X
تبلیغات
آداب ازدواج - دوران بارداري

اگر فرزند پسر دارید ؟؟

 

داشتن يه دختر و بزرگ كردن و به ثمر رسوندنش خيلي خيلي راحت تر و تضمين شده تره تا يه پسر . برام جالب بود كه اين حرف را از همه مي شنيدم و وقتي دقيق شدم تازه متوجه شدم كه داشتن يك فرزند پسر و تربيت صحيح اون توي جامعه و شرايط فعلي ما واقعاً يه جور ماجراجويي است. همه ما نسل جوان و سردرگم فعلي را مي شناسيم. و جالبتر اينجاست كه پسران اين نسل واقعاً مايوس تر و دلزده تر از دختران هستند. قضيه وقتي جالبتر شد كه من ديدم اين قضيه فقط مختص ايران نيست و حتي نويسنده كتاب هم به عنوان يك مشكل فراگير به اون اشاره كرده. زير تيتر پسران در معرض خطر اين مطلب را نقل مي كنه كه :‌

«امروزه اين دختران هستند كه به خود اطمينان دارند و از انگيزه و پشتكار برخوردار هستند. پسرها اغلب در زندگي سرگردانند، در مدرسه ناموفق، در روابط اجتماعي خجالتي و در معرض خشونت ، الكل، مواد مخدر و غيره قراردارند. تفاوت بين پسران و دختران را به راحتي در سالهاي پيش از دبستان مي توان مشاهده كرد. در مهدكودكها دختران شادمانه با هم كار مي كنند، اما پسرها مانند سرخپوستان در اطراف يك قطار سروصدا راه مي اندازند، دختران را اذيت م يكنند و با هم دعوا راه مي اندازند.

در دبستان كار پسران اغلب بي نظم و نا مرتب است. از حدود كلاس سوم دبستان پسر بچه ها ديگر كتاب نمي خوانند. آنها با  جملات تك كلمه اي صحبت مي كنند. در فعاليتهاي جمعي شركت نمي كنند و مي خواهند نشان دهند كه به هيچ چيز اهميت نمي دهند.

البته مسئله اصلي ايمني آنهاست. احتمال مرگ و مير پسران بر اثر عوامل مختلف ( به ويژه تصادف، خشونت و يا خودكشي) سه برابر دختران است. »

راه چاره چيست؟ چگونه مي توانيم مرداني متعادل و شاد به جامعه آينده تحويل دهيم؟ فكر مي كنم همانطور كه در كتاب آمده درك بهتر و نگرش عميقتر و شناخت ويژگيهاي مردانه در پسران، تقويت و هدايت اين خصيصه ها از زمان كودكي است.

پسران ما با مادرانشان بسيار متفاوت اند. سرچشمه اين تفاوت ، اختلافات بيولوژيك (‌هورمونها و ساختار سيستم عصبي و حركتي) و نيز باورها و عملكرد تربيتي مستقيم و غير مستقيم محيط است.

نويسنده كتاب مراحل رشد پسران را به سه دوره اصلي تقسيم مي كند: 1- اولين مرحله از زمان تولد تا شش سالگي، 1- از شش تا چهارده سالگي، 3- از سن چهارده سالگي تا بزرگسالي. و خصوصيات اين سه دوره را بر اساس جهت گيري عاطفي و نيازهاي دروني بيان مي كند. اينطوري كه:

1-   در اولين مرحله كودك به مادر وابستگي بيشتر دارد. اين مرحله شكل گيري و پرورش احساسات، امنيت و آرامش رواني كودك انجام مي شود.

2-   در اين سنين كودك بر اساس كنشهاي دروني خود تمايل پيدا مي كند تا بيشتر از الگوهاي مردانه و به خصوص پدر تبعيت كند. در اين بخش از زندگي مهارت و شايستگي بايد در كنار مهرباني و شادابي شخصيت متعادلي از وي بسازد.

3-   مرحله نياز به دريافت اطلاعات بيشتر از دنياي بزرگسالي و مردانگي. شكل گيري الگوهاي مردانه در محيطي فراتر از حيطه خانواده و پايه ريزي استفاده از مهارتها به منظور پيوستن به جامعه بزرگسال و زمان مناسب براي اثبات مسئوليت پذيري و احترام به خود.

از تولد تا شش سالگي:

در اين سنين كودكان خانواده و دنيا را كشف مي كنند. مي دانستيد كه تفاوتهاي جنسيتي اولين نشانه هاي خود را در نوزادي بروز مي دهند؟ نوزادان پسر حساسيت كمتري نسبت به چهره ها نشان مي دهند و حس لامسه آنها ضعيف تر است. سريعتر رشد مي كنند اما در جدايي از مادران مشكلات بيشتري از خود نشان مي دهند. در اين زمان مادران بايد با صرف وقت بيشتر مهارتهاي كلامي پسرانشان را ( كه در مقايسه با دختران هم سن سطح پايين تري دارد) تقويت كنند. اين تنها بخشي نيست كه احتياج به توجه خاص دارد. پسران براي كسب مهارتهاي اجتماعي نيز نياز به كمك و پشتيباني بيشتري دارند.

مطالعات نشان مي دهد كه سن امن براي جدا شدن از خانواده (‌رفتن به مهد كودك) براي پسران بيشتر از دختران است . اين امر مي تواند به دليل عدم توانايي در مهارتهاي اجتماعي و انطباق پذيري با محيط بيگانه و جديد باشد.

نظر شما چيه؟‌مثالهاي واقعي در رد يا اثبات اين مطالب به ياد مي آوريد؟

از شش تا سيزده سالگي:‌آموختن مذكر بودن


در اين مرحله پسر كوچولوي شما بي صبرانه در تلاش براي ورود به دنياي مردان است. او در تمام مدت و حتي بدون آنكه والدين متوجه شوند در حال الگو برداري از تمام نمادهاي دنياي مذكر است، از ورزشكاران و هنرپيشگاني كه در تلويزيون مي بيند تا همسايه ها و دايي و عمو و پدر و پدر بزرگ. همه اين مذكر هاي
قدرتمند مي توانند به عنوان مرجعي براي آشنايي بيشتر با دنياي مردانه مورد توجه قرار گيرند و بدون آنكه تفاوت رفتارهاي مثبت و منفي آنها شناخته شود از سوي پسران در اين سنين به عنوان الگو انتخاب شوند.
در اين مرحله بايد دقت كرد كه مادران همچنان حضور خود در صحنه را حفظ نمايند. ورود به اين مرحله به معناي كنار گذاشته شدن مادر نيست بلكه در واقع پيوستن بيشتر پدر به حلقه ارتباط پسر و مادر است.
معمولاً‌در اين مرحله جلب توجه پدر يكي از اهداف اصلي در رفتارهاي پسران به شمار مي رود. در صورتي كه اين توجه به درستي به ايشان نشود و احساس كنند كه پدر توجه كافي به آنها ندارد ممكن است براي جلب توجه پدر از شيوه هاي مختلف و بعضي وقتها نه چندان خوشايند هم استفاده كنند براي مثال: پرخاشگري،
برداشتن وسايل همكلاسي ها و ديگر مشكلات رفتاري. اگر در اين مرحله  سني پدري حس كند كه مچنان در حلقه ارتباطي فرزند- مادر جايي براي او نيست شايد دليلش سختگيري بيش از حد، توقعات فراتر از توان پسر و يا ترس پسر از پدر باشد. در اينصورت پدر حتماً بايد براي تغيير شرايط اقدامي اصولي بكند. من خودم نمونه هاي را از اين موارد ديده ام كه در نهايت پدر عصباني تر از آن بود كه بتواند منطقي فكر كند و به ترميم روابط بيانديشد و در ازاء اين پسر هم مذكر ديگري را به عنوان الگوي اوليه خود انتخاب كرده و اينجوري يك سيكل معيوب به وجود آمده بود و متاسفانه يا اصلاً اصلاح نشد و يا اينكه وقتي قدمي براي بهبود وضعيت برداشته شد كه تا حدي دير شده بود . به هر حال ....از آنجا كه در اين مرحله تصوير ذهني پسر از خودش به عنوان يك مذكر شكل مي گيرد، نگاه وي به روابط با مادر هم تا حدي دستخوش تغيير مي شود. به عبارتي اگر تا به حال مادر براي پسر به عنوان يك "مادر" هميشه حامي و هميشه عاشق مطرح بود، در اين مرحله پسر كم كم به مادر به عنوان نماد جنس ديگر نگاه مي كند. روابط گرم و خوب و نيز حمايت كننده مادر مي تواند اعتماد به نفس كافي و لازم براي برقراري ارتباط با جنس مخالف را در سنين بعدي به وي بدهد. بنابراين اگر مادران در اين مرحله سني به تصور آنكه پسرشان ديگر بزرگ شده
است در بيان و ابراز محبت خود به وي امساك كنند و يا سعي كنند براي جلوگيري از لوس و يا بچه ننه شدن پسرشان با او سردتر برخورد كنند ، پسر نمي تواند در زمان خود روابط عاطفي سالمي را برقرار كنند.
مهمترين وظيفه والدين در اين مرحله پيدا كردن و در اختيار گذاشتن الگوهاي مناسب مردانه است. مادر بايد حامي باشد و پدر با فرزند پسر خود در «مرد شدن» مشاركت كند. شايد يك معلم مرد شايسته بتواند الگويي خوب باشد. مسئله مهم ديگر تاثير پذيري بسيار پسر در اين مرحله از دوستان و همكلاسي ها
است. براي خنثي كردن اين حالت بهترين شيوه گذراندن اوقات لذتبخش با هم است. ترتيب دادن برنامه هايي كه در طي آن پسر بتواند به همراه پدر در آن شركتكند و از آن لذت ببرد يكي از بهترين راههاي كنترل تاثيرات محيطي است.

از چهارده سالگي به بعد

در ابتداي اين مرحله اتفاقات و تغييرات با سرعتر بيشتري حادث مي شوند. اين سرعت حتي تا حدي غافلگير كننده هم هست بخصوص براي والديني كه تا كنون عادت داشتند ببينند پسرشان در مقايسه با همسالان دختر از آهنگ رشد كندتري برخوردار است. اين تغييرات سريع در درون پسران با افزايش ميزان ترشح تستوسترون )تا 8 برابر)‌ نيز اتفاق مي افتد.

همه ما تجربه تمايل به پرخاشگري، نا آراميهاي روحي و تنشهاي ما بين پسران و ساير اعضاي خانواده (‌بيشتر پدران)‌را در اوايل اين مرحله يعني از حدود 13 تا 20 سالگي داشته و يا شاهد بوده ايم. در واقع سرعت تغييرات و تمايل شديد پسران براي جدي گرفته شده و جدي تر گرفتن زندگي اگر به درستي درك نشده و با برخوردهاي مناسب و شايسته جواب داده نشود مي تواند به صورت اين نا آراميها نمايان شود. به همين دليل بايد متوجه اين امر شويم كه اين طرز تفكر كه پسر ما در اين سن همان پسر چند سال پيش است به علاوه چند سال سن بيشتر، نه تنها هيچ كمكي به ما نخواهد كرد بلكه شايد دردسر هاي ما ناشي از همين طرز تلقي و ديدگاه باشد. در واقع پسر ما در اين مرحله مردي است كه دارد متولد مي شود نه يك پسر بچه كه در حال رشد است. براي همين هم بايد با او به مثابه يك مرد برخورد كنيم و به او مثل يك مرد زندگي كردن را ياد دهيم. بالا بردن و افزايش كمي آنچه كه تا كنون به او داده ايم (‌محبت، آموزش، تفريحات و حتي سختگيري و وسواس هاي تربيتي) كمكي نيست كه او لازم دارد . او بيش از اين احتياج به بالا بردن كيفيت و تغيير ماهيت توجه ما و برنامه ريزيهاي آموزشي - تربيتي ما دارد . يعني به جاي آنكه بخواهيم به او بيش از اين به او پسر مودب بودن را آموزش دهيم او را براي مردي متشخص بودن تربيت كنيم.

من نمونه هاي بي شماري از برخوردهاي غلط و نابجاي والدين و اطرافيان با پسران درگير هيجانات رشد و چالشهاي بلوغ  را در تجربيات عيني خود به ياد دارم. براي مثال: روزبه پسري 14 ساله بود. مقايسه دائمي او با خواهران درسخوانش او را خسته كرده بود و تصور ذهني كه از خودش به عنوان فردي نالايق داشت را تشديد مي كرد. تا آنجا كه بالاخره پدر و مادر روزبه متوجه شدند او روزها به بهانه مدرسه رفتن از خانه خارج شده و تا زمان تعطيلي مدارس وقت خود را در پارك مي گذراند. تنها اقدامي كه پدر روزبه براي حل اين مشكل به ذهنش رسيد ادامه همان روشهاي تنبيهي بود كه تا چند سال پيش كارآمد و موثر بود، يعني ابراز انزجار از اين رفتار روزبه، حذف امكان بروز رفتار اشتباه (‌به اين معني كه او را هر روز صبح تا مدرسه مي رساندند و بعد از ظهر از مدرسه تا خانه همراهيش مي كردند و كارهايي از اين قبيل)‌، قطع رابطه و به اصطلاح قهر كردن، محروميت از برخي امتيازات و نهايتاً تنبيه بدني. البته تمام اين ترفندها با ادامه يافتن مشكل به صورت مرحله به مرحله به كار گرفته شد. اما همانطور كه قابل حدس است هيچكدام كارگر نيافتاد. روزبه در آن سن به حدي از رشد رسيده بود كه براي مقابله و دفاع از خود در برابر هر كدام از اين روشها بتواند راه حلي پيدا كند، راه حلي كه در برخي از موارد او را به انجام رفتارهاي نابهنجار و پذيرفته نشده ديگري هدايت مي كرد. اين مسئله تا آنجا ادامه داشت كه منجر به ترك تحصيل روزبه قبل از گرفتن ديپلم شد. تنها چند سال بعد،‌روزبه توانست اين مشكل ذهني و رفتاري خود را با كمك دوست پسر يكي از خواهرانش كه 14 سال از او بزرگتر بود حل كند. اين دوست كه روزبه او را به عنوان الگوي يك مرد جوان موفق ارزيابي كرده و پذيرفته بود توانست به صورت مستقيم و غير مستقيم او را به ادامه تحصيل ترغيب كرده و حتي كمك كند. بعد از اين اتفاق روزبه توانست مسئله هميشگي خود با تحصيلات را حل كند.

دقيقاً‌آنچه كه پسران و والدين در اين مرحله از رشد به آن نياز دارند همين وجود مشاور يا مشاوران شناخته شده، قابل اطمينان و شايسته است. اين مسئله در كتاب نيز با آوردن شواهدي از رفتارهاي تربيتي قبايل و جوامع سنتي به خوبي نشان داده شده است. در تمام اين جوامع، اين مرحله از رشد بسيار جدي گرفته شده و از دو روش به پسرها كمك مي شد تا وارد دنياي بزرگسالي شوند. اول آنكه مرد يا مرداني به عنوان مشاور، مهارتهاي مهم زندگي را به آنها مي آموخت . دوم آنكه در مراحل خاصي از اين فرآيند آموزش، اين مردان جوان به همراه گروه مردان مسن تر و آگاه به اين طرف و آن طرف مي رفتند. اين كار به منزله طي روند جدي رشد از قبيل آزمايش، آموزشهاي مقدس و مسئوليتهاي جديد بود.

