X
تبلیغات
آداب ازدواج - ازدواج

چه وقت ازدواج کنیم؟

 
 
سن مناسب ازدواج چه سنی است؟ فکر می کنید فاصله سنی چه تاثیری در خوشبختی یا نارضایتی شما از زندگی مشترک می گذارد؟

بعضی از مراجعه کنندگان به مشاوران می گویند: سن من 30 سال است آیا با مردی 50 ساله ازدواج كنم یا خیر. گاه زنان جوانی هستند كه می گویند از پیرمردها خوشم می آید و یا پیرمردانی اظهار علاقه می كنند كه با دختر جوان ازدواج كنند و حتی بعضی ها معتقدند كه ازدواج با زن جوان، آنها را جوان می كند.

مشاوران در این مورد باید به روش های زیر عمل کنند:

1- در مورد دختر و پسری كه برای بار اول می خواهند ازدواج كنند و بین 18 تا 30 سال دارند، اختلاف 5 تا6 سال مناسب است؛ یعنی به علّت رشد سریع دختران، اگر پسر پنج تا شش سال بزرگتر باشد از نظر روانی و فیزیولوژیكی وضع مناسبی خواهد داشت.

2- در مورد مرد و زنی كه برای بار دوم ازدواج می كنند. دو حالت وجود دارد. زن برای بار دوم و مرد برای بار اول، و یا برعكس مرد برای بار دوم و زن برای بار اول قصد ازدواج داشته باشند. در هر یك از حالت های فوق زندگی متفاوت است. ممكن است صحبت از داشتن فرزند قبلی باشد و شرایط اقتصادی و فرهنگی متفاوت؛ به هر حال باید وضعیت هر یك را به طور انفرادی بررسی كرد و اطلاعات لازم در اختیار مراجعه کننده قرار گیرد. در مورد سن در ازدواج دوم، اهمیت مسئله به اندازه ازدواج اول نیست. ممكن است زن مطلقه ای با دو فرزند و 30 سال سن با مرد 45 ساله مجردی ازدواج كند و چون گرفتاری فرزندان او نیز به زندگی او اضافه می شود، احتمال آن كه با همسرش كه گذشت كرده و با وجود فرزندانش حاضر به ازدواج با او شده، با گذشت بیشتر بسازد و زندگی شاد و سعادتمندی  داشته باشند.

3- از آنجا كه مرگ و میر مردان بیشتر، و آمار زنان در بسیاری از جامعه ها درصد بالاتری را حائز است، برای جلوگیری از فحشا و انحراف های جنسی باید چاره ای اندیشه شود. در جوامع غربی اصل آزادی جنسی با همه مفاسدش پذیرفته شده است؛ ولی در اسلام به علت اهمیت تربیت فرزند و استحكام خانواده، اصل دیگری را در زناشویی مجاز دانسته اند و آن تعّدد زوجات می باشد.

تعّدد زوجات نیز به دو صورت است: ازدواج دائم و ازدواج موقت. ممكن است مردی كه ازدواج كرده و زن مهربان و واجد شرایطی هم دارد ولی از روی بوالهوسی بخواهد ازدواج دوم كند، به مشاور مراجعه نماید. در اینجا مشاور باید او را در هر دو شرایط ( زندگی با زن اول و زندگی با دو زن) آگاهی دهد؛ و وضعیت او را به دقّت و از جهات مختلف: از نظر از دست دادن ملاطفت و عطوفت زن اول، از نظر فرزندان (خواهران و برادران ناتنی)، تأمین هزینه های زندگی، جنگ های روانی مرتبط با زنان متعدد و بالاخره به هم ریختگی محیط گرم خانوادگی بررسی کند و به بهای ارضای هوس زود گذر هشدار دهد. بدیهی است تصمیم گیری نهایی بر عهده مراجعه کننده است. گاه قدرت هوس به اندازه ای است كه باهمه اطلاعات و بصیرت داده شده، مراجعه کننده از ازدواج دوم صرفنظر نمی كند. مشاور می تواند پس از مواجهه او با ناملایمات بعدی، باز هم وی را با توجه به شرایط جدید راهنمایی کند.

مشاور باید دختر یا زن جوانی را كه دوست دارد با پیرها ازدواج كند، به این مسئله توجه دهد كه مرد پیر نه از نظر روانی و نه از لحاظ فیزیولوژیكی قادر به به ارضای نیازهای او نیست و فرضاً اگر چند صباحی نظر او را تأمین كند، در نهایت با مشكل مواجه خواهد شد و این ازدواج عاقبت خوشی نخواهد داشت

4- شاید اگر زن از قبل با علم و آگاهی، شرایط چند زنی مرد را بپذیرد و حاضر به ازدواج شده اند و مرد نیز شرایط لازم را رعایت كند، شاید مشكلی ایجاد نشود؛ ولی در فرهنگ ایرانی مسئله تعدّد زوجات و نیز ازدواج موقت به عنوان یك سیره جاری پذیرفته نشده و اغلب كسانی كه از این روش استفاده كرده اند، اگر چه تمام جوانب شرعی را مراعات كرده اند.

علاوه بر نارضایتی همسران، مورد طعن و سرزنش دیگران قرار گرفته و زندگی شاد و با ثباتی نداشته اند. از آن جا كه مشاوران نیزاز فرهنگ عمومی تبعیت می کنند باید اطلاعات لازم را به افرادی كه به این سیره تمایل نشان می دهند، بدهند و تمام پیامدهای چنین اقدامی را به آنها گوشزد کنند.

5- در مورد زنان جوانی كه از مردان پیر خوششان می آید و یا پیرمردانی كه به خیال خود زن جوان می گیرند تا جوان شوند، باید نظرشان را از لحاظ فیزیولوژیكی و روانی با توجه به اصول علمی بررسی كرد و آنان را به نادرست بودن باورهایشان توجه داد. مشاور باید دختر یا زن جوانی را كه دوست دارد با پیرها ازدواج كند، به این مسئله توجه دهد كه مرد پیر نه از نظر روانی و نه از لحاظ فیزیولوژیكی قادر به به ارضای نیازهای او نیست و فرضاً اگر چند صباحی نظر او را تأمین كند، در نهایت با مشكل مواجه خواهد شد و این ازدواج عاقبت خوشی نخواهد داشت. دادن اطلاعات لازم در این مورد احتمالاً نظر زن جوان را به طرف مردانی با اختلاف سن معقول تغییر خواهد داد. به هر حال دادن آگاهی و بررسی همه جانبه به مراجعه کننده بصیرت خواهد داد كه به گزینش مناسب بپردازد و تصمیم عاقلانه و مناسبی اتخاذ نماید.

برگرفته از ساج


نویسنده: مجيد كمالي

سوالاتی که زوج‌های موفق پرسیده‌اند

 
همه آرزوی ازدواجی موفق را دارند اما شاید کمتر کسی باشد که بداند برای داشتن یک ازدواج موفق، باید قبل از ازدواج قدم برداشت، نه بعد از آن! موفقیت در ازدواج تا حد زیادی به شناخت شما از ازدواج، شناخت از همسر و دیدگاه بالغانه تان نسبت به یک زندگی مشترک برمی گردد. بنابراین اگر خواهان آینده ای روشن هستید، این پرسش ها را از خود بپرسید و سعی کنید نگاه خود را با پاسخ های صحیح داده شده، مطابقت دهید.

به نظر شما معنای ازدواج چیست؟

ازدواج اتحاد فیزیکی، ذهنی و روحی یک مرد و زن است. زوج برای تمامی عمرشان در همه‌چیز با هم شریک هستند و با هم زندگی می‌کنند. آنها تلاش می‌کنند تا مشکلاتشان را با هم حل کنند و شریک همه شادی‌ها و غم‌های همدیگر در زندگی شوند. آنها با هم برای داشتن یک آینده بهتر تلاش می‌کنند.

ازدواج یک رابطه صمیمانه قانونی است و به گسترش خانواده کمک می‌کند.

رابطه هماهنگ ناشی از ازدواج به زوج حس رضایت و موفقیت می‌دهد. در حقیقت، ازدواج‌های سالم یک محیط نیرومند و پایدار برای پرورش بچه ایجاد می‌کنند.

نکته: برای داشتن یک ازدواج موفق، هم زن و هم مرد نیاز دارند که از لحاظ روانی بالغ باشند و قبل از ازدواج درک خوبی از همدیگر داشته باشند. در حقیقت، آنها از لحاظ مالی باید در وضعیت نسبتاً باثباتی قرار داشته باشند و برنامه طولانی‌مدتی را برای اداره خانواده طراحی کنند.

چقدر همدیگر را درک می‌کنید؟

پیش از ازدواج، برای زن و مرد مهم است که درک خوبی از همدیگر داشته باشند. علاوه بر کسب اطلاعات درباره توانمندی‌ها و نقاط قوت همسر آینده‌تان، این نیز مهم است که یاد بگیرید نقاط ضعفش را بپذیرید. این به اجتناب از ناامیدی و تعارض در آینده کمک می‌کند.

نکته: مهم است که همسران یاد بگیرند  با همدیگر به‌درستی ارتباط برقرار کنند.  آنها باید یاد بگیرند در بحث کردن و حل مسائل  خونسرد و باهدف باشند.

آیا شما می‌توانید ارتباط خوبی با خانواده و دوستان همسر آینده‌تان داشته باشید؟

علاوه بر آموختن اینکه چگونه ارتباط خوبی با همسرتان داشته باشید، اینکه بتوانید یک رابطه خوب با خانواده و دوستان همسرتان ایجاد کنید نیز به همان اندازه مهم است.

نکته: برای شما مهم است که خانواده و دوستان همسرتان را بپذیرید و به جمع‌شان بپیوندید. این می‌تواند هم زندگی زناشویی‌تان را غنی کند و هم حلقه‌های ارتباطات اجتماعی‌‌تان را گسترش دهد.

چگونه می‌توانید بعد از ازدواج، یک زن یا شوهر خوب باشید؟

امروزه هم مرد و هم زن معمولاً در زندگی تعدادی نقش و مسئولیت دارند. بنابراین، غیرمعمول نیست که افراد بعد از ازدواج در مورد نقش همسرشان انتظارات متفاوتی داشته باشند. از این‌رو، مهم است که پیش از ازدواج در مورد نقش‌ها و مسئولیت‌های همدیگر در خانواده بحث کنید. بسته به زمان، توانایی و علاقه زن یا مرد مهم است که تلاش در خانواده را تقسیم کنید. برنامه‌ریزی و بحث با دقت در این مورد می‌تواند جلوی تعارضات غیرضروری را در آینده  بگیرد.

نکته: این برای همسران مهم است که حجم کار و مسئولیت‌هایشان را در خانواده تقسیم کنند.

بعد از ازدواج، دوستان‌ صمیمی‌تان را به همسرتان معرفی کنیـــد و ارتباطات اجتماعی‌تان را با آنها حفظ کنید. این می‌تواند به شما کمک کند تعارضات احتمالی ‌مربوط به مدیریت زمان اختصاص‌داده شده به دوستان‌تان را کاهش دهید

چگونه مخارج اداره خانواده را مدیریت می‌کنید؟

یک برنامه مالی قابل‌ قبول و انعطاف‌پذیر برای هر خانواده‌ای ضروری است. پیش از ازدواج مهم است که در مورد هزینه‌های اداره خانواده با همسر آینده‌تان بحث کنید. یک برنامه مالی طراحی کنید که هردوی شما با آن موافق باشید. این هزینه‌ها باید مقرون به‌صرفه باشد.

نکته: بحث پیش از ازدواج با همسر آینده‌تان در مورد برنامه مالی زندگی مشترک، می‌تواند به شما کمک کند تا از تعارضات مربوط به مسائل مالی در آینده اجتناب کنید. علاوه بر این، می‌تواند کمک کند تا متوجه نگرش‌ها و ارزش‌های همدیگر در مورد مسائل مالی شوید.

