‌ را به‌ موي‌ سرش‌ آويزان‌ كرده‌ بودند و او مغز سرش‌ را مي‌جويد! ازجبرئيل‌ در باره‌ او پرسيدم‌ فرمود: او در دنيا موي‌ سر خود را از نامحرم‌نمي‌پوشانده‌ است‌.»

      پوشيدن‌ لباسهاي‌ مردانه‌ به‌ تهييج‌ قواي‌ جنسي‌ زن‌ ومرد كمك‌ مي‌كند.زن‌ شايسته‌ است‌ در برابر مردان‌ و پسران‌ (غير از شوهر) لباسهائي‌ بپوشد كه‌برجستگيهاي‌ بدن‌ او را بپوشاند.

     حال‌ اگر زني‌ لباسهاي‌ مردانه‌ بپوشد، آنوقت‌ چشمهاي‌ زيادي‌ را بطرف‌خود جلب‌ مي‌كند و باعث‌ فتنه‌هاي‌ زيادي‌ مي‌شود. بطوري‌ كه‌ گاهي‌ بعضي‌از محارم‌ مثل‌ برادر و دائي‌ و غيره‌ را تحت‌ تأثير خود قرار داده‌ و كار به‌جاهاي‌ باريك‌ مي‌كشد و آبروهاي‌ خيلي‌ را برباد مي‌دهد! همان‌ گونه‌ كه‌ دركشورهاي‌ غربي‌، از ناحيه‌ پدر و مادر و بقيه‌ محارم‌، ارتباطات‌ نامشروع‌ بافرزندان‌ برقرار كرده‌اند.

بي‌ حجابي‌ مبدأ بي‌ عفتي‌ است‌بدنگاهي‌ علت‌ هر ذلتي‌ است‌.3-كتابها ونشريات‌ وفيلمهاي‌ فاسد

     عده‌اي‌ از نويسندگان‌ وفيلم‌ سازان‌ با نوشتن‌ كتابهاي‌ فاسد جنسي‌وساختن‌ فيلمهاي‌ مستهجن‌ به‌ فساد جوانان‌ وافراد جامعه‌ كمك‌ بزرگي‌مي‌نمايند!در سال‌ 1381از كل‌ كتابهايي‌ كه‌ درايران‌ منتشر شدند فقط‌ سي‌درصد آن‌ سالم‌ تشخيص‌ داده‌ شدند وبقيه‌ به‌ نحوي‌ در اشاعه‌ فساد جنسي‌نقش‌ داشته‌اند!همچنين‌ فيلمهاي‌ سينمائي‌ ساخته‌ شده‌ نيز به‌ دودسته‌تقسيم‌ شده‌اند.فيلمهائي‌ كه‌ سالم‌ ومفيد بود وبا ديدن‌ آنها هر ايراني‌مسلمان‌ احساس‌ غرور مي‌نمايد ومتأسفانه‌ فيلمهائي‌ كه‌ منحرف‌ كننده‌ بوده‌وجوانان‌ را به‌ شهوات‌ ومفاسد بطور غير مستقيم‌ دعوت‌ مي‌كند.

     انسان‌ پاك‌ كسي‌ است‌ كه‌ از اين‌ كتابها وفيلمهاي‌ فاسد فاصله‌ بگيردوچشم‌ خود را كه‌ همانند دوربين‌ فيلمبرداري‌ تمام‌ صحنه‌ها را در خودضبط‌ مي‌كند سپس‌ افكار انسان‌ بر پايه‌ اين‌ تصويرات‌ تقريبا شكل‌مي‌گيرد،بر روي‌ اين‌ گونه‌ كتابها وفيلمها ببندد.

4-كانونهاي‌ فساد

     جشن‌ها ومهماني‌هاي‌ آلوده‌ از مقدمات‌ ارتباطات‌ نامشروع‌ است‌.مخصوصا در ميان‌ طبقات‌ هنرمندان‌ و ورزشكاران‌ كه‌ به‌ بهانه‌هاي‌ موفقيت‌آنها در فلان‌ بازي‌،مجالس‌ مختلط‌ برپا مي‌شود واين‌ افراد هم‌ چون‌ بنيه‌مذهبي‌ شان‌ ضعيف‌ بوده‌ وارتباطشان‌ با مسجد ونماز ومعنويات‌ كم‌است‌،زودتر بدام‌ افراد منحرف‌ مي‌افتند.همانگونه‌ در خبرها بود كه‌ چندين‌نفر از اعضاي‌ تيم‌ ملي‌ فوتبال‌ وبعضي‌ از هنرپيشگان‌ مشهور وبعضي‌ ازهنرمندان‌ سيما،در محافل‌ فساد دستگير شدند.

     افرادي‌ كه‌ مي‌خواهند پاك‌ زندگي‌ كنند نبايد به‌ اين‌ مجالس‌ بروند وبايدپاي‌ خود را بر اين‌ محافل‌ ببندند وشركت‌ در اين‌ كانونها را برخود حرام‌نمايند تا از آثار مخرب‌ آن‌ وعواقب‌ بعديش‌ دور بمانند.

     همچنين‌ سايتهاي‌ اشاعه‌ دهنده‌ فساد در اينترنت‌ و كانالهاي‌ ماهواره‌اي‌و گروههاي‌ فساد از مهمترين‌ اشاعه‌ دهندگان‌ ناپاكي‌ در جامعه‌ مي‌باشند.

دختران‌ غربي‌!

     در فرانسه‌، چهار دختر از خانواده‌هاي‌ مرفّه‌ و پولدار تصميم‌ به‌قرعه‌كشي‌ دربارة‌ سرنوشت‌ خود مي‌گيرند! روي‌ هر قرعه‌ يكي‌ از اين‌جملات‌ نوشته‌ شده‌ بود: «خودكشي‌ خواهم‌ كرد!» «دختر خوبي‌ خواهم‌شد!» «خودفروشي‌ خواهم‌ نمود!» «دزدي‌ خواهم‌ كرد!» قرعه‌كشي‌ انجام‌شد. به‌ هريك‌ يكي‌ از اين‌ جملات‌ سرنوشت‌ ساز رسيد. روز يكشنبه‌«ايزابلا» رگ‌ خود را بريد! «ماري‌» يك‌ پالتو دزديد! «آني‌» اخلاقش‌ بهتر شد!و «جيني‌» شروع‌ به‌ فحشاء نمود!»

5-خلوت‌  با نامحرم‌ وهم‌ سخن‌ شدن‌ با او

     با توجه‌ ميل‌ زن‌ و مرد به‌ جنس‌ مخالف‌، هركجا كه‌ اين‌ دو تنها باشند،باعث‌ تهييج‌ غريزه‌ جنسي‌ شده‌ و زمينه‌ اعمال‌ خلافي‌ را فراهم‌ مي‌كند.پيغمبراكرم‌6 فرمود:

«اِيّ'اكُم‌ وَ مُح'ادثَة‌ النِّس'اء فَاِنَّه‌ُ لا'يَخْلُو رَجُل‌ٌ بِاءمْرَأَة‌ٍ لَيْس‌َ لَه'ا مَحْرَم‌ٌ اِلاّ' هَم‌َّبِه'ا».

«بپرهيزيد ازسخن‌ گفتن‌ بازنان‌! زيرا اگر مردي‌ با زني‌ نامحرم‌ (بدون‌حضور شخصي‌ از محارم‌) خلوت‌ كند، بطرف‌ آن‌ زن‌ تحريك‌ مي‌شود وبه‌ او رغبت‌ مي‌كند».

حتّي‌ در احكام‌ شرعي‌ است‌ كه‌ اگر در مسجدي‌ فقط‌ يك‌ مرد ويك‌ زن‌هستند،نبايد آنجا نماز بخوانند زيرا خلوت‌ با نامحرم‌ ممنوع‌ است‌.

     در جامعه‌ كنوني‌ مسئله‌ خلوت‌ و هم‌ سخن‌ شدن‌ با نامحرم‌ جلوه‌بيشتري‌ پيدا كرده‌ است‌ وزنگ‌ خطري‌ براي‌ افراد پاك‌ بشمار مي‌رود.

     در ادارات‌ وشركتها وكارخانجات‌ به‌ بهانه‌ آزادي‌ زن‌ از اسارت‌ خانه‌!پاي‌زنها را به‌ اين‌ محلها باز كرده‌ وزنان‌ در كنار مردان‌ مشغول‌ بكار هستند ولي‌ آيااين‌ گونه‌ كاركردن‌ها مفسده‌اي‌ در بر ندارد؟آماري‌ كه‌ در جامعه‌ ما از بالابودن‌درصد طلاق‌ها وفروپاشي‌ كانونهاي‌ خانواده‌ حكايت‌ مي‌كند،معلول‌اين‌گونه‌ آزادي‌ها مي‌باشد.زنانيكه‌ صبح‌ تا حداقل‌ ظهر در خارج‌ از خانه‌مشغول‌ كار مي‌باشند،اگر شوهر صبوري‌ نداشته‌ باشند ويا خودشان‌ عفيف‌وپاكدامن‌ نباشند زود گول‌ بعضي‌ از افراد جامعه‌ را خورده‌ وبا وعده‌وعيدهاي‌ آنان‌ به‌ طرف‌ فساد پيش‌ مي‌روند.البته‌ بخاطر بافت‌ مذهبي‌ اكثرخانواده‌هاي‌ ايراني‌،مقاومت‌ زنان‌ ومردان‌ در مقابل‌ وسوسه‌ خناسان‌ زياداست‌ ولي‌ درصدي‌ از زنان‌ وزنان‌ نيز از اين‌ وسوسه‌ها مصون‌ نمي‌مانندوناپاكي‌ را بر پاك‌ بودن‌ ترجيح‌ مي‌دهند!

اي‌ جوان‌ با اجنبي‌ خلوت‌ مكن‌خويش‌ را پيوسته‌ باشهوت‌ مكن‌«رسولخدا(ص‌):هركه‌ به‌ خدا وقيامت‌ ايمان‌ دارد نبايد در محلي‌ شب‌ رابسر ببرد كه‌ نفس‌ نامحرمي‌ در آن‌ شنيده‌ مي‌شود.»

«ابليس‌ به‌ موسي‌(ع‌)گفت‌:با نامحرم‌ خلوت‌ مكن‌ كه‌ خودمن‌ درآنجا حضور پيدا مي‌كنم‌نه‌ ياران‌ واصحابم‌!»

خلوتت‌ با اجنبي‌ بدحاصل‌ است‌كمترينش‌ محوتقواي‌ دل‌ است‌

گر محيط‌ خلوتي‌ آيد به‌ پيش‌كه‌ درآنت‌ اجنبي‌ سازد پريش‌

تو از آن‌ بگريز،پادر آن‌ مَنِه‌آبرو با عفت‌ وايمان‌ منه‌

6-ترك‌ ازدواج‌

      عده‌اي‌ از افرادفقط‌ بدنبال‌ آزادي‌ جنسي‌ مي‌باشند وازدواج‌  باعث‌ مقيدشدن‌ آنان‌ مي‌گردد،لذا اين‌ عده‌ بخاطر محدود نشدنشان‌ از ازدواج‌ خودداري‌ مي‌كنند، با اينكه‌ برخلاف‌ اكثر دختران‌ وپسران‌ ايراني‌ كه‌ بخاطرمشكلات‌ اقتصادي‌ نمي‌توانند ازدواج‌ نمايند،عده‌ مذكور از امكانات‌ مادي‌بالا هم‌ برخوردار مي‌باشند ولي‌ چون‌ تابع‌ تمدن‌ غرب‌ هستند ودر غرب‌ هم‌بسياري‌ از مردان‌ وزنان‌ بدون‌ ازدواج‌ زندگي‌ مي‌كنند ونيازهاي‌ جنسي‌ خودرا بدون‌ ازدواج‌ اطفا مي‌نمايند،اين‌ افراد هم‌ مي‌خواهند از الگوهاي‌منحرف‌ خود تبعيت‌ كرده‌ لذا ازدواج‌ نمي‌كنندوبا ارتباطات‌ نامشروع‌ هم‌خود وهم‌ ديگران‌ را به‌ انحراف‌ مي‌كشانند.

     «پيامبر اسلام‌(ص‌):بدترين‌ مردان‌ شما،عزبانند(مجردان‌)!»

     «امام‌ محمدباقر(ع‌):دوست‌ ندارم‌ كه‌ دنيا وآنچه‌ در دنياست‌داشته‌ باشم‌ ولي‌ يكشب‌ بي‌ همسر بخوابم‌.»