 


نویسنده: مجيد كمالي

آداب انعقاد نطفه

آداب انعقاد نطفه(تطهیر قوه مولده)برگرفته از کتاب شرح مراتب طهارت 2اثر حضرت استاد صمدی آملی

در این جا به ذکر ترجمه ی روایتی که جناب شیخ صدوق در حدیث اول ومجلس هشتاد وچهار امالی خود نقل کرده تبرک می جوییم

رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به علی بن ابیطالب علیه السلام چنین سفارش کرد وفرمود

یا علی چون عروس را به خانه تو آرند وقتی نشست کفش او را بکن وپایش رابشوی وآبش را به در خانه ات بریز که چون چنین کنی خداوند از خانه ات هفتاد هزار رنگ فقر را ببرد

وهفتاد هزار رنگ برکت در آن درآورد وهفتاد هزار رحمت بر تو فرو فرستد که بر سر عروس بگردد تا برکت آن به هر گوشه خانه ات برسد وخداوند عروس را از جنون وخوره وپیسی

امان دهد که به او رسندمادامی که در آن خانه است.

سپس فرمود یا علی! عروس را در هفته نخستین از خوردن شیر ها وسرکه وگشنیز (سبزی امزنا)وسیب ترش بازدار زیرا که زهدان از این چار سرد ونازاینده گردد وبوریا

در گوشه خانه به از زن نازاینده است اگر عروس بر سرکه خوردگی خون حیض ببیند هیچ گاه به خوبی از آن پاک نگردد وگشنیز آن خون را درونش بشوراند وزایمان

را بر وی دشوار گرداند وسیب ترش آن را از باز بداردوبیماری بر وی گردد.سپس ترش آن را از باز بدارد وبیماری بر وی گردد.

سپس فرمود ای علی! در هنگام جماع سخن مگو مبادا که فرزند گنگ ولال گردد وبه عورت زن (در حین جماع )نگاه نکن که سبب نا بینایی فرزند شود وبا شهوت زن دیگری در خاطرت

با زنت جماع مکن فرزند مخنث آید وایستاده با زنت جماع مکن که از کار خران است واگر فرزندی آید در فراش کمیز میزنده(یعنی دچار شب ادراری)شود اول ومیانه وآخرماه مجامعت مکن

که دیوانگی وخوره وگیجی به سوی فرزند شتابند بعد از ظهر جماع مکن که اگر فرزندی آورد قیچ (لوچ ودوبین)شود وشیطان به لوچ بودن انسان شاد است کسی که با زن خود در بستر جنب

است قرآن نخواند می ترسم آتشی از آسمان فرود آید وهردو را بسوزاند جماع مکن جز آن که خودت دستمالی داشته باشی وزنت نیز پارچه ایی دیگر که با یک پارچه خودرا پاک مکنید

که شهوت بر شهوت افتد ومایه ی دشمنی بین شما می شود وشما را به جدایی وطلاق می کشاند در شب عید فطر جماع مکن که اگر فرزندی آید بسیار شرور گردد در شب عید اضحی

(قربان)جماع مکن که فرزند شش انگشت یا چهار انگشت آید. زیر درخت باردارجماع مکن که فرزند جلاد وآدمکش وکد خدا آید .در مقابل آفتاب ونور جماع مکن مگر آن که هر دو

با روپوش باشند که اگر فرزندی آید دائما در سختی وفقر باشد تا بمیرد .میان اذان واقامه جماع مکن که اگر فرزندی آید خونخوار گردد.اگر زنت باردار شد بی وضو با او جماع مکن

که فرزند کوردل وبخیل آید .در نیمه شعبان جماع مکن که فرزند شوم وبا خال چهره آید دو روز به آخر ماه مانده با زنت جماع مکن که فرزندی گمرکچی وکمک کننده ظالم آیدو

جمعی از مردم بدست او هلاک شوند بر سر پشت بامها جماع مکن مگر آن که فرزند منافق وریا کار وبدعت گذار آید چون سفر داری در شب آن جماع مکن که فرزند ولخرج

آید.رسول خدا آیه را خواند (سوره اسراء/30)به راستی مبذرین برادران شیاطین باشند .چون در سفر رفتی تا سه شب جماع مکن که فرزند کمک کننده ظالم وستمگر بر علیه

تو شود .در ساعت اول شب با زنت جماع مکن که اگر فرزندی آید بسا باشد که جادوگر ودنیا طلب در آید ماه در محاق نباشد .وبا شکم سیر جماع نشود.

(واما اوقات مناسب برای نکاح)

یا علی شب دوشنبه ملازم جماع باش که اگر فرزندی آید حافظ قرآن وراضی به قسمت خدا باشد .اگر شب سه شنبه جماع کنی وفرزندی آید پس از شهادت به شهادتین

شهادت روزی وی گردد وخداوند با مشرکان او کیفر نکند وبوی دهانش خوش باشد ورحم دل وبا سخاوت وپاک زبان از غیبت ودروغ وبتهان است اگر شب پنج شنبه

جماع کنی وفرزندی آید حاکمی از حکام گردد یا عالمی از علماء .در روز پنج شنبه ظهر هنگامی که آفتاب در وسط آسمان است اگر جماع شود فرزند به دنیا آید تا

پیر شود شیطان به او نزدیک نگردد وبا فهم باشد ودر دین ودنیا سلامت روزیش گردد.اگردر شب جمعه با زنت جماع کنی وفرزندی آید سخنور وگویا وزبان آور شود

اگر در روز جمعه پس از عصر باشد وفرزندی آید معروف ومشهور ودانشمند گردد.اگر شب جمعه بعد از عشاء باشد امید فرزندی می رود که از ابدال باشد ان شاءالله.

ای علی !سفارش مرا نگاهدار چنانچه من از جبرئیل نگاه داشتم"

----------------------------------------------

بدان که جماع کردن در فرج زن در وقتی که حائض باشد یا با خون نفاس باشد حرام است که از رسول الله (ص)روایت است فرزندی که که از آن متولد شود مبتلا به

خوره وپیسی گردد واز مابین ناف تا زانو از ایشان تمتع کردن مکروه است.و نیز بعد از پاک شدن از حیض وپیش از غسل کردن بعضی جماع را حرام می دانند واحوط

اجتناب است ونیز وطی دبر زن مکروه است وبعضی آن را حرام می دانند .در حدیثی منقول است که حضرت رسول (صلی الله علیه وآله وسلم)نهی فرمود از جماع

کردن زیر آسمان وبر سر راه که مردم تردد کنند وفرمود که هر که در میان راه جماع کند خدا وملائکه اورا لعنت کنند.

حضرت رسول الله (ص)فرمودند از کلاغ سه خصلت را بیاموزید اول جماع کردن پنهان را دوم بامداد به طلب روزی رفتن را وسوم بسیار حذر کردن را

در حدیث معتبر از حضرت رسول اکرم (ص)منقول است که چون مرد وزن جماع کنند عریان نشود مانند دو خر زیرا که اگر چنین کنند ملائکه از ایشان دور

می شوند .

در حدیث معتبر دیگر منقول است که مکروه است جماع میان طلوع صبح تا طلوع آفتاب واز وقت فرورفتن آفتاب تا برطرف شدن سرخی طرف مغرب.

علاوه برتوجه به زمان توجه به جهات نیز درگاه مجامعت مورد اهمیت بسیاری در روایات قرارگرفته است از آنجمله فرموده اند مرد وزن در حین

مواقعه رو به قبله یا پشت به قبله نباشد حکمتش نیز آن است که توجه به هر جهتی را خاصیتی است به حسب نسبت علوی چنانچه نسبت علوی

چنانچه فرموده اند توجه به جانب قطب جنوب وستاره ی سهیل به جهت سهولت ولادت بسیار موثر است و به تجربه معلوم شده که اکثر حیوانات

عند التولید(هنگام بچه به دنیا آوردن)به آن جانب متوجه می شوند ونیز فرموده اند توجه به قطب شمال ودیدن آن وبنات النعش صحت وتقویت

چشم را مفید است .از این نکته ی علیا به سر در توجه به کعبه در هنگام صلوه (نماز)برس که توجه مذکور توجه نفس به عالم قدس می گردد فافهم!

در روایت دیگر منقول است که کسی انگشتری با او باشد که نام خدا نقش کرده باشد جماع نکند

در بحار(جلد 62صفحه 322)روایتی است که امام فرمود (من اراد الدخول الحمام للنوره فلیجتنب الجماع قبل ذلک باثنی عشرساعه وهویوم تمام )

یعنی هر کسی که اراده ی وارد شدن به حمام کرد تا نوره بمالد سزاوار است که قبل از آن تا 12 ساعت یعنی یک روز تمام از جماع کردن

پرهیز نماید ونیز گوید جماع کردن از پهلو باد لقوه می آوردوجماع در حمام موجب نزول آب سیاه چشم می شود.

در خزائن نراقی آمده که راه برو بعد از غذا خوردن ولو یک قدم وبخواب بعد از حمام کردن ولو یک لحظه وبول کن بعد از جماع ولو یک قطره.

اگر در حالت

جماع زن بالا قرارگیرد بسیار بد است زیرا ممکن است ذکر ومثانه از فشار فواره کردن آب شهوت
زخمی شوند ودور نیست که چیزی از طرف آلت زن به آلت مرد راه یابد .

کسی که نیاز به مستراح رفتن دارد وباید خود را از شر ادرار ومدفوع رهایی دهد نباید قبل از تخلیه جماع کند.

در حال خسته شدن از ورزش با هر حرکتی خسته کننده جماع خوب نیست.درحالی که انسان با واکنش روانی

روبرو است مثلا ناراحت ویا عصبانی است جماع کردن خوب نیست .انزالی که از ناحیه ی به زن چسبیدن یا بر پوست زن مالیدن حاصل آید نیز بی ضرر نیست.جماع خوب واصولی آن است که آرزوی جماع به نهایت برسد

یعنی زن ومرد زمانی جماع کنند که این میل در ایشان زیاد شده باشد نه اینکه از نگاه کردن به زن یا فکر وخیال جماع خارش وسوزشی در آلت تناسلی مرد ایجاد شده واورا به جماع برانگیزاند بلکه باید به گونه ای

باشد که زیاد جمع شدن آب پشت بر انسان فشار آورد ه واورا به جماع کردن وادار کند.

شیخ رئیس بوعلی سینا در قانون می فرماید اگر کسی با شکم سیر وپر از غذا می خواهد جماع کند

حداقل قبل از جماع مدتی حرکت کند که خوراک تا اندازه ای در معده جای گیر شود وبه حالت شناور

در نیاید بعد از جماع کردن هم تا می تواند زود بخوابد وزیاد بخوابد.

همچنین کسی که گرسنه است ومعده اش خالی از خوراک است باز نیاید جماع کند که جماع به

حالت گرسنگی بیشتر از جماع با شکم سیری زیان دارد زیرا جماع کردن با شکم گرسنه موجب از بین

رفتن گرمای طبیعی بدن وگداختگی در تن وسبب دق می شود .

افضل اوقات جماع زمانی است که شخص هضم اول ودوم را پشت سر گذاشته ودر اثنای هضم سوم است و

آن هنگامی است که غذا در معده هضم شده ودارد از معده سرازیر می شود که حدود سه یا چهار ساعت

بعد از تناول غذا می باشد.

همچنین جماع کردن پس از اسهال وقی نمودن ضرر دارد وباید از آن اجتناب کرد.

کسی که بدنش بسیار بسیار گرم است یا زیاد احساس سرما می کند نباید جماع کند.

به طور کلی بهترین وقت جماع آن است که شخص به تجربه درمی یابد که در چه فاصله ای از زمان

اگر جماع داشته باشد احساس سبکی واستراحت می کند و هوسش جمع تر می شود آن مدت را به ذهن

بسپارد وانجام جماع را بر حسب تجربه ی بدست آمده تنظیم کند چرا که افراط در جماع باعث بیماریهای

بسیاری چون ضعف دماغ وعصب ورعشه وتشنج وضعف قلب وضعف بصر وضعف معده می گردد.

جناب رسول الله (ص) می فرماید کراهت دارد این که مرد با زنش بیامیزد در حالی که قبل از آمیزش

محتلم بوده باشد تا این که غسل کند از احتلامش پس اگر بدون غسل آمیخت وبچه ای مجنون برای او آمد

جز خود شخص دیگری را ملامت نکند. در روایت است که همبستر نشدن با همسر بیش از چهار 4روز

کراهت دارد وبیش از 4ماه گناه محسوب می شود وطرفین باید استغفار نمایند.از آنجا که مبداء وسرچشمه

بیشتر اختلافات زن ومرد در منزل ارضاء نشدن کامل یکی از طرفین ویا هردو طرف است لذا زن ومرد باید

سعی نمایند همواره بر تمایلات جنسی یکدیگرپاسخ مثبت داده وبر یکدیگر پشت نکنند .در روایات کثرت جماع

مستحب شمرده شده شده واین عمل موجب محبت والفت بیشتر بین زن ومرد می شود اما در عین حال باید

توجه نمود که کثرت این عمل نباید به اندازهایی برسد که موجب ضعف قوای طرفین ویا عدم امتیاز ایشان

از حیواناتی که صورت ملکه ی شهوت هستند گردد حیواناتی چون خروس که صورت ملکه ی شهوت وشهوترانی می باشند.در مکارم اخلاق از حضرت امیرالمومنین علی وصی (ع)روایت است که فرمود

خوابیدن برای زن حلال نیست تا زمانی که خود را بر همسرش عرضه کند یعنی زن لباس خود را از تن درآورد

وبه بستر شوهربرود وبه او بچسبد . در فروع کافی از امام محمد باقر(ع)به نقل از رسول خدا(ص) آمده که

امام صادق (ع) فرمود زنی نزد پیامبر بزرگ اسلام (ص) آمد حضرت به آن زن فرمود گویا تو از تسویف دهندگانی ؟! پرسید تسویف دهنده کیست؟ پیامبر (ص) فرمود زنی که شوهرش او را برای حاجتی صدا کند

واوهمچنان شوهر را سر بگرداند تا وقت بگذرد(برای جماع) که شوهر به خواب رود چنین زنی را ملائکه

لعنت کنند تا شوهر از خواب برآید.

ونیز در فروع کافی آمده که امام باقر (ع) فرمود رسول خدا(ص) به زنان می فرمود وقتی که همسرانتان

می خواهند با شما نزدیکی کنند نماز خود را به درازا نکشید.ونیز آمده است که امام صادق (ع)فرمود رسول الله (ص) از مردی سوال کرد آیا صبح روزه بودی ؟ گفت نه ! پرسید آیا فقیری را اطعام کردی؟ گفت نه!

حضرت فرمود پس برگرد برو با زنت نزدیکی کن برای او مثل صدقه دادن است. درحلیه المتقین آمده است زنی

خدمت رسول اکرم (ص) آمد وشکایت کرد شوهرم به من نزدیکی نمی کند حضرت فرمو خود را خوشبو کن تا نزدیک تو بیاید زن گفت هیچ بوی خوشی را نگذاشتم مگر آنکه خود را به آن خوشبو نکرده اماما باز از من دوری می کند حضرت فرمود اگر می دنست در آمدن به نزد تو چه ثواب هایی دارد ار تو دوری نمی کرد ثوابش

همانند آن است که شمشیر کشیده ودر راه خدا جهاد می کند پس چون با تو مجامعت کند گناهان از او بریزد چنان که برگ از درخت می ریزد وچون غسل کند از گناهان خارج شود.

ودر طب ائمه آمده است که امیر المومنین (ع) فرمود هرگاه کسی را دردی در بدن به هم رسید یا حرارت

بر مزاجش غالب با همسر خویش جماع کند تا درد تسکین یابد. ودرطب الرضا آمده (ع)فرمود هرگاه گرسنه وتشنه شدی بخور وبنوش و اگر خوابت آمد بخواب وچون بول داشتی بول کن وهرگاه خواستی نزدیکی کنی

پس انجام بده به درستی که هر امری در همان وقت برای بدن بهتر ومفیدتر است .ودر فروع کافی آمده است

که امام صادق (ع) فرمود چیزی نیست که ملائکه را حاضر کند مگر آنکه مرد با همسر خویش بازی وخوش

طبعی نماید. ودر خصال صدوق آمده که امیر المومنین علی وصی (ع) می فرماید چون یکی از شما خواست

با همسر خویش آمیزش کند از شتاب کردن در این کار پرهیز نمای که زنان نیز نیازهایی دارند.