آیا بعد از ازدواج، زندگی اجتماعی خودتان را خواهید داشت؟

  ما از بدو تولد در کنار افراد دیگر بزرگ شده‌ایم. زندگی اجتماعی یک بخش حیاتی از زندگی روزمره‌مان است. بنابراین، مهم است که بعد از ازدواجتان زندگی اجتماعی‌تان را حفظ کنید.

نکته: بعد از ازدواج، دوستان‌ صمیمی‌تان را به همسرتان معرفی کنید و ارتباطات اجتماعی‌تان را با آنها حفظ کنید. این می‌تواند به شما کمک کند تعارضات احتمالی ‌مربوط به مدیریت زمان اختصاص‌داده شده به دوستان‌تان را کاهش دهید.

آیا ضروری است که پیش از ازدواج مسائل مربوط به سلامت‌تان را بررسی کنید؟

برای سلامت هر دوی شما و فرزندتان مهم است که سلامت‌تان را پیش از ازدواج بررسی کنید. اگر بیماری در مرحله فقدان علامت آن شناسایی شود، درمان اولیه و مداخله ممکن خواهد بود.

نکته: اگر در خانواده‌تان سابقه ناهنجاری‌های ژنتیکی وجود دارد، مهم است که پیش از ازدواج، از مشاوره یک پزشک متخصص بهره‌مند شوید.

آیا چیزی در مورد رابطه جنسی می‌دانید؟

رابطه جنسی یک نیاز اساسی برای هر فرد سالمی است. علاوه بر این، این یکی از مهم‌ترین شیوه‌هایی است که می‌توانید عشقتان را به همسرتان ابراز کنید. یک رابطه جنسی هماهنگ به این معنی است که زن و شوهر می‌توانند نیازهای جنسی همدیگر را برآورده سازند. این به آموزش پیش از ازدواج بستگی دارد.

نکته: در مورد تفاوت‌های جنسی مرد و زن اطلاعات کسب کنید.

منبع:تبیان


نویسنده: مجيد كمالي

آموزش لازم قبل از ازدواج

در بسیاری از كشورهای غربی و برخی از كشورهای شرقی آموزش مسائل جنسی از دوران نوجوانی و گاه حتی كودكی جزء درس های آموزشی مدارس محسوب شده و دخترها و پسرها از همان ابتدای دوران بلوغ با مسائل جنسی و آموزش های مربوط به آن كاملاً آشنا می گردند. همین امر باعث شده تا آمار روابط نامشروع دختر و پسر و تجاوز در این كشورها روز به روز بیشتر شده و امنیت در آنها كمتر گردد.
 

این قضیه در كشور ما به دلیل فرهنگ و دین خاص خود كاملاً برعكس است. در كشور ما نه تنها مدارس بلكه خانواده ها نیز از دادن اطلاعات جنسی به فرزندانشان چه در سن كودكی،‌ چه در دوران نوجوانی و بلوغ و چه در سن جوانی و حتی در دوران عقد خودداری می كنند و معتقدند همانگونه كه ما خودمان با آزمون و خطا این مسائل را آموختیم. فرزندانمان هم می توانند آن را از همین طریق بیاموزند.

شاید این اعتقاد برای نسل گذشته مصداق می داشته كه البته در آن هم شك است اما یقیناً برای نسل امروز كه به بسیاری از وسایل ارتباط جمعی دسترسی دارند غیرممكن و ناصحیح است.  

یقیناً آموزش كامل مسائل جنسی در دوران كودكی و نوجوانی امری كاملاً اشتباه است اما دادن این آموزش در دوران عقد به دختران و پسرانی كه در شرف تشكیل زندگی زناشویی شان است نه تنها لازم كه كاملاً ضروری است.

شاید برخی به كلاس آموزشی 10 دقیقه ای روز آزمایش اشاره كنند كه در جوابشان باید گفت كه مسائل جنسی آتقدر مهم و پیچ در پیچ هستد كه با 10 الی 15 دقیقه آموزش مشكلی از كسی حل نمی گردد. به خصوص كه اغلب دختر ها و پسرها در آن روز به دلیل استرس و اضطراب اصلاً متوجه صحبت های دكتر مربوطه و آموزش های وی نمی گردد. اگر از افرادی كه از كلاس آموزشی خارج می شوند بپرسید كه كلاس چگونه بود یا می گویند من كه چیزی نفهمیدم یا می گویند سوال های بسیاری برایم پیش آمد ولی شرایط پرسش نبود، گیجتر هم شدم.

 

بسیاری از اوقات زوجین خودشان هم نمی خواهند قبول كنند كه مشكلات زناشویی شان به دلیل نداشتن آگاهی و مهارت جنسی در زندگی شان بوده و مدام علل مشكلات و ناكامی ‌های زندگی شان را در مسائلی چون مسائل مادی و اقتصادی، عدم تفاهم، عدم تجربه و... می گردند

باید این امر را پذیرفت كه بیشتر دخترها و پسرهایی كه در كشور ما با هم ازدواج می‌كنند (برخلاف كشورهای غربی) تا پیش از عقد و حتی ازدواج هیچ‌ گونه آموزش  نداشته ‌اند و نخستین روابط جنسی شان را پس از دوران عقد و یا ازدواج شكل می‌ گیرد. به همین دلیل، همه جوان های از  نداشتن اطلاعات و مهارت در این زمینه و نا آشنایی با تفاوت ‌های جنسی زن و مرد رنج برده و این كمبودها در بسیاری از اوقات باعث عدم رضایت‌ در روابط زناشویی شان می شود. جالب آنكه بسیاری از اوقات زوجین خودشان هم نمی خواهند قبول كنند كه مشكلات زناشویی شان به دلیل نداشتن آگاهی و مهارت جنسی در زندگی شان بوده و مدام علل مشكلات و ناكامی ‌های زندگی شان را در مسائلی چون مسائل مادی و اقتصادی، عدم تفاهم، عدم تجربه و... می گردند.

باید توجه داشت كه اگر در زندگی آینده زناشویی تان دچار مشكل شدید قطعا مهمترین مقصر خودتان می باشید. زیرا به دنبال كسب مهارت و آگاهی نرفتید.

ازدید بسیاری از كارشناسان و متخصصان ازدواج بهترین زمان آموزش و آشنایی با مسائل جنسی، دوران عقد می باشد. زیرا افراد در این دوره هم دوران پرهیجان بلوغ را پشت سر گذاشته اند و دیگر دچار مشكلات اخلاقی نخواهند شد و هم اینكه دوران عقد، دوران قبل از شروع زندگی مشترك بوده و زمانی مناسب برای آمادگی جهت موفقیت در زندگی آینده خواهد بود.

 

راه های شناخت مسائل جنسی در دوران عقد

-مطالعه كتاب های مفید در این زمینه

-استفاده از مشاوره جنسی در این دوران

-شركت در كلاس های آموزش مسائل جنسی كه توسط برخی از اساتید برای متاهلین برگزار می گردد.

توجه داشته باشید كه اولاً هر دو طرف باید با هم در همه آموزش ها شركت فعال داشته باشند و آموزش تنها یك طرف كفایت نمی كند. ثانیاً برای رسیدن به یك شناخت كامل و جامع استفاده از یكی از موارد بالا كفایت نمی كند سعی كنید حدالمقدور از چند روش در كنار هم استفاده نمایید.

منبع  :تبیان


نویسنده: مجيد كمالي

کدام مسائل را قبل از ازدواج مطرح کنیم؟

موضوعات مهمی وجود دارد که باید قبل از ازدواج مطرح شود و مورد بحث و گفتگو قرار گیرد. اما این موضوعات چه هستند؟ آنچه در ادامه می آید شامل نکاتی است که از نظر کارشناسان حتما باید قبل از ازدواج مطرح شود و به نتیجه برسد.

در مورد کار و پول صحبت کنید

مسائل مالی یکی از مهم ترین مسائلی است که زوج ها را به بحث و جدل وا می دارد پس همین الان حرف هایتان را بزنید و سنگ ها را وا بکنید. دوست دارید حساب مشترک داشته باشید یا حساب جداگانه؟ چه کسی باید خرج های روزانه را بدهد؟ سرمایه گذاری های بزرگ بر عهده کدام یک از شما خواهد بود؟ فرد صرفه جویی هستید یا ولخرجی می کنید؟ بعد از اینکه در مورد این سوالات صحبت کردید، برنامه های کاری و شغلی خود را نیز بیان کنید. دوست دارید 5 سال بعد به کجا رسیده باشید؟ از در آمدتان راضی هستید؟ اگر نه، چه برنامه هایی برای بیشتر کردن درآمدتان دارید؟

نکته: اگر بر سر ساعات کار به توافق نرسیدید اشکالی ندارد. وقتی یکی از زوجین بیش از اندازه کار می کند و زمان زیادی را در خارج از خانه سپری می کند، این احتمال هست که در اوایل ازدواج به مشکل بربخورند ولی ممکن است در آینده هردو بپذیرند که در درازمدت، ثبات مالی از هرچیز دیگری مهم تر است.

حتما در مورد بچه صحبت کنید

اگر قبلا فرصتش پیش نیامده حالا وقت آن است که در نظر خود را در مورد بچه داشتن یا نداشتن بیان کنید. بگویید بچه دوست دارید یا نه. اما مراقب باشید بحث را در اینجا متوقف نکنید. در مورد همه احتمالات صحبت کنید. جنسیت بچه برایتان مهم است؟ چند سال بعد از ازدواج می خواهید بچه دار شوید؟ آیا در صورت لزوم حاضرید بچه ای را به فرزندخواندگی بپذیرید؟ اگر کودکتان نافرمانی کرد چگونه با او برخورد می کنید؟ همه اینها موضوعاتی هستند که اگر در موردشان به روشنی صحبت نکنید در آینده تبدیل به بحث و دعوا خواهند شد.

نکته: اشکالی ندارد اگر در مورد تعداد بچه ها به توافق نرسیده اید. تنها بعد از تولد اولین بچه است که می توان تصمیم گرفت چند بچه کافی است.

در مورد مذهب و ارزش های انسانی صحبت کنید

ایمان و ارزش های اخلاقی ممکن است در اوایل ازدواج چندان مهم به نظر نرسند اما نقش دین و اخلاقیات از آنچه اکثر زوج ها تصور می کنند مهم تراست.به گزارش برترین ها  روانشناسان می گویند بسیاری از افراد وقتی درمی یابند که همسرشان از آنچه فکر می کرده اند مذهبی تر است، یا در می یابند همسرشان آنقدرها که می خواهند مذهبی نیست، دچار اختلاف می شوند. این مساله وقتی جدی تر می شود که بچه به دنیا می آید و باید در مورد طرز تربیت او تصمیم بگیرید. بنابراین حتما در مورد دین و ایمان و تاثیری که فکر می کنید بر زندگی شما خواهد داشت صحبت کنید.

نکته: اگر برسر موضوعات مربوط به خانواده همسرتان به توافق نرسیدید اشکالی ندارد. مسائل خانوادگی جزو مشکلات کوچک همه زوج های جوان هستند ولی لزوما رابطه زن و شوهر را تهدید نمی کنند. مثلا می توانید به همسرتان بگویید که می تواند به دیدن پدر و مادرش برود ولی شما ممکن است بعضی اوقات او را همراهی نکنید. مهم این است که هیچ یک از دوطرف حس نکند که نسبت به خانواده همسرش در اولویت دوم قرار دارد.

در مورد اختلافات و دعواها صحبت کنید

در زندگی مشترک بحث و جدل اجتناب ناپذیر است. همه زوج ها گاهی با هم اختلاف و کشمکش پیدا می کنند. اما آنچه مهم است چگونگی برخورد آنها با این اختلافات است. هرکس روشی برای مدیریت اختلافات دارد. اطمینان حاصل کنید که روش مدیریت یکدیگر را درک می کنید. به آخرین باری که دعوا کرده اید فکر کنید. چه اتفاقی افتاد؟ چه چیز شما را ناراحت کرد؟ آیا جزو کسانی هستید که سکوت می کنند و حرف نمی زنند یا جزو کسانی که تا مشکل را حل و فصل نکنند خوابشان نمی برد؟

نکته: افراد معمولا در مورد مسائل کوچکی مثل اداره خانه، تقسیم کارهای خانه و غیره به مشکل می خورند. چه کسی باید دستشویی را بشوید؟ آشغال ها را چه کسی بیرون ببرد؟ و غیره. اینها چیزهایی هستند که با کمی گذشت و درک حل می شوند ونگران کننده نیستند.