7-زينت‌ وآرايش‌ زن‌

     اگر چه‌ خودآرايي‌ غريزه‌ طبيعي‌ زن‌ ومرد است‌ ولي‌ اين‌ غريزه‌ در زن‌بيشتر است‌ ودوست‌ دارد كه‌ زيبائي‌ او مورد توجه‌ قرار گيرد.آثار اين‌ غريزه‌را مي‌توان‌ در آراستن‌ لباس‌،آرايش‌ مو،انتخاب‌ لباسهاي‌ نازك‌ ورنگهاي‌مهيّج‌ وغيره‌ مشاهده‌ نمود.

     از نظر اسلام‌ زينت‌ وتجمل‌ زن‌ بايد فقط‌ براي‌ شوهرش‌ باشد.او در مقابل‌شوهرش‌ مي‌تواند زيباترين‌ لباس‌ وغليظ‌ ترين‌ آرايش‌ را بكار برد و هر دفعه‌از نوعي‌ زينت‌ وخودنمائي‌ استفاده‌ نمايد.حتّي‌' مي‌تواند خود را درمقابل‌ اوبرهنه‌ كند.براي‌ شوهرش‌ برقصدو... ودر اين‌ راه‌ محدوديتي‌ وجودنداردوامّاآرايش‌ وزينت‌ براي‌ غير شوهر مخصوصاً در خارج‌ از خانه‌ ،براي‌او حرام‌ وممنوع‌ مي‌باشد.

در حديث‌ نبوي‌ است‌ كه‌ درمعراج‌ وقتي‌ پيغمبر6 از جهنم‌ ديداركرد،افرادي‌ را ديد كه‌ معذبند از جمله‌ فرمود:

«زني‌ را ديدم‌ كه‌ گوشت‌ بدن‌ خود را مي‌خورد.از جبرئيل‌ در باره‌ او سؤال‌كردم‌.فرمود: او در دنيا خود را براي‌ ديگران‌ آرايش‌ مي‌نموده‌ است‌. زني‌ راديدم‌ كه‌ گوشت‌ بدنش‌ را مي‌بريد! فرمود: او زني‌ بود كه‌ خود را به‌ مردان‌عرضه‌ مي‌كرد.»

 همچنين‌ در روايات‌ از اينكه‌ زن‌ عطر زده‌ از خانه‌ خارج‌ شود ،منع‌ شده‌است‌ ازجمله‌ پيغمبراكرم‌6 فرمود:

«هر زني‌ كه‌ عطر بزند و از خانه‌ خارج‌ بشود،تا زماني‌ كه‌ برگردد در لعن‌ملائكه‌ خواهد بود.»

8-ديدن‌ روابط‌ جنسي‌ ديگران‌

     ديدن‌ عمل‌ جنسي‌ باعث‌ انحراف‌ جنسي‌ تماشاگر مي‌شود مخصوصااگر تماشاگر دختر وپسر مجرد تازه‌ به‌ سن‌ بلوغ‌ رسيده‌ باشند.لذا بايد درهنگام‌ حضور نوجوانان‌ در منزل‌ وخانه‌ ومحل‌،والدين‌ مواظب‌ اعمال‌جنسي‌ خود باشند.

     «امام‌ صادق‌(ع‌):درخانه‌اي‌ كه‌ طفلي‌ وجود دارد،با همسر خود مقاربت‌نكنيد،كه‌ آن‌ طفل‌ زناكار مي‌شود ويا فرزنديكه‌ بدنيا مي‌آيد،زناكار مي‌شود.»

آثار سوء اعمال‌ والدين‌ بر روي‌ فرزند

     «جوان‌ 27 ساله‌اي‌ كه‌ پس‌ از سرقت‌ جواهرات‌ وربودن‌ دختر چهارده‌ دختر خردسال‌ وتجاوز به‌ برخي‌ از آنان‌ دستگير شده‌بود،پس‌ازمحاكمه‌در دادگاه‌ 142كيفري‌ يك‌ تهران‌،به‌ دوبار اعدام‌ وسه‌ سال‌زندان‌ وتعزيروپرداخت‌ مهرالمثل‌ محكوم‌ شد.

     بر اساس‌ تحقيقات‌ بازپرس‌،اين‌ جوان‌ داراي‌ انحرافات‌ اخلاقي‌ بوده‌وبراساس‌ اعترافات‌ خودش‌،در گذشته‌ ،وي‌ بارها مورد سوءاستفاده‌     افراد قرارگرفته‌ است‌.

     به‌ گزارش‌ خبرنگار قضايي‌،دستگيري‌ متهم‌ به‌ دنبال‌ اعلام‌شكايت‌بستگان‌ يك‌ دختر هشت‌ ساله‌ به‌ مأموران‌ حوزة‌ انتظامي‌ 28تهران‌ صورت‌ گرفت‌.با طرح‌ اين‌ موضوع‌،پرونده‌اي‌ در دادسرا تشكيل‌شدوبازپرس‌ دستور داد در اين‌ باره‌ بيشتر تحقيق‌ شود.

     مأموران‌ با كمك‌ دختربچه‌ به‌ محل‌ رفتند وپس‌ از چند روزپيگيري‌،خانة‌«مصطفي‌»را شناسايي‌ واورا دستگير كردند.متهم‌دربازجويي‌ به‌ ربودن‌چهارده‌ دختربچه‌ وسرقت‌ طلاهاي‌كودكان‌معصوم‌ وتجاوز به‌ برخي‌ از آنان‌اعتراف‌ كرد.

     اين‌ جوان‌ منحرف‌،در بيان‌ علل‌ انحراف‌ اخلاقي‌ خويش‌گفت‌:درخانوادة‌ من‌ مسائل‌ خلاف‌ زيادي‌ وجود داشت‌،به‌ طوري‌كه‌من‌ارتباط‌هاي‌ آميزشي‌ وروابط‌ جنسي‌ پدر ومادرم‌ رامشاهده‌مي‌كردم‌وآنها ابايي‌ از اين‌ موضوع‌ نداشتند!پدر ومادرم‌،بعضي‌وقتهابدون‌لباس‌ در برابر من‌ ظاهر مي‌شدند واين‌ مسائل‌ مرا تحريك‌مي‌كردوبه‌انحراف‌ اخلاقي‌ سوق‌ مي‌داد...

     طبق‌ نظر صريح‌ كارشناسان‌ روانشناسي‌ كودك‌،تماشاي‌ صحنه‌هاي‌مهيج‌جنسي‌،چه‌ در خانواده‌ وچه‌ در فيلمهاي‌ سينمايي‌ و...بسيار مضّراست‌،چراكه‌ با اين‌ تحريكات‌،كودك‌ درمعرض‌ بلوغ‌ زود رس‌ قرار مي‌گيرد وحساسيت‌وكنجكاوي‌ او را به‌روابط‌ بزرگترها بويژه‌ پدر ومادر بر مي‌انگيزد.واز اين‌جاست‌ كه‌زمينه‌هاي‌ انحراف‌ اخلاقي‌ كودكان‌ونوجوانان‌آغازمي‌گردد.»


نویسنده: مجيد كمالي

احكام‌ روابط‌ دختر و پسر



1-بلوغ‌ جنسي‌ و دردسرهاي‌ آن‌

     بلوغ‌ جنسي‌!

درايّام‌ بلوغ‌ بطور طبيعي‌ دو صفت‌ مطبوع‌ و جذّاب‌ در جوانان‌ نورس‌ بروزمي‌كند: يكي‌ شكفته‌ شدن‌ غريزة‌ جنسي‌ و ديگري‌ طراوت‌ و زيبائي‌ ايّام‌جواني‌. گرچه‌ تمايل‌ جنسي‌ خود بتنهائي‌ عامل‌ مؤثّري‌ براي‌ جلب‌ جنس‌مخالف‌ و حفظ‌ نسل‌ بشر است‌، ولي‌ خداوند اين‌ تمايل‌ آتشين‌ را با زيبائي‌ وجمال‌ دختران‌ و پسران‌ آراسته‌ و از اين‌ راه‌ رغبت‌ آميزش‌ را در آنان‌ سوزان‌تركرده‌ و ميل‌ پيوستگي‌ آنها را به‌ يكديگر تشديد نموده‌ است‌.

 

امّا غريزة‌ جنسي‌!

آغاز بلوغ‌ جنسي‌ از موقعي‌ است‌ كه‌ غدد جنسي‌ از خواب‌ بيدار مي‌شوند وفعاليت‌ پنهاني‌ خود را با همكاري‌ ساير غدد داخلي‌ شروع‌ مي‌كنند.هورمونهاي‌ جنسي‌ را در خون‌ مي‌ريزند و تحول‌ و انقلاب‌ همه‌ جانبه‌اي‌ رادر مزاج‌ آنان‌ بوجود مي‌آورند. در تمام‌ دوران‌ چند سالة‌ بلوغ‌، عوامل‌ فعّال‌بلوغ‌ همچنان‌ بكار خود ادامه‌ مي‌دهند تا نوجوان‌ تازه‌ بالغ‌ را به‌ رشد نهائي‌ وبه‌ عاليترين‌ مدارج‌ قوّت‌ و شدّت‌ جواني‌ برسانند و كلّية‌ مميّزات‌ يك‌ مرد يايك‌ زن‌ كامل‌ را در وي‌ ايجاد و مستقر نمايند.

 اولين‌ نشانة‌ بلوغ‌، رشد سريع‌ بدن‌ مخصوصاً استخوانها است‌. ارتباط‌ رشداستخوان‌ با هورمونهاي‌ جنسي‌ آنقدر زياد است‌ كه‌ مي‌شود با عكسبرداري‌از استخوانها، تاريخ‌ شروع‌ بلوغ‌ جنسي‌ را پيش‌ بيني‌ نمود. روئيدن‌ مو برصورت‌ پسران‌ يكي‌ از نشانه‌هاي‌ بلوغ‌ آنان‌ است‌ ولي‌ در دختران‌ بالغ‌، موي‌نمي‌رويد و اين‌ خود يكي‌ از تفاوتهاي‌ آشكار زن‌ و مرد است‌. بلوغ‌، عامل‌نموّ سريع‌ استخوانها و عضلات‌ و كلية‌ اعضاء داخلي‌ است‌. بلوغ‌، كودكان‌ضعيف‌ را به‌ رشد نهائي‌ بدن‌ و كمال‌ نيرومندي‌ جسم‌ مي‌رساند وآنان‌ را دررديف‌ افراد بزرگ‌ و كامل‌ اجتماع‌ قرار مي‌دهد.

عوامل‌ انقلابي‌ بلوغ‌، نه‌ تنها بر روي‌ بدن‌ اثر مي‌گذارند و باعث‌ رشد سريع‌ وهمه‌ جانبة‌ جسم‌ مي‌شوند بلكه‌ در روان‌ نوجوانان‌ نيز مؤثرند، افكار واخلاق‌ آنان‌ را دگرگون‌ مي‌سازند و انقلاب‌ عميقي‌ در روحشان‌ پديدمي‌آورند، بهمين‌ جهت‌ طرز فكر و خُلقيات‌ نوجوانان‌، با اطفال‌ نابالغ‌ تفاوت‌بسيار دارد. و براي‌ همين‌ است‌ كه‌ هيچگاه‌ بين‌ خواجه‌ها، فلاسفه‌ ودانشمندان‌ بزرگ‌ پيدا نشده‌ است‌. در بين‌ غددِ بدن‌، بيضه‌ها نفوذ و تأثيربيشتري‌ روي‌ قدرت‌ و حالت‌ روحي‌ انسان‌ دارند! و معمولاً هنرمندان‌ وشعراي‌ بزرگ‌ و مقدسين‌ و فاتحين‌، تمايل‌ جنسي‌ شديدي‌ داشته‌اند! و اگركسي‌ اين‌ غدد را از دست‌ بدهد، دچار بحران‌ روحي‌ شده‌ و قسمتي‌ ازفعاليتهاي‌ فكري‌ و حتّي‌ حس‌ّ اخلاقي‌ خود را از دست‌ مي‌دهد.

غريزة‌ جنسي‌ مانند آتش‌ سوزاني‌ است‌ كه‌ از اعماق‌ وجود جوان‌ زبانه‌مي‌كشد و اگر از حدّ طبيعي‌ تجاوز نمايد و اگر بدرستي‌ مهار نشود، قادراست‌ ريشة‌ فضائل‌ اخلاقي‌، دين‌ و مذهب‌ و سعادت‌ انسان‌ را بخشكاند!عمل‌ اين‌ غريزه‌ آنقدر قوي‌ است‌ كه‌ در واقع‌ مركز تحريكات‌ مستقيم‌ براي‌تمام‌ آرزوهاي‌ اعضاء مختلف‌ بدن‌ مي‌گردد.