در فروع کافی آمده که رسول اکرم (ص) فرمودند چون کسی می خواهد با زن خود جماع کند به روش پرندگان

ومرغان به نزد او نرود بلکه در ابتداء با او بازی وخوش طبعی کند سپس جماع نمای بر همین اساس جناب

سید نعمه الله جزایری در کتاب شیرین ((زهر الربیع)) روایتی ز امام علی بن موسی لرضا (علیهما السلام) در

آداب جماع نقل نموده وفرموده است (( وعنه علیه السلام الامر قبل الوقاع بالمداعبه و التقبیل وتغمیز الثدیین

لان ماء المراه یخرج من ثدییها وشهوتها فی وجهها فالتقبیل طلبا للشهوه حتی ترید هی منک ما تریده انت منها

واما تغمیز الثدیین فطلبا لنزول مائها حتی یتخلق الولد من المائین لان البنت اذا تخلقت من الماء الرجل وحده تکون سلیطه تشبه الرجال بالاوصاف و قله الحیاء وکان العرب اذا ارادوا تشبیه الاولاد بهم عمدوا الی مواقعه

النساء وقت الرحیل لکثره مشاغل نسائهم فلا یردن ذلک الامر والرجال تشتهیه فیکون الولد یشبه اباه)) یعنی

از امام هشتم روایت است که قبل از جماع بازی وخوش طبعی کردن با زن ونیز بوسیدن ومالیدن پستانهای او مستحب است چرا که بدین وسیله آب زن از پستانهای زن خارج شده وشهوت در صورتش آشکارونمایان می شود پس بوسیدنبه جهت طلب شهوت نمودن است یعنی تا زن اراده کند از مرد آنچرا که مرد از او اراده کرده است واما مالیدن پستان به جهت نزول شدن آب زن است تا بدین طریق فرزند از آب زن ومرد متولد شود

زیرا زمانیکه دختر فقط از آب مرد متولد می شود سلیطه بار می آمده ودر اوصاف شباهت به مردان پیدا

کرده وکم حیاء می شود وعرب بر این رسم بود که زمانی که اراده می کرد فرزندانشان شبیه ایشان شود عمدا

جماع زنان را به وقت کوچ کردن قرار می داد چرا که در این زمان زنان مشغله ی بسیاری داشته ولذا اراده ی

مواقعه نمی نمودند وفقط مردان به اجماع اشتها داشتند پس فرزند شبیه پدرش می شود

در آخر مطلبی را خدمت زوجهای جوان تقدیم می داریم وآن این که اگر اعمال زناشویی ایشان ثمره ای نداد

ومنجر به حاملگی و تولد فرزند نشد ناامید نشوند وخود را به دست پزشکانی که با تجویز قرص وکپسول

وآمپول در پی معالجه اند وادعا می کنند با خوردن این قرص های شیمیایی جماع نتیجه داده وزن حامله

می شود نسپارند زیرا این مواد شیمیایی نه تنها کار را درست نمی کنند بلکه این صنع الهی اعنی زهدان

زن نابود می کنند و زنی را که چه بسا ممکن بود بعدها به روال عادی حامله شود عقیم کنند زیرا بسیاری

از فرجها به گونه ای است که سالیانی پس از ازدواج و همبستری زن ومرد نتیجه داده ومنجر به حاملگی

می شود وحضرت ابراهیم (ع) وحضرت زکریای نبی (ع) دو نمونه ی خوب وکاملی برای اثبات این مدعا

هستنند که هر دو بزرگوار در سنین پیری صاحب فرزند شده اند.

هیچ زن ومردی به طور به طبیعی عقیم نیستند مگر این که حاوی یکی از این دو نشانه باشند یکی آن

که زن عادت ماهیانه نشود و دیگر این که عانه ی زن ومرد بی مو باشد فقط در این دو صورت زن ومرد

عقیم می شوند وراهی برای بچه دار شدن آنها نمی ماند وغیر از این دو دسته هر زن مردی ممکن است

حتی پس از گذشتن سالها از ابتدای ازدواجشان بچه دار شوند.

البته شیخ الرئیس بوعلی سینا در قانون احتمال بچه دار شدن 4 دسته را ضعیف شمرد اولین دسته

افراد مست هستند که معمولا آب پشت مستان کمتر بچه می آورد دوم پیرانی که بسیار سالخورده اند

سوم کسانی که در جماع زیادروی می کنند چهارم کسانی که ذکرشان بیش از حد معمولی دراز است

زیرا در این حالت مسافت زیاد سرد می شود واز حرارت طبیعی اش کاسته می شود وبه طوری که تا

زهدان در می آیدبیشتر بهره رسانی اش را از دست داده از این رو اکثرا جماع این دسته مثمر ثمر نیست

وبچه نمی آورد.

فقط باید توجه داشت که برای انعقاد نطفه وحصول فرزند باید مدتی از دخول کردن وهمبستری با زن

پرهیز نمود تا در این مدت رحم کاملا تشنه نطفه گرددو دخول وانزال آن را کاملا به خود جذب نماید

زیرا در بسیاری از مواردی که نکاح حقیقی اعنی همبستری زن ومرد نتیجه نمی دهد ومنجربه حاملگی

نمی شود بدین خاطر است که دخول زیاد وپشت سر هم صورت می گیرد تکرر این عمل باعث شده

که رحم گشاد شده ومیل آنچنانی به قبول نطفه ی مرد نداشته باشد لذا برای نتیجه گیری از این عمل نیکو است که مثلا چند چند روز قبل از عادت ماهانه ی زن این عمل ترک شود تا هنگامی که زن از خون پاک شود

وبعد از پاک شدن بهترین وقت است برای دخول وانعقاد نطفه تا جایی که فرزندانی که در چنین ایامی متولد

می شوند نسبت به دیگر افراد از نشاط وطراوت خاصی برخوردار هستنند.

ونیز توجه به این نکات در امر بچه دار شدن مهم به نظر می رسد

1-از عزیزان دختران ومادران عزیز استدعا می شود که از خوردن سبزی امزنا

(گشنیز)وسبزی شاهی (تیر تیزک) به شدت خودداری کنند.

2-از خوردن آبی که یخ در آن محلول می شود خودداری نمایید و وقتی باردار

شدند هرگز از یخ خوردن برخوردار نباشند که بچه ها را فلج می کند و منجر به سزارین می گردد.

3-از خوردن ترشی نارنج خواری نمایند.

4- زنانی که سقط جنین دارند علاوه از مراعات موارد فوق از تکرر جماع با شوهر نیز پرهیز کنند واطلاع دهند تا با دستوری خصوصی از سقط جنین

جلوگیری شود.

5-زنان باردار در طول بارداری سوره ی مبارکه ی یوسف وسوره ی مبارکه ی

مریم را تلاوت کنند.

6- اموری که در نقل وروایات منقوله مطرح شد را جدی بگیرند وبرای بچه دار

شدن حتما مراعات کنند واگر در غیر بچه داری نیاز به لقا ح پیدا کردند مردها

می توانند نطفه را در بیرون رحم بریزند وعمل لقاح در اوقات نامناسب انجام

دهند که بهترین راه جلوگیری از بچه دار شدن منی رادر بیرون رحم ریختن

است نه قرص خوردن وعمل عقیم کردن مرد یا زن زیرا عقیم کردن مرد وزن حرام می باشد.

7-از تقلیل فرزند پرهیز کنید یعنی دختران جوانی که تازه ازدواج می کنند حتما

چند تا بچه دار شوند که تقلیل نسل شیعه ظلم عظیم بر پیامبر وآل پیامبر (ع)

است به خصوص عزیزانی که سید هستند در صورت امکان بچه ها را زیاد کنند

که نسل فاطمه ی زهراء (س) فراوان گردد وشعار ((فرزند کمتر آسایش بیشتر))

را یک ظلم آشکار به اهل بیت (ع) بدانند مگر جایی که زنان نتوانند بچه دار شوند

از روی عذر جسمی یا روحی.

8-از خوردن قرص وکپسول خودداری کنید وحتی المقدور تن به سزارین در حین

زایمان ندهدکه به امر الهی فرزند زمان تولد آن فرا برسد درد زایمان می گیرد واین

درد به نفع کودک وبه خصوص مادر است وبرکات جسمی وروحی آن فراوان است

که پی بردن به همه اسرار آن از عهده ی عقل عادی بشر بیرون است.

9-زنان ومردانی که رحم ونطفه ی ضعیفی دارند برای تقویت آن سبزی تره بخورند

ونیز زیاد پیاز مصرف نمایند وسبزی تره برای تقویت اعصاب کل بدن به خصوص

اعصاب رحم زن بسیار مناسب است.

10-

بعد از مواقعه زن ومرد برای پاک کردن عورت خود از یک پارچه استفاده نکند بلکه هر یک پارچه ای جداگانه مصرف نمایند که یک پارچه موجب دشمنی
بین زن ومرد می شود وشاید بسیاری از اختلافات زن وشوهر ها زیر سر همین

نکته باشد که بدان توجه ندارند

11-بعداز هر مواقعه ای زن حداقل تا دو ساعت عورت خود نشوید (ومردها هم همین طور باشند) تا رحم زن تازه بماند.

12-هرمریضی ونقص خلقت که در فرزندان پدید می آید از پدر ومادر است که به قوانین طبیعت والهی توجه ندارندوبعد می گویند که فلان فرزند راخدا این گونه

ناقص کرد در حالی که نمی دانند که ((والخیر بیدیک والشر لیس الیک)) همه خوبیها مال اوست وهیچ شری به او بر نمی گردد واین ما وشما هستیم که بار مراعات نکردن قوانین الهی وقوانین مجعوله ی در خلقت این گرفتاریها را به بار

می آوریم سپس آن را به گردن خدا وعالم می اندازیم در حالی که خودش را در

خصوص خلقت انسان به ((احسن الخالقین)) ستوده است پس شر از ما هست وهمه خیر مال اوست واز نکو جز نکوئی ناید.

13-با توجه به اصل قبل که همه خیر از اوست وشر از ماست توجه به آیه ی مبارکه ((نساءکم حرث لکم)) امر ضروری است و مرد ها باید توجه کنند که زنان

کشتزارند وخداوند این زمین کشاورزی را به آنها داده تا طبق قوانین ومقررات در آن کشت کنند ونتایج حاصل از آن را فرزندان سالم ومتدین وموحد قرار دهند

همانگونه که یک کشاورز زمین را بی حساب وکتاب کشت نمی کند وهمه ضوابط

زمانی ومکانی ودهها شرایط دیگر را در نظر می گیرد در این زمین زراعی

یعنی کارخانه رحم زن هم باید زحمت بکشد ودر آن به قوانین طبیعی والهی کشت

کند تا فرزندان نیکو بدست آورد.

14- در امورازدواج ونکاح و لقاح باید فرمایش معصومین (علیهم السلام )

را ملاک قرار دهیم زیرا که استنباط تشریعات از دل تکوینیات از خصائص انسان

کامل وصاحبان نفوس مکتفی معصومین (علیهم السلام )است.لذا در روایات منقوله می بینید که به چه لطایفی اشاره می فرمودند که عقل ما را از فهم اسرار آن عاجز

وناتوان است مثلا بشر از کجا می خواست بفهمد که اگر مردی نطفه را از عقب وپشت وارد رحم کند بچه لوچ می شود .یا اگر زن ومرد بعد از لقاح برای پاک کردن عورت خود از یک پارچه استفاده نمایند موجب دشمنی واختلاف بین آنها

می شود وهزاران احکام تشریعی دیگر که از دل تکوینیات بیان نمودند که ما را یارای فهم اسرار آنها نیست پس باید میزان را حرف وکلام معصوم قرار داد.

15-از همه مردها وزنها استدعا می شود که به قانون طبیعت تن در دهند واینقدر

با صنعت از طبیعت فاصله نگیرند زیرا صنعت از فهم قاصری بشری سر چشمه می گیرد ولی طبیعت از علم ذاتی وغیبی واحدی ذات لم یزلی بر می خیزد لذا به تعبیر مولی وسرورم حضرت علامه عصر ومعلم دوران حسن زاده آملی(روحی فداه)به

طبیعیات وقوانین الهی رو آورید وبدان تن در بدهید همه نقائص رفع می شود .

حقا که چنین است وپدر ومادر ها با فاصله گرفتن از طبیعیات این همه گرفتاریها را پدید آوردند وآنگاه به گردن خدا می اندازند مثلا" بچه را با بدی خود لوچ بار می آورند بعد می گویند خدا کرده است در حالی که فرق بین ایجاد واسناد را نمی دانند ونیز نمی دانند که خدای احسن الخالقین وخدای خیر محض هرگز شر نمی دهد

ونباید با دست خود شر درست کرد.

16-از روحانیون عزیز که مبلغین دین مرمند استدعا می شود که در امور غذایی

وطب وازدواج وامور علمی وروایی آن درست بررسی نمایندودر منابر آنها را برای

مردم بیان کنند که مساجد و حسینیه ها کلاس اکابر است ودر این کلاسها مردم باید خوب ساخته شوند وبسیاری از گرفتاری ها ی مردم بر اساس ندانستن آنها است واین هم زیر سر منبری های حرف نشنیده خوب تحصیل نکرده است که به صرف

چندجملهموعظهاکتفامیکننددرحالی که منبرهابایدازلطائف علمی ودقائق

دینی برخوردارباشند.