در زندگی مشترک بحث و جدل اجتناب ناپذیر است. همه زوج ها گاهی با هم اختلاف و کشمکش پیدا می کنند. اما آنچه مهم است چگونگی برخورد آنها با این اختلافات است. هرکس روشی برای مدیریت اختلافات دارد. اطمینان حاصل کنید که روش مدیریت یکدیگر را درک می کنید

حساسیت ها، ترس ها و عادت های خود را بیان کنید

اگر چیزی هست که شما را عصبی می کند، یا اگر از چیز خاصی می ترسید یا وسواس خاصی دارید حتما در مورد آن صحبت کنید. اگر از ولخرجی بدتان می آید حتما به همسرتان بگویید. اگر تحمل ندارید که شوهرتان به غیر از موارد لزوم با خانم های دیگر صحبت کند حتما این احساس خود را بیان کنید.

نکته: اشکالی ندارد اگر در مورد سرگرمی ها و چگونه پر کردن اوقات فراغتتان به توافق نرسیده اید. مثلا اگر شما عاشق تماشای فوتبال هستید ولی طرف مقابل علاقه ای به آن ندارد، نگران نباشید. شما می توانید به تنهایی فوتبال نگاه کنید. نکته مهم این است که شما و او بر سر مدت زمانی که جدا از هم سپری می کنید توافق کنید.  

منبع: تبیان

نویسنده: مجيد كمالي

استخاره کنیم یا تحقیق؟

 
آیا برای ازدواج و انتخاب همسر هم می‌شود استخاره کرد؟ این پرسش در شرایطی که استخاره برای ازدواج و انتخاب همسر بین مردم رواج بسیاری دارد، مطرح می‌شود.
 

حضرت امام صادق (ع) می فرمایند: چون یکی از شما در پی کاری برآمد، باید پیش از مشورت با مردم، با پروردگار بزرگ رایزنی کند. رایزنی یعنی اینکه نخست از خداوند طلب خیر می‌کنی، آنگاه به مشورت با مردم می‌‌پردازی. زیرا وقتی کاری با خداوند آغاز شود، پروردگار خیر را بر زبان بندگانش جاری می‌سازد.

استخاره به معنی لغوی طلب خیر کردن است. یعنی از خداوند طلب خیر کنیم و بخواهیم خیر خود را بر زبان شخصی که می‌خواهیم با او مشاوره و راهنمایی بخواهیم، جاری کند.

 استخاره در منابع دینی و گفته‌های ائمه معصوم جایگاه مشخصی دارد و تنها در موارد خاصی توصیه می‌شود. این روز‌ها استخاره به شکل‌های مختلفی رواج دارد که البته در صحت آن‌ها اطمینانی نیست. افراد به شکل‌ها و هدف‌های مختلف بدون آگاهی از شرایط و قوانین استخاره می‌گیرند.

اما آیا برای ازدواج و انتخاب همسر هم می‌شود استخاره کرد؟ در چه شرایطی؟ بعد از استخاره برای ازدواج باید به نتیجه آن عمل کرد؟ این پرسش‌ها در شرایطی که استخاره برای ازدواج و انتخاب همسر بین مردم رواج بسیاری دارد، مطرح می‌شود.

زمانی باید سراغ استخاره برویم که قبل از آن از قوه عقل و تعقل در درجه اول و در درجه دوم از پتانسیل همفکری با دوستان، آشنایان و نزدیکانمان بهره‌مند شده و به نتیجه‌ای نرسیده باشیم. یعنی در درجه اول عقل خود را به کار بگیریم

نگاه اول: عقل و مشورت مقدم بر استخاره است

حجت الاسلام سید علی بنی صدر، محقق، کار‌شناس مذهبی: در روایات به استخاره برای هر امری تصدیق شده است. در روایات آمده که معصومان استخاره را بدون اشکال دانسته‌اند، حتی خود ائمه معصوم در این زمینه دستوراتی داده‌اند.

نکته‌ای که در مورد استخاره مطرح است این است که به نتیجه استخاره باید عمل کرد. یعنی اگر استخاره بد آمد، تا جایی که ممکن است با آن مخالفت نشود. این حرف نشان از این دارد که نتیجه استخاره موهوم و پوچ نیست و امری واقعی است. اما باید نکته‌ای را مد نظر داشته باشیم: زمانی باید سراغ استخاره برویم که قبل از آن از قوه عقل و تعقل در درجه اول و در درجه دوم از پتانسیل همفکری با دوستان، آشنایان و نزدیکانمان بهره‌مند شده و به نتیجه‌ای نرسیده باشیم. یعنی در درجه اول عقل خود را به کار بگیریم.

فکر باطل دیگری درباره استخاره وجود دارد این است که افراد کاری را شروع کرده‌اند و می‌خواهند بدانند کارشان به ثمر می‌رسد یا نه و برای آن استخاره می‌گیرند. وقتی جواب آن خوب آمد با خودشان می‌گویند کارم به نتیجه خوب می‌رسد. استخاره برای این مواقع نیست. استخاره برای زمانی است که نمی‌دانیم انجام دادن کاری درست یا غلط است.

در ازدواج مشورت بر استخاره ارجح است

در مورد استخاره برای ازدواج می‌توانیم بگوییم، مهم‌تر از استخاره، مشورت، تحقیق و تفکر است. باید این موارد را مقدم بر استخاره بدانیم و استخاره را برای آخر کار بگذاریم. یعنی اینطور نباشد که‌‌ همان اول کار بدون اینکه تحقیقی کرده باشیم، استخاره کنیم. اول باید تحقیق کرد. عقل و مشورت در این مورد، مقدم بر استخاره می‌دانیم، یعنی تا جایی که ممکن است از تفکر، تعقل و تحقیق بهره‌مند شوید، بعد سراغ استخاره بروید. در بحث ازدواج تحقیق از دیگر موارد مهم‌تر است. بهترین استخاره، در همه مورد استخاره» ذات الرقاع «است که دستور کامل آن از قول امام معصوم در مفاتیح آمده است.

نگاه دوم: اول عقل، بعد مشورت

حجت السلام علی مختار آبادی، کار‌شناس مذهبی و مشاور خانواده: خداوند به ما عقل و فکر داده است. بزرگان گفته‌اند اگر می‌خواهید کاری انجام بدهید، اول فکر کنید، بعد از مشورت کردن بهره بگیرید، اما اگر همچنان بر سر دوراهی ماندید و نتوانستید تصمیم بگیرید، می‌توانید استخاره کنید و از خداوند نظر و کمک بخواهید، این قوانین در مورد استخاره برای ازدواج هم صدق می‌کند. در بعضی روایات آمده است هر وقت در کاری نیاز به مشورت دارید، یک دور تسبیح بگویید» استخیر الله «بعد با هر کسی که خواستید مشورت کنید، خداوند خیر را بر زبان او جاری می‌سازید. موارد استخاره هم در قرآن هم آمده است. 

نگاه سوم: مسوول عواقب عمل به استخاره خودمان هستیم

حجت السلام ابولقاسم آذرسا، مسوول عقیدتی قرارگاه سازندگی خاتم النبیا (ص)، کار‌شناس مذهبی و مشاور خانواده: استخاره جایگاه خاص و ویژه خودش را در دیدگاه علما دارد. باید گفت بعد از تحقیق، تفحص، تفکر و تعقل می‌شود سراغ استخاره رفت.

رویکرد به استخاره نباید در ابتدای انتخاب باشد. یعنی بعد از تحقیق، تفحص و تعقل در حالت حیرانی و وقتی که شبهه‌ای راجع به مطلبی داریم به سمت استخاره می‌رویم تا از حیرانی بیرون بیاییم.

استخاره جای عقل را نگیرد

استخاره نباید جایگاه تفکر و تعقل را بگیرد. پرسشی که خداوند از تکالیف ما در این دنیا دارد بر اساس میزان تعقل و اندیشه‌ای است که به ما عنایت کرده است. بنابراین در مشکلات دنیا باید از تعقلمان استفاده کنیم. وقتی انسان این مسیر را طی کرد و باز به نتیجه نرسید برای خروج از تحیر و ابهام خداوند متعال دری را برای او باز گذاشته که می‌تواند به قرآن تفال بزند یا با استفاده از تسبیح پشت پرده‌ای را که انسان از آن مطلع نیست بداند و با مشاوره از خداوند در واقع طلب خیر کند.

در امر مهمی مثل بحث ازدواج گرایش افراد باید بر رفتار عقلانی و استفاده از عقل باشد، اختیارهای ما بر اساس میزان عقلی است که به ما داده شده و به‌‌ همان میزان مسوول هستیم. باید در ازدواج ابتدا تحقیق و تفحص کرد، با افراد اهل مشاوره کرده و معیار‌ها را به دست بگیرند. نه اینکه فرد بدون داشتن معیار با استفاده از قرآنی که در دست دارد بخواهد بداند ازدواج با فردی خوب است یا خوب نیست.

باید بعد از تحقیق و مشورت خانواده‌ها با یکدیگر و در میان گذاشتن نظرات و دیدگاه‌های خود با یکدیگر گزینه مورد نظر خود را مورد بررسی قرار دهند. وقتی در حالت تحیر باقی ماندند سراغ استخاره می‌روند و مشاوره‌ای با خدا انجام می‌دهند و تا از پشت پرده‌ای که ممکن است خداوند برای بنده‌اش رو کند باخبر شوند.

عمل به استخاره واجب نیست

عمل به جواب استخاره بر انسان واجب نیست. یعنی واجب نیست که حتما به آن عمل شود. اما وقتی انسان برای مشاوره به سوی کسی رفت که به او اعتماد دارد و آگاه است و طلب خیر می‌کند، شرط ادب این است که (اگر استخاره در شرایط درست گرفته شده باشد) مطابق آن عمل شود، اما عمل به آن واجب نیست.

نتیجه می‌گیریم که فرد بعد از تحقیق و تفحص و طی کردن همه مراحل در ‌‌نهایت می‌تواند سراغ استخاره برود.

 مجموعه این عوامل می‌تواند انتخابی مناسب را رقم بزند. اما عواقب انتخاب بر عهده خود فرد است. یعنی نمی‌شود شخص مسوولیت عواقب انتخاب‌اش را به دیگران واگذار کند. برای مثال شخص استخاره بگیرد و بعد‌ها هر مشکلی پیش آمد آن را به خداوند نسبت دهد. نمی‌شود گفت آن مشکل ثمره مشورت با خداوند است.

 

برگرفته از برنا


نویسنده: مجيد كمالي

پیش از خواستگاری بخوانید

 
 
طبق سخنان پیامبر (صلی الله علیه وآله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) بهترین روز برای خواستگاری، روز جمعه و در ساعات بعد از ظهر است. همچنین بهتر است زمانی برگزار نشود که قمر در عقرب است.

 

* برای به دست آوردن آرامش، قبل از خواستگاری دو ركعت نماز طلب بخوانید و دعا كنید كه آنچه خیر و صلاح است برای شما پیش آید.

* ازآنجا كه اولین دیدارها همیشه دراذهان می ماند، رعایت پاكیزگی و منظم بودن بسیارمهم است.

* جلسه اول خواستگاری را در خانه عروس برگزاركنید نه جای دیگر، زیرا محیط خانه آرامش بیشتر و شناخت كاملتری به دنبال دارد.

* حضور والدین و یا شخص امین و با تجربه، كمك زیادی به انجام خواستگاری می كند.