     بزرگترين‌ پرتگاهي‌ كه‌ در راه‌ زندگي‌ جوانان‌ وجود دارد و اغلب‌ باعث‌سقوط‌ آنان‌ مي‌شود، افراط‌ در اِعمال‌ بعضي‌ از غرائز و اِرضاء پاره‌اي‌ ازشهوات‌ نفساني‌ است‌. هدف‌ برنامه‌هاي‌ ديني‌ و علمي‌ در تربيت‌ جوانان‌اين‌ است‌ كه‌ آنان‌ را در عمل‌ به‌ غريزه‌ها هدايت‌ كرده‌ واز افراط‌ و تفريط‌بركنارشان‌ دارد. اگر غريزة‌ جنسي‌ محدود گردد و در جاي‌ خود بكار برده‌شود، با ساير تمايلات‌ انساني‌ اختلاف‌ و تضادّي‌ نخواهد داشت‌ و جوانان‌مي‌توانند با عمل‌ به‌ غريزه‌ جنسي‌، ساير تمايلات‌ طبيعي‌ و خواهشهاي‌فطري‌ خود را ارضاء نمايند. ولي‌ در جائي‌ كه‌ كنترلي‌ بر اين‌ غريزه‌ نباشد وجوانان‌ بخواهند آن‌ را آزادانه‌ و به‌ هر صورتي‌ كه‌ مايل‌ باشند عمل‌ كنند،ناسازگاري‌ بين‌ تمايلات‌ شروع‌ مي‌شود و چون‌ غريزه‌ جنسي‌ از سايرتمايلات‌ قوي‌تر است‌، اين‌ نبرد به‌ پيروزي‌ غريزه‌ جنسي‌ و شكست‌ سايرتمايلات‌ فطري‌ مي‌انجامد. تمايلات‌ فطري‌ مانند ميل‌ به‌ پاكدامني‌، راستي‌ ودرستي‌، امانتداري‌ و وفاي‌ به‌ عهد كنار مي‌روند و فقط‌ اطفاء غريزه‌ جنسي‌به‌ صورت‌ هدف‌ در مي‌آيد. چيزي‌ كه‌ الا´ن‌ در دنياي‌ غرب‌ به‌ صورت‌ يك‌مسئله‌ طبيعي‌ و عادي‌ درآمده‌ است‌! دختران‌ و پسراني‌ كه‌ بندة‌ شهوت‌ واسير هواي‌ نفسند و در راه‌ جلب‌ لذّت‌ و ارضاي‌ غريزه‌ جنسي‌ به‌ همة‌پستي‌ها و نكبتها تن‌ مي‌دهند و سرانجام‌ در منجلاب‌ فحشاء و بي‌عفّتي‌سقوط‌ مي‌كنند. لذا اميرالمؤمنين‌ علي‌(ع‌) مي‌فرمايد: بندة‌ شهوت‌، از غلام‌زرخريد پَست‌تر است‌!

انحرافاتي‌ كه‌ احياناً دامنگير جواني‌ بشود را مي‌توان‌ يكي‌ از اقسام‌ زيردانست‌. استمناء و استشهاء، لواط‌ (درپسران‌)، مساحقه‌ (در دختران‌)، و زنا،كه‌ همة‌ اينها از نظر اسلام‌ حرام‌ و مجازات‌ دنيوي‌ و اخروي‌ دارد. امّا استمناء واستشهاء كه‌ دربعضي‌ نوجوانان‌ و جوانان‌ ديده‌ شده‌ اولين‌ پلة‌ انحراف‌جنسي‌ است‌، مخصوصاً اگر بصورت‌ عادت‌ و اعتياد در بيايد. كساني‌ كه‌ به‌اين‌ عمل‌ مبادرت‌ مي‌كنند از آثار بد و ضرربار آن‌ نمي‌توانند رهايي‌ يابند. ازجمله‌ آثار آن‌، ضعف‌ چشم‌ و بينائي‌، انزجار از ازدواج‌، خميدگي‌ پشت‌،يأس‌ روحي‌ و عوارض‌ ديگر مي‌باشد.

     راه‌ درمان‌ و يا مبتلا نشدن‌ به‌ اين‌ عمل‌ زشت‌ چند چيز است‌: تنهانبودن‌،زود ازدواج‌ كردن‌، در صورت‌ توانائي‌ روزه‌ گرفتن‌، فاصله‌ گرفتن‌ از افراد مبتلابه‌ آن‌ و شركت‌ فعال‌ در نماز جماعت‌ و ارتباط‌ معنوي‌.

زنان‌ هرزه‌ در لشكر

      «در تاريخ‌ بني‌ اسرائيل‌ آمده‌ است‌ كه‌ وقتي‌ لشكر حضرت‌ موسي‌(ع‌) به‌فرماندهي‌ يوشع‌ بن‌ نون‌(ع‌) تصميم‌ به‌ تصرف‌ شام‌ را گرفتند. حاكم‌ آن‌ ناحيه‌از بلعم‌ باعورا، كه‌ دانشمندي‌ قلاّبي‌ بود درخواست‌ كرد كه‌ راهي‌ براي‌شكست‌ لشكر بني‌اسرائيل‌ به‌ او نشان‌ دهد. بلعم‌ به‌ آنان‌ گفت‌ كه‌ تنها عامل‌شكست‌ اين‌ لشكر زنا! است‌. شما زنان‌ هرزه‌ را به‌ عنوان‌ خريد و فروش‌،ميان‌ لشكر بني‌اسرائيل‌ بفرستيد و به‌ آنها اجازه‌ بدهيد كه‌ خود را در اختيارمردان‌ لشكر بگذارند.

دستور بلعم‌ اجرا شد و زنان‌ هرزه‌ در بين‌ لشكر يوشع‌ رفت‌ و آمد مي‌نمودندو به‌ فسق‌ و فجور با لشكريان‌ مشغول‌ شدند. طولي‌ نكشيد كه‌ در اثر اين‌تماسهاي‌ نامشروع‌، مرضي‌ خطرناك‌ در بين‌ لشكريان‌ پيدا شد و در فاصلة‌چند روز هزاران‌ نفر را كشت‌! اين‌ وضع‌ ادامه‌ داشت‌ تا اينكه‌ يكي‌ از افرادغيرتمند لشكر، نيزة‌ خود را بدست‌ گرفت‌ و به‌ زن‌ و مردي‌ كه‌ درحال‌ زنابودند، حمله‌ كرد و آنان‌ را كشت‌ و اعلام‌ كرد هر كه‌ را در حال‌ عمل‌ نامشروع‌بيابم‌، او را مي‌كشم‌! لشكريان‌ از ترس‌ جان‌، از زنان‌ مذكور فاصله‌ گرفتند و درنتيجه‌ آن‌ مرض‌ مهلك‌ از ميان‌ رفت‌ و لشكر بني‌اسرائيل‌ توانست‌ شام‌ را فتح‌و تصرف‌ كند.

عوامل‌ تحريك‌ جنسي‌

عواملي‌ است‌ كه‌ بلوغ‌ جنسي‌ را زودتر فراهم‌ مي‌كند و يا باعث‌ بيدار شدن‌آن‌ و تحريك‌ آن‌ مي‌شود. از جمله‌ اين‌ عوامل‌:

الف‌: فضاي‌ منزل‌ «مشاهدة‌ عمل‌ زناشوئي‌ والدين‌، پوشش‌ نامناسب‌ محارم‌و...».

ب‌: لباس‌ «لباسهاي‌ چسبان‌ مخصوصاًشورت‌ و مايو».

ج‌: غذا «غذاها و ميوه‌هايي‌ چون‌ موز، پياز، سير، فلفل‌، شيريني‌، زعفران‌،وانيل‌ محرّك‌ مي‌باشند».

د: ديدني‌ها «فيلمها، عكسها و تصاوير شهوت‌ برانگيز و نگاه‌ به‌
جنس‌ مخالف‌».

ذ: شنيدني‌هاي‌ محرّك‌ «شوخي‌ دو زوج‌، موسيقي‌هاي‌ محرك‌، صحبت‌ ازمسائل‌ جنسي‌».

 

 

 

 

 

 

خود ارتباط‌ برقرار نمايد؟

 

2-چگونه‌ يك‌ دختر يا پسر مسلمان‌ مي‌تواند با جنس‌ مخالف‌ خودارتباط‌ برقرار نمايد؟

     براي‌ ارتباط‌ يك‌ پسر با دختري‌ نامحرم‌ دوراه‌ توسط‌ اسلام‌ پيشنهاد شده‌است‌ وغير از اين‌ دو، هيچ‌ راه‌ ديگري‌ نيست‌.

     1-ازدواج‌ دائم‌

ارزش‌ ازدواج‌ در اسلام‌

* پيوند زناشوئي‌ و رابطة‌ قانوني‌ زنان‌ و مردان‌، از نظر آيات‌ و روايات‌،داراي‌ ثمرات‌ و فوائد مهمّي‌ است‌ از جمله‌:

1ـ زناشوئي‌ و توالد:

     آميزش‌ زن‌ و مرد، وسيلة‌ طبيعي‌ توليد نسل‌ است‌، با پيوند ازدواج‌،فرزندان‌ پاك‌ و قانوني‌ متولد مي‌شوند و خلائي‌ را كه‌ بر اثر مرگ‌ نسل‌ سابق‌بوجود مي‌آيد، پر مي‌شود.

«خداوند براي‌ شما از خودتان‌، همسراني‌ قرار داد كه‌ از اين‌ همسران‌،پسران‌ ونوه‌ها متولد مي‌شوند.»

2ـ زناشوئي‌ و محبت‌ :

در ازدواج‌، علاوه‌ بر ارضاء غريزه‌ جنسي‌، بين‌ زن‌ و مرد محبّت‌ ايجادمي‌شود.

«وَ مِن‌ْ آياتِه‌ِ اَن‌ْ خَلَق‌َ لَكُم‌ مِن‌ْ اَنْفُسِكُم‌ْ اَزْو'اجاً لِتَسْكُنُوا اِلَيْها وَ جَعَل‌َ بَيْنَكُم‌ْمَوَدَّة‌ً وَ رَحْمَة‌ً».

«واز جمله‌ آيات‌ الهي‌ اين‌ است‌ كه‌ براي‌ شما از جنس‌ خودتان‌ همسراني‌قرار داد تا آرامش‌ بيابيد و بين‌ شما محبت‌ و دوستي‌ ايجادنمود.»

3ـ زناشوئي‌ و عفت‌:

درايام‌ بلوغ‌ جنسي‌، دختران‌ و پسران‌ در فشار جاذبة‌ نيرومند جنسي‌ قرارمي‌گيرند. اين‌ غريزه‌، ارضاء خود را به‌ هر صورت‌ مي‌طلبد و ممكن‌ است‌جوانان‌ در معرض‌ ناپاكي‌ وبي‌ عفتي‌ قرار بگيرند. ازدواج‌ دائم‌ يا موقت‌، راه‌طبيعي‌ و شرعي‌ و قانوني‌ است‌ كه‌ مي‌تواند خواهش‌ آنان‌ را برآورد و ازتباهي‌ و فساد، مصون‌ نگه‌ دارد.

پيامبر6 فرمود:

«اي‌ گروه‌ جوانان‌! هركه‌ نياز به‌ ازدواج‌ دارد، ازدواج‌ كند كه‌ باعث‌ مي‌شودچشم‌ و عورتش‌ از حرام‌ مصون‌ بماند».

و فرمود:

«اي‌ مردم‌! جبرئيل‌ از طرف‌ خداوند لطيف‌ و دانا نزدم‌ آمد و گفت‌: دختران‌باكره‌ به‌ منزلة‌ ميوه‌هاي‌ درخت‌ هستند كه‌ وقتي‌ رسيدند بايد چيده‌ شوند والاّ گرما و باد اين‌ ميوه‌هارا از بين‌ مي‌برد. دختر هم‌ وقتي‌ بالغ‌ شد بايدازدواج‌ كند و الاّ از فساد آنان‌ نمي‌توان‌ ايمن‌ بود زيرا دختران‌ هم‌ انسان‌هستند.»

4ـ زناشوئي‌ و لباس‌:

قرآن‌ زناشوئي‌ را به‌ لباس‌ تشبيه‌ كرده‌ است‌. زيرا همانطور كه‌ لباس‌ عيوب‌بدن‌ را مي‌پوشاند، ازدواج‌ هم‌ انسان‌ را از بسياري‌ از زشتي‌ها مي‌پوشاند ودور مي‌كند.