منبع =کتاب شرح مراتب طهارت جلد 2 اثرحضرت استادداودصمد ی آملی


نویسنده: مجيد كمالي

آداب وسنن اسلام در تربيت كودكان‏


1 - اسلام ،خير وخوبى نسبت به فرزندان را توصيه مى‏كندودستور مى‏دهد آنها را دوست بدارند وبه وعده‏هايى كه به آنهامى‏دهند وفا كنند. در حديثى از پيامبرصلى الله عليه وآله رسيده است: "كودكان رادوست بداريد وبر آنها رحم گيريد، وهرگاه چيزى به آنها وعده كرديدبه وعده خود وفا كنيد، كه آنها گمان مى‏كنند شما روزى آنها رامى‏دهيد."(424)
ودر حديثى از امام صادق‏عليه السلام پيرامون پاداش كسى كه فرزندان‏خود را دوست دارد آمده است: "خداوند بر بنده خود به سبب‏محبت فراوان او نسبت به فرزندش رحم مى‏گيرد."(425)
2 - از رحمت نسبت به كودكان است بوسيدن آنها كه پيامبر آن راتشويق كرده است واين هنگامى بود كه مردى نزد حضرت آمدوعرض كرد: من هرگز فرزندم را نبوسيده‏ام ،وچون رفت پيامبرصلى الله عليه وآله‏فرمود: "اين مرد نزد من از اهالى دوزخ است."(426) ودر حديث ديگرى‏از پيامبرصلى الله عليه وآله نقل شده است: "هر كه فرزند خود را ببوسد خداوندحسنه‏اى براى او بنويسد."(427)
چنين است برابرى ميان كودكان وعدم تمايز ميان آنها، پيامبرصلى الله عليه وآله‏مردى را ديد كه يكى از دو پسرش را مى‏بوسد وديگرى را رهامى‏كند، پيامبرصلى الله عليه وآله به او فرمود: "آيا ميان آن دو برابرى بر قرارنمى‏كنى."(428)
3 - از دوستى به كودكان است اداى حقوق آنها كه شرع آنها را به‏تفصيل بيان كرده است. مردى خدمت پيامبرصلى الله عليه وآله رسيد وعرض كرد:يا رسول اللَّه حق فرزند من بر من چيست؟ پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: "نام‏نيك بر او نهى، وخوب تربيتش كنى، واو را در جايگاه )اجتماعى(پسنديده‏اى قرار دهى."(429)
پيامبر در اين باره الگوى مسلمانان است، در روايت آمده است كه‏حضرت‏صلى الله عليه وآله نماز ظهر را با مردم گزارد ودو ركعت پايانى را سبك‏برگزار كرد، چون پيامبر فارغ شد مردم گفتند: آيا در نماز چيزى پيش‏آمد؟ فرمود: )چه چيزى؟( گفتند دو ركعت پايانى نماز را سبك‏برگزار كردى، پيامبر فرمود: "آيا گريه كودك را نشنيديد؟"(430)
4 - نيكى پدر به پسر در آينده به صورت نيكى پسر به پدر بازتاب‏مى‏يابد. پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: "خداوند بر كسى رحم كند كه فرزندش رادر نيكى رساندن به او يارى رساند، گفتند: چگونه فرزند را در نيكى‏رساندن به خودش يارى رساند؟ فرمود: آنچه را براى او مقدور است‏از او مى‏پذيرد، واز آنچه براى او مقدور نيست در مى‏گذرد، واو راخسته نمى‏كند، واو را در شرمندگى نيافكند".(431)
5 - اسلام براى تربيت، سه مرحله مقرر كرده است وهر مرحله‏هفت سال است. امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: "بچه هفت سال بازى‏مى‏كند، وهفت سال سواد وقرآن مى‏آموزد، وهفت سال حلال‏وحرام را مى‏آموزد."(432)
ونيز مى‏فرمايد: "بگذار فرزندت به شش سالگى برسد وسپس‏هفت سال او را نزد خود نگهدار وچنان كه مى‏خواهى او را ادب كن،اگر پذيرفت وشايستگى يافت چه بهتر، والا او را رها كن."(433)
پيامبرصلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: "هر كه فرزندش را ببوسد خداوند براى اويك حسنه مى‏نويسد، وهر كه او را شاد كند خداوند در قيامت شادش‏كند، وهركه به فرزند خود قرآن آموزد پدر ومادرش فرا خوانده‏مى‏شوند ودو حلّه بر آن دو پوشانده مى‏شود كه نور آن دو، چهره‏بهشتيان را روشن مى‏گرداند."(434)
ونيز پيامبرصلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: "كودك، هفت سال ارباب است‏وهفت سال بنده وهفت سال وزير، اگر در بيست ويك سالگى دراخلاق و رفتار رضايت بخش بود چه بهتر، والاّ رها مى‏شود وتو نزدخداوند معذورى."(435)

6 - اسلام بر والدين ضرورى‏دانسته تا علم‏دين )فرهنگ وشريعت(را به كودكان خود بياموزند. امير المؤمنين در وصيتى براى امام حسن- كه بهترين الگوى تربيت شايسته است - مى‏فرمايد: "من به عللى دروصيت به تو پيشدستى كردم، اگر اجل به من مهلت نداد )تا اين كه‏مى‏گويد( و ترسم هوى وهوس وفتنه‏هاى دنيا پيش از من به تو رسد،و تو سخت و سركش شوى، قلب نوجوان همچون زمين خالى است،آنچه در آن افكنده شود مى‏پذيرد، ولذا پيش از آن كه قلبت سخت‏گردد وانديشه‏ات مشغول شود، به ادب كردن تو اقدام كردم."(436)

منبع:الفقه الاسلامى‏ احكام خانواده و آداب ازدواج‏


نویسنده: مجيد كمالي

آداب وسنن ولادت‏


1 - از سنتها وآداب اسلام پيرامون نوزاد، گفتن اذان واقامه در دوگوش اوست. پيامبرصلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: "كسى كه خداوند به او فرزندى‏داد، بايد در گوش راستش اذان ودر گوش چپش اقامه گويد،كه اين كار او را از شيطان رجيم محفوظ مى‏دارد."(393)
2 - پيش از اين مستحب است كام كودك را با خرما بگيرند، چنان‏كه پيامبرصلى الله عليه وآله با حسن وحسين چنين كرد.(394)
ودر روايت ديگرى، امام باقرعليه السلام مى‏فرمايد: "كام نوزاد با آب‏فرات گرفته مى‏شود، ودر گوش او اقامه مى‏گويند."(395)
3 - از سنتها وآداب ولادت، همان كارهايى است كه پيامبرصلى الله عليه وآله به‏هنگام زاده شدن دو غنچه خود حسن وحسين انجام داد وتفصيل آن‏را امام رضاعليه السلام به نقل از اسماء دختر عميس روايت مى‏كند:
"هنگامى كه فاطمه، حسن را به دنيا آورد، پيامبر بيامد وفرمود:اى اسماء! پسرم را بياور. پس او را پيچيده در پارچه‏اى زرد نزد پيامبرآوردم. پيامبر پارچه را به گوشه‏اى پرت كرد وفرمود: آيا به شماسفارش نكردم نوزاد را در پارچه زرد نپيچيد؟ ودستور داد پارچه‏اى‏سفيد آوردند وكودك را در آن پيچيد، سپس در گوش راستش اذان‏ودر گوش چپش اقامه گفت".
اسماء همين سخن را درباره حسين‏عليه السلام نيز بيان داشت تا جايى كه‏گفت: چون روز هفتم رسيد پيامبر نزد من آمد وفرمود: پسرم را نزدمن بياور وبا او همان كرد كه با حسن كرده بود، وهمچون حسن براى‏او نيز قوچ سياه وسفيدى را عقيقه كرد، ويك پاى آن را به قابله داد،وسر حسين را تراشيد وبه وزن آن نقره داد و)خلوق( عطرى زعفران‏آلود به سر او ماليد وفرمود: "ماليدن خون به سر كودك از كارهاى‏جاهليت است."(396)
4 - روايات بر عقيقه تأكيد كرده‏اند تا جايى كه در حديثى از امام‏صادق‏عليه السلام رسيده است: "هر كس در روز رستاخيز در گرو عقيقه خوداست، عقيقه واجب‏تر از قربانى است."(397)
بلكه نصوص دلالت بر آن دارند كه اگر كسى نداند براى او عقيقه‏شده است يانه بايد براى خود عقيقه كند واين همان كارى است كه‏پيامبر پس از نبوت كرد.(398)
وبراى دختر وپسر، گوسفند يا گاو يا شتر عقيقه مى‏شود(399) وبراى‏دو قلو دو گوسفند عقيقه مى‏شود(400) واگر تهيدست باشد منتظر مى‏مانددر وضعش گشايشى پيش آيد تا عقيقه كند واگر نتوانست چيزى برعهده او نيست.(401)
از امام صادق‏عليه السلام درباره عقيقه پرسيدند كه آيا استخوان قربانى‏شكسته مى‏شود فرمود: "آرى، استخوان آن شكسته مى‏شودوگوشتش تكه تكه مى‏گردد وپس از ذبح آنچه خواستيد با آن انجام‏دهيد."(402)
رعايت شرايط قربانى در آن واجب نيست. امام صادق‏عليه السلام‏مى‏فرمايد: "عقيقه گوسفندى است براى گوشت، پس به منزله‏قربانى عيد قربان نيست، وهرچه باشد كفايت مى‏كند."(403)
هنگام ذبح عقيقه مستحب است دعايى را كه از امام صادق‏عليه السلام‏نقل شده بخوانند: "بسم اللَّه وباللَّه اللهم عقيقة عن فلان، لحمها بلحمه‏ودمها بدمه وعظمها بعظمه، اللهم اجعله وقاء لآل محمد."(404)
وبر اساس حديث رسيده از امام صادق‏عليه السلام مكروه است پدرومادر فرزند، از گوشت عقيقه بخورند.(405)
واسلام باز داشته از اين كه سر كودك را با خون عقيقه بيالايند،زيرا اين كار از شرك دوران جاهليت است.(406)
5 - اسلام دستور داده پسر را در روز هفتم ولادت ختنه كنند. درحديثى از پيامبر رسيده است كه فرمود: "روز هفتم، كودكتان را تطهير)يعنى ختنه( كنيد، كه اين كار پاكتر وپاكيزه‏تر وبراى روييدن گوشت‏سريعتر است، وزمين تا چهل روز از بول ختنه نكرده نجس‏مى‏شود."(407)
اما فرزندى كه ختنه شده به دنيا آمده، مستحب است - طبق آنچه‏در سنت اسلام آمده - تيغ از موضع ختنه بگذرانند. در حديثى منقول‏از امام كاظم به هنگام تولد امام رضاعليه السلام آمده است كه فرمود: "اين‏فرزند من ختنه شده وپاك ومطهر به دنيا آمد وامامان همه مختون‏وپاك ومطهر زاده شدند، ولى ما تيغ را بر آن مى‏گذرانيم تا به سنت‏عمل كرده باشيم واز دين حنيف پيروى كرده باشيم."(408)
ودر روايتى از امام صادق‏عليه السلام آمده است: "ختنه كردن پسر ازسنت است اما خفض دختر از سنت نيست."(409)
آرى در برخى‏احاديث آمده است كه خفض دختر، مكرمه است.(410)
وهنگام ختنه مستحب است اين دعاى مأثور را خواند: "اللّهمّ هذه‏سنّتك وسنّة نبيّك، واتّباع منّا لك ولدينك بمشيئتك وبإرادتك، لأمرأردته، وقضاء حتمته، وأمر أنفذته فأذقته حرّ الحديد في ختانه‏وحجامته لأمر أنت أعرف به منّي، اللّهمّ فطهّره من الذنوب، وزد في‏عمره، وادفع الآفات عن بدنه، والأوجاع عن جسمه، وزده من الغنى،وأدفع عنه الفقر فانّك تعلم ولا نعلم."(411)

منبع:الفقه الاسلامى‏ احكام خانواده و آداب ازدواج‏


نویسنده: مجيد كمالي

رشد دختر و پسر

متخصصان‌ مي‌گويند:«...رشد دختران‌ سريعتر از پسران‌ است، به‌ اين‌ معنا كه‌ رشد استخوان‌ بندي، رويش‌ دندانها و رشد غدد تناسلي‌ در آنها سريعتر از پسرهاست. سبقت‌ متوسط‌ دخترها از پسرها كه‌ در حدود يك‌ يا دو سال‌ مي‌باشد، در تمام‌ مدت‌ كودكي‌ و بلوغ‌ پايدار است...»(5)