* مهم نیست چند نوع میوه خریداری كرده اید. اما سعی كنید با زیبا چیدن آنها و پاكیزگی و زیبا آراستن سالن پذیرایی، محیطی دلپذیر ایجاد كنید.

* ازپوشیدن لباسهای تنگ كه باعث ناراحتی شما می شود و همچنین از پوشیدن لباسهای پر زرق و برق اجتناب كنید به دلیل اینكه جلب توجه می كنند و تمركز را برهم می زنند.

* برای دستیابی به شناخت بیشتر از خانواده پسر و نیز آشنایی با فرهنگ وآداب و رسوم و موقعیت اقتصادی آنها جلسه یا جلساتی از گفتگوها را در منزل پسر برگزاركنید.

* دختر و پسر برای شناخت بیشتر از یكدیگر می توانند به نحوه راه رفتن، نشستن، صحبت كردن و حتی كفش پوشیدن طرف مقابل توجه كنند. همه این رفتارها نشان دهنده شخصیت فرداست.

* صحبت حضوری دختر و پسر با یكدیگر بهتر از صحبت كردن با تلفن، چت و... است. با صحبت كردن حضوری قادر به دیدن حالات وحركات و نحوه مكالمات یكدیگرهستید. درنتیجه، با رعایت این مطلب به شناخت بهتری خواهید رسید.

* اگر در نگاه اول از ظاهر فرد مقابل خوشتان نیامد ولی برایتان قابل تحمل بود، با او به گفتگو بپردازید؛ شاید نظرتان عوض شد.

* چنانچه در اواسط جلسه احساس كردید طرف مقابل مناسب شما نیست، جلسه را متوقف كنید. زیرا در صورت ادامه، ممكن است بین افراد وابستگی ایجاد شود. در این صورت، دادن جواب منفی سخت است و به فرد مقابل ضربه روحی وارد می شود.

چند نكته ظریف در پذیرایی از خواستگار

1- به میهمانان، ازهر دو شیرینی تهیه شده توسط خانواده عروس و داماد تعارف كنید و این كار را با خوش رویی و لبخند انجام دهید. به بهانه بیماری یا هر دلیل دیگری این شیرینی را رد نكنید. شیرینی را درپیش دستی مقابل خود نگذارید و حتماً میل كنید.

2- بهتر است خانواده عروس در مراسم خواستگاری از شیرینی تر استفاده نكنند، چون خوردن آن سخت است.

 شیرینی خشك و كوچك برای برگزاری این مراسم مناسب تراست. برای خوردن میوه نیز بهتراست ازمیوه هایی مثل سیب وخیار استفاده كنید و از خوردن انار، پرتقال وهندوانه پرهیز كنید؛ زیرا به دلیل آب دار بودن ممكن است باعث كثیف شدن دست و صورت و لباس شما شوند.

3- بكوشید از تشریفات خواستگاری بكا هید. نه دسته گل های گران قیمت به پسر بها میدهد و نه پذیرایی های غیرعادی و پرخرج ارزش دختر را بالا می برد. در مواردی هم ممكن است برداشت های خوبی از این رفتارها نشود.

برگرفته از:

آداب خواستگاری جلد8 از مجموعه کتب آموزشی ساج


نویسنده: مجيد كمالي

بررسى عوامل دخيل در پايدارى ازدواج

 

بررسى عوامل دخيل در پايدارى ازدواج

نويسنده:مريم وادى پور ز
 
بررسى هاى لحظه به لحظه، تظاهرات، چهره، ژست ها و حتى تنفس و ريتم قلبى زوج ها نشان داده است كه برخلاف باور اغلب مردم، موفقيت ازدواج بيش از آن كه به سازگارى زوجين با يكديگر مرتبط باشد، به چگونگى ارتباط آنها هنگام برخورد با مسائل گوناگون وابسته است.
اين ارتباط ها به طور كلى سه دسته است.
۱- زوج هاى همراه: اين زوج ها در آرامش روى مشكلات خود كار كرده و به رضايتى بالغانه مى رسند.
۲- زوج هاى دورى گزين: اين زوج ها با قبول نداشتن توافق، به ندرت اختلاف هاى خود را نمايان مى سازند.
۳- زوج هاى دمدمى: روابط اين زوج ها پرسر و صدا است. شادى ها و مناقشات روزمره جلوه زندگى آنان است.
تحقيقات نشان داده است ازدواج هر سه گروه به يك نسبت پايدار و از شانس موفقيت يكسانى برخوردار است. جامعه شناسان و روانشناسان ثابت كرده اند كه در خانواده هاى موفق، نسبت لحظات خوب به لحظات بد حداقل ۵ به يك است. لحظات خوب مى تواند بسيار ساده باشد مانند يك لبخند يا قدم زدن در پارك.برعكس برخى رفتارهاى منفى خاص مى تواند مانع ايجاد و تداوم رابطه خوب شود و به ارتباط آسيب مى رساند.

مراقب چهار مسير تباهى زندگى باشيد

اين رفتارها را «چهار مسير تباهى» ناميده اند كه به ترتيب شدت عبارت است از: عيب جويى، تحقير، حالت تدافعى و ديوار سنگى.
اين رفتارها چرخه هايى از نزاع وخصومت هاى پايان ناپذير را شكل مى دهد كه در صورت نداشتن آگاهى، خروج از آنها بسيار سخت خواهد بود.

۱- تقسيم برابر كارهاى خانه

زوج هاى خوشبخت آنهايى هستند كه همسرانشان در كارهاى خانه با آنها شريكند، اين امر را باور دارند و براى آن ارزش قائلند. در بين زوج هاى شاغل، مشاركت نكردن در انجام كارهاى خانه، اغلب منجر به تعارضات زناشويى مى شود. برخى محققان نتيجه گرفته اند: «به نظر مى رسد تقسيم برابر كارهاى خانه و مراقبت از كودكان، رضايت زناشويى را، حداقل در كوتاه مدت افزايش مى دهد.»

۲- انتظارات واقعى از ازدواج

انتظارات واقعى و متجانس زوج از ازدواج، عامل مهمى در تعيين آينده ازدواج است. بسيارى از افراد مطلقه انتظارات غيرواقعى از ازدواجشان داشته اند. براى مثال اميدوار بوده اند كه ازدواج، احساس تنهايى و مشكلات روانشناختى آنها را حل كند. بسيارى از ازدواج ها تنها به اين دليل فرو مى پاشد كه بدنه شان ضعيف تراز آن است كه در مقابل دگرگونى هاى زندگى پايدارى كند. زوج هاى خوشبخت، ازدواج خود را پيوسته از نو شكل مى دهند. حتى در دوره سالمندى وجود ديگرى را تضمين شده نمى دانند. انسان ها از طريق زندگيشان ازدواج را مى سازند.

۳- داشتن فرزند

تولديك فرزند بر پيوند زناشويى تأثير مى گذارد. برخى از تحقيقات نشان داده كه تولد فرزند و والد شدن، از رضايت زناشويى مى كاهد، يا تعارضات را افزايش مى دهد.در سال هاى اخير با وجود افزايش مشاركت پدران در خانواده، پس از تولد فرزند، همچنان موانعى در اين راه وجود دارد. تغيير اين نگرش كه بچه دراى كار زنان است، بسيار دشوار است.مردها انتظار دارند كه همسرانشان از ابتدا كفايت لازم را براى بچه دارى داشته باشند و هر چه مردها بيشتر سعى مى كنند كه نقش فعال در مراقبت فرزندانشان ايفا كنند، باز خوردهاى منفى يا چند پهلويى بيشترى از والدين خود مى گيرند.تحقيقات نشان داده است كه تولد فرزند نخست، شانس طلاق را در سال اول تولد به طور چشمگيرى كاهش مى دهد. اما پس از تولد نوزاد، آمار طلاق به صورت صعودى افزايش مى يابد.يكى از جالب ترين و مشوش كننده ترين يافته هاى تحقيقات نشان مى دهد كه شانس جدايى والدين داراى فرزند پسر كمتر از والدين داراى فرزند دختر است. آنها اين يافته را به درگير شدن بيشتر پدرها به امور پسرانشان نسبت داده اند. اين فرض با شواهد ديگرى تأييد مى شود كه هر چه درگيرى پدرها در امور مراقبتى فرزندانشان افزايش مى يابد شانس طلاق كمتر مى شود.

۴- طول زمان ازدواج

اين واقعيتى ثابت است كه هر چه زمان بيشترى از ازواج سپرى مى شود، شانس جدايى زوج ها از يكديگر كمتر مى شود. در بررسى ها يى كه اخيراً انجام شده، عناصر صميمت، تعهد، ارتباط، همراهى و ديدگاه هاى مذهبى به طور شايع در زوج هاى با بيش از ۳ سال زندگى مشترك، تشخيص داده شده است.مهارت هاى مثبت ارتباطى شامل، در ميان گذاشتن افكار واحساسات، توضيح مسائل به يكديگر و گوش دادن با احترام به نظرات ديگرى، اغلب در بين اين زوج ها متداول است و آنان درجه بالايى از توافق بر نقاط قوت رابطه شان دارند.

۵- تعهد مذهبى

افرادى كه در خانواده هاى مذهبى رشد كرده اند، در مجموع ازدواج هاى پايدارترى دارند. از نتايج پژوهش هاى اخير چنين برمى آيد كه اعمال مذهبى، حتى وقتى در معيارهاى سنجش ساده اى مانند دفعات حضور در مكان هاى مذهبى به كار مى رود، نسبت معكوس با شانس جدايى و طلاق دارد.شواهد زيادى وجود دارد مبنى بر اين كه افراد با تعهد قوى مذهبى، نظرات مخالفى درباره طلاق دارند. جوانانى كه تعهد مذهبى آنها قويتر است تمايل بيشترى به ازدواج و زندگى مشترك دارند. اين جوانان تحت تأثيرات اعتقادات مذهبى والدينشان قرار دارند و اين نشان دهنده اثرات بين نسلى اعتقادات مذهبى است.


نویسنده: مجيد كمالي

ازدواج (نكاح)


 
نكاح در اصل به معناي وَطْيْ (آميزش) است،که در مورد عقد ازدواج به مناسبت اين‌كه آن زمينه وطي ميباشند، استعمال مي‌شود. به نظر مي‌رسد منظور از عقد،نه‌ تنها صيغه بلكه مفهوم حاصل از آن يعني همان ازدواج است بنابراين نكاح را چنين تعريف مي‌كنيم:
«نكاح رابطه‌اي است حقوقي – اخلاقي كه به وسيله عقد بين زن ومرد حاصل مي‌شود وبه آن دو حق مي‌دهد كه با يكديگر زندگي كنند، مظهر بارز اين رابطه، حق تمتع جنسي است. اين تعريف شامل هر دو قسم نكاح يعني دائم و موقت مي‌شود
صيغۀ نكاح: نكاح از عقود به شمار رفته ودر آن ايجاب و قبول طرفين لازم است. فقهاي اسلام همه اتفاق نظر دارند كه در انجام عقد نكاح نه تنها وقوع ايجاب وقبول لفظي،ضروري است بلكه بدون آن رابطه زوجيت ايجاد نمي‌شود بنابراين نكاح معاطاتي، كه صرفاً به اعلام توافق طرفين بسنده مي‌شود، باطل است بلكه بايستي لفظ ايجاب وقبول هر چند به صورت غيرعربي بر زبان جاري شود اعتبار عربي بودن لفظ در صورتي است كه طرفين آشنايي به زبان عربي داشته باشنديا دسترسي به فردي داشته باشند كه بتواند عقد نكاح را به زبان عربي جاري كند.گر چه وکیل گرفتن وی از سوی طرفین ازدواج شرعا واجب نیست.
 
اقسام نكاح
ازدواج بر دو نوع است:
1.دائم
2.موقت
در ازدواج دائم پايان رابطه زوجيت مشخص نمي‌شود امّا در ازدواج موقت  پايان آن معلوم شده است.
ازدواج دائم حقوق وتكاليفي را براي زن ومرد ايجاد مي‌كند امّا در ازدواج موقت،تمامي حقوق وتكاليف توافقي است كه در حين عقد مي‌توانند به‌عنوان شرط ضمن عقد مقرر نمايند، جز مهر كه در هر دو نوع ازدواج بر شوهر واجب مي‌شود.
 