«هُن‌َّ لِب'اس‌ٌ لَكُم‌ْ وَ اَنْتُم‌ لِب'اس‌ٌ لَهُن‌َّ».

«زنان‌ لباس‌ شمايند و شما هم‌ لباس‌ آنها هستيد.»

پيامبر6 فرمود:

«هركس‌ مي‌خواهد كه‌ خدا را با پاكي‌ و پاكيزگي‌ ملاقات‌ كند، بايد بوسيلة‌همسرش‌ طلب‌ عفت‌ نمايد.»

درصفحات‌ قبل‌ مطالبي‌ پيرامون‌ ازدواج‌،  آورده‌ شد. اكنون‌ روايات‌ وسخنان‌ بزرگان‌ دين‌ را در اين‌ مورد مرور مي‌كنيم‌.

پيامبرخدا6 فرمود:

«در اسلام‌ محبوبترين‌ بناء در نزد خداوند،بناي‌ ازدواج‌ است‌»

و فرمود:

«ازدواج‌ سنّت‌ من‌ است‌ و هر كه‌ ازدواج‌ نكند از من‌ نيست‌.»

و فرمود:

هرگاه‌ جواني‌ در ابتداي‌ جوانيش‌ ازدواج‌ كند، شيطان‌ ناله‌ مي‌كند: اي‌ واي‌!دينش‌ را از من‌ حفظ‌ نمود.»

و فرمود:

«هرگاه‌ انسان‌ ازدواج‌ كند، نصف‌ دينش‌ رابدست‌ آورده‌ و در نصف‌ ديگربايد تقوا را رعايت‌ كند.»

و فرمود:

«ازدواج‌ كردة‌ در خواب‌، در نزد خداوند از مجردِ روزه‌دار و مشغول‌ نمازبرتر است‌».

«امام‌ رضا7 فرمود: زني‌ به‌ امام‌ باقر7گفت‌: من‌ متبّتلة‌ هستم‌! حضرت‌فرمود: درنزد تو تبتّل‌ به‌ چه‌ معني‌ است‌؟ گفت‌: يعني‌ تصميم‌ دارم‌ كه‌هيچگاه‌ ازدواج‌ نكنم‌.

امام‌ فرمود: چرا؟ گفت‌: مي‌خواهم‌ به‌ اين‌ وسيله‌ داراي‌ فضيلت‌ بشوم‌. امام‌فرمود: از اين‌ تصميم‌ برگرد! زيرا اگر در ازدواج‌ نكردن‌ فضيلتي‌ بود، حضرت‌فاطمه‌3 هم‌ قبل‌ از تو اين‌ كار را مي‌كرد! زيرا هيچكس‌ نمي‌تواند درفضيلتي‌ از فاطمه‌3 پيشي‌ بگيرد.»

آسان‌ بودن‌ ازدواج‌ در اسلام‌

«زني‌ نزد پيامبر آمد وگفت‌ من‌ خودم‌ را بشما بخشيدم‌!(مرا بازدواج‌ خودت‌دربياور!)پيامبر فرمود:من‌ (در اين‌ سن‌)ميلي‌ به‌ زنان‌ ندارم‌.گفت‌:پس‌ مرا به‌هريك‌ از اصحابت‌ مي‌خواهي‌ دربياور!ناگاه‌ مردي‌ ايستاد وگفت‌ اورابه‌ عقدمن‌ دربياور.

حضرت‌ فرمود:آيا چيزي‌ بعنوان‌ مهريه‌ داري‌؟گفت‌ فقط‌ يك‌ عبا دارم‌!فرمود:اگر آن‌ را بدهي‌ براي‌ خودت‌ چيزي‌ نمي‌ماند.آيا از قرآن‌ چيزي‌بلدي‌؟گفت‌:آري‌ سورة‌فلان‌وفلان‌!فرمود:اورا در مقابل‌ آنچه‌ از قرآن‌بلدي‌(وبايد به‌ زنت‌ ياد بدهي‌)بتو تزويج‌ كردم‌.»

گفت‌ بانويي‌ به‌ نزد مصطفي‌جسم‌ وجان‌ خويش‌ بخشيدم‌ تورا

گفت‌ مارا نيست‌ ميلي‌ برنساءگفت‌«زوّجني‌ لمَن‌ْ انت‌َ تشاء»

روي‌ با اصحاب‌ كرد وگفت‌ كيست‌كه‌ برايش‌،فور جز تزويج‌ نيست‌؟

گفت‌ مردي‌ يارسول‌ الله من‌ليك‌ هيچ‌ نيست‌ جز اين‌ پيرهن‌

گفت‌ پيغمبر كه‌ آنَت‌ْ ساتراست‌چيزي‌ از قرآن‌ حقّت‌،از براست‌؟

تا كه‌ كابينش‌ كني‌ در اين‌ نكاح‌گفت‌ آري‌،اين‌ بود عين‌ فلاح‌

 

      غريزه‌ جنسي‌ قويترين‌ غريزه‌ يك‌ انسان‌ بالغ‌ مي‌باشد كه‌ بايد از راه‌درست‌ ارضاء گردد والاّ ممكن‌ است‌ شخص‌ طغيان‌ كرده‌ وبه‌ انحراف‌كشيده‌ شود.بهترين‌ راه‌ براي‌ اشباع‌ اين‌ غريزه‌،ازدواج‌ است‌ كه‌ فطرت‌ انسان‌هم‌ آن‌ را تأييد مي‌كند.وغير از ازدواج‌ از هر راهي‌ كه‌ بخواهد اين‌ غريزه‌ راسير نمايد،منجر به‌ اختلالات‌ وبيماريهاي‌ جسمي‌ وروحي‌ مي‌گردد.

     «امام‌ ششم‌(ع‌):چهار چيز از چهار چيز سير نمي‌شوند:زمين‌ ازباران‌،چشم‌ از نگاه‌،زن‌ از مرد وعالم‌ از علم‌!»

      «پيامبر اسلام‌(ص‌):هركه‌ ازدواج‌ كند،نصف‌ دين‌ خود را حفظ‌كرده‌ است‌ ودر نصف‌ ديگر بايد تقوا پيشه‌ كند.»

     «پيامبر اسلام‌(ص‌):بدترين‌ مردان‌ شما، عزبانند(مجردان‌)!»

     «امام‌ محمدباقر(ع‌):دوست‌ ندارم‌ كه‌ دنيا وآنچه‌ در دنياست‌داشته‌ باشم‌ ولي‌ يكشب‌ بي‌ همسر بخوابم‌.»

     «آمده‌ است‌ كه‌ سه‌ نفرزن‌ نزد پيامبر اسلام‌ (ص‌) آمدند.يكي‌ ازآنها گفت‌:شوهرم‌ گوشت‌ نمي‌خورد! ديگري‌ گفت‌:شوهرم‌ بوي‌خوش‌ استعمال‌ نمي‌كند! سومي‌ گفت‌:شوهرم‌ با زنش‌ نزديكي‌نمي‌كند.

     رسولخدا(ص‌) از خانه‌ بيرون‌ رفت‌ واز روي‌ غضب‌ عباي‌خودرا برزمين‌ مي‌كشيد.وقتي‌ وارد مسجد شد،برمنبر بالا رفت‌وپس‌ از حمد وثناي‌ الهي‌،فرمود:چرا عده‌اي‌ از اصحاب‌ من‌گوشت‌ نمي‌خورند وبوي‌ خوش‌ استعمال‌ نمي‌كنند ونزديك‌ زنان‌نمي‌روند؟من‌ گوشت‌ مي‌خورم‌.بوي‌ خوش‌ استعمال‌ مي‌كنم‌وبنزد زنان‌ مي‌روم‌ وهركه‌ سنّت‌ مراعمل‌ نكند از من‌ نيست‌.»

     «رسولخدا(ص‌):دوركعت‌ نماز ازدواج‌ كرده‌ برتر است‌ ازهفتاد ركعت‌ نماز فرد مجرد!»

«رسولخدا(ص‌):كسيكه‌ ازدواج‌ كرده‌ وخواب‌ است‌ در نزد خدااز مجرديكه‌ روزه‌ بوده‌ وشبهابه‌ عبادت‌ مشغول‌ است‌،برتراست‌.»

      اگر اسلام‌از زنا وروابط‌ نامشروع‌ نهي‌ كرده‌ است‌ براي‌ جلوگيري‌ ازعواقب‌ خانمان‌ برانداز آن‌ است‌.زنا پرده‌هاي‌ حيا را بخصوص‌ در زنان‌ از بين‌مي‌برد.محبتهاي‌ زن‌ وشوهري‌ ووفاداريهارا به‌ خيانت‌ نسبت‌ بهم‌،تبديل‌مي‌كند.وقت‌ شريف‌ وباارزش‌ را در افراط‌ گريهاي‌ جنسي‌ صرف‌مي‌نمايد.زن‌ ومرديكه‌ از راه‌ قانوني‌ باهم‌ ازدواج‌ كنند،درغير از سالهاي‌ اوليه‌ازدواج‌،با هفته‌اي‌ دويا سه‌ بار نزديكي‌ اشباع‌ ميشوند

وبا خيال‌ راحت‌ وآرامش‌ كامل‌ به‌ انجام‌ وظايف‌ خود مي‌پردازند.ولي‌ زن‌ويامرديكه‌ ارتباطات‌ نامشروع‌ دارند،اوقات‌ زيادي‌ را صرف‌ اين‌ حس‌سيري‌ناپذير مي‌كنند وگاهي‌ علاقه‌ موقتي‌ به‌ يك‌ نفر پيدا مي‌كنند ولي‌همينكه‌ پاي‌ نفر ديگري‌ بميدان‌ آمد از اولي‌ دل‌ مي‌كنند كه‌ بقول‌معروف‌«لكل‌ جديدٍ لذة‌!»براي‌ هر جديد وتازه‌اي‌ لذت‌ خاصي‌ است‌.

     اين‌ افراد آرامش‌ خيال‌ ندارند زيرا زنا برخلاف‌ فطرت‌ پاك‌ آدمي‌است‌.والبته‌ از اثرات‌ زيانبار آن‌ كه‌ متلاشي‌ شدن‌ كانونهاي‌خانواده‌ها،بچه‌هاي‌ نامشروع‌،ناآراميهاي‌ ذهني‌واز همه‌ مهمتر ميل‌ افرادزناكار به‌ ايجاد فساد درجامعه‌ وميل‌ به‌ ظلم‌ وستم‌ ودروغ‌ وكجرويها مصون‌نخواهند ماند.فردزناكار از نظر اسلام‌ صلاحيت‌ قضاوت‌،شهادت‌ دردادگاه‌،امامت‌ جماعت‌،مرجعيت‌ واجتهادو...ندارد.

     در روايات‌ آمده‌ كه‌ از علامتهاي‌ دشمني‌ با اهلبيت‌ زنازادگي‌ است‌ وآمده‌كه‌ كسي‌ با اهلبيت‌ دشمني‌ نمي‌ورزد مگر اينكه‌ بچة‌ زنا ويا بچه‌حيض‌!باشد.

     چه‌ پولهاي‌ هنگفتي‌ كه‌ انسان‌هاي‌ جامانده‌ از حقيقت‌ صرف‌ ارضاءجنسي‌ نامشروع‌ خود نمي‌كنند.چه‌ پولهايي‌ كه‌ به‌ زن‌هاي‌ فاحشه‌مي‌پردازند مثلا شخصي‌ مي‌گفت‌ كه‌ درسال‌ دوياسه‌ بار به‌ تركيه‌ رفته‌ وچندشبي‌ در هتل‌ مانده‌ ومبالغي‌ را صرف‌ هتل‌ ومادام‌!!نموده‌ وسپس‌ بادست‌خالي‌!به‌ كشورمراجعت‌ مي‌نمايد درحاليكه‌ اگر اين‌ پولهارا صرف‌ ازدواج‌قانوني‌ وشرعي‌ مي‌كرد ميتوانست‌ همواره‌ از همسري‌ كه‌ فقط‌ متعلق‌ به‌اوست‌ وشريك‌ زندگي‌ اوست‌ بهره‌ هاي‌ فراواني‌ در مسائل‌ مختلف‌ زندگي‌ببرد.