‌ ‌2- قدرت‌ بدني‌ و توان‌كاري‌
بيگمان‌ در موجودات‌ زندة، انساني‌ يا حيواني، قدرت‌ و توان‌ بدني‌ جنس‌ نرينه‌ بيشتر است‌ از اينرو براي‌ تلاشهاي‌ سخت‌ و توانفرسا بيشتر آمادگي‌ و كارآرايي‌ دارد و عرصه‌هاي‌ عملي، آنگاه‌ كه‌ دشوارتر و خطرآفرين‌تر باشد ميدان‌ جنس‌ مذكر است.
«...پسرها از لحاظ‌ ظرفيت‌ حياتي، و خصوصاً‌ از لحاظ‌ نيروي‌ عضلاني، در تمام‌ سنين‌ از دختران‌ بالاترند...(به‌ استثناي‌ بين‌ 11 تا 14 سالگي‌ كه‌ در اين‌ موقع‌ يك‌ برتري‌ خفيف‌ زنانه‌ در دختران‌ ديده‌ مي‌شود)، بالاخره‌ فعاليت‌ حركتي‌ پسران‌ از فعاليت‌ حركتي‌ دختران‌ در تمام‌ سنين‌ عمر بيشتر است.»
‌ ‌3-غدد جنسي‌ و توليد مثل‌
وضعيت‌ غدد تناسلي‌ در زن‌ و مرد، متفاوت‌ است‌ و هر يك‌ بگونه‌اي‌ متمايز از ديگري، ساز و كار بقاي‌ نسل‌ را بر عهده‌ دارند. از نظر زماني‌ نيز تمايز زيادي‌ ميان‌ راه‌كارهاي‌ مادينه‌ و نرينه‌ وجود دارد و مسائل‌ جانبي‌ ديگري‌ چون‌ تاثيرات‌ ژنتيكي‌ و خلق‌ و خويهاي‌ وراثتي‌ كه‌ بسيار پر ژرفا و رازوار و شگفت‌ انگيز است. مهمتر اينكه‌ اين‌ موضوع‌ بسيار مهم‌ كه‌ از پيچيده‌ترين‌ شاهكارهاي‌ آفرينش‌ است، در همين‌ جا پايان‌ نمي‌يابد؛ بلكه‌ تاثيرهاي‌ شگرفي‌ در مجموعة‌ سازمان‌ وجودي‌ زن‌ و مرد (تني‌ و رواني) بر جاي‌ مي‌گذارد و اين‌ تمايزها و تفاوتها از افراد نوع‌ انساني، دو موجود كاملاً‌ متمايز مي‌سازد. بر بعد عاطفي‌ دو جنس‌ تاثير مي‌گذارد بر بعد رواني‌ نيز موثر است. ذهن‌ و هوش‌ نيز از اين‌ تفاوتها اثرپذير است، حتي‌ در ذوق‌ و سليقه‌ و احساس‌ هنري‌ انسانها نيز تاثيرهايي‌ ژرف‌ دارد و سرانجام‌ در شخصيت‌ زن‌ و مرد موثر است‌ و از دو جنس، دو شخصيت‌ متمايز و دوگانه‌ مي‌سازد. قلم‌ را به‌ دست‌ متخصصان‌ مي‌سپاريم:
«... غدد تناسلي‌ نه‌ تنها وظيفة‌ حفظ‌ نسل‌ ونژاد را بر عهده‌ دارند، بلكه‌ در تشديد فعاليتهاي‌ فيزيولوژيكي‌ و رواني‌ و معنوي‌ ما نيز مؤ‌ثرند. ما بين‌ خواجه‌ها هيچگاه‌ فلاسفه‌ بزرگ‌ و دانشمندان‌ بزرگ‌ و حتي‌ جنايتكاران‌ بزرگي‌ پيدا نشده‌ است. بيضه‌ها و تخمدانها اعمال‌ پردامنه‌اي‌ دارند. نخست‌ اينكه‌ سلولهاي‌ نر يا ماده‌ مي‌سازند... در عين‌ حال‌ مواد‌ي‌ ترشح‌ مي‌كنند، و در خون‌ مي‌ريزند كه‌ در نسوج‌ و اندامها و شعور ما خصايص‌ جنس‌ مرد يا زن‌ را آشكار مي‌سازد. همچنين‌ به‌ تمام‌ اعمال‌ بدني‌ ما شدت‌ مي‌دهند. ترشح‌ بيضه‌ها موجِد تهور و جوش‌ و خروش‌ و خشونت‌ مي‌گردد. و اين‌ همان‌ خصايصي‌ است‌ كه‌ گاو نر جنگي‌ را از گاوي‌ كه‌ در مزارع‌ براي‌ شخم‌ بكار مي‌رود، متمايز مي‌سازد. تخمدان‌ نيز بهمين‌ طريق‌ بر روي‌ وجود زن‌ اثر مي‌كند. ولي‌ فقط‌ در يك‌ دوره‌ از زندگي‌ او فعاليت‌ دارد و در دوران‌ ياسس‌ كوچك‌ مي‌شوند و از كار باز مي‌ايستد. به‌ علت‌ كوتاهي‌ زمان‌ فعاليت‌ تخمدان، زن‌ در پيري‌ از مرد شكسته‌تر بنظر مي‌رسد، برعكس‌ بيضه‌ها تا پايان‌ عمر فعال‌ ميمانند. اختلافيكه‌ بين‌ زن‌ و مرد موجود است، تنها مربوط‌ به‌ شكل‌ اندامهاي‌ جنسي‌ آنها و وجود زهدان‌ و انجام‌ زايمان‌ نزد زن‌ و طرز تعليم‌ خاص‌ آنها نيست؛ بلكه‌ نتيجة‌ علتي‌ عميقتر است، كه‌ از تاثير مواد شيميايي‌ مترشحه‌ غدد تناسلي‌ در خون‌ ناشي‌ مي‌شود. به‌ علت‌ عدم‌ توجه‌ به‌ اين‌ نكته‌ اصلي‌ و مهم‌ است‌ كه‌ طرفداران‌ نهضت‌ زن‌ فكر مي‌كنند، كه‌ هر دو جنس‌ مي‌توانند يك‌ قسم‌ تعليم‌ و تربيت‌ يابند و مشاغل‌ و اختيارات‌ و مسئوليتهاي‌ يكساني‌ بعهده‌ بگيرند. زن‌ در حقيقت‌ از جهات‌ زيادي‌ با مرد متفاوت‌ است... سلولهاي‌ بيضه، در تمام‌ طول‌ عمر مرد دائماً‌ به‌ ساختن‌ هستة‌ اوليه‌ كه‌ تمام‌ سلولهاي‌ موجود تازه‌ از تقسيمات‌ بعدي‌ آن‌ پديدار مي‌شود، به‌ يك‌ اندازه‌ سهيمند، ولي‌ مادر علاوه‌ بر نيمه‌ مواد هستة‌ سلول، تمام‌ پروتوپلاسمايي‌ را كه‌ دورادور اين‌ هسته‌ را مي‌گيرد، نيز مي‌دهد، و به‌ اين‌ ترتيب‌ وظيفه‌ او در ايجاد جنين‌ از پدر مهمتر است... وظيفه‌ مرد در توليد مثل، كوتاه‌ است‌ ولي‌ از آنِ‌ زن‌ تقريباً‌ 9 ماه‌ بطول‌ مي‌انجامد. در اين‌ مدت‌ جنين‌ بوسيله‌ مواديكه‌ با خون‌ مادر پس‌ از تصفيه‌ در جفت‌ به‌ او مي‌رسد، تغذيه‌ و رشد مي‌كند. در حاليكه‌ كودك‌ مواد لازم‌ براي‌ رشد خود را از مادر مي‌گيرد، و با آن‌ بافتهاي‌ جديدي‌ مي‌سازد، بعضي‌ از ترشحات‌ بافتي‌ خود را نيز به‌ مادر مي‌دهد...در تمام‌ مدت‌ آبستني، مادر را تحت‌ تاثير خود قرار مي‌دهد و گاهي‌ او را مسموم‌ مي‌كند. خلاصه‌ وجود جنين‌ در زهدان‌ مادر، به‌ علت‌ آنكه‌ بافتهايشان‌ با يكديگر متفاوت‌ است‌ عميقا در وجود زن‌ موثر است، و در حين‌ آبستني، حالت‌ فيزيولوژيكي‌ و رواني‌ او را تغيير مي‌دهد...»(6)‌ ‌ «... سلولهاي‌ اعضاي‌ بدن، ار خود موادي‌ ترشح‌ و در خون‌ مي‌ريزند كه‌ محققاً‌ بر روي‌ فعاليت‌ رواني‌ و معنوي‌ آدمي‌ موثر است. بيضه‌ها از تمام‌ غدد مترشحة‌ داخلي، نفوذ بيشتري‌ بر روي‌ قدرت‌ و حالت‌ روحي‌ ما دارد. در هنرمندان‌ و شعراي‌ بزرگ‌ و قديسين‌ و فاتحين، عموماً‌ تمايل‌ جنسي‌ شديد بوده‌ است. برداشتن‌ غدد جنسي‌ حتي‌ پيش‌ افراد بالغ، تغييراتي‌ را در حالات‌ رواني‌ سبب‌ مي‌شود. بعد از بيرون‌ آوردن‌ تخمدانها، زنان‌ خموده‌ مي‌شوند و قسمتي‌ از فعاليتهاي‌ فكري‌ و يا حس‌ اخلاق‌ خود را از دست‌ مي‌دهند. و در كساني‌ كه‌ با عمل‌ جراحي، بيضه‌ها را برمي‌دارند، شخصيت‌ كم‌ و بيش‌ زائل‌ مي‌شود...هنرمندان‌ بزرگ‌ تقريباً‌ همه‌ عشاق‌ بوده‌اند. گويي‌ فعاليت‌ غدد جنسي‌ براي‌ برخورداري‌ از الهام‌ ضروري‌است. عشق‌ وقتي‌ به‌ مطلوب‌ خودنرسد، روح‌ را تحريك‌مي‌كند وبرمي‌انگيزد. اگر «بئاتريكس» زوجة‌ «دانته» شده‌بود، شايدديگراثربزرگ‌ شاعر «كمدي‌الاهي» به‌ وجودنمي‌آمد...»(7) ‌ ‌ «...اگر فرض‌ كنيم‌ كه‌ عوامل‌ غدد ترشحي‌ مي‌توانند در رفتار انسان‌ تاثيري‌ داشته‌ باشند. متعجب‌ نخواهيم‌ شد از اينكه‌ از لحاظ‌ رواني‌ نه‌ فقط‌ صفات‌ مذكر و مؤ‌نث‌ كاملا مشخص‌ و متفاوت‌ از يكديگر پيدا كنيم؛ بلكه‌ فقط‌ از «تمايلات‌ بارز» مخصوصي‌ هر جنس، كه‌ تحت‌ تاثير تغييرات‌ فردي‌ خيلي‌ مهمي‌ مي‌باشند، سخن‌ بگوييم...ولي‌ مسأله‌ در خارج‌ از تظاهرات‌ پسيكوفيزيولوژيك‌ (روان‌ زيستي) حاصله‌ از جنس، همراه‌ تجليات‌ ديگري‌ كه‌ وابسته‌ به‌ آن‌ مي‌باشند، تاثيري‌ خاص‌ در رشد شخصيت‌ دارد...»(8)
‌ ‌4- بعد عاطفي‌
اين‌ نيز روشن‌ است‌ كه‌ در بعد عاطفي، زن‌ و مرد، فرقهايي‌ بسيار دارند. زنان‌ از عواطف‌ بيشتري‌ برخور دارند، و زودتر از صحنه‌هاي‌ احساسي‌ و عاطفي‌ تأثير مي‌پذيرند و به‌ هيجان‌ مي‌آيند ارزشهاي‌ عاطفي‌ در اين‌ دو جنس‌ نيز با نوع‌ جنسيت‌ آنان‌ بستگي‌ دارد. زن‌ با ديد مادينه‌ به‌ موضوعات‌ و مسائل‌ و زندگي‌ و انسانهاي‌ ديگر را مي‌نگرد، و مرد با چشم‌ نرينه. اگر اين‌ سخن‌ به‌ طور نسبي‌ درست‌ باشدكه‌ انسان‌ در ديد و داوري‌ خويش، نسبت‌ به‌ هر چيز هم‌ تماشاگر است‌ و هم‌ بازيگر، و بهر حال‌ هر پديده‌ رنگ‌ و حالتي‌ از ويژگيهاي‌ شخصي‌ مي‌گيرد (گرچه‌ اصل‌ موضوع‌ ثابت‌ باشد)؛ ويژگيهاي‌ جنسي، نقش‌ بيشتري‌ در چگونگي‌ ديد و بينش‌ زن‌ و مرد دارد. اين‌ خود حكمتي‌ بزرگ‌ در نظام‌ آفرينش‌ است‌ كه‌ نوع‌ زن‌ از عواطف‌ بيشتري‌ برخوردار باشد، تا كار نسل‌سازي‌ و تشكيل‌ خانواده، سامان‌ افزونتري‌ يابد.
‌ ‌5 - بعد عقلي‌
نخستين‌ موضوع‌ تفاوت‌ وزن‌ مغز در مرد و زن‌ است. زن‌ در تمام‌ نژادها، ميزان‌ ظرفيت، جمجمه، و مقدار نخائي‌ او از مرد كمتر است، بهمان‌ نسبت‌ در همة‌ نژادها قدش‌ از مرد كوتاه‌تر است. مغز زن‌ در كلية‌ نژادها به‌ نسبت‌ 100 الي‌ 200 گرم‌ از مرد كمتر است. اين‌ واقعيتي‌ است‌ در زندگي‌ انساني‌ كه‌ دو جنس‌ در عين‌ يكساني، اين‌ تمايزها و تفاوتها را داشته‌ باشند، و عين‌ حكمت‌ و خردمندي‌ است، چون‌ اين‌ دو جنس، با اشتراكهاي‌ فراوان‌ در مسئوليتها و رسالتها، رسالت‌ و مسئوليت‌ ويژه‌ نيز دارند، كه‌ نظام‌ آفرينش‌ بر دوش‌ هر يك‌ نهاده‌ است‌ و لازمه‌ اين‌ مسئوليتهاي‌ ويژه، تفاوتها و تمايزهايي‌ در مجموعة‌ سازمان‌ بدني‌ و چگونگي‌ اندامها است، و اين‌ حقيقتي‌ انكار ناپذير است. ژرف‌انديشان‌ و متخصصان‌ گفته‌اند، كه‌ انسان‌ با همة‌ وجودش‌ فكر مي‌كند، در مي‌يابد و به‌ شناختوري‌ و خردمندي‌ مي‌رسد. و گرچه‌ ابزار مستقيم‌ و اصلي‌ انديشه‌ و درك، مغز است؛ ليكن‌ مغز هيچگاه‌ از تأثيرگذاريهاي‌ بيشمارِ‌ مجموعة‌ بدن‌ آزاد نيست. هورمونها، غدد تناسلي، بافتها، وضعيت‌ اندام، وزن‌ مغز، مقدار قد، دوران‌ بارداري‌ و هزاران‌ هزار فعاليتهاي‌ فيزيولوژي‌ و رواني‌ مرتبط‌ به‌ وضعيت‌ بدني، چه‌ آنهايي‌ كه‌ شناخته‌شده‌اند، يا بعدها شناخته‌ خواهند شد، همه‌ و همه‌ در بينش‌ و درك‌ آدمي‌ تاثير دارند.
«در يك‌ جمله‌ آدمي‌ در عين‌حال‌ با مغز و با تمام‌ اندامهايش‌ فكر مي‌كند، مهر مي‌ورزد، رنج‌ مي‌برد، ستايش‌ و نيايش‌ مي‌كند و...».(9)
بنابراين‌ بيگمان‌ وضعيت‌ عقلي‌ در زن‌ و مرد بايد تفاوتهايي‌ داشته‌ باشد؛ بويژه‌ با تاثير و ارتباطي‌ كه‌ غدد جنسي‌ با مغز دارد. از اينرو شايد بتوان‌ گفت‌ اگر حسابگريهاي‌ زاده‌ از برآوردهاي‌ عقلي‌ خشك‌ در انساني‌ به‌ نام‌ مادر باشد، فرزندان‌ دچار نابساماني‌ تربيتي‌ و كمبود عاطفي‌ مي‌گردند، و نسل‌ انساني‌ آسيب‌هاي‌ جدي‌ مي‌بيند و شايد اين‌ چگونگي‌ مغزي‌ - و تا حدودي‌ كه‌ در نوعيت‌ انساني‌ ايشان‌ هيچ‌ كاستي‌ پديد نمي‌آورد - براي‌ شكوفايي‌ بيشتر ابعاد احساسي‌ و عاطفي‌ است‌ و فراهم‌ سازي‌ زمينه‌هاي‌ انسان‌ سازي‌ يعني‌ نقش‌ مادري. از اينرو جاذبه‌ها و گرايشها نيز در دو جنس‌ تفاوتهاي‌ ظريفي‌ دارد.
«زنان‌ از مردان‌ به‌ موسيقي‌ بيشتر اشتغال‌ دارند ولي‌ كمتر از مردان، موسيقي‌ ماندني‌ ساخته‌اند.»(10)
و اينها همه‌ بر اساس‌ نوع‌ علاقه‌ و سليقه‌ است‌ كه‌ يكي‌ به‌ موسيقي‌ دل‌ مي‌بازد و ديگري‌ به‌ ساختن‌ سمفوني‌هاي‌ آن‌ مي‌پردازد. اين‌ موضوع‌ در ديگر مسائل‌ علمي‌ و فلسفي‌ و اختراعات‌ نيز ديده‌ شده‌ است‌ پايه‌گذاري‌ مكاتب‌ بزرگ‌ فلسفي‌ كار مردان‌ بوده‌ است، و اختراعات‌ بزرگ‌ بيشتر از آنِ‌ مردان‌ است. در اين‌ اصل، ترديدي‌ نيست‌ كه‌ رشد عقلاني‌ كه‌ براي‌ سعادت‌ و تكامل‌ انساني‌ در اين‌ زندگي‌ لازم‌ است، در زنان‌ وجود دارد، از اينرو در احكامي‌ كه‌ رشد عقلي‌ و درك‌ درست‌ شرط‌ آن‌ است، ميان‌ زن‌ و مرد تمايزي‌ نيست. همچنين‌ در عقل، به‌ عنوان‌ بهترين‌ ابزاري‌ كه‌ آدمي‌ را به‌ شناخت‌ مبدء و كشف‌ شگفتيهاي‌ آيات‌ الاهي‌ رهنمون‌ مي‌گردد و انسان‌ را به‌ جاودانگيها و ارزشهاي‌ والا و معنوي‌ مي‌رساند؛ ميان‌ زن‌ و مرد فرقي‌ نيست؛ زيرا كه‌ به‌ روشني‌ در قرآن‌ كريم‌ مي‌نگريم‌ كه‌ همواره‌ زن‌ دين‌ باور و مرد دين‌ باور، زن‌ عابد و قانت‌ و مرد عابد و قانت، زن‌ خاشع‌ و مرد خاشع‌ و... برابر با يكديگر و در كنار هم‌ قرار گرفتند و اين‌ روشنگر آن‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ در خداباوري‌ و تكامل‌ ديني، زن‌ و مرد برابرند.
به‌ اين‌ تناسب‌ به‌ دو مورد گذرا اشاره‌ مي‌كنم:
الف. اسلام‌ در مسائل‌ مالي‌ و اقتصادي، رشد عقلي‌ را شرط‌ دانسته‌ است‌ و آن‌ را در احكامي‌ كه‌ مربوط‌ به‌ بلوغ‌ جنسي‌ و بلوغ‌ اجتماعي‌ مي‌باشد، مطرح‌ كرده‌ است. بلوغ‌ و رشد اجتماعي‌ و عقلاني، رشدي‌ برتر و تكامل‌ يافته‌تر از بلوغ‌ و رشد جنسي‌ است. قرآن‌ كريم‌ براي‌ اهميتي‌ كه‌ به‌ مسائل‌ اقتصادي‌ مي‌دهد، رشد و بلوغ‌ عقلي‌ را در آن‌ شرط‌ دانسته‌ است. در اين‌ رشد، ميان‌ دختر و پسر فرقي‌ نيست. هر دو جنس‌ آنگاه‌ كه‌ رشد عقلي‌ يافتند مي‌توانند سرمايه‌ خود را در اختيار بگيرند و در فعاليتهاي‌ اقتصادي‌ شركت‌ كنند.
ب. در مورد دختران، پدر و جد‌ نوعي‌ ولايت‌ و سرپرستي‌ دارند و بايد در ازدواج‌ و انتخاب‌ همسر از نظر ولي‌ استفاده‌ كنند. اين‌ ولايت‌ در مورد دختراني‌ كه‌ به‌ رشد عقلاني‌ رسيده‌اند، لازم‌ نيست‌ و پدر و جد چنين‌ ولايتي‌ را ندارند. اين‌ نيز درخور دقت‌ است، كه‌ با اينكه‌ ولايت‌ و هدايت‌ پدران، براي‌ دختران‌ نورس‌ بي‌تجربه، ضرورتي‌ عقلي‌ و اجتماعي‌ در جهت‌ تأمين‌ مصالح‌ دختران‌ است؛ ليكن‌ دختراني‌ يافت‌ مي‌شوند كه‌ در رشد و مصلحت‌ شناسي‌ و بررسي‌ جوانب‌ موضوعي‌ بسيار مهم‌ و سرنوشت‌ ساز، چون‌ انتخاب‌ همسر، به‌ مرزي‌ مي‌رسندكه‌ خود مي‌توانند تشخيص‌ بدهند و تصميم‌ بگيرند و به‌ راهنمايي‌ و رايزني‌ افراد دلسوز و باتجربه‌ نيازي‌ ندارند. اينها مسائلي‌ست‌ كه‌ بايد گسترده‌تر ارزيابي‌ شود و اين‌گونه‌ معيارها روشنگر اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ برخي‌ از اين‌ احكام‌ به‌ وضع‌ نوعي‌ آنان‌ نگريسته‌ 


نویسنده: مجيد كمالي
ادامه مطلب ...