فضيلت ازدواج
ازدواج وتشكيل خانواده در اسلام امري مقدس وداراي فضيلت محسوب شده وترك آن مورد نكوهش واقع شده است. در اسلام هيچ بنايي محبوبتر از ازدواج بنيانگذاري نشده است پديده‌اي كه آبادي خانه‌‌ها را به دنبال دارد وعبادت آدمي را فضيلت مي‌بخشد به گونه‌اي كه دو ركعت نماز فرد متأهل برتر از هفتاد ركعت نماز فرد غير متأهل است. از نظر اسلام بدترين مرده‌گان، كساني هستند كه بدون عذر ازدواج نكرده واز دنيا روند.
 
اهداف و مقاصد ازدواج
 
چنان‌چه ازدواج از نگاه اسلام امري بافضيلت باشد، مي‌بايست داراي هدفي مقدس ومعقول باشد وهر چيزي نمي‌تواند هدف براي اين سنّت طبيعي و ديني قرار گيرد. برخي اهداف عبارتند از:
 
1.  توليدمثل وبقاي نسل: اين هدف را مي‌توان از اغراض مادی ازدواج به شمار آورد نه معنوی آن،که در قرآن وروايات به اين هدف اشاره شده است:
« نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ » (بقره/223 )
زنان شما كشتزار شما هستند.
 
2.  كسب مودت و رحمت: آدمي در مسير زندگي بحران‌ها ومشكلاتي دارد ونيازمند دلداري واميدواري است. اساساً انسان نيازمند است كسي را دوست داشته باشد وخود نيز مورد محبت واقع شود. که ازدواج اين نياز را تأمين مي‌كند.
قرآن كريم مودت ورحمت را نعمتي از سوي خداوند به زوجين مي‌داند آن‌جا كه مي‌فرمايد:
« وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً » (روم/21)
و خداوند بین شما [زوجين] مودت ورحمت قرار داد.
 
3.  نيل به آرامش و سكونت: ازدواج روح آشفته وسركش جوان را آرامش و تعادل مي‌بخشد تا در سايۀ آن فعاليت‌هاي خود را منظم وهدف‌مند نموده وبه سوي مقاصد عالي قدم بردارد. قرآن كريم به اين هدف تصريح نموده ومي‌فرمايد:
« وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها » (یونس/67)
و از نشانه‌هاي خداوند اين است كه از جنس خودتان براي شما زوجي آفريد تا در كنار او آرام گيريد.
 
4.  نيل به كمال روحي ومعنوي: انسان به حكم فطرت كمال جوست ودر گرايش‌هاي خود رسيدن به نوعي كمال را مدّ نظر مي‌گيرد. كمالات انسان ممكن است مادي يا معنوي باشد امّا از ديدگاه اسلام كمال انسان در حركت به سوي خداوند وبندگي اوست كه در سايه دينداري حاصل مي‌شود. در حديثي از پيامبر اكرم (ص) به اين هدف تصريح شده است.آن جا که حضرت می فرمایند:
                              «من تزوّج فقد احرَزَ نصفَ دينه»1
               هر كس ازدواج كند نصف دينش را حفظ كرده است.
 
آثار وفوائد ازدواج
 
1.  صيانت از گناه: ازدواج از فشار غريزه جنسي مي‌كاهد وچشم وگوش را به قيد وحصار مي‌كشاند.
2.  حفظ سلامتي جسمي ورواني: دانشمندان معتقدند كه ارضاء صحيح وبه موقع غريزه جنسي سلامت جسمي ورواني را به دنبال خواهد داشت.
3.  رشد شخصيت: ازدواج جوان بي‌تفاوت وخودخواه را به تلاش‌ واحساس مسئوليت وايثار وا مي‌دارد ودر سايه تعامل صحيح زن وشوهر با يكديگر استعدادها را شكوفا وعيب‌ها را برطرف وكمالات را مضاعف خواهد كرد.
4.  ارضاء غريزه جنسي: اين امر نمي‌تواند هدف ازدواج باشد چرا كه تعالي بخش نيست بلكه يكي از فوايد شروع وطبيعي ازدواج به شمار مي‌آيد. ميل جنسي كه در طبيعت حيوانات و‌انسان‌ها قرار داده شده است. از مهم‌ترين لذت‌هاي دنيوي بوده وتعديل وهدايت آن در مسير معقول امري سخت ومهم محسوب مي‌شود اين ميل در امر ازدواج در سه مرحله حضور دارد.
الف. قبل از ازدواج محرّكي براي تشكيل خانواده وگرايش به جنس مخالف است.
ب. پس از ازدواج جاذبه وكششي در روابط زناشويي است كه باعث استحكام خانواده،شيرينی زندگي وآبي بر آتش منازعات است.
ج. لذت و مزدي است در برابر تحمل زحمت زندگي وپذيرش مسئوليت آن مانند قوه ذائقه بدن كه مزدي براي غذاست ونه هدف آن.
5. مشاركت در امور زندگي: زن ومرد در سامان دادن امور دنيوي خود نيازمند شريك زندگي هستند وهمسر شايسته‌ترين آنهاست.
 
------------------
1 بحار الانوار ،ج100 ،ص 219،ب

نویسنده: مجيد كمالي

آثار ازدواج


 

1 – علت دخالت دولت در تنظيم روابط زن و شوهر چيست ؟

دخالت دولت در تنظيم روابط زن و شوهر بواسطه جنبه اجتماعي نهاد خانواده است . زيرا ازدواج تنها به زن و شوهر محدود نمي شود بلکه فرزندان ناشي از ازدواج را نيز در بر مي گيرد و چون خانواده هسته مرکزي اجتماع و پايه آن است وجود خانواده هاي مستحکم و با ايمان سبب استحکام جامعه و برقراري نظم و امنيت در اجتماع خواهد شد . از اين رو به سبب اهميت نهاد خانواده ، قانون گذار در تنظيم روابط زن و شوهر مداخله کرده و نظم آن را خود به عهده گرفته است .

 

2 – جنبه هاي عقد ازدواج را نام ببريد ؟

ازدواج داراي دو جنبه مالي و غير مالي است .

 

3 – جنبه مالي ازدواج را توضيح دهيد ؟

نفقه و مهريه از جمله امور مالي و همکاري زن و شوهر در تحکيم مباني خانواده است . در روابط مالي زن و شوهر ، شوهر مکلف است که مهريه همسر خود را بپردازد و زن مي تواند مهريه خود را مطالبه کند . شوهر موظف است مخارج زندگي همسر و خانواده خود را حدود متعارف و با توجه به وضعيت اجتماعي همسر تامين کند و زن قانونا وظيفه ندارد در تامين مخارج زندگي مسئوليتي بر عهده بگيرد . حتي اگر زن جهيزيه به خانه شوهر ببرد به مالکيت شوهر در نمي آيد و متعلق به خود اوست .

 

4 – اساس تشکيل خانواده بر چه پايه اي استوار است ؟

اساس تشکيل خانواده بر پايه مودت و علاقه و روابط عاطفي و انساني زن و مرد استوار است .

 

5 – تکليف زن در مقابل شوهر چيست ؟

تمکين از تکاليف مخصوص زن نسبت به شوهر است . تمکين در لغت به معني تن در دادن است و از نظر حقوقي ، داراي دو معني عام و خاص است . تمکين به معني عام يعني اينکه زن ضمن انجام وظايف خود نسبت به همسر رياست شوهر را در اداره امور مالي و اخلاقي خانواده و تربيت فرزندان بپذيرد و در حدود قانون و به طور متعارف از او اطاعت کند . همچنين زن بايد در رفت و آمدها و معاشرت ها و دوستي ها نظر شوهر را مراعات کند . تمکين به معني خاص مربوط به رابطه زن و شوهر است . انسان در عين حال که يک موجود اجتماعي است يک موجود زيستي نير هست و بدين لحاظ داراي علايق و تمايلات جنسي است که بايد ارضاء شود . قانونگذار زن و شوهر را مکلف به حسن معاشرت کرده است .

 

6 – ناشزه کيست ؟

در صورتي که زني بدون هيچ دليلي از همسر خود تمکين نکند در اصطلاح حقوقي وي را ناشزه مي نامند . زن ناشزه حق مطالبه نفقه از همسرش را ندارد و مرد مي تواند به دادگاه مراجعه کرده و الزام او را به تمکين بخواهد .

 

7 – زن و شوهر چه حقوقي و تکاليفي در مقابل يکديگر دارند ؟

1 – حسن معارشرت

2 – سکونت مشترک

3 – معاضدت و همکاري در تحکيم مباني خانواده و تربيت اولاد .

 

8 – مفهوم حسن معاشرت را توضيح دهيد ؟

هنگاميکه زن و مردي ازدواج مي کنند در حقيقت پيمان مي بندند که در غم و شادي ، سلامتي و بيماري شريک يکديگر و در همه مراحل زندگي ، غمخوار و پشتيبان هم باشند . درست است که زن و مردي که ازدواج مي کنند داراي دو فرهنگ  و دو شخصيت متفاوت هستند و ممکن است در بسياري از موارد با يکديگر اختلاف نظر و سليقه داشته باشند ليکن با کمي گذشت که لازمه زندگي خانوادگي است مي توانند اختلاف نظرها را کنار گذاشته و با هم هم عقيده شوند . تعادل در زندگي مشترک هنگامي به وجود مي آيد که روابط دو سويه زن و شوهر بر پايه هاي عاطفي ، عقلايي و اخلاقي استوار باشد .

 

9 – مفهوم سکونت مشترک را توضيح دهيد ؟

هدف از ازدواج و تشکيل خانواده پاسخ به غريزه و فطرت ايجاد کانوني امن و آرام ، برقراري عشق و مودت و داشتن فرزند ، حفظ عفت و اخلاق حسنه و کمک به رشد و تکامل زن و شوهر است . رسيدن به اين اهداف با جدايي زن  و شوهر امکان پذير نيست ، از نظر قانوني زني که از ايفاي وظيفه زناشويي خود خودداري کند مستحق نفقه نخواهد بود . شوهر مکلف است زنش را در خانه خود بپذيرد و يا مسکني براي او تهيه کند و زن مکلف است در خانه شوهر زندگي کند مگر اينکه در مورد سکونت در مسکن جداگانه با يکديگر توافق کرده باشند .

 

10 – در صورتي که مرد ترک خانه و خانواده کند ، تکليف زن چيست ؟

در صورتي که مرد ترک خانه کند و خانوداه را رها سازد و حاضر به سکونت مشترک با زن نباشد زن مي تواند درخواست طلاق کند .

 

11 – براي تحکيم مباني خانواده چه وظيفه اي بر عهده زن و شوهر است ؟

بايد در اداره امور زندگي با يکديگر همکاري کنند و با کمک و همکاري هم ، مسووليت تربيت و نگهداري فرزندان را به عهده بگيرند و زمينه مساعدي براي رشد جسمي و معنوي آنان فراهم آورند . زن و شوهر مکلف هستند در هنگام بيماري و درماندگي و گرفتاري از يکديگر مراقبت کنند و يار و غمخوار هم باشند و طبعا وظيفه اي که زن و شوهر در مقابل يکديگر و فرزندان بر عهده دارند وظيفه اي اخلاقي است .

 

12 – حقوق و تکاليف شوهر را شرح دهيد ؟

سرپرستي و رياست شوهر بر خانواده :  قانون مدني بر ايجاد کانون خانوادگي گرم و آرامي تاکيد دارد که اساس آن بر سرپرستي و رياست شوهر و پدر ر خانواده استوار باشد . با توجه به اينکه هر اجتماعي بايد يک سرپرست داشته باشد تا کارها را هماهنگ سازد و مشکلات را از پيش پا بردارد و تصميم نهايي را بگيرد ، خانواده هم به عنوان کوچکترين واحد اجتماع ، نياز به سرپرستي دلسوز دارد که براي حفظ منافع و مصالح خانواده تلاش کند و در صورت بروز اختلاف سليقه در مورد مسائل زندگي ، نظر نهايي را بدهد .