     وچه‌ پولهايي‌ كه‌ اين‌ افرادصرف‌ خريد ماهواره‌ وفيلمهاي‌ مبتذل‌ براي‌فقط‌ لذت‌ چشمها!نمي‌كنند.درحاليكه‌ ميتوانند با اين‌ پولها كارهايي‌ كه‌ بدردخود وخانواده‌ وكشور ودنيايشان‌ بخورد انجام‌ دهند.

     طبق‌ آمار يكسوم‌ كودكان‌ انگليس‌ حرام‌ زاده‌ هستند!وبقيه‌ كشورهاي‌اروپائي‌ وكشورهايي‌ كه‌ درآنها بي‌ بند وباري‌ بعنوان‌ يك‌ عمل‌ بد تلقي‌نمي‌شود نيز كم‌ وبيش‌ همين‌ آمارهارا دارند.

     اين‌ كودكان‌ در آينده‌ در سراسر كشور هركدام‌ در جايگاه‌ خود زندگي‌خواهند كرد.بعضي‌ در كارهاي‌ سياسي‌ وبعضي‌ پستهاي‌ حساس‌ را بدست‌خواهند گرفت‌ وبعضي‌ در بازار وتجارت‌ وعده‌ اي‌ درآموزش‌ وپرورش‌ ودرطبابت‌ ودرجاهاي‌ ديگر مشغول‌ بكار مي‌شوند.

     كشوريكه‌ مسئولينش‌ از فرزندان‌ حرام‌ به‌ عمل‌ آمده‌ باشند آيندة‌ سالمي‌نخواهد داشت‌.بلكه‌ كساني‌ مثل‌ شارون‌ وجرج‌ بوش‌ وبيل‌ كلينتون‌ وامثال‌ اوقدرت‌ را بدست‌ مي‌گيرند كه‌ از كشتار مردم‌ مستضعف‌ ومحروم‌ ومخصوصاملت‌هاي‌ مسلمان‌ لذت‌ مي‌برند.كسانيكه‌ فاقد ترحم‌ نسبت‌ به‌ انسانهاهستند وفقط‌ خود ومردم‌ خودرا مي‌بينند وبراي‌ هيچ‌ كس‌ ديگري‌ ارزش‌واحترام‌ قائل‌ نيستند.

 

 


نویسنده: مجيد كمالي
ادامه مطلب ...

احکام ازدواج

سؤال 1_ عقد ازدواج چیست؟

جواب _ به سبب عقد ازدواج، زن به مرد حلال می شود.

س 2_ ازدواج بر چند قسم است؟

ج _ ازدواج بر دو قسم است: 1_ دائم، 2_ غیر دائم.

س 3_ عقد دائم چگونه است؟

ج _ عقد دائم یعنی مدّت زناشویی در آن معیّن نشود، و زنی را که به این قسم عقد می کنند « دائمه » گویند.

س 4_ عقد غیر دائم چگونه است؟

ج _ عقد غیر دائم یا موقّت، یعنی مدّت زناشویی در آن معیّن شود، مثلاً زن را به مدّت یک ساعت، یا یک روز، یا یک ماه، یا یک سال و یا بیشتر، عقد نمایند و زنی را که به این قسم عقد کنند « مُتعه » و « صیغه » می نامند.

س 5_ خواندن صیغۀ عقد در ازدواج چگونه است؟

ج _ در زناشویی چه دایم و چه غیر دایم، باید صیغۀ عقد خوانده شود و تنها راضی بودن زن و مرد کافی نیست، و صیغۀ عقد را یا خود زن و مرد می خوانند و یا دیگری را وکیل می کنند که از طرف آنان بخواند.

س 6_ آیا لازم است وکیل مرد باشد؟

ج _ وکیل لازم نیست مرد باشد، زن نیز می تواند برای خواند صیغۀ عقد از طرف دیگری، وکیل شود.

س 7_ زن و مرد چه وقتی می توانند به یکدیگر نگاه محرمانه نمایند؟

ج _ زن و مرد تا یقین نکنند وکیل آنها صیغه را خوانده است، نمی توانند به یکدیگر نگاه مَحرمانه نمایند و گمان به اینکه وکیل صیغه را خوانده است کفایت نمی کند، ولی اگر وکیل بگوید: صیغه را خوانده ام، کافی است.

س 8_ اگر زنی شخصی را وکیل کند که در چند روزی او را به عقد مردی در آورد، حکم آن چیست؟

ج _ اگر زنی شخصی را وکیل کند که مثلاً ده روز، او را به عقد مردی در آورد، و ابتدای ده روز را معیّن نکند، وکیل می تواند هر وقت بخواهد، او را ده روز، به عقد آن مرد در آورد، ولی اگر معلوم باشد که زن، روز یا ساعت معینی را قصد کرده، باید عقد را مطابق قصد او بخواند.

س 9_ آیا یک نفر می تواند برای خواند صیغۀ عقد، از طرف دو نفر وکیل شود؟

ج _ یک نفر می تواند برای خواند صیغۀ عقد دائم، یا غیر دائم از طرف دو نفر وکیل شود. و نیز می تواند از طرف زن وکیل شود و او را برای خود، به صورت دائم یا غیر دائم عقد کند، ولی بنابر احتیاط مستحب، عقد را دو نفر بخوانند.

کیفیت خواندن عقد دائم

س 10_ اگر صیغۀ عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند، حکم آن چگونه است؟

ج _ باید پس از تعیین مهر، اوّل زن بگوید: « زَوَّجتُکَ نَفسي عَلَی الصِّداق المَعلُوم » یعنی « خود را به ازدواج تو در آوردم به مهری که معین شده است »، پس از آن بدون فاصله مرد بگوید: « قَبِلتُ التَّزویجَ » یعنی « قبول کردم ازدواج را » در این صورت عقد صحیح است.

س 11_ اگر زن و مرد، دیگری را وکیل کنند، حکم آن چگونه است؟

ج _ اگر زن و مرد، دیگری را وکیل کنند که از طرف آنها صیغۀ عقد را بخواند، چنانچه مثلاً اسم مرد احمد و اسم زن، فاطمه باشد و وکیل زن بگوید: « زَوَّجتُ مُوَکِّلَتي فاطمه مُوَکِّلَکَ احمَد عَلَی الصِّداق المعلُوم »، پس بدون فاصله، وکیل مرد بگوید: « قَبِلتَ لِمُوَکِّلي احمد عَلَی الصِّداق »، صحیح می باشد.

س 12_ آیا واجب است لفظی را که مرد می گوید، با لفظی که زن می گوید، مطابق باشد؟

ج _ واجب نیست لفظی را که مرد می گوید، با لفظی که زن می گوید مطابق باشد، بنابراین اگر زن « زَوَّجتُ » بگوید، مرد می تواند « قَبِلتَ التَّزویجَ » یا « قَبِلتَ النِّکاحَ » بگوید.

کیفیت خواندن عقد موقّت

س 13_ اگر خود زن و مرد، بخواهند صیغۀ عقد غیر دائم را بخوانند، حکم آن چگونه است؟

ج _ بعد از آنکه مدّت و مهر را معیّن کردند، چنانچه زن بگوید: « زَوَّجتُکَ نَفسي في المُدَّةِ المَعلُومَةِ عَلَی المَهرَ المَعلُوم »، بعد بدون فاصله مرد بگوید: « قَبِلتُ » صحیح است.

س 14_ اگر دیگری را وکیل کنند، حکم آن چیست؟

ج _ اول وکیل زن به وکیل مرد بگوید: « مَتَّعتُ مُوَکِّلَتي مُوَکِّلَکَ في المُدَّةِ المَعلُومَةِ عَلَی المَهرِ المَعلُوم »، پس بدون فاصله وکیل مرد بگوید: « قَبِلتُ لِمُوَکِّلي هکذا » صحیح می باشد.

شرایط عقد

س 15_ شرایط عقد ازدواج کدام است؟

ج _ عقد ازدواج 5 شرط دارد:

اول: به زبان عربی صحیح خوانده شود و اگر خود مرد و زن نتوانند، صیغه را به عربی صحیح بخوانند، چنانچه ممکن باشد، بنابر احتیاط واجب باید کسی را که می تواند به عربی صحیح بخواند، وکیل کنند و اگر ممکن نباشد، خودشان می توانند به غیر عربی بخوانند، اما باید لفظی بگویند که معنای « زَوَّجتُ » و « قَبِلتَ » را بفهماند.

دوم: مرد و زن، یا وکیل آنها که صیغۀ عقد را می خوانند، قصد انشاء داشته باشند، یعنی اگر خود مرد و زن صیغه را می خوانند، زن به گفتن « زَوَّجتُکَ نَفسي » قصدش این باشد که خود را زن او قرار دهد و مرد به گفتن « قبلت التّزویج » زن بودن او را برای خود قبول نماید. و اگر وکیل مرد و زن، صیغه را می خوانند، به گفتن « زوّجت » و « قبلت » قصدشان این باشد که مرد و زنی که آنان را وکیل کرده اند، زن و شوهر شدند.

سوم: کسی که صیغۀ عقد را می خواند بالغ و عاقل باشد، چه برای خودش بخواند یا از طرف دیگری وکیل شده باشد، اگر چه در وکیل اشتراط بلوغ و عدم کفایت رشد بنابر احتیاط است.

چهارم: اگر وکیل زن و شوهر یا ولیّ آنها، صیغۀ عقد را می خوانند، در عقد زن و شوهر را معین کنند، مثلاً اسم آنها را ببرند یا به آنها اشاره نمایند، پس کسی که چند دختر دارد، اگر به مردی بگوید: « زَوَّجتُکَ إحدی بَناتي » یعنی یکی از دخترانم را به ازدواج تو در آوردم، و او بگوید: « قبلتُ » یعنی قبول کردم، چون در هنگام عقد، دختر را معین نکرده اند، عقد باطل است.

پنجم: زن و مرد به ازدواج راضی باشند، ولی اگر زن در ظاهر با کراهت اجازه دهد و معلوم باشد قلباً راضی است، عقد صحیح است.

س 16_ اگر در عقد ازدواج یک حرف غلط خوانده شود که معنای آن را عوض کند، حکم آن عقد چیست؟

ج _ بنابر احتیاط عقد باطل است.

س 17_ کسی که دستور زبان عربی را نمی داند، اگر قرائتش صحی باشد و معنای صیغۀ عقد را بداند و آن را قصد نماید، آیا می تواند عقد بخواند؟

ج _ بله، می تواند عقد بخواند.

س 18_ اگر زنی را برای مردی، بدون اجازۀ آنان عقد کنند و بعد زن و مرد بگویند به آن عقد راضی هستیم، آیا عقد صحیح است؟

ج _ بله، عقد صحیح است.

س 19_ اگر زن و مرد یا یکی از آن دو را به ازدواج مجبور نمایند و بعد از خواندن عقد، راضی شوند و بگویند به آن عقد راضی هستم، حکم آن چیست؟

ج _ بنابر احتیاط مستحب دوباره عقد را بخوانند.

س 20_ آیا پدر و جدّ پدری می توانند برای فرزند نابالغ یا دیوانۀ خود که در حال دیوانگی بالغ شده است، همسر بگیرند؟

ج _ بله، می توانند برای آنها همسر بگیرند.

س 21_ بعد از آنکه طفل بالغ شد و یا دیوانه عاقل گردید، آیا می تواند آن عقد را بر هم بزند؟

ج _ اگر ازدواجی که برای او کرده اند، مفسده ای نداشته، بنابر احتیاط نمی تواند آن را بر هم بزند، اما اگر مفسده ای داشته، می تواند آن را بر هم بزند.

س 22_ دختری که به سن بلوغ رسیده و رشیده است، برای ازدواج چه باید بکند؟

ج _ دختری که به سن بلوغ رسیده و رشیده است، یعنی مصلحت خود را تشخیص می دهد، اگر بخواهد شوهر کند، چنانچه باکره باشد، بنابر احتیاط باید از پدر، یا جدّ پدری خود اجازه بگیرد، اما اجازۀ مادر و برادر، لازم نیست.

س 23_ در چه صورت اجازه پدر و جدّ، برای دختر لازم نیست؟

ج _ اگر پدر و جدّ پدری غایب باشند، به طوری که نتوان از آنها اجازه گرفت، یا دختر باکره نباشد، اجازۀ پدر و جدّ لازم نیست.

س 24_ اگر پدر یا جدّ پدری، برای پسر نابالغ خود زن بگیرد، پسر بعد از بالغ شدن چه باید بکند؟

ج _ باید خرج آن زن را بدهد.