نقش ازدواج در هوش فرزند

انتخاب همسر از چند جهت در رشد هوشی کودک مهم می باشد.

1- ژنتیک
هوش و توانایی ذهنی از مواردی است که هم به ژنتیک بستگی دارد و هم تحت تأثیر محیط قرار می گیرد.هنگام ازدواج باید توجه کرد که با کسی ازدواج صورت گیرد که از نظر هوش و فهم در سطح پایینی نباشد. به این نکته درروایات اسلامی اشاره شده است.
حضرت صادق (علیه السلام):( برحذر باشید از این که با زن احمق ازدواج کنید.همانا مصاحبت با او بلا و گرفتاری است و اولادی ضایع به وجود می آید.)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم):( نگاه کنید و ببینید در چه چیزی فرزند خود را قرار می دهید،پس همان ریشه خانوادگی راه خود را باز می یابد.) به نقل از وراثت و تربیت نوشته ی احمد مطهری
البته این موضوع در مورد مرد احمق هم می باشد ولی از آنجایی که نقش مادر مهم تر است در این حدیث روی مادر تأکید شده است.مادر علاوه بر ژنتیک محیط رشد در دوران جنینی نوزاد را فراهم می کند و از نظر تربیت هم دارای نقشهایی است که از عهده یً پدر بر نمی آید.این موارد در قسمتهای بعدی توضیح داده می شود.

2-ازدواج فامیلی
ازدواج فامیلی از طریق ژنتیک در رشد کودک تأثیر دارد.هر فردی از جامعه چند ژن نامطلوب دارد که به صورت نهفته می باشد.
در صورتی که افرادی با هم ازدواج کنند که ژنهای نامطلوب مشابهی دارند،صفت نامطلوب در فرزند آنها بوجود می آید.افراد فامیل ژنهای مشابه بیشتری دارند و بنابریان احتمال پیدایش خصوصیات نامطلوب در کودکان حاصل از ازدواج فامیلی بیشتر است.این موضوع در مورد صفات خوب هم صحیح است،یعنی ممکن است ازدواج فامیلی باعث تولد کودک بسیار قوی و یا فوق العاده باهوش شود.به هر حال احتیاط بر این است که ازدواج فامیلی انجام نشود و یا پیش از این گونه ازدواجها مشاوره یً ژنتیک صورت گیرد.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم):(با بستگان نزدیک ازدواج نکنید که فرزند ضعیف بوجود می آید.)

3- سطح تحصیلات و معلومات
هریک از زن و مرد باید در حدی باشند که بتوانند معلوماتی در مرد تربیت فرزند کسب کنند.بسیاری از مواردی که باعث رشد هوشی کودک می شود نیاز به میزان مشخصی از سواد دارد.به طور مثال پدر و مادر باید بتوانند برای کودک خود کتاب بخوانند، شعر بگویند،جواب سؤالات او را بدهند و... بنابراین هنگام ازدواج به سطح تحصیلات و میزان معلومات همسر خود توجه کنید.

4- هماهنگی و توافق
وجود هماهنگی و توافق بین زن و مرد باعث می شود تا محیط خانه به مکانی امن و راحت تبدیل شود.چنین محیطی نقش بسیار مهمی در پرورش هوشی کودک داردخانه های پر از جنجال و جنگ و دعوا سلامتی روانی و احساسس امنیت کودک ر ابه خطر می اندازد،این موضوع سبب می شود که حتی اگر کودک تیزهوش هم باشد نتواند از توانایی خود استفاده نماید.
علاوه بر این موضوع در چنین خانواده هایی فرصت و حوصله ی کافی جهت تربیت فرزند به خصوص پرورش هوش او نمی باشد.بنابراین سعی کنید به گونه ای ازدواج کنید که توافق و تفاهم متقابل بین شما برقرار باشد.

5- انجام آزمایشات پیش از ازدواج
قبل از اقدام جهت ازدواج آزمایشات کامل را انجام دهید.اگر به دلیل انجام ندادن آزمایشات فرزند شما دچار مشکلاتی مانند تالاسمی، سل، پدر معتاد و... شود، پرورش هوشی او بسیار مشکل می شود و در بعضی موارد این کار غیر ممکن است.

6- سن ازدواج
سن ازدواج از این نظر مهم است که سن بچه دار شدن را تعیین می کند.کم بودنو یا بیش از حد زیاد بودن سن هنگام بچه دار شدن،احتمال مشکلات کودک را زیاد می کند.یکی از این مشکلات کم بودن میزان هوش می باشد.
بهترین سن برای بچه دار شدن در دختران 20 تا 25 سالگی و برای پسران 25 تا 30 سالگی می باشد.البته بعد از این سنین تا 15 الی 20 سال دیگر هم خطرات بچه دار شدن کمتر است و بعد از آن احتمال خطرات به شدت افزایش می یابد.
جهت ازدواج موفق به راهنمای دیگران گوش دهید و از آنها مشورت بخواهید.مخصوصا" با والدین خود مشورت کنید.کتابهایی که در مورد ازدواج،انتخاب همسر، ویژگی های همسر و... نوشته شده اند را به دقت بخوانید.
در امر ازدواج عجله نکنید و به دقت تحقیق و بررسی نمائید.برای ازدواج موفق خود دعا کنید و به یکی از ائمه اطهار متوسل شوید.

دعا
خداوند خالق انسان است.اوست که جنین را در رحم مادر به هر شکلی که می خواهد می سازد.بنابراین پیش از ازدواج و بعد از آن دعا کنید و از خداوند بخواهید که اولاد صالحی به مشا عطا کند و به شما کمک نماید تا در تربیت و پرورش او موفق شوید.
دعا را به هر زبان و به هر شکلی که دوست دارید انجام دهید.دعاهایی هم از امامان معصوم وارد شده است که می توانید در کتابهای دعا آنها را پیدا کرده و بخوانید. بعضی از این دعا در زیر آورده شده است.

دعا در شب عروسی
از امام باقر (ع) نقل شده است که در شب عروسی زن ومرد وضو بگیرند و دورکعت نماز بخوانند.بعد از ان مرد دعا کند و خواسته های خود را بگوید و زنانی که همراه همسر او هستید امین بگویند.سپس زن و مرد با هم این دعا را بخوانند.
(اللهُمّ ارزُقنی الفـَهَا وَوَدّها و رضاها و اَرضِنی بـِها و اَجمَع بـَیننا بـِاحسَن اجتِماع و انس ایتلاف فانک تحب الحلال و تکره الحرام)
از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که در شب عروسی موی پیشانی زن را بگیرد و به سوی قبله برگرداند و مرد دعای زیر را بخواند.
(اللهم بامانتک اخذتهما و بکلماتک استحللتها فان قضیت لی منها ولدا" فاجعله مبارکا" نقیا" من شیعة ال محمد و لا تجعل للشیطان فیه شرکا" و لانصیبا")

دعا برای طلب فرزند
از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است که فرموده اند برای طلب فرزند به سجده رفته و این دعا را بخوانید.
((رب هب من لدنک ذریة طیبة انک سمیع الدعاء رب لا تذرنی فردا" و انت خیر الوارثین))
از امام زین العابدین نقل شده است که برای طلب فرزند هفتاد مرتبه دعای زیر را بخوانید.
((رب لاتذرنی فردا" و انت خیر الوارثین و اجعل لی من لدنک ولیا" یرثنی فی حیاتی و یستغفرلی بعد موتی و اجعل له خلقا" سویا" و لاتجعل للشیطان فیه نصیبا" اللهم انی استغفرک و اتوب الیک انک انت الغفور الرحیم و صلی الله علی محمد و اله طاهرین))

حل اختلافات خانوادگی
اختلاف و دعوا در میان بیشتر خانواده ها وجود دارد.مهم این است که این اختلافات به خوبی حل شود و مشکلات برطرف گردند.وجود اختلافات و دعواهای دائمی تأثیر بدی روی رشد فکری نوزاد،کودک و نوجوان می گذارند.خانواده ای که همیشه میدان کشمکش می باشند،محیط مناسبی برای شکوفایی استعدادها نیست.در این خاونداده کسی فرصت رسیدگی به کودک و پرورش او را ندارد،از طرف دیگر دعوا و مشاجره به طور مستقیم روی هوش کودکان تأثیر گذاشته و ان را کم می کند.
وجود محبت و صمیمیت بین اعضای خانواده و حل اختلافات به شکل منطقی باعث شکوفایی فکر و اندیشۀ کودکان می گردد.بنابراین برای داشتن فرزندی باهوش سعی کنید اختلافات خود را به خوبی حل نمایند.
به نکات زیر توجه نمائید:
1- همه خانواده ها تا حدودی اختلاف،درگیری و مشاجره دارند.بنابراین مشکلات فقط مربوط به شما نیست و شما هم می توانید مانند سایر خانواده ها مشکل خود را حل کنید.
2- هیچ مشکلی نیست که قابل حل کردن نباشد.اگر زن و مرد هر دو قصد حل کردن مشکل خود را داشته باشند،مشکل حتما" برطرف شدنی است و چنانچه یکی از دو طرف نخواهد مشکل برطرف شود،کار برای طرف مقابل سختتر می شود.بنابرای بهترین راه این است که همدیگر را متقاعد کنید که می توانید و نیاز است که مشکل خود را بررسی کرده و به شکل منطقی آن را حل نمائید.
3- برای حل مشکلات خود مشورت کنید.البته با کسانی مشورت کنید که شما را کمک می کنند واز مشورت با کسانی که مشکل را بیشتر می کنند خودداری کنید.
4- کتابهایی در مورد زناشویی،راهنمای بهبود روابط زن و مرد،آئین همسرداری و... مطالعه کنید.سعی کنید این کتابها را همراه با همسر خود مطالعه نمائید.
5- به مراکز مشاوره و راهنمایی خانواده رجوع کنید و در مورد مسائل خود مشورت بخواهید.
6- صبر نکنید تا مشکلات و اختلافات بوجود آید و یا اختلافات کوچک شدت پیدا کنند، بلکه از همان ابتدا با مشورت و مطالعه به گونه ای زندگی کنید که هیچ مشکلی به وجود نیاید.
در پایان قسمتی از کتاب ((مردان مریخی و زنان ونوسی)) نوشته جان گری آورده می شود. (من شاهد تغییر و تحول زن و شوهر های بسیاری بودم که حتی بعضی از آنها یک شبه این تحول را در روابط خود بوجود آوردند.آنها با شرکت در نشستهای مشاوره ای من در آخرهفته، دوباره عاشق و شیفته همسر خود می شوند.شما نیز با به کار بردن اصول و نیز آگاهیهای که با مطالعۀ این کتاب از آن بهره مند شده اید و با یاد اوری این نکته که مردها از مریخ و زنان از ونوس آمده اند، می توانید به موفقیت مشابه ای در روابط زناشویی خویش نایل شوید.)

نویسنده: مجيد كمالي

آداب و سنن ولادت


 

آداب و سنن ولادت

۱ - از سنتها و آداب اسلام پیرامون نوزاد، گفتن اذان و اقامه در دو گوش ‍ اوست . پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى فرمایند: ((کسى که خداوند به او فرزندى داد، باید در گوش راستش اذان و در گوش چپ او اقامه گوید که این کار او را از شیطان رجیم محفوظ مى دارد.))

۲ - مستحب است که پیش از اذان و اقامه کام کودک را با خرما بگیرند؛ چنان که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) با حسن و حسین (علیهما السلام ) چنین کرد.

۳ - عقیقه کردن نوزاد بعد از تولد مستحب است ؛ یعنى این که گوسفند، گاو یا شترى را قربانى نمایند و پس از ذبح ، آنچه خواستند با آن انجام دهند.

۴ - از امام صادق (علیه السلام ) نقل است که مکروه است پدر و مادر نوزاد از گوشت عقیقه بخورند.

۵ - اسلام دستور مى دهد که پسر را در روز هفتم ولادت ختنه کنند و فرزندى هم که ختنه شده به دنیا آمده باشد را مستحب است که تیغ از موضع ختنه بگذرانند.

۶ - مستحب است هنگام ختنه و عقیقه دعاى وارده خوانده شود(۶۷).

۷ - رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند: ((اول چیزى که زن زائیده باید بخورد رطب است ؛ چنان که حق تعالى به حضرت مریم بعد از زائیدن حضرت عیسى (علیه السلام ) فرمود که رطب بخورد)). این کار باعث مى شود فرزند او بردبار شود(۶۸).

۸ - مکروه است که نوزاد را در ابتداى ولادت در جامه زرد بپیچند و سنت آن است که او را در جامه سفید بپیچند.

۹ - مستحب است که در روز هفتم ، سر نوزاد را بتراشند و موى سرش را با نقره یا طلا بکشند و آن نقره و طلا را صدقه بدهند.

۱۰ - مستحب است عقیقه پسر، نر و عقیقه دختر، ماده باشد.

۱۱ - مستحب است که اگر نوزاد دختر است ، در روز هفتم گوش (نرمه گوش ) او را سوراخ نمایند(۶۹).

۱۲ - مستحب است که بعد از ولادت به شرط ایمنى از ضرر، نوزاد را بشویند(۷۰).

آداب نام گذارى فرزند

۱ - دین اسلام مى گوید که کودک را پیش از تولد - حتى اگر سقط شود - نامگذارى کنند. امیرالمؤ منین (علیه السلام ) مى فرمایند: ((پیش از آنکه فرزندتان به دنیا آید او را نام گذارى کنید. اگر نمى دانید که دختر است یا پسر، او را به نام هایى بنامید که هم براى پسر است و هم براى دختر. فرزند سقط شده وقتى در روز قیامت پدرش را دیدار کند به او مى گوید: تو بر من نامى ننهادى ، در حالى که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) محسن را پیش از تولد نام نهاد))(۷۱).

۲ - مستحب است که نام ، نیکو باشد و این نخستین احسان از سوى پدر بر فرزند است . امام باقر (علیه السلام ) مى فرمایند: راست ترین اسم ها آن است که با عبودیت همراه باشد و بهترین اسامى از آن پیامبران است ))؛ پس ‍ اسم هایى مثل عبدالرحمن ، عبدالکریم ، عبداللّه و... راست ترین اسامى و محمد، ابراهیم ، نوح ، عیسى و موسى بهترین نام ها هستند. پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى فرمایند: ((خاندانى نیست که در میان آنها نام پیامبرى باشد، مگر آنکه خداوند عزوجل فرشته اى را براى آنها گماشته که بام و شام ، آنها را تقدیس مى کند)).