 

13 – آثار ياست شوهر بر خانواده را شرح دهيد ؟

1 – تمکين : نتيجه رياست مرد بر خانواده اين است که در اختلاف سليقه ها زن بايد نظر شوهر را بپذيرد البته مرد نبايد از اختيار خود سوء استفاده کند .

2 – تعيين مسکن خانواده : محل سکونت خانواده را مرد تعيين ميکند و زن تابع اراده اوست . ليکن زن و شوهر مي توانند هنگام عقد يا پس از آن محل سکونت را با توافق يکديگر انتخاب کنند و يا تعيين آن را به زن واگذار کنند .

 

3 – مخالفت شوهر با شغل زن : شوهر مي تواند زن خود را از کاري که با مصالح خانوادگي يا حيثيت زن يا شوهر سازگاري نداشته باشد منع کند .

 

4 – ولايت بر فرزندان : نگاهداري و تربيت فرزندان يک  خانواده : وظيفه پدر و مادر است اما تا زمانيکه فرزندان به سن قانوني نرسيده باشند اداره دارايي آنها با پدر است و مادر هيچگونه اختياري در اين مورد ندارد .

 

5 – نام خانوداگي : از زمانيکه همه مردم داراي شناسنامه شدند ، دختري که ازدواج مي کند مي تواند نام خانوادگي شوهر را به تنهايي يا در کنار نام خانوادگي خود به کار ببرد .

 

6 – تابعيت : هرگاه زن ايراني بخواهد با مردي خارجي ازدواج کند ، اولا نبايد موانعي را که براي ازدواج بر شمرديم داشته باشد و ثانيا بايد اجازه مخصوصي تحت عنوان « پروانه زناشويي » از وزارت کشور بگيرد .

 

14 – مهر را تعريف کنيد ؟

مهر يا صداق عبارت از مالي است که به سبب وقوع عقد نکاح شوهر به مالکيت زن در مي آورد يا پرداخت آن را به محض مطالبه زن بر عهده ( ذمه ) خود مي پذيرد . هر چند در عمل مطالبه مهر در دوران ازدواج مرسوم نيست ليکن با توجه به اينکه در قوانين ما ، حقوق و تکاليف زن و شوهر يکسان نيست و طبق قانون اختيار طلاق در دست شوهر است وجود مهريه لازم بوده و به عنوان تضمين بقاي ازدواج براي زن محسوب مي شود .

 

15 – مشخصات مهر را نام ببريد؟

1 – مهر بايد ارزش مالي داشته و قابل تملک نيز باشد .

2 – مهر بايد معلوم و معين باشد يعني زن و مرد به آن آگاهي داشته باشند .

3 – زن و مرد بايد با توافق يکديگر مقدار مهر را تعيين کنند .

4 – اگر در عقد نکاح شرط شود که در صورت عدم تاديه مهر در مدت معين نکاح باطل خواهد بود نکاح و مهر صحيح ولي شرط باطل است .

5 – به محض وقوع عقد زن مالک مهر مي شود و مي تواند هرگونه تصرفي که بخواهد در آن بنمايد و در صورتي که در قباله ازدواج عبارت « عندالمطالبه » در مواردي که مهر پول يا طلاست قيد شود زن مي تواند هرگاه که بخواهد آن را مطالبه نمايد .

 

16 – حق حبس را شرح دهيد ؟

به مجرد عقد ، زن مالک مهر ميشود و مي تواند آن را از شوهر مطالبه کند و در صورت امتناع شوهر حتي مي تواند با رجوع به دادگاه به طريق قانوني مهريه خود را طلب کند به عنوان ضمانت اجراي اين حق ، قانون به زن حق داده تا زماني که مهر خود را رديافت نکرده از تمکين خودداري نمايد اين حق به حق حبس معروف است .

 

17 – شروط « حق حبس » را شرح دهيد ؟

شرط اول : مهر زن بايد حال باشد يعني مدت دار نباشد و به مجرد عقد قابل وصول باشد بنابراين اگر مدت دار باشد حق حبس ندارد .

 

شرط دوم : در صورتي که زن قبل از دريافت مهر از شوهر تمکين کند ، حق حبس او ساقط مي شود منتهي حق مطالبه مهر او از بين نمي رود .

 

شرط سوم : فرق نمي کند که شوهر ثروتمند باشد يا نباشد در هر صورت زن حق حبس دارد .

 

شرط چهارم : در صورتيکه زن از حق حبس خود استفاده کند و از همسرش تا وصول مهر تمکين نکند و از انجام وطايف زناشويي خودداري کند ناشزه محسوب نمي شود و مستحق نفقه نيز هست .

 

18 – مهر المسمي را تعريف کنيد ؟

مهري است که در سند ازدواج ثبت شده است و مهر بايد ماليت داشته باشد و معلوم و معين باشد و غير عقلايي و غير شرعي هم باشد .

 

19 – مهر المثل را تعريف کنيد ؟

در صورتيکه زن و شوهري ضمن عقد ميزان و نوع مهر به توافق نرسند و يا مهري معين کنند که فاقد اوصاف شرعي و قانوني باشد ، در صورت انحلال نکاح ، قانون مدني زن را مستحق مهرالمثل مي داند . براي تعيين مهر المثل بايد وضعيت زن از حيث شرافت خانوادگي و ساير صفات از جمله وضعيت فردي و تحصيلات وي نسبت به کساني که از نظر اجتماعي همشان او هستند در نظر گرفته شود .

 

20 – مهر المتعه را تعريف کنيد ؟

اگر مهر در عقد ذکر نشده باشد و شوهر پيش از تعيين مهر و پيش از آميزش ، بخواهد زن خود را طلاق دهد ، زن مستحق مهرالمتعه است براي تعيين مهر المتعه حال مرد از حيث غنا و فقر ملاحظه مي شود .

 

21 – نفقه چيست ؟

نفقه عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البيت که به طور متعارف متناسب با وضعيت زن باشد و خادم در صورت عادت زن به داشتن خادم يا احتياج او بواسطه مرض يا نقصان اعضاء .

 

22 – ميزان نفقه چگونه تعيين مي شود ؟

از نظر قانوني ، نفقه زن متناسب با وضعيت زن تعيين شده و توانايي مالي مرد در نظر گرفته نمي شود هر چند قانون ايران فقط شوهر را عهده دار تامين نيازهاي زندگي مي شناسد . ليکن توجه به تحولات اجتماعي و اقتصادي امروزي حتي نقش زن و مرد در خانواده تغيير کرده است . در اکثر جوامع زن نيز مانند مرد ، در بيرون از خانه و يا در مزرعه و يا در خانه به فعاليت مي پردازد و به زندگي اقتصادي خانواده بين زن و مرد تعادل بيشتري پيدا کرده است .

 

23 – تکليف شوهر به دادن نفقه زن اختياري است يا قانوني ؟ توضيح دهيد ؟

تکليف شوهر به دادن نفقه زن ، يک تکليف قانوني است بنابراين در صورتيکه شوهر از پرداخت نفقه زن عليرغم داشتن استطاعت مالي خودداري کند ، زن مي تواند از او شکايت کند . در صورتيکه زن با شوهر سازگاري داشته باشد و مرد هم توانايي مالي داشته باشد و مرد هم توانايي مالي داشته باشد ولي نفقه زن را ندهد ، زن مي تواند شکايت کند و دادگاه با توجه به وضعيت زن ميزان نفقه را معين کرده و شوهر را محکوم به پرداخت آن مي کند .

 

24 – نفقه زن و فرزندان در صورت  ورشکستگي شوهر مقدم بر  طلب کاران است .

 

25 -  ناشز کيست ؟

شوهري که حق ناشي از نکاح را  که براي زوجه حاصل شده ايفا نکند ناشز گويند . اين حقوق عبارت است از دادن نفقه و کسوه و حسن سلوک .

 

26 – آيا بردن جهيزيه به خانه شوهر يک وظيفه قانوني است ؟

از نظر حقوقي زن اجباري در تهيه و بردن جهيزيه به خانه شوهر ندارد و شوهر پس از ازدواج مالک جهيزيه نمي شود بلکه به طور متعارف مي تواند از اين وسايل استفاده کند و از منافع آن بهره مند شود .


نویسنده: مجيد كمالي

انعقاد ازدواج


 

1 – شرايط مربوط به طرفين عقد به چند دسته تقسيم مي شوند ؟

الف ) شرايط مثبت                ب ) شرايط منفي

 

2 – شرايط مثبت را نام ببريد ؟

شرايط است که وجود آن براي درستي و صحت نکاح لازم است و عبارتند از :

1 – اختلاف جنس

2 – شرايط سن

3 – شرط اجازه پدر

4 – شرظ سلامت عقل

 

3 – شرط اجازه پدر را توضيح دهيد ؟

ازدواج دختري که هنوز شوهر نکرده اگر چه به سن بلوغ  هم رسيده باشد مشروط به اجازه پدر يا جد پدري اوست گر چه ازدواج يک زن و مرد بايد با قصد و رضايت و توافق آن دو صورت گيرد اما تاکيد قانون بر اجازه پدر يا جد پدري به واسطه عشق و علاقه اي است که والدين به فرزندان خود دارند . آنها به دليل تجربه و شناخت خود از زندگي و نيز به واسطه همبستگي افراد خانواده و ارتباط خوني و احساسي که نسبت به يکديگر دارند ، در مورد ازدواج فرزندان خود و انتخاب همسر از سوي آنان ، احساس مسئوليت مي کنند . از اين رو اجازه پدر از طرفي براي حمايت از دختر است و از طرف ديگر براي تاييد شخصي که به عنوان داماد خانواده ، پس از ازدواج عضوي از خانواده خواهد شد . اختيار پدر از نظر قانون ، محدود به مصلحت فرزند است و از اين جهت تفاوتي بين دختر و پسر صغير وجود ندارد .

 

4 – سفيه کيست ؟ آيا ازدواج سفيه درست است ؟

از نظر قانوني ، افرادي را که قادر به اداره اموال خويش نيستند و به عبارت ديگر صلاح خويش را تشخيص نمي دهند و دست به معاملات غير عاقلانه مي زنند اصطلاحا « سفيه » مي گويند . حقوقدانان ازدواج سفيه را صحيح مي دانند و به قانون مدني استناد مي کنند  که در شرايط اهليت زوجين اشاره اي به لزوم رشد نکرده است و مي گويد عاقد بايد عاقل و بالغ و قاصد باشد . ليکن در توافق نسبت به مهر سفيه آزاد نيست و بايد با اجازه ولي يا قيم او باشد زيرا به طور مستقيم با اموال او ارتباط دارد و ميزان مهر نيز با رضاي زوجين معين مي شود نه حکم قانون .

 

5 – مشکلاتي را که بيمار رواني قبل و بعد از ازدواج ايجاد ميکند نام ببريد ؟

اول : اگر جنون و بيماري شخص مسلم باشد ازدواجش به علت نداشتن اراده صحيح درست نيست . حال اگر شخصي از وضعيت رواني شخص مجنون آگاهي داشته باشد و با وي ازدواج کند ، نمي تواند اعتراض کند .

دوم : ممکن است شخص ندانسته با کسي ازدواج کند که در زمان عقد ازدواج دچار جنون بوده است . در صورتي بيماري وي قابل معالجه نباشد . همسر شخص ديوانه مي تواند به دادگاه مراجعه و تقاضاي فسخ ازدواج کند .