س 25_ اگر پدر یا جدّ پدری برای پسر نابالغ خود زن بگیرد، پرداخت مهریۀ زن چگونه است؟

ج _ چنانچه پسر در هنگام عقد، مالی داشته، مهر زن را بدهکار است و اگر در موقع عقد، مالی نداشته، بنابر احتیاط باید پدر یا جدّ او، مهر زن را بدهند.

بر هم زدن عقد ازدواج

س 26_ مرد چگونه می تواند عقد را بر هم بزند؟

ج _ اگر مرد بعد از عقد بفهمد، زن یکی از این هفت عیب را داراست می تواند عقد را بر هم بزند:

اول: دیوانگی

دوم: بیماری خوره

سوم: بیماری بَرَص

چهارم: کوری

پنجم: زمین گیر بودن

ششم: افضا بودن، یعنی راه بول و حیض، یا راه حیض و غایط زن یکی شده باشد.

هفتم: گوشت، یا استخوانی در فرج او باشد که مانع نزدیکی شود.

س 27_ زن چگونه می تواند عقد را بر هم بزند؟

ج _ اگر زن، بعد از عقد بفهمد شوهر او دیوانه است، یا آلت مردی ندارد، یا مرضی دارد که نمی تواند نزدیکی نماید و یا تخمهای او را کشیده اند، می تواند عقد را بر هم بزند.

س 28_ در چه صورت است که مرد و زن باید بدون طلاق از هم جدا شوند؟

ج _ اگر مرد یا زن، به جهت یکی از عیبهای که در دو مسأله پیش گفته شد، عقد را بر هم بزند، باید بدون طلاق از هم جدا شوند.

س 29_ حکم پرداخت مهریه در این دو مسأله چیست؟

ج _ اگر به جهت آنکه مرد نمی تواند نزدیکی کند زن عقد را بر هم بزند، شوهر باید نصف مهر را بدهد، ولی اگر به جهت یکی دیگر از عیبها، مرد یا زن، عقد را بر هم بزند، چنانچه مرد با زن نزدیکی نکرده باشد، چیزی بر او نیست، اما اگر نزدیکی کرده باید تمام مهر را بدهد.

 

زنهایی که ازدواج به آنها حرام است

 

س 30_ ازدواج به چه زنهایی حرام است؟

ج _ ازدواج با زنهایی که با انسان مَحرم هستند، حرام است، مانند مادر، دختر، خواهر، مادر زن، عمّه، خاله، مادر بزرگ، نوه دختر برادر، دختر خواهر، زن پدر و زن پسر.

س 31_ اگر کسی زنی را برای خود عقد نماید، چه کسانی بر او مَحرم می شوند؟

ج _ اگر کسی زنی را برای خود عقد نماید، اگر چه با او نزدیکی نکند، مادر، مادرِ مادر آن زن و مادرِ پدر او هر چه بالا روند، با آن مرد محرم می شوند و نمی تواند با آنها ازدواج کند.

س 32_ اگر زنی را عقد کند و با او نزدیکی نماید، چه کسانی بر او محرم می شوند؟

ج _ دختر و نوۀ دختری و پسری آن زن هر چه پایین روند، چه در وقت عقد باشند یا بعد به دنیا بیایند، با آن مرد محرم می شوند.

س 33_ اگر با زنی که برای خود عقد کرده، نزدیکی نکرده باشد، آیا می تواند با دختر آن زن ازدواج کند؟

ج _ تا وقتی آن زن در عقد اوست، نمی تواند با دختر او ازدواج کند.

س 34_ افرادی که از خانوادۀ پدر و مادر به انسان محرم هستند چه کسانی هستند؟

ج _ عمّه و خالۀ پدر، عمّه و خالۀ پدرِ پدر، عمّه و خالۀ مادر و عمّه و خالۀ مادرِ مادر، هر چه بالا روند با انسان محرمند.

س 35_ چه کسانی با زنِ شخص، محرم هستند؟

ج _ پدر و جدّ شوهر، هر چه بالا روند و پسر و نوۀ پسری و دختری او هر چه پایین آیند، چه در موقع عقد باشند، یا بعد با دنیا بیایند، با زن او محرم هستند.

س 36_ آیا می توان با خواهر زن ازدواج کرد؟

ج _ اگر زنی را برای خود عقد کند، چه دائم باشد و چه موقت، تا وقتی که آن زن در عقد اوست، نمی تواند با خواهر آن زن ازدواج نماید.

س 37_ اگر شخصی زن خود را طلاق دهد تا چه موقعی نمی تواند با خواهر او ازدواج کند؟

ج _ اگر شخصی زن خود را به صورتی که در احکام طلاق گفته می شود « طلاق رجعی » دهد، در بین عدّه نمی تواند خواهر او را عقد نماید، لکن در عدّۀ « طلاق باین » که بعد بیان می شود، بنابر احتیاط مستحب با خواهر او ازدواج نکند و اما اگر زنی را مُتغه نماید، بنابر احتیاط واجب از ازدواج با خواهر او، در مدت عدّه، هر چند مدت مُتعه گدشته و یا متمتّع مدّت را بخشیده باشد، خودداری نماید.

س 38_ آیا انسان می تواند با خواهر زاده و برادر زادۀ زنش ازدواج کند؟

ج _ بله، ولی انسان نمی تواند بدون اجازۀ زن خود، با خواهر زاده و برادر زادۀ او ازدواج کند و اگر بدون اجازۀ زنش آنان را عقد نماید و بعد زن بگوید به آن عقد راضی هستم، اشکال ندارد.

س 39_ اگر زن بفهمد شوهرش، برادر زاده و یا خواهر زادۀ او را عقد کرده و حرفی نزند، چنانچه بعد رضایت ندهد، عقد آنان چگونه است؟

ج _ عقد آنان باطل است.

س 40_ اگر انسان پیش از ازدواج با دختر عمّه یا دختر خالۀ خود، با مادر آنان زنا کند، آیا می تواند با آنان ازدواج کند؟

ج _ دیگر نمی تواند با آنان ازدواج کند.

س 41_ اگر با دختر عمّه یا دختر خالۀ خود، ازدواج نماید و پیش از آنکه با آنان نزدیکی کند با مادرشان زنا نماید، حکم آن چیست؟

ج _ بنابر احتیاط مستحب از آنها جدا شود.

س 42_ اگر با زنی، غیر از عمّه و خالۀ خود زنا کند، آیا می تواند با دختر او ازدواج کند؟

ج _ بنابر احتیاط مستحب با دختر او ازدواج نکند.

س 43_ اگر زنی را عقد نماید و با او نزدیکی کند، سپس با مادر او زنا کند، آن زن بر او حرام می شود؟

ج _ خیر، آن زن بر او حرام نمی شود. و همچنین است اگر پیش از آنکه با او نزدیکی کند با مادر او زنا نماید، گر چه بنابر احتیاط مستحب، از آن زن با طلاق جدا شود.

س 44_ آیا زن مسلمان می تواند به عقد کافر در آید؟

ج _ زن مسلمان نمی تواند به عقد کافر درآید، چه اهل کتاب باشد یا کتاب نداشته باشد.

س 45_ آیا مرد مسلمان می تواند با زن کافر ازدواج کند؟

ج _ مرد مسلمان نمی تواند با زنهای کافر که اهل کتاب نیستند ازدواج کند، ولی ازدواج با زنهای اهل کتاب یعنی یهود، نصاری و مجوس، به عقد دائم یا موقت، مانعی ندارد.

س 46_ اگر با زنی که در عدّۀ طلاق است زنا کند، حکم آن چیست؟

ج _ اگر با زنی که در عدّۀ طلاق رجعی است، زنا کند آن زن بر او حرام می شود و اگر با زنی که در عدّۀ متعه، یا طلاق باین و یا عدّۀ وفات است زنا کند، بعداً می تواند او را عقد نماید، اگر چه بنابر احتیاط مستحب با او ازدواج نکند. معنای « طلاق رجعی »، « طلاق باین »، « عدّۀ متعه » و « عدّۀ وفات » در احکام طلاق گفته خواهد شد.

س 47_ اگر با زن بی شوهری که در عدّه نیست زنا کند، آیا می تواند آن زن را برای خود عقد نماید؟

ج _ می تواند آن زن را برای خود عقد نماید، ولی بنابر احتیاط مستحب صبر کند تا آن زن حیض ببیند، سپس او را عقد نماید و همچنین است اگر دیگری بخواهد آن زن را عقد نماید.

س 48_ اگر زنی را که در عدّۀ دیگری است برای خود عقد کند، چنانچه مرد و زن، یا یکی از آنان بداندکه عدّۀ زن تمام نشده و بدانند عقد کردن زن در عدّه، حرام است، حکم آن چیست؟

ج _ آن زن بر او حرام می شود، اگر چه مرد بعد از عقد، با آن زن نزدیکی نکرده باشد.

س 49_ اگر زنی را برای خود عقد کند و بعد معلوم شود که در عدّه بوده، چنانچه هیچ کدام نمی دانسته اند زن در عدّه است و نمی دانسته اند عقد کردن زن در عدّه حرام است، در صورتی که مرد با او نزدیکی کرده باشد، حکم آن چیست؟

ج _ آن زن بر او حرام می شود.

س 50_ اگر انسان بداند زنی شوهر دارد و با او ازدواج کند، چه باید بکند؟

ج _ باید از او جدا شود، و بعد نیز او را برای خود عقد نکند.

س 51_ زن شوهر دار، اگر زنا بدهد، آیا بر شوهر خود حرامی می شود؟

ج _ بر شوهر خود حرام نمی شود و چنانچه توبه نکند و بر عمل خود باقی باشد، بهتر است شوهر او را طلاق دهد، ولی باید مهرش را بدهد.

س 52_ زنی را که طلاق داده اند و زنی که متعه بوده و شوهرش مدت او را بخشیده یا مدّتش تمام شده، چنانچه بعد از مدتی دوباره شوهر کند و بعد شک کند هنگام عقد شوهر دوم، عدّۀ شوهر اول تمام بوده یا نه، چه باید بکند؟

ج _ نباید به شک خود اعتنا کند.

س 53_ آیا شخص لواط کننده می تواند با مادر، خواهر و یا دخترِ لواط داده ازدواج کند؟

ج _ مادر، خواهر و دخترِ پسری که لواط داده بر لواط کننده حرام است، در صورتی که لواط کننده بالغ و لواط داده نابالغ باشد. ولی اگر گمان کند که دخول نشده، یا شک کند دخول شده یا نه، بر او حرام نمی شوند.

س 54_ اگر با مادر، یا خواهر و یا دختر کسی ازدواج نماید و بعد از ازدواج با آن شخصی لواط کند، آیا آنها بر او حرام می شوند؟

ج _ آنها بر او حرام نمی شوند.

س 55_ اگر کسی در حال احرام که در احکام حج گذشت، با زنی ازدواج کند، حکم آن چیست؟

ج _ عقد او باطل است. و چنانچه می دانسته زن گرفتن بر او حرام است، دیگر نمی تواند آن زن را عقد کند.

س 56_ اگر زنی که در حال احرام است با مردی که در حال احرام نیست ازدواج کند، حکم آن چیست؟

ج _ عقد او باطل است و اگر زن می دانسته ازدواج کردن در حال احرام حرام است، بنابر احتیاط واجب بعداً با آن مرد ازدواج نکند.

س 57_ اگر مرد یا زن « طواف نساء » را که یکی از اعمال حج است انجام ندهند، حکم آن چیست؟

ج _ اگر مرد بجا نیاورد، زن بر او حرام می شود و نیز اگر زن بجا نیاورد و شوهرش بر او حرام می شود، ولی اگر بعد، « طواف نساء » را انجام دهند، یا نایب بگیرند که آن را انجام دهد، به یکدیگر حلال می شوند.

س 58_ اگر کسی دختر نابالغی را برای خود عقد کند و پیش از آنکه نُه سال دختر تمام شود، با او نزدیکی کند، چه إفضا شده باشد یا نه، حکم آن چیست؟

ج _ نزدیکی با او بنابر اظهر حرام نیست.

س 59_ چه موقع است که زن بر شوهرش حرامی می شود؟

ج _ زنی را که در سه نوبت طلاق داده اند، بر شوهرش حرام می شود.

س 60_ زنی را که در سه نوبت طلاق داده اند، چگونه شوهر اول می تواند دوباره او را برای خود عقد نماید؟

ج _ اگر با شرایطی که در احکام طلاق گفته می شود، یا مرد دیگری ازدواج کند سپس طلاق بگیرد، شوهر اول می تواند دوباره او را برای خود عقد نماید.