۳ - مستحب است فرزند پسر - بر پایه سنت امامان - تا هفت روز (محمد) نامیده شود و سپس اگر خواستند، مى توانند هر نامى را که دوست دارند بر او بگذارند. پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) در حدیث شریفى مى فرمایند: ((خداوند به هر کس سه پسر بدهد و نام یکى از آن سه را ((محمد)) نگذارد با من بى مهرى کرده است )). در حدیثى از ابوالحسن (علیه السلام ) رسیده است : ((فقر به خانه اى وارد نمى شود که در آن نام محمد، على ، حسن ، حسین ، جعفر، طالب و یا عبداللّه باشد و این چنین است که اگر در میان زنان نام فاطمه یافت شود))(۷۲).

۴ - بر پایه روایت منقول از امام صادق (علیه السلام )، اسلام خوش ‍ نمى دارد کسى با نام غیر حقیقى همچون حکم ، حکیم ، خالد و مالک نامیده شود(۷۳).

آداب شیردهى و تربیت فرزند

۱ - از امام صادق (علیه السلام ) نقل است که فرمودند: ((مدت شیرخوارگى بیست و یک ماه است و کمتر از آن ستم بر کودک است ))(۷۴).

۲ - امیرالمومنین (علیه السلام ) مى فرمایند: ((بنگرید چه کسى به کودکانتان شیر مى دهد که کودک با آثار روانى همان شیر به جوانى مى رسد)).

۳ - پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى فرمایند: ((نگذارید زن احمق یا زنى که چشم او ضعیف است به فرزندانتان شیر دهد که شیر اثر وضعى دارد))(۷۵).

۴ - امام باقر (علیه السلام ) مى فرمایند: ((به کودکانتان از شیر زن زیبا و خوشرو بخورانید، نه شیر زن زشت رو را که شیر، اثر وضعى دارد))(۷۶).

۵ - براى شیر دادن بچه بهتر از هر کس مادر اوست و سزاوار است که مادر براى شیر دادن از شوهر خود مزد نگیرد؛ خوب است که شوهر مزد بدهد(۷۷).

۶ - مستحب است دایه اى که براى طفل مى گیرند، دوازده امامى ، داراى عقل و عفت و صورت نیکو باشد(۷۸).

۷ - مکروه است دایه اى بگیرند که بچه اى که دارد از زنا به دنیا آمده باشد(۷۹).

۸ - مستحب است از زن ها جلوگیرى کنند تا هر بچه اى را شیر ندهند. زیرا ممکن است فراموش شود که به چه کسانى شیر داده اند و بعدا دو نفر محرم با یکدیگر ازدواج نمایند(۸۰).

۹ - مستحب است پدر و مادر درباره از شیر گرفتن فرزند با یکدیگر مشورت و رایزنى کنند(۸۱).

۱۰ - اسلام به والدین توصیه مى کند که گریه کودکانشان را تحمل کنند و آنها را از آن که به خاطر گریه ، کودکان خود را بزنند، منع مى کند. پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) در روایتى فرمودند: ((به خاطر گریه ، کودکان خود را نزنید. گریه آنها در طول چهار ماه ، شهادت به یگانگى اللّه است و در چهار ماه دیگر درود بر پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و خاندان او و در چهار ماه بعد دعا براى پدر و مادرشان مى باشد))(۸۲).

۱۱ - سنت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) شیر دادن به کودک را تشویق مى کند. پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) در حدیث شریفى پیرامون اجر زن شیرده فرمودند: ((هر گاه زنى کودکى را شیر دهد، هر مکیدن کودک برابر است با آزاد کردن فرزندى از فرزندان اسماعیل و هر گاه از شیر دادن او فارغ شد، فرشته اى بزرگوار به پهلوى او مى زند و مى گوید: کار را از سر گیر که خداوند تو را بخشیده است ))(۸۳).

۱۲ - امام صادق (علیه السلام ) به زن شیرده توصیه مى کنند که از دو پستان به نوزاد شیر دهد. چرا که شیر یکى از پستان ها به منزله خوراک (طعام ) و دیگرى به منزله آب براى کودک است (۸۴).

اسلام در مورد تربیت کودکان سفارشاتى دارد که عبارتند از:

۱ - اسلام ، خیر خوبى را براى فرزندان توصیه مى کند و دستور مى دهد که آنها را دوست بدارند و به وعده هایى که به آنها مى دهند، وفا کنند. چرا که در حدیثى از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) آمده است که کودکان گمان مى کنند که شما روزى آنها را مى دهید(۸۵).

۲ - اسلام توصیه مى کند که فرزندان خود را ببوسید. مردى نزد پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) آمد و عرض کرد: من هرگز فرزندم را نبوسیده ام . وقتى رفت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند: ((این مرد نزد من از اهالى دوزخ است )). در حدیثى دیگر از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) نقل شده است : ((هر کس فرزند خود را ببوسد، خداوند حسنه اى براى او مى نویسد))(۸۶).

۳ - اسلام توصیه کرده است که میان کودکان برابرى و عدم تمایز برقرار کنید. پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) مردى را دید که یکى از دو پسرش ‍ را مى بوسد و دیگرى را رها مى کند. پس به فرمودند: ((آیا میان آن دو برابرى برقرار نمى کنى ؟!))(۸۷)

۴ - پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) درباره اداى حقوق کودکان الگوى جهانیان است . در روایتى آمده است که رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) نماز ظهر را با مردم گذارد و دو رکعت پایانى را سبک برگزار کرد. وقتى پیامبر از نماز فارغ شد، مردم گفتند: آیا در نماز چیزى پیش آمد؟ فرمودند: چه چیزى ؟ گفتند: دو رکعت پایانى نماز را سبک برگزار کردید! پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: ((آیا گریه کودک را نشنیدید؟(۸۸))) .

۵ - اسلام براى تربیت ، سه مرحله مقرر کرده است و هر مرحله هفت سال است . امام صادق (علیه السلام ) مى فرمایند: ((بچه هفت سال بازى مى کند، هفت سال علم و قرآن مى آموزد و هفت سال حلال و حرام را مى آموزد)). همچنین مى فرمایند: ((بگذار فرزندت به شش سالگى برسد و سپس هفت سال او را نزد خود نگهدار و چنان که مى خواهى او را ادب کن . پس اگر پذیرفت و شایستگى یافت ، چه بهتر، وگرنه او را رها کن (۸۹))) .

۶ - در روایتى آمده است که اگر پسران شش ساله شدند، مى باید با یکدیگر در یک لحاف نخوابند. همچنین در روایت دیگر وارد شده است که پسران و دختران که ده ساله شوند، رختخواب ایشان را باید جدا کنند(۹۰).

۷ - حضرت صادق (علیه السلام ) فرمودند: ((به فرزندان خود به زودى احادیث را یاد بدهید که مخالفان ایشان را گمراه نکنند(۹۱))).

۸ - رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند: ((حق فرزند پسر بر پدر آن است که نام نیک برایش تعیین کند و به او قرآن بیاموزد؛ او را ختنه کند و به شنا یاد دهد و اگر فرزندش دختر است ، نام نیک برایش تعیین کند و به او سوره ((نور)) را یاد دهد؛ سوره ((یوسف )) نیاموزد و او را در بالاخانه ها جا ندهد و او را زود به خانه شوهر فرستد.)) پس حضرت فرمودند: ((هر که فرزند خود را فاطمه نامید، او را دشنام ندهد، نفرین نکند و کتک نزند(۹۲))).

۹ - در حدیثى از حضرت امیرالمومنین (علیه السلام ) آمده است : ((چربى و کثافت دست و صورت اطفال را در هر شب ، پیش از خواب بشویید که شیطان مى آید و ایشان را بو مى کند و آنها در خواب مى ترسند و ملائکه نویسندگان اعمال ، متاءذى (اذیت ) مى شوند(۹۳(

 

)).

۱۰ - از مسائلى که پدر و مادر باید در تربیت فرزندان دقت و رعایت کنند، یاد دادن ادب ، نظافت و بهداشت است و باید فرزندان را با این مسائل اسلامى بار آورند(۹۴).

آداب دوران باردارى

۱ - ماه اول ، هر روز ناشتا به مقدار دو عدد خرما بخورد و به آن سوره ((قدر)) بخواند.

۲ - ماه دوم ، هر روز ناشتا کمى عناب بخورد و به آن سوره ((توحید)) بخواند.

۳ - ماه سوم ، هر روز یک عدد سیب بخورد و به آن سوره ((آیه الکرسى )) بخواند.

۴ - ماه چهارم ، هر روز انجیر بخورد و به آن سوره ((تین ))بخواند.

۵ - ماه پنجم ، هر روز یک عدد تخم مرغ بخورد و به آن سوره ((حمد)) بخواند.

۶ - ماه ششم ، هر روز انار بخورد و به آن سوره ((اءنا فتحنا)) بخواند.

۷ - ماه هفتم ، هر روز به بخورد و به آن سوره ((یس )) بخواند.

۸ - ماه هشتم ، هر روز مقدارى نبات و زعفران را بکوبد و به آن سوره ((نصر)) بخواند.

۹ - ماه نهم ، هر روز شیر و خرما بخورد و به آن سوره ((دهر)) بخواند.

زمانى که نوزاد تکان خورد، سوره توحید بخواند و صلوات بفرستد. همچنین در طول دوران باردارى هر روز دعاى عهد، زیارت عاشورا و دعاى توسل را بعد از نماز صبح بخواند.

هر روز چهار مرتبه سوره توحید بخواند و در طول این دوران یک بار این قرآن را ختم کند و در ماه آخر براى راحتى زایمان ، سوره مریم را بخواند. ضمنا در طول این دوران باید چهل روز سوره یوسف و چهل روز سوره انعام را بخواند.


نویسنده: مجيد كمالي

دعاى طلب فرزند:

حرث بن مغيره مى‏گويد: به امام جعفر صادق عليه السّلام گفتم: من از خاندانى هستم كه منقرض شدند و فرزندى ندارم (چكنم كه داراى فرزند شوم؟) امام عليه السّلام فرمود: هنگامى كه در حال سجده باشى اين دعا را بخوان:
رب هب لى من لدنك ذرية طيبه انك سميع الدعاء رب لا تذرنى فردا و انت خير الوارثين.

راوى مى‏گويد: هنگامى كه من اين دعاء را خواندم خداى مهربان علي و حسين را به من عطا كرد

منبع:تفسير آسان، ج‏12، ص: 346



نویسنده: مجيد كمالي

تأثير غذاى زن باردار در جنين‏


1. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: به زنان باردار خود، كُندر بدهيد؛ چرا كه كودك، اگر در شكم مادر با كُندر تغذيه شود، دلش استوار و عقلش افزون مى‏شود. اگر پسر باشد، شجاع‏مى‏گردد و اگر دختر باشد، سُرين او درشت مى‏شود و مورد علاقه شوهرش قرار مى‏گيرد.
2. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: به زنان باردارتان كُندر بدهيد؛ چرا كه بر خِرَد كودك مى‏افزايد.
3. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: هيچ زن باردارى نيست كه خربزه با پنير بخورد، مگر اين كه نوزادش خوش‏چهره و خوش‏خو مى‏گردد.
4. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: به زنان باردارتان بِهْ بدهيد؛ چرا كه اخلاق فرزندانتان را نيكو مى‏گردانَد.
5. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: بوى پيامبران، بوى بِهْ است و بوى حورالعين، بوى [گياه خوش‏بوى‏] آس است و بوى فرشتگان، بوى گُل است و بوى دخترم فاطمه زهرا، بوى بِهْ و آس و گُل است. خداوند، هيچ پيامبر و هيچ وصى‏اى را برنينگيخت، مگر آن كه او بوى بِهْ مى‏داد. پس آن را بخوريد و به زنان باردارتان بدهيد، كه فرزندانتان زيبا مى‏شوند.
6. مكارم الأخلاق: پيامبر خدا فرمود:" بِهْ بخوريد و به يكديگر هديه دهيد؛ چرا كه چشم را جلا مى‏دهد و دوستى را در دل مى‏رويانَد. آن را به زنان باردارتان نيز بدهيد؛ چرا كه فرزندانتان را زيبا مى‏گردانَد".
و در روايتى ديگر آمده كه فرمود:" اخلاق فرزندانتان را نيكو مى‏سازد".
7. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: من براى درمان زائو، چيزى را مانند رطب (خرماى تازه) سراغ ندارم و براى درمان بيمار، چيزى مانند عسل سراغ ندارم.
8. امام على عليه السلام: پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود:" رطب، بايد نخستين چيزى باشد كه زائو مى‏خورد؛ چرا كه خداوند متعال به مريم [پس از تولّد مسيح عليه السلام‏] فرمود:" و تنه درخت‏خرما را به سوى خود تكان ده تا بر تو، خرماى تازه فرو ريزد"".
گفته شد: اى پيامبر خدا! اگر وقتِ رطب نباشد؟
فرمود:" هفت خرما از خرماى مدينه. اگر نبود، هفت خرما از خرماى ديگر شهرهايتان؛ چرا كه خداوند عز و جل مى‏فرمايد:" به عزّت و جلال و عظمت و والايىِ جايگاهم سوگند، زائو، روز زايمان رطب نمى‏خورَد، مگر اين كه فرزند او پسر باشد يا دختر بردبار خواهد شد"".
9. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: به زن در ماهى كه زايمان مى‏كند، خرما بدهيد؛ چرا كه فرزند او بردبار و پاك مى‏شود.