سوم : اگر زن و مرد هنگام ازدواج عاقل باشند اما پس از ازدواج يکي از آنان دچار جنون شده در اينصورت بين حالتي که شوهر ديوانه شود و حالتي که زن ديوانه شود تفاوت وجود دارد . اگر شوهر پس از ازدواج ديوانه شود زن مي تواند به دادگاه مراجعه و درخواست « فسخ » ازدواج نمايد . دادگاه پس از بررسي در صورتي که جنون شوهر را مسلم و محرز تشخيص دهد ، راي فسخ ازدواج مي دهد . اما اگر زن دچار جنون شود چون اختيار طلاق با مرد است نيازي به فسخ ندارد و مرد مي تواند در دادگاه يکي از دلايل درخواست طلاق را جنون زن عنوان کند .

 

6 – شرايط منفي يا موانع عقد ازدواج را تعريف کنيد و آنها را نام ببريد ؟

موانع ازدواج را شرايط منفي ازدواج نيز مي نامند . شرايط منفي شرايط اجتماعي يا طبيعي موجود بين يک زن و مرد است که وجود آن شرايط مانع از ازدواج آن دو نفر است . اين موانع عبارتند از : خويشاوندي يا قرابت در حدود معين ، ممنوعيت ازدواج با زن شوهر دار يا زني که در عده شوهر قبلي است . عده زن ، ازدواج با زن سه طلاقه و نه طلاقه ، احرام ، کفر ، لعان ، ازدواج زن ايراني با تبعه خارجي و ...

 

7 – خوشاوندي چند گونه است ؟

خويشاوندي بر سه گونه است :

الف ) خويشاوندي نسبي

ب ) خويشاوندي سببي

ج ) خويشاوندي رضاعي

 

8 – دلايل ممنوعيت ازدواج با خويشان را توضيح دهيد ؟

دليل اول : عامل زيستي است که مربوط به ساختمان جسمي و روحي انسان است . امروزه اين عقيده وجود دارد که ازدواج کسانيکه از يک خون هستند منجر به ضعف نژاد مي شود .

دليل دوم : از نظر روحي ، علاقه و تمايل جنسي خويشان نزديک که دائما با هم زندگي مي کنند به قدري ضعيف است که ممکن است پس از مدتي به کلي از بين برود و اين امر با بقاي خانواده منافات دارد .

دليل سوم : به عقيده بشر دوستان و مصلحين براي اينکه دوستي و محبت بين مردم حکمفرما شود خانواده ها و اقوام مختلف بايد بيشتر با هم بياميزند و يکي از وسايل برقراري ارتباط و دوستي و محبت خويشاوندي و ديگري ازدواج است .

 

9 – خويشاوندي نسبي را تعريف کنيد ؟

خويشاوندي نسبي عبارت است از خويشاوندي که از تولد يکي از ديگري حاصل شود و يا دو نفر که از يک منشا بوجود آمده باشند .

 

10 – خويشاوندي سببي را تعريف کنيد ؟

خويشاوندي ، ممکن است ناشي از ازدواج باشد ، اين خويشاوندي را سببي مي گويند . کساني را که ازدواج با آنها به اين دليل ممنوع است محرمات سببي مي گويند .

 

11 – خويشاوندي رضايي را تعريف کنيد ؟

رضاع به معني شير خوردن است . خويشاوندي رضاعي يعني خويشاوندي که بين طفل شير خوار و زني که او را شير داده است و بين هر يک از آنها با خويشان ديگر پيدا مي شود .

 

12 – آثار خويشاوندي را نام ببريد ؟

الف ) خويشاوندان نسبي از هم ارث مي برند و توارث به ترتيب طبقات در درجه ها روشن مي شود .

ب ) خويشاوندان نسبي که در خط مستقيم قرار دارند مکلف به انفاق يکديگر هستند .

ج ) محل اقامتگاه پدر ، اقامتگاه اطفال است و نام خانوادگي پدر و تابعيت پدر نيز به فرزندان تحميل ميشود .

د ) بعضي از خويشاوندان نسبي نمي توانند با هم ازدواج کنند . يعني ازدواج با پدر و مادر و خواهر و برادر و عمه و عمو و خاله و دايي ممنوع است .

 

13 – موانع ازدواج را نام ببريد ؟

1 – ممنوعيت ازدواج با زن شوهر دار يا زني که در عده شوهر قبلي است .

2 – عده رن

3 – ازدواج با زن سه طلاقه و نه طلاقه

4 – لعان

5 – محروميت ازدواج در حال احرام در حج

6 – ممنوعيت ازدواج زن مسلمان با مرد غير مسلمان ( کفر )

7 – ممنوعيت ازدواج زن ايراني يا تبعه خارجي .

 

14 – دليل ممنوعيت ازدواج با زني که در عده شوهر قبلي است را شرح دهيد ؟

طبق قانون مدني ، يکي از شرايط درستي ازدواج ، شوهر نداشتن زن است . بنابراين اگر مردي زني را که همسر مرد ديگري است به عقد ازدواج خود در آورد ، اين نکاح باطل است و در اين مورد فرقي بين نکاح دائم يا منقطع نيست . اين حکم در مورد زني که در عده شوهر قبلي است نيز جاري است . در اين موارد علاوه بر اينکه زن و مرد از ازدواج با يکديگر محروم مي شوند قانون مجازاتهاي شديدي نيز براي آنها مقرر داشته است .

 

15 – عده را تعريف کنيد ؟

عده ، عبارت است از مدتي که تا انقضاي آن ، زني که عقد ازدواج او منحل شده است ، نمي تواند شوهر ديگري اختيار کند .

 

16 – دلايلي را که زنان بايد عده نگه دارند بيان کنيد ؟

به دو دليل ، زنان عده نگه مي دارند :

 1 – براي جلوگيري از اختلاط نسل

2 – بواسطه احترام به شخص متوفي

 

17 – عده بر چند قسم است نام ببريد ؟

الف ) عده وفات

ب ) عده طلاق و توابع آن

طبق قانون عده وفات چهار ماده و ده روز است مگر اينکه زن حامله باشد که در اينصورت عده وفات تا موقع وضع حمل است .

 

18 – محرم کيست ؟

محرم ، شخصي است که مطابق شرع ، تشريفات معيني را براي زيارت خانه خدا انجام ميدهد .

 

19 – زن ايراني تحت چه شرايطي مي تواند با تبعه خارجي ازدواج کند ؟

اگر زن ايراني قصد ازدواج با يک تبعه خارجي را داشته باشد ، بايد از دولت اجازه بگيريد . حتي اگر هيچ منع قانوني مثل ( کفر ، احرام ، قرابت و ... ) هم براي ازدواج وجود نداشته باشد . علت اين ممنوعيت اين است که زن ايراني پس از ازدواج با مرد خارجي ، مليت ايراني خود را از دست ميدهد و به تابعيت دولت متبوع شوهر در مي آيد .

 

20 – مهمترين شرايط عقد ازدواج را نام ببريد ؟

1 – قصد يا اراده                   2 – رضايت طرفين

 

21 – عقد ازدواج با چه الفاظي واقع مي شود ؟

هر چند عقد ازدواج از عقود تشريفاتي است ليکن به کار بردن الفاظ معيني براي عقد ازدواج ضرورتي ندارد در قانون مدني نيز به کار بردن لفظ خاصي شرط نشده بلکه تاکيد بر اين است که طرفين بايد قصد ازدواج داشته باشند و به طريقي که در آن ترديد نباشد اين قصد را اظهار نمايند . در عمل به کار بردن الفاظ عربي رعايت شده و صيغه عقد معمولا به زبان عربي جاري شود .

 

22 – اگر شرايط مثبت ازدواج موجود باشد و مانعي هم در کار نباشد ازدواج بين دو نفر ممکن مي شود؟

 از قديم در ايران رسم بوده که توافق زن و مرد براي ازدواج به صورت نوشته اي منعکس مي شد که به آن قباله ازدواج مي گويند .

 

23 – براي ثبت ازدواج چه مدارکي لازم است ؟ نام ببريد ؟

1 – شناسنامه

2 – اجازه اولياي زن در موردي که اين اجازه لازم است .

3 – سندي که دليل بر فوت شوهر باشد در مورد زني که همسرش فوت شده و قصد ازدواج مجدد دارد و طلاق نامه ، در مورد زن مطلقه .

4 – اجازه دولت در مورد ازدواج زن ايراني با تبعه خارجي

5 – وکالت نامه ، در صورتي که عقد به وسيله وکيل انجام ميگيرد .

6 – گواهي پزشک مبني بر نداشتن بيماريهاي مسري .

 

24 – شرايط ضمن عقد را توضيح دهيد ؟

طرفين عقد ازدواج مي توانند در ضمن عقد هر شرطي که مخالف متقاضي عقد مزبور نباشد ، قرار دهند مثل اينکه شرط شود هرگاه شوهر ، زن ديگر بگيرد يا در مدت معيني غايب شود يا ترک انفاق نمايد يا بر عليه حيات زن سوء ظن يا سوء رفتاري نمايد که زندگي آنها با يکديگر غير قابل تحمل باشد زن وکيل و وکيل در توکيل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهايي خود را مطلقه سازد .

 

25- چهار شرط از شرايط 12 گانه طلاق را نام ببريد ؟

1 – سوء رفتار يا سوء معاشرت زوج به حدي که ادامه زندگي را براي زوجه غير قابل تحمل نمايد .

2 – ابتلا زوج به امراض صعب العلاج ، به نحوي که دوام زناشويي براي زوجه مخاطره آميز باشد .

3 – جنون زوج در مواردي که فسخ نکاح شرعا ممکن نباشد .

4 – عدم رعايت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال زوج به شغلي که طبق نظر دادگاه صالح منافي با مصالح خانوادگي حيثيت زوجه باشد . در مورد اين شرط در صورتي که مردي شغل نامناسبي دارد و حاضر نيست براي حفظ شرافت خانوادگي از آن صرفنظر کند ، زن بايد از همسرش شکايت کند که شغل نامناسبي دارد و از راه شرافتمندانه امرار معاش نمي کند .


نویسنده: مجيد كمالي

عقاید نادرست درباره‌ی ازدواج عقاید نادرست

 بسیاری در مورد ازدواج وجود دارد. اگر می‌خواهید رابطه‌ای طولانی، رضایت‌بخش و شاد با شریک زندگی خود داشته باشید بهتر است بدانید، همین عقاید هستند که باعث می‌شوند تا به خواسته‌ی‌تان نرسید. 
عقاید نادرست بسیاری در مورد ازدواج وجود دارد. اگر می‌خواهید رابطه‌ای طولانی، رضایت‌بخش و شاد با شریک زندگی خود داشته باشید بهتر است بدانید، همین عقاید هستند که باعث می‌شوند تا به خواسته‌ی‌تان نرسید. هم‌چنین باید تلاش کنید تا راه‌هایی را بیابید که بتوانید با استفاده از آن‌ها رابطه‌ی زناشویی خود را روزبه‌روز قوی‌تر بسازید. یادتان باشد ازدواج موفق و خوب فرآیندی است طولانی مدت، پس با شناخت این عقاید نادرست و اجتناب از آن‌ها ازدواج موفق‌تری داشته باشید. 
در یک ازداوج خوب هر دو طرف به‌صورت خودکار با گذشت زمان به یکدیگر نزدیک‌تر می‌شوند. ازدواج نیاز به توجه و مراقبت دائمی دارد. اگر دقیق‌تر بیندیشید متوجه می‌شوید که برای دست‌یابی به همه‌ی چیزهای خوب در زندگی با همین روش به‌دست می‌آید. مثلا" چطور برخی از مردم همیشه هیکلی متناسب دارند؟ قاعدتا" با رویابافی به جایی نرسیده‌اند، بدن سالم نیاز به ورزش، تمرین و توجه و مراقبت دارد. هیمن قاعده برای داشتن یک رابطه‌ی سالم نیز صدق می‌کند. 
ازدواج شباهت‌های بسیاری با یک موجود زنده دارد، زیرا دائما" در حال تغییر و رشد است. در طول سال‌های ازداوج همسران همیشه نسبت به هم احساس نزدیکی، تمایل و عاطفه ندارند و زمانی پیش می‌آید که از دست همسرتان خشمگین خواهید شد و شاید از خودتان بپرسید اصلا" از ابتدا چرا با هم ازدواج کردید. یکی از قسمت‌های مهم نزدیک شدن همسران به یکدیگر مبارزه‌ی پیروزمندانه با همین احساسات است. اما این اتفاق یک شبه رخ نمی‌دهد و هر دو نفر باید روی آن کار کنند. 