منبع":مطابق با فتاواي ايت الله شيرازي


نویسنده: مجيد كمالي

احكام جنابت

سئوال 1_ چه چيزهايي باعث غسل جنابت مي شود؟

جواب ـ انسان با دو چيز جنب مي شود: 1_ جماع يعني نزديكي و مقاربت 2_ بيرون آمدن مني چه در خواب باشد  يا در بيداري، كم باشد يا زياد، با شهوت باشد يا بي شهوت، با اختيار باشد يا بي اختيار.

س 2_ اگر رطوبتي از انسان خارج شد در چه صورت حكم مني را دارد؟

ج ـ اگر رطوبتي از انسان خارج شود و نداند مني است يا بول و يا غير آن چنانچه با شهوت و جستن بيرون آمده و بعد از بيرون آمدن بدن سست شود آن رطوبت حكم مني را دارد.

س 3_ اگر رطوبتي از انسان خارج شود و آثار سه گانه مني را نداشت چه حكمي دارد؟

ج ـ اگر هيچ يك از آن سه نشانه يا بعضي از آنها را نداشته باشد حكم مني ندارد.

س 4_ آيا وجود نشانهاي سه گانه در مورد شخص بيمار نيز بايد رعايت شود؟

ج ـ  در بيمار لازم نيست آن آب با جستن بيرون آمده باشد بلكه اگر با شهوت بيرون آيد و در موقع بيرون آمدن بدن سست شود در حكم مني است.

س 5_ اگر از مردي كه بيمار نيست آبي خارج شود كه يكي از سه نشانه اي را كه گفته شد نداشته باشد، چه وظيفه اي دارد؟

ج ـ  اگر يكي از نشانه هاي گفته شده را داشته باشد و نداند نشانه هاي ديگر را داشته يا نه چنانچه پيش از بيرون آمدن آن آب وضو داشته همان وضو كافي خواهد بود و اگر وضو نداشته فقط بايد وضو بگيرد و احتياط مستحب است كه غسل هم انجام دهد.

س 6_ چه چيزي بعد از بيرون آمدن مني مستحب است؟

ج ـ ‌مستحب است بول كند.

س 7_ اگر بعد از خروج مني بول نكند چه محذوري براي شخص پيش مي آيد؟

ج ـ اگر بول نكند بعد از غسل رطوبتي از او بيرون آيد كه نداند مني است يا رطوبت ديگر حكم مني دارد.

س 8_ در چه صورتي انسان جنب مي شود و غسل بر او واجب مي گردد؟

ج ـ  اگر انسان جماع كند و به اندازه ختنه گاه يا بيشتر داخل شود، در زن باشد يا در مرد در قبل باشد يا دبر ، بالغ باشد يا نابالغ اگر چه مني بيرون نيايد هر دو جنب مي شوند.

س 9_ وظيفه كسي كه شك دارد به اندازه ختنه گاه داخل شده يا نه چيست؟

ج ـ غسل بر او واجب نيست.

س 10_ اگر حيواني را وطي كند چه وظيفه اي متوجه اوست؟

ج ـ  اگر حيواني را  وطي كند يعني با او نزديكي نمايد و مني از او بيرون آيد غسل تنها كافي است.

س 11_ اگر بعد از  وطي مني بيرون نيايد چه وظيفه اي دارد؟

ج ـ  چنانچه پيش از وطي وضو داشته باشد غسل تنها كافي است و اگر وضو نداشته باشد بنا بر احتياط واجب بعد از غسل وضو نيز بگيرد.

س 12_ اگر مني از جاي خود حركت كند و بيرون نيايد چه تكليفي داريم؟

ج ـ اگر مني از جاي خود حركت كند و بيرون نيايد يا انسان شك كند مني از او بيرون آمده يا نه غسل بر او واجب نيست.

س 13_ كسي كه نمي تواند غسل كند چه وظيفه اي دارد؟

ج ـ كسي كه نمي تواند غسل كند ولي تيمم برايش ممكن است بعد از داخل شدن وقت نماز نيز مي تواند با همسر خود نزديكي كند.

س 14_ اگر در لباس خود مني ببيند و بداند از خود اوست چه وظيفه اي متوجه اوست؟

ج ـ اگر در لباس خود مني ببيند و بداند از خود اوست و براي آن غسل نكرده بايد غسل كند.

س 15_ نمازهايي كه بعد از بيرون آمدن مني خوانده چه حكمي دارد؟

ج ـ  تنها نمازهايي را كه يقين دارد بعد از بيرون آمدن آن مني خوانده قضا كند.

س 16_ حكم نمازهايي كه احتمال مي دهد بعد از بيرون آمدن مني خوانده چيست؟

ج ـ  لازم نيست قضا كند.

چيز هايي كه بر جنب حرام است

س 17_ چند چيز بر جنب حرام است؟

ج ـ برجنب پنج چيز حرام است.

س 18_ مورد اولي كه بر جنب حرام است چه مي باشد؟

ج ـ رساندن جايي از بدن به خط قرآن يا به اسم خدا و همچنين اسم پيامبران امامان و حضرت زهرا سلام الله عليهم اجمعين بنا بر احتياط واجب.

س 19_ دومين موردي كه بر جنب حرام است كدام مي باشد؟

ج ـ رفتن در مسجد الحرام و مسجد پيامبر اگر چه از يك درب داخل و از درب ديگر خارج شود.

س 20_ مورد سومي كه بر جنب حرام است كدام مي باشد؟

ج ـ توقف در مساجد ديگر و همچنين حرم امامان ولي اگر از يك درب داخل و از درب ديگر خارج شود يا براي برداشتن چيزي برود اشكال ندارد.

س 21_ چهارمين موردي كه بر جنب حرام مي باشد كدام است؟

ج ـ داخل شدن در مسجد به قصد گذاشتن چيزي در آن بلكه بنا بر احتياط واجب گذاشتن چيزي درآن اگر چه بدون داخل شدن نيز باشد حرام است.

س 22_ پنجمين موردي كه بر جنب حرام مي باشد چيست؟

ج ـ خواندن سوره اي كه سجده واجب دارد.

س 23_ كدام سوره ها سجده واجب دارند؟

ج ـ 1_ سوره سي و دوم قرآن يعني سوره سجده 2_ سوره چهل و يكم يعني سوره فصلّت 3_ سوره پنجاه و سوم يعني سوره النّجم 4_ سوره نود و ششم يعني سوره العلق. بنا بر احتياط اگر يك حرف از اين چهار سوره را نيز بخواند حرام است.

چيز هايي كه بر جنب مكروه است

س 24_ چند چيز بر جنب مكروه است؟

ج ـ بر جنب نه چيز مكروه است.

س 25_ مورد اول و دوم كه بر جنب مكروه مي باشد كدام است؟

ج ـ خوردن و آشاميدن ولي اگر وضو بگيرد يا دستها را بشويد مكروه نيست.

س 26_ سومين موردي كه بر جنب مكروه است چيست؟

ج ـ خواندن بيشتر از هفت آيه از سوره هايي كه سجده  واجب ندارد.

س 27_ موارد چهارم و پنجم كه بر جنب مكروه مي باشد، كدام است؟

ج ـ رساندن جايي از بدن به جلد، حاشيه و بين خطهاي قرآن (نيز) همراه داشتن قرآن.

س 28_ ششمين موردي كه بر جنب مكروه است كدام مي باشد؟

ج ـ خوابيدن ولي با وضو بگيرد يا به جهت نداشتن آب به جاي غسل تيمم كند مكروه نيست.

س 29_ سه مورد باقيمانده كه بر جنب مكروه مي باشد، كدام است؟

ج ـ خضاب كردن به حنا و مانند آن ـ ماليدن روغن به بدن ـ جماع كردن بعد از محتلم شدن (محتلم شدن يعني بيرون آمدن مني در خواب).

چند مسأله

س 30_ غسل جنابت چه حكمي دارد؟

ج ـ  غسل جنابت به خودي خود مستحب است ولي براي خواندن نماز و مانند آن واجب مي باشد.

س 31_ براي چه چيزهايي غسل جنابت لازم نيست؟

ج ـ براي نماز ميت سجده شكر و سجده هاي واجب قرآن غسل جنابت لازم نيست. اگر چه براي نماز ميت احتياط مستحب است.

س 32_ آيا نيت استحباب  يا وجوب براي غسل جنابت لازم نيست؟

ج ـ  لازم نيست در وقت غسل نيت كند كه غسل واجب يا مستحب مي كند بلكه اگر فقط به قصد قربت يعني انجام فرمان خدا غسل كند كافي است.

س 33_ حكم غسل كسي كه يقين كند وقت نماز شده و نيت غسل واجب كند بعدا ً معلوم شود كه پيش از وقت غسل كرده چيست؟

ج ـ غسل او صحيح است.

س 34_ غسل واجب يا مستحب را به چند صورت مي توان انجام داد؟

ج ـ به دو صورت 1_ ترتيبي 2_ ارتماسي.

غسل ترتيبي

س 35_ غسل ترتيبي را چگونه بايد انجام دهد؟

ج ـ در غسل ترتيبي بايد به نيت غسل اول سر و گردن بعد طرف راست بعد طرف چپ بدن را بشويد ولو به اينكه تمام بدن زير آب باشد كلاً زير آب دوش باشد و ابتدا به نيت غسل سر و گردن و بعد طرف راست و بعد طرف چپ تماماً شسته شود.

س 36_ اگر عمداًًًً يا از روي فراموشي يا بر اثر ندانستن مساله به ترتيب عمل نكند غسلش چه حكمي دارد؟

ج ـ چنانچه با مثل ظرف يا مشت آب غسل كرده باشد و ترتيب را رعايت نكرده باشد غسل او باطل است و چنانچه طرف چپ را مقدم داشته بنا بر احتياط مستحب دوباره غسل كند.

س 37_ عدم ترتيب در كجا بعيد نيست؟

ج ـ اگر زير باران يا دوش و مانند آن غسل كرده باشد عدم لزوم ترتيب بعيد نمي باشد گر چه احوط است.

 س 38_ناف و عورت را در غسل چگونه  بايد شست؟

ج ـ بنا بر احتياط نصف ناف و نصف عورت را بايد با طرف راست بدن و نصف ديگر را با طرف چپ بشويد. اگر چه بعيد نيست كفايت شستن كل ناف و كل عورت با احدالطرفين و بهتر است تمام ناف و عورت با هر دو طرف شسته شود.

س 39_ براي آنكه يقين هر سه قسمت يعني سر و گردن، طرف راست و طرف چپ كاملاً غسل داده شده چگونه بايد عمل كند؟

ج ـ هر قسمتي را كه مي شويد مقداري از قسمتهاي ديگر را نيز با آن قسمت بشويد بلكه بنا بر احتياط احوط مستحب است طرف راست گردن را با طرف راست بدن و طرف چپ گردن را با طرف چپ بدن نيز بشويد.

س 40_ اگر بعد از غسل بفهمد جايي از بدن را نشسته اما نمي داند كدام قسمت است، چه وظيفه اي دارد؟

ج ـ دوباره غسل كند.

س 41_ اگر بعد از غسل بفهمد مقداري از بدن را نشسته چگونه بايد غسل را تكميل كند؟

ج ـ چنانچه از طرف چپ باشد شستن همان مقدار كافي است و لازم نيست دوباره غسل كند و اگر از طرف راست باشد احتياط مستحب آن است كه بعد از شستن آن مقدار دوباره طرف چپ را بشويد.

س 42_ اگر قسمت نشسته نشده از سر و گردن باشد چه حكمي متوجه اوست؟

ج ـ اگر از سر و گردن باشد بايد بعد از شستن آن مقدار دوباره طرف راست و بعد طرف چپ را بشويد.

س 43_ اگر غسل به وسيله آب باران و دوش و مانند اينها باشد مقدار نشسته چه حكمي پيدا مي كند؟

ج ـ اگر غسل زير باران و دوش و مانند اينها باشد معلوم نيست شستن اعضاء بعدي لازم باشد.

س 44_ اگر پيش از تمام شدن غسل در شستن مقداري از طرف چپ شك كند چه تكليفي دارد؟

ج ـ شستن همان مقدار كافي است.

س 45_ اگر پيش از تمام شدن غسل در شستن مقداري از طرف راست شك كند چه وظيفه اي دارد؟

ج ـ بنا بر احتياط مستحب بعد از شستن آن مقدار طرف چپ را نيز بشويد.

س 46_ اگر در شستن مقداري از سر و گردن شك كند وظيفه اش چيست؟

ج ـ بنا بر احتياط مستحب بعد از شستن آن مقدار دوباره طرف راست و طرف چپ را بشويد.