  منبع:حكمت نامه پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله و سلم(فارسى) ،ج‏7،ص:223



نویسنده: مجيد كمالي

تأثير خوراك حرام در نوزاد

1. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله به عبد اللّه بن مسعود: اى پسر مسعود! حرام نخور، حرام نپوش، از [راه‏] حرام [زن‏] مگير و نافرمانىِ خدا نكن؛ چرا كه خداوند متعال به ابليس مى‏فرمايد:" و با بانگ خود، هر كه را مى‏توانى، از جاى بركَن و با سوارگانت و پيادگانت، بر آنان بتاز و در اموال و فرزندان آنان شريك شو و به آنان وعده بده. و [البتّه‏] شيطان، جز فريب، وعده‏شان نمى‏دهد".
  منبع: حكمت نامه پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله و سلم(فارسى) ،ج‏7،ص:219



نویسنده: مجيد كمالي

فراوانىِ فرزند

1. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: با دختران باكره و فرزندزا ازدواج كنيد؛ ولى با زنان نيكو و زيبا، امّا نازا، ازدواج نكنيد؛ چرا كه من روز قيامت، در برابر ديگر امّت‏ها، به شما افتخار مى‏كنم.
2. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: زن زيباى نازا را رها كنيد و با زن زشتِ فرزندزا، ازدواج كنيد؛ چراكه من در روز قيامت، به فراوانىِ شما، بر ديگر امّت‏ها افتخار مى‏كنم.
3. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: فرزندانتان را زياد كنيد، كه من فردا [ى قيامت‏] با فراوانىِ شما، بر ديگر امّت‏ها افتخار مى‏كنم.
4. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: با زنِ مهربانِ فرزندزا ازدواج كنيد؛ چرا كه من در روز قيامت، به فراوانىِ شما، بر ديگر امّت‏ها افتخار مى‏كنم.
  منبع:حكمت نامه پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله و سلم(فارسى) ،ج‏7،ص:213



نویسنده: مجيد كمالي

فرزندخواهى

‏1. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: فرزند بخواهيد و آن را طلب كنيد؛ چرا كه مايه روشنىِ چشم و شادىِ قلب است.
2. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: هيچ يك از شما نبايد فرزندخواهى را وا گذارد؛ چرا كه وقتى انسان بميرد و فرزندى نداشته باشد، از نام و آوازه مى‏افتد.
3. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: خانه‏اى كه كودك در آن نباشد، بركت در آن نيست.
4. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: در هيچ خانواده‏اى پسرى زاده نشده، مگر آن كه عزّتى يافتند كه پيش از آن نداشتند.
5. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: بوى فرزند، [نسيمى‏] از بوى بهشت است.
6. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: فرزند براى پدر، گُلى خوش‏بو از جانب خداست كه آن را مى‏بويد. [اين گل را خداوند] ميان بندگانش تقسيم كرده است.
7. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: فرزند، ميوه دل است و همو، مايه ترس و بخل و اندوه است.
8. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: هر چيزى ميوه‏اى دارد و ميوه دل، فرزند است.
9. مسند ابن حنبل به نقل از اشعث بن قيس: همراه نمايندگان قبيله كِنده، بر پيامبر خدا وارد شدم. به من فرمود:" آيا فرزندى دارى؟".
گفتم: هنگام حركت به سوى شما، پسرى از دختر جَد، «1» برايم متولّد شد؛ ولى‏به جاى آن، سيرىِ قومم را دوست مى‏داشتم.
پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود:" هرگز اين را مگو؛ چرا كه آنان [اگر بمانند]، نور چشم‏اند و آن گاه كه گرفته شوند (بميرند)، مايه پاداش [الهى‏] اند. البتّه اگر بگويى كه آنان، مايه ترس و اندوه‏اند، آرى؛ [چنين است كه‏] آنان، مايه ترس و اندوه‏اند".
  منبع:حكمت نامه پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله و سلم(فارسى) ،ج‏7،ص:209



نویسنده: مجيد كمالي

در آداب شیر دادن و تربیت کردن فرزندان و رعایت ایشان


بدانکه منتهاى شیردادن فرزند دو سال است و مشهور میان علما آنستکه بى عذرى زیاده از دو سال شیر دادن جایز نیست مگر آنکه آزارى داشته باشد مضطر باشند و ازبیست ویکماه کمتر ندهند مگر آنکه ضرورتى باشد که دایه بهم نرسد یاقادر بر اجرت اونباشد و مادر شیر نداشته باشد یا آزارى داشته باشد جمعى از علماءِ واجب میدانند که مادر بفرزند بخوراند از شیر اولى که به پستان میآید و گفته اند اگر آن شیر راندهند باقى نمى ماند یاقوّت نمى یابد.

از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقول است که نافع و مبارک ترین شیرها براى فرزند شیر مادر است .

در حدیث دیگر منقول است حضرت امام جعفر صادق علیه السلام دیدند که مادر اسحق فرزند خود را شیر میدهد فرمود که اى مادر اسحق از یک پستان شیر مده از هر دو پستان شیر بده که یکى بعوض طعام است و دیگرى بعوض آب و فرمود که هر چه کمتر از بیست و یکماه شیر میدهند بفرزند ظلم است بر طفل .

در حدیث صحیح دیگر فرمود که دایه کبر شیر نده بفرزند شما و دایه یهودى و نصرانى میتوان گرفت اما فرزند را بایشان نباید داد که بخانه خود ببرند ومنع مى باید کرد ایشانرا از خوردن شراب و گوشت خوک وسایر چیزهائیکه حرام است در دین مسلمانان و ایشان حلال میدانند.

در احادیث معتبره نهى کرده اند از شیرى که از زنا بهم رسیده باشد.

در بعضى اخبار وارد شده است که اگر زنا کند و فرزندى بهم رساند گر صاحب کنیز حلال کند کنیز خود را وآن مردى را که زنا کرده است آن شیر را بفرزند میتوان داد و در اخبار نهى وارد شده است از شیر زنى که خودش از زنا بهم رسیده باشد.

حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم نهى فرمود از شیر زن احمق یا زنى که چشمش معیوب باشد زیرا آه شیرتاءثیر میکند در فرزند.

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود که دایه بگیرید که بصورت و سیرت نیکو باشد زیرا که در طفل سرایت مى کند وطفل شبیه میشود بدایه در صورت و سیرت .

از حضرت صادق علیه السلام منقول است که فرزند خود را تا هفت سال بگذار که بازى کند و بعد از آن تا هفت سال دیگر سعى کن در تربیت او اگر نیک شد دیگر سعى کن و اگر نه امید خیرى از او نیست .

در حدیث دیگر فرمود که هفت سال او را بگذار که بازى کند وهفت سال دیگر خط وسواد او را بیاموز و هفت سال دیگر حلال و حرام خدا را باو بیاموز.

از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقول است که طفل را هفت سال نگاه دارى و تربیت بدنش باید کرد و هفت سال آداب باو مى باید آموخت و هفت سال دیگر خدمتش میباید فرمود و تا بیست وسه سال قدش بلند میشود و تا سى و پنج سال عقلش زیاد میشود و دیگر بعد از آن تجربه ها او را حاصل میشود.

در روایت دیگر وارد شده است که پسران که شش ساله شدند میباید که با یکدیگر در یک لحاف نخوابند.

در روایت دیگر وارد شده است که پسران و دختران که ده ساله شوند باید که رختخواب ایشانرا جدا کنند و حضرت صادق علیه السلام فرمود که فرزندان خود را زود احادیث بیاد ایشان بدهید که مخالفان ایشانرا گمراه نکنند.

در احادیث معتبره وارد شده است که تاءدیب کنید فرزندان خود را بر محبت على بن ابى طالب علیه السلام اگر قبول نکنند نظر کنید در امر مادرهایشان یعنى این علامت فرزند زنا است که قبول محبت امیرالمؤ منین علیه السلام نمیکند.

حضرت صادق فرمود که هر که محبت ما اهلبیت را در دال خود بیابد مادرش را بسیار دعا کند که با پدرش خیانت نکرده است و از حضرت رسول منقول است که حق فرزند بر پدر آنست که او را بنام نیکو بخواند و نیکو تاءدیب کند و بکسب نیکو او را بدارد.

در حدیث دیگر منقول است که سکونى بخدمت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام آمد و گفت من غمگینم فرمود که سبب غم تو چیست گفت خدا بمن دخترى داده است فرمود که اى سکونى زمین او را برمیدارد و روزیش برخداست و زندگانى میکند بغیر عمر تو و روزى تو را نمیخورد پس فرمود که او را چه نام کرده گفت فاطمه حضرت فرمودند که آه آه و دست بر پیشانى گذاشتند و فرمودند که رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله وسلّم فرمودند حق فرزند بر پدر اگر پسر باشد آنستکه مادر نیک براى او بگیرد و نامش را نیک تعیین کند و قرآن باو بیاموزاند واو را ختنه کند و شناگرى یاد دهد او را واگر دختر باشد مادر نیک براى او قرار دهد ونامش را نیک کند و سوره نور به یاد او دهد و سوره یوسف باو نیاموزاند و در بالا خانه ها جاندهد واو را زود بخانه شوهر فرستند پس فرمود که چون فرزند خود را فاطمه نام کرده او را دشنام مده و نفر ین مکن و مزن .

از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقول است که حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم فرمود که بفرزندان خود بیاموزانید شنا کردن و تیرانداختن را و حضرت امام موسى فرمود که شوخى و کج خلقى طفل در کودکى علامت آنست که در بزرگى دانا و بردبار خواهد بود.

از حضرت رسول مرویست که پدر و مادر را نیز گناه عقوق فرزند میباشد و عاق فرزندان میشوند چنانچه پدر ومادر میشوند وفرمود که خدا رحم کند پدر ومادرى را که یارى کنند فرزندان خود را در نیکى کردن بایشان .

از حضرت صادق علیه السلام منقول است که حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم فرمود که خدا رحم کند کسى را که اعانت نماید فرزند خود را برنیکى او راوى عرض کرد که چگونه اعانت کند فرمود که کار آسانى که از او بعمل آید قبول کند و کارى که براو دشوار باشد و نکند از او در گذرد و تکلیفهاى دشوار باو نکند و سفاهت و تندى باو نکند.

در حدیث دیگر منقول است که شخصى بخدمت حضرت صادق علیه السلام عرض کرد که با که نیکى کنم فرمود که با پدر و مادرت گفت ایشان مرده اند فرمود که با فرزند خود نیکى بکن .

در حدیث دیگر فرمود که حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم فرمود که دوست دارید اطفال خود را و رحم کنید بایشان و اگر وعده کنید وفا کنید بآن زیرا که ایشان گمان میکنند که شما روزى میدهید ایشان را.

حضرت امام موسى علیه السلام فرمود که خدا غضب نمیکند براى چیزى مثل آنکه غضب براى ظلم برزنان و طفلان میکند.

در حدیث صحیح از حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم منقول است که هر که فرزند خود را ببوسد خدا حسنه براى او بنویسد وهر که فرزند خود را شاد کند خدا او را در قیامت شاد کند و هر که قرآن بیاموزاند بفرزند خود در قیامت پدر و مادر او را بطلبند و دو حله بایشان بپوشانند که از نور آن دو حله روى اهل بهشت روشن شود.

در حدیث دیگر فرمود که شخصى بخدمت حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم آمد و گفت هرگز اطفال خود را نبوسیده ام چون او رفت حضرت فرمود که این مرد در نزد من از اهل جهنم است .

در حدیث دیگر فرمود هر که طفلى داشته باشد باید که با او طفلانه بازى کند.

حضرت صادق علیه السلام فرمود که خدا رحم مى کند بنده خود را بسبب آنکه بسیار دوست دارد فرزند خود را.

در حدیث دیگر مرویست که حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم دیدند شخصى را که دو پسر داشت و یک پسر را نبوسید و دیگرى را میبوسید حضرت فرمود که چرا هر دو را مثل هم مهربانى نکردى و بدانکه بهتر آنستکه در میان فرزندان زیادتى قرار ندهد مگر آنکه یکى عالم تر وصالح تر باشد و باین سبب او را زیادتى دهد.

در حدیث معتبر از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول است که چون پسر سه ساله شود باومى گویند که هفت مرتبه بگو لااِلهَ اِلاّ اللّهُ و چون سه سال و هفت ماه وبیست روز از عمرش بگذرد باو مى گویند که هفت مرتبه بگوید مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ پس چهار سالش تمام شود باو مى گویند که هفت مرتبه بگوید صَلَى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ پس چون پنج سالش ‍ تمام شود او را وامیدارند که خدا را سجده کند پس چون شش سالش تمام شود نماز بیادش میدهند و بنمازش میدارند و چون هفت سالش ‍ تمام شود وضو را باو یاد میدهند و امر بنماز میکنند او را چون نه سالش تمام شود وضو و نماز را خوب بیادش میدهند و بر ترک وضو و نماز میزنند پس چون وضو و نماز را یاد گرفت خدا پدر و مادرش را بیامرزد.

در روایت دیگر منقول است که حضرت امیرالمؤ منین نهى فرمود از آنکه حربه آهن باطفال بپوشانند یا بدست ایشان بدهند.

در حدیث معتبر دیگر فرمود آه چربى و کثافت دست و روى اطفال را در شب پیش از خواب بشوئید که شیطان میآید وایشانرا بو میکند و در خواب میترسند و ملائکه نویسندگان اعمال متاءذى میشوند.

از حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم منقول است هر که ببازار رود و تحفه بخرد و بردارد و براى عیال خود بخانه آورد چنانستکه تصدقى براى جمعى از فقرا برداشته و بایشان رسانیده است و باید که اول بدختران بدهد پیش از پسران بدرستیکه هر که دخترى راخوشحال کند چنان است که بنده از فرزندان اسمعیل را آزاد کرده است و کسیکه دیده پسرى را روشن کند واو را شاد گرداند چنان است که از ترس ‍ خدا گریسته باشد وهر که از ترس خدا بگرید خدا او را داخل بهشت گرداند.

از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول است که باطفال خود بخوارنید قاو وت که گوشت در بدن ایشان میرویاند و استخوان ایشان را محکم میکند.

در حدیث دیگر فرمود که انار بخوارنید بایشان که زودتر بحد جوانى و قوت میرساند.

در کتاب طب الائمه از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام روایت کرده است که اگر طفلى گریه بسیار کند یازنى در خواب ترسد یا کسى از دردى بیدارى بر او مستولى شود این آیه را بخواند فَضَرَ بْنا عَلى اَذنِهِمْ فى الْکهْفِ سِنینَ عَدَدا ثُمَّ بَعَثْناهُمْلِنَعْلَمَ اَىُّ الْحِزْبَینِ اَحْصى لِما لَبِثُوا اءَمَدا.

وارد شده است که دخترى که شش ساله شود مرد نامحرم او را نبوسد و بردامن ننشاند.

در حدیث دیگر منقول است که حضرت امام رضا علیه السلام در مجلسى بودند دخترى را بمجلس آوردند مردم میبوسیدند و در دامن مینشانیدند و چون نوبت بحضرت رسید پرسید که چند سال دارد گفتند که پنجسال حضرت او را دور کرد و نبوسید و بدامت ننشانید.

در حدیث دیگر وارد شده است که دخترى که شش سالش تمام شود مادر او را برهنه در پهلوى خود نخواباند که بمنزله زناست .

در حدیث دیگر وارد شده است دختریکه شش ساله شد پسران او را نبوسند و پسر که از هفت سال بگذارد زنان را نبوسد.

در احادیث معتبره وارد شده است که معلونست کسیکه عیال خود را ضایع گذارد و خرج ایشان را ندهد یعنى با قدرت .

حضرت امام موسى علیه السلام فرمود که عیال آدمى اسیران او یند پس کسى را که خدا نعمتى باو کرامت کند بر اسیران خود توسعه کند اگر نکند بزودى آن نعمت از او زایل شود.

حضرت صادق علیه السلام فرمود هر که خرج دو دختر یا دو خواهر یا دو خاله یا دو عمه را بکشد حاجب او باشند از آتش جهنم .

حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم فرمود که در بهشت درجه هست که بآن درحه نمى رسد مگر سه کس : امام عادل و کسى که احسان به خویشان کند وصاحب عیالى که برخرج عیال و آزار ایشان صبر کند.

از حضرت صادق علیه السلام منقول است که پنج کسند که نفقه دادن ایشان واجبست فرزند و پدر و مادر و زن و بنده و فرزند شامل فرزند فرزندان هم هست هر چند پائین روند و پدر و مادر شامل جد و جده پدرى و مادرى هست هر چند بالا روند.

منبع :حليه المتقين علامه مجلسي



نویسنده: مجيد كمالي

.:: آخرین مطالب ::.

» ( چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 )
» مجلس عروسی مختلط همراه با ساز و دهل سنتی ( شنبه بیستم اسفند 1390 )
» حکم گرفتن شاباش به عنوان هدیه ( شنبه بیستم اسفند 1390 )
» مبارزه با خرافات در ازدواج ( دوشنبه یکم اسفند 1390 )
» عدالت با همسران ( دوشنبه یکم اسفند 1390 )
» مهریه‌های عجیب ( یکشنبه هجدهم دی 1390 )
» متن و انشا’ قباله ازدواج ( یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392 )
» افراط و تفریط در انتخاب همسر ( چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392 )
» ارزش و اهمیت ازدواج از نظر روایات ( جمعه سی ام فروردین 1392 )
» آسیب‌های ازدواج امروز ( پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392 )
» آيا با هر كسي مي توان ازدواج كرد ؟ ( دوشنبه هفتم اسفند 1391 )
» احکام نکاح مطابق با فتاوای آیت الله وحید خراسانی (مد ظله العالی) ( سه شنبه یکم اسفند 1391 )