غسل ارتماسي

س 47_ غسل ارتماسي را چگونه بايد انجام داد؟

ج ـ بايد آب در يك لحظه عرفي تمام بدن را بگيرد پس اگر به نيت غسل ارتماسي درآب فرو رود چنانچه پاي او روي زمين باشد بايدآن را از زمين بلند كند.

س 48_ در غسل ارتماسي چگونه بايد نيت نمود؟

ج ـ ‌لازم نيست هنگامي نيت كند كه مقداري از بدن بيرون آب باشد. بلكه اگر تمام بدن زير آب باشد مي تواند نيت كند.

س 49_ اگر بعد از غسل ارتماسي بفهمد به مقداري از بدن آب نرسيده چه وظيفه اي متوجه اوست؟

ج ـ اگر بعد از غسل ارتماسي بفهمد به مقداري از بدن آب نرسيده چه جاي آن را بداند يا نداند بنا بر احتياط واجب بايد دوباره غسل كند.

س 50_ اگر براي غسل ترتيبي وقت نداشت اما براي ارتماسي وقت داشت چه تكليفي دارد؟

ج ـ بايد غسل ارتماسي كند.

س 51_ چه كساني نمي توانند غسل ارتماسي كنند؟

ج ـ كسي كه روزه واجب گرفته يا براي حج و يا عمره احرام بسته است نمي تواند غسل ارتماسي كند ولي اگر از  روي فراموشي غسل كند صحيح است.


منبع:مطابق با فتاواي ايت الله شيرازي


نویسنده: مجيد كمالي

آنچه از آلت تناسلی مرد خارج می گردد، بر پنج نوع است:

1 – ادرار مایعی رقیق و حاوی آب، املاح مختلف و اسید اوریک می باشد که در مثانه تشکیل شده و از آلت تناسلی مرد و زن خارج می شود، این مایع شرعا نجس بوده و غیرقابل خوردن است.

2 – منی مایعی غلیظ و سفید رنگ است که پس از تولید در کیسه های بالای بیضه ذخیره شده و زمانی که لذت جنسی به اوج می رسد با شتاب از آلت تناسلی مرد خارج می شود، خروج منی باعث سستی بدن و کاهش میل جنسی است، فردی که منی از او خارج شده جنب است و باید پیش از خواندن نماز غسل جنابت نماید، این مایع شرعا نجس بوده و خوردن آن حرام است.

3 – مَذى مایعی رقیق و بی رنگ است که پیش از خروج منی بر اثر شهوت بیرون می آید، با خروج مَذى نه غسل جنابت واجب می شود و نه وضو باطل می گردد، مَذى نجس نیست و شرعا به مانند آب بینی است.

4 – وَدى مایعی رقیق و بی رنگ است که پس از ادرار خارج می شود، خروج وَدى وضو را باطل نمی کند و شرعا نجس نبوده و حکم آب بینی را دارد، خارج کردن وَدى با دست را، استبراء می گویند، انجام این عمل پس از ادرار مستحب است.

5 – وَذى مایعی است که پس از منی از آلت خارج می شود، خروج وَذى وضو را باطل نمی کند و شرعا نجس نبوده و حکم آب بینی را دارد.


نویسنده: مجيد كمالي

انسان جنب

به دو چیز انسان جنب می شود:

 اول : جماع .

دوم : بیرون آمدن منی ، چه درخواب باشد یا بیداری ، کم باشد یا زیاد، با شهوت باشد یابی شهوت ، با اختیارباشد یا بی اختیار.

اگر رطوبتی از انسان خارج شود و نداند منی است یا بول یا غیر اینها چنانچه باشهوت و جستن بیرون آمده و بعد از بیرون آمدن آن بدن سست شده ،آن رطوبت حکم منی دارد، و اگر هیچ یک از این سه نشانه یا بعضی از اینها رانداشته باشد، حکم منی ندارد. ولی در زن و مریض ، لازم نیست آن آب با جستن بیرون آمده باشد، بلکه اگر با شهوت بیرون آمده باشد، در حکم منی است و لازم نیست بدن او سست شود.

اگر از مردی که مریض نیست ، آبی بیرون آید که یکی  از سه نشانه ای را که در مسأله پیش گفته شد داشته باشد و نداند نشانه های  دیگری را داشته یا نه ،چنانچه پیش از بیرون آمدن آن آب وضو نداشته ، باید وضو بگیرد.

مستحب است انسان بعد از بیرون آمدن منی بول کند، و اگر بول نکند و بعداز غسل رطوبتی از او بیرون آید، که نداند منی  است یا رطوبت دیگر حکم منی  دارد.
اگر انسان جماع کند و به اندازه ختنه گاه یا بیشتر داخل شود، درزن باشد یا در مرد، در قبل باشد یا در دبر،بالغ باشند یا نابالغ اگر چه منی بیرون نیاید هر دو جنب می شوند.
اگر شک کند که به مقدار ختنه گاه داخل شده یا نه ، غسل بر او واجب نیست .

اگر نعوذ بالله حیوانی را وطی کند یعنی با او نزدیکی نماید و منی از او بیرون آید غسل تنها، کافی است . و اگر منی  بیرون نیاید، چنانچه پیش از وطی وضو داشته باز هم غسل تنها کافی است ، و اگر وضو نداشته ،احتیاط واجب آن است که غسل کند، وضو هم بگیرد.

اگر منی از جای خود حرکت کند و بیرون نیاید یا انسان شک کند که منی ازاو بیرون آمده یا نه غسل بر او واجب نیست .

کسی که نمی تواند غسل کند ولی تیمم برایش ممکن است ، بعد از داخل شدن وقت نماز، بدون جهت با عیال خود نزدیکی  کند،اشکال دارد. ولی اگر برای لذت بردن یا ترس از برای خودش باشد اشکال ندارد.

اگر در لباس خود منی ببیند و بداند که از خود او است و برای آن غسل نکرده ، باید غسل کند و نمازهایی را که یقین دارد بعد از بیرون آمدن منی خوانده قضا کند، ولی نمازهایی را که احتمال می دهد بعد از بیرون آمدن آن منی خوانده ، لازم نیست قضا نماید.


نویسنده: مجيد كمالي

حرمت ازدواج زن در عدّه‏


قرآن كريم:
1 - )...وَلَا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّى‏ يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ...(120)).
"وعزم عقد وازدواج مكنيد تا زمان عده آنها به سر آيد..."
2 - )فَإِن طَلَّقَهَا فَلاَ تَحِلُّ لَهُ مِن بَعْدُ حَتَّى‏ تَنكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ فَإِن طَلَّقَهَا فَلاَجُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَنْ يَتَرَاجَعَا(121)).
"پس اگر باز زن را طلاق )سوم( داد ديگر براى او حلال نيست )كه‏رجوع كند( مگر آن كه به نكاح مردى ديگر در آيد، وهر گاه آن شوهردوم زن را طلاق دهد، زن با شوهر اول )كه سه طلاق داده( مى‏توانندبه زوجيت بازگردند..."
حديث شريف:
1 - حلبى به نقل از امام صادق‏عليه السلام مى‏گويد: "اگر مردى در مدت‏عدّه زنى با او ازدواج كرد وبر او دخول نمود ديگر آن زن تا أبد بر اوحلال نگردد چه مرد عالم باشد يا جاهل، ولى اگر دخول نكرده‏باشد، براى جاهل حلال است )يعنى مى‏تواند بعد از تمام شدن عده‏با او ازدواج كند( ولى براى ديگر )كه آگاه بوده( حلال نمى‏شود."(122)
2 - محمد بن مسلم مى‏گويد: از امام صادق‏عليه السلام پيرامون مردى‏پرسيدم كه با زنى در عدّه او ازدواج كرده است؟
حضرت‏عليه السلام فرمود: "آن دو از هم جدا مى‏شوند وهرگز آن زن بر اوحلال نگردد."(123)
3 - اسحاق ابن عمار مى‏گويد: به ابو ابراهيم‏عليه السلام عرض كردم به ماخبر رسيده است كه پدرتان فرموده اگر مردى با زنى در مدت عده‏اش‏ازدواج كند ديگر آن زن بر آن مرد حلال نگردد؟
حضرت‏عليه السلام فرمود: "اين در صورتى است كه عالم باشد، ولى اگرجاهل باشد از آن زن جدا مى‏شود وآن زن عده نگه مى‏دارد وسپس ازنو ازدواج مى‏كند."(124)
4 - زراره از امام صادق‏عليه السلام روايت مى‏كند كه حضرت‏عليه السلام فرمود:"عده وحيض از آن زنان است، پس اگر زنى در مورد آن ادعايى كردتصديق مى‏شود."(125)
تفصيل احكام:
1 - جايز نيست مرد با زنى ازدواج كند كه در عده همسر قبلى خوداست، خواه ازدواج او دائم بوده يا موقت، وخواه عده طلاق بائن(126)باشد يا رجعى يا عده وفات يا عده وطء به شبهه .
2 - اگر مردى در اين حالت با زنى ازدواج كند چنانچه هر دو ازحكم وموضوع آگاهى داشته‏اند يا حتى يكى از آن دو آگاهى داشته‏باشد چه با آن زن مباشرت كرده باشد يا خير آن زن براى هميشه براين مرد حرام گردد.
3 - ونيز نكاح براى هميشه حرام مى‏شود اگر هر دو جاهل باشند،ولى مشروط به آن كه مرد با زن آميزش نمايد.
4 - تفاوتى نيست ميان ازدواج دائم ومتعه ويا اين كه آميزش ازطريق طبيعى يا غير طبيعى صورت گرفته باشد.
5 - محور حكم، آگاهى مرد است. پس اگر مرد نسبت به حرام‏بودن ازدواج در عده آگاهى نداشت يا نمى‏دانست كه زن مورد بحث‏همچنان در عده به سر مى‏برد، آن زن بر او حرام نگردد، حتى اگركسى كه مباشرت به اجراى عقد ازدواج كرده است آگاه بوده باشد،مثل اين كه وكيل آگاه او به رغم دانستن حكم تحريم اقدام به اجراى‏عقد كرده باشد، يا ولى آگاه او كار تزويج را صورت داده باشد كه دراين صورت آن زن بر آن مرد حرام نمى‏گردد.
6 - اگر مردى در زنى كه مى‏خواهد با او ازدواج كند شك كرد كه آيادر عده است يا نه، ونداند كه او قبلاً در عده بوده است مى‏تواند با اوازدواج كند. ونيز اگر قبلاً بداند كه او در عده بوده وترديد داشته باشدكه همچنان در عده است، وزن به او بگويد كه عده‏اش به پايان رسيده‏است.
7 - اگر اجمالاً بداند كه يكى از دو زن مورد نظر در عده است، ولى‏نداند كدام يك، بايد ازدواج با هر دو را ترك گويد، واگر با يكى از آن‏دو ازدواج كند ازدواج باطل است، ولى اين ازدواج حرمت هميشگى‏به دنبال ندارد، زيرا اطمينانى در كار نيست كه اين ازدواج در عده‏صورت گرفته باشد، مگر آن كه با هر دو ازدواج كند كه در اين صورت‏يكى از آن دو - بطور اجمالى - بر او حرام مى‏گردد، وبايد هر دو راطلاق دهد.
8 - اگر مردى زنش را طلاق بائن داد، آن زن بايد عده نگه دارد،پس اگر آن مرد خواست در اين عده، آن زن را دو باره به عقد خوددرآورد، جايز است، زيرا عده از او بوده نه از ديگرى.

منبع:الفقه الاسلامى‏ احكام خانواده و آداب ازدواج‏


نویسنده: مجيد كمالي

.:: آخرین مطالب ::.

» مطالب مفید ( چهارشنبه چهاردهم آبان 1393 )
» ( چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 )
» گنجینه ( شنبه بیستم اسفند 1390 )
» حکم گرفتن شاباش به عنوان هدیه ( شنبه بیستم اسفند 1390 )
» مبارزه با خرافات در ازدواج ( دوشنبه یکم اسفند 1390 )
» عدالت با همسران ( دوشنبه یکم اسفند 1390 )
» مهریه‌های عجیب ( یکشنبه هجدهم دی 1390 )
» مراسم خواستگاری حضرت علی از فاطمه علیهاالسلام ( جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 )
» بخور نخورهای دوران بارداری ( دوشنبه هفدهم شهریور 1393 )
» جوانان حتماً بخوانند ( سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 )
» آداب «روابط جنسی بین زوجین» در اسلام ( پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 )
» آزادى جنسى و روابط نامشروع، ممنوع! ( پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 )