آیا بحث، مجادله و تبادل‌نظر رابطه را خراب می‌کند؟ 
زنان و مردان معمولا" با این باور وارد رابطه‌ی زناشویی می‌شوند که: بحث و مجادله چیز بسیار بدی است. آن‌ها انتظار دارند همه‌ی کارها به آرامی و یا با مقدار ناچیزی مخالفت و عدم توافق انجام شود اما بعد از مدتی، بحث و جدل‌ها بر سر پول، بچه‌ها یا مسئولیت‌های مختلف شروع خواهد شد. حال اگر ندانید که همه‌ی زوج‌ها همین مشکلات را دارند ممکن است احساس کنید که رابطه‌ی شما با همسرتان دچار مشکل شده است. اکثر اوقات مشکل اصلی در اینجاست که همسران انتظارات غیرواقع‌بینانه‌ای از هم دارند و در نتیجه احساس ناامیدی می‌کنند. 
بعضی از زوج‌ها ترجیح می‌دهند به جای بحث و جدل از یکدیگر فاصله بگیرند؛ در آخر، بسیاری از این زوج‌ها با دست خودشان باعث از هم پاشیدن زندگی و ازدواج‌شان می‌شوند زیرا فاصله‌ی میان آن‌ها رفته‌رفته بسیار زیاد می‌شود. پس گاهی اوقات بحث و تبادل‌نظر می‌تواند تأثیر مثبتی بر روابط ما داشته باشد. 

آیا پیروی از علایق و رفتن به دنبال نیازهای شخصی در ازدواج اشتباه است؟ 
می‌دانید این عقیده نادرست از کجا نشأت می‌گیرد؟ از این انتظار که "زوج‌های متأهل خوشحال باید همه‌ی کارهای‌شان را با هم انجام دهند. ولی اصلا" صحیح نیست زیرا در یک ازدواج خوب و سالم هر یک از طرفین به مقداری خلوت و زندگی خصوصی احتیاج دارند. 
با وجود اینکه زن و شوهر هر دو قسمتی از یک زندگی مشترک هستند ولی هر یک از آن‌ها زندگی مجزایی دارند و باید در مورد کارهایی که در زندگی مجزای‌شان انجام می‌دهند تصمیم بگیرند. هنگامی که ۲ نفر با هم ازداوج می‌کنند قسمتی از دنیای هم می‌شوند، یعنی در میان کارهای دیگر ممکن است به اهداف شخصی شریک زندگی‌شان علاقه‌مند شده و برای داشتن یک رابطه‌ی خوب با خانواده‌ی او نهایت تلاش‌شان را بکنند. این حسی است که با اجبار برای انجام همه‌ی کارها با همدیگر تفاوت بسیار دارد. 
زوج‌هایی که تصور می‌کنند باید همه‌ی کارها را با هم انجام دهند به زودی متوجه می‌شوند که در چنین رابطه‌ای یکی یا هر دوی آن‌ها احساس گرفتار شدن خواهند داشت. در برخی روابط همسران احتیاج دارند وقت بیش‌تری را با هم بگذرانند و در برخی دیگر نیاز دارند استقلال بیش‌تری داشته باشند. بنابراین هر یک از طرفین باید خود تصمیم بگیرند که چقدر به استقلال نیاز دارند. روش صحیح این است که میان با هم بودن و استقلال تعادل برقرار کرده و از آن برای بهبود روابط‌تان استفاده کنید. 
همسران می‌توانند خلاءها را با ویژگی‌های فردی یکدیگر پر کنند. 
یکی از لذت‌های بزرگ ازدواج توانایی تقسیم قدرت‌ها با شریک زندگی‌تان است. مثلا" اگر یکی از طرفین از نظر جسمی و بدنی قوی‌تر و دیگری از نظر منطقی و فکری قدرت بیش‌تری دارد می‌توانند با استفاده از تقسیم نقاط قوت‌شان زندگی زیباتری را خلق کنند. اما مثلا" هنگامی که یکی از طرفین بسیار خجالتی باشد و برای انجام همه‌ی کارها و صحبت‌ها به دیگری تکیه کند آن وقت حتما" احساس عدم تعادل به‌وجود خواهد آمد. 
نوع مشابه عدم تعادل زمانی اتفاق می‌افتد که همسران اعتقاد دارند زنان و مردان وظایف جداگانه‌ای بر عهده دارند و نمی‌توان آن‌ها را با هم تقسیم کرد. شوهرانی که از کمک در آشپزی یا تمیز کردن خانه امتناع می‌کنند به این دلیل که کارهای زنانه هستند و یا زنانی که از برداشتن یک چکش امتناع می‌کنند چون این‌ها کارهای مردانه هستند، اشخاصی‌اند که از این عقیده‌ی نادرست پیروی می‌کنند. برای موفقیت در یک رابطه‌ی زناشویی همسران باید انعطاف‌پذیرتر بوده و از همکاری با یکدیگر و انجام همه‌ی وظایف استقبال کنند. 
در ازدواج‌های موفق و روابط سالم هر یک از طرفین تلاش می‌کنند، هم به عنوان افراد مجزا و هم به عنوان یک زوج پیشرفت کنند. هر یک از افراد در یک رابطه نقاط قدرت و ضعف منحصر به فردی دارند و با الگو و سرعت به‌خصوصی به سوی رشد و ترقی در حرکت است. حال اگر سرعت رشد و پیشرفت یکی از طرفین بسیار بیش‌تر از دیگری باشد عدم تعادل می‌تواند به رابطه آسیب برساند. 
هدف از ازدواج برای هر دو طرف این است که دقیقا" همان چیزی را به‌دست بیاورند که می‌خواهند. این عقیده که ازدواج راهی است برای رسیدن به کامیابی و شادمانی نسبتا" جدید است. در گذشته مردم به دلایل اقتصادی و داشتن بچه ازدواج می‌کردند اما امروزه بسیاری از مردم به ازدواج به عنوان جاده‌ای برای رسیدن به رضایت فردی نگاه می‌کنند. بسیاری از شکایات درباره‌ی ازدواج نظیر این جمله هستند: "من دیگر در کنار او احساس شادمانی و کامیابی ندارم و خوشحال نیستم." این نوع شکایات نتایج انتظارات غیرمنطقی است. مثلا" وقتی یکی از طرفین می‌گوید: "اگر مرا دوستن داشتی، وقت بیش‌تری را با خانواده‌ی من می‌گذراندی." / "اگر مرا دوست داشتی، به سفری می‌رفتیم که من می‌خواستم." / " اگر مرا دوست داشتی، این قدر از من انتقاد نمی‌کردی" / " اگر مرا دوست داشتی، در کارهای خانه بیش‌تر کمک می‌کردی." 
پیغامی که از این جمله‌ها دریافت می‌شود این است: "مرا دوست نداری مگر اینکه دقیقا" همان کاری را انجام دهی که من می‌خواهم." ولی هنگامی که مثلا" همسر شما به دلیل اینکه تولدش را فراموش کرده‌اید گله‌مند و ناراحت است، گفتن این جمله که: "می‌دانی که دوستت دارم" کافی نیست و نباید انتظار داشته باشید که او بی‌توجهی شما را با گفتن همین جمله‌ی ساده ببخشد. این انتظار شما، یکی دیگر از راه‌هایی است که در آن سعی دارید همه چیز دقیقا" به همان روشی که می‌خواهید پیش برود. این عقیده یکی دیگر از نشانه‌های خودخواهی است. همه‌ی ما حق داریم به نیازها و خواسته‌های‌مان برسیم به شرطی که واقع‌بین و منطقی باشیم. حتی در بهترین ازدواج‌ها همسرتان می‌تواند فقط مقدار مشخصی از خواسته‌های‌تان را برآورده کند و بقیه‌ی آن‌ها باید از طریق کار، بچه، رفتن به دنبال علایق شخصی و یا از درون‌تان برآورده شوند. 

علوی ( www.alavigroup.com )


نویسنده: مجيد كمالي

از ازدواجم راضی نیستم



چگونه ممکن است میان زوجهایی که به هم علاقه مند بوده اند مجادله و اختلاف پیش بیاید؟ چگونه ممکن است ازدواج همسران به مشکل بربخورد؟ همسرانی که تا چند روز پیش به نیت خوشبختی و یک زندگی سعادتمندانه با همدیگر پیمان یگانگی و اتحاد بسته اند!

مشکل اینجاست که اغلب همسران صحبت و حرفهای یکدیگر را درک نمی کنند و همین عدم درک باعث سوء تفاهمهای بعدی می شود. در ابتدای ازدواج علایق شخصی زن و شوهر بسیار نزدیک به هم بوده و به همین دلیل مشکلی پیش نمی آید اما بعد از اینکه جذابیتهای اولیه ازدواج از بین می رود، احساس الفت و از خود گذشتگی در آنان کمرنگ می شود.

لازمه داشتن روابط حسنه با همسر در وهله اول پذیرش است. پذیرش اینکه طرف مقابل، انسانی است با مجموعه ای از خوبیها و کاستیها. تجربه نشان داده است اگر یکی از طرفین، رفتار سازنده ای را در پیش بگیرد نه تنها روابط زناشویی و خانوادگی بهبود می یابد بلکه در رفتار همسران نیز تغییرات مثبتی رخ خواهد داد. در اوایل زندگی، توقعات مربوط به چگونگی روند زندگی مشترک، تحت تأثیر رؤیاهای خوشبختی و هیجان و دلبستگی ها قرار می گیرد. اما آیا برای ادامه و تداوم زندگی این رؤیاها دوام خواهند آورد؟

تعدادی از همسران بعد از مدتی از ازدواجشان از وضعیت خود ابراز نارضایتی می کنند و اظهار شکوه و شکایت می کنند. آنان باید بدانند چه چیز از زندگی خود می خواهند و چه چیزی آنان را راضی خواهد کرد و چه اندازه نظریاتشان با همسرشان نزدیک است. برای بعضی از همسران داشتن یک زندگی معمولی و ساده و یک بچه سالم کافی است اما برای برخی دیگر این رضایت بسیار عادی و پیش پا افتاده است. چنانچه همسران صرفا در پی ارضای باورها و ایده آلهای خود باشند و همسرشان را نادیده بگیرند هرگز به تفاهم نخواهند رسید. نقطه شروع اکثر اختلافات همسران در اختلاف میان مسایل خانوادگی، تربیتی و ... است. منتهی این مشکلات نباید دال بر این باشد که آنان به بن بست رسیده اند و دیگر نمی توانند با همدیگر زندگی کنند. با محبت کردن به هم مشکلات قابل حل است. دست کشیدن از منیتها آغاز شروع تفاهم است. مصاحبت و با هم بودن یکی از سرمایه های ازدواج موفق و پایدار است. همسران باید پلهای ارتباطی ساده ای پیدا کنند تا آنان را به هم نزدیک تر سازد.

زوجهای موفق با صحبت کردن، تجزیه و تحلیل ریشه های اختلاف خود و دست برداشتن از خودخواهی های بیجا به تفاهم بیشتری دست می یابند. زوجهای موفق امیال خود را از حالت احساسی به آگاهی برمی گردانند. آنان: رابطه خانوادگی و زناشویی خود را دست کم نمی گیرند.

آنان: فعالانه در صدد برآوردن نیازهای یکدیگرند یعنی به آنچه که موجبات رضایت همسر را فراهم کند علاقه نشان می دهند.

آنان: انعطاف پذیرند و در رفتارهای خود نیازهای همسرشان را در نظر می گیرند.

آنان: برای یکدیگر ارزش و احترام ویژه ای قایل هستند.

آنان: آنچه را که نمی توانند تغییر دهند با صبر و گذشت تحمل می کنند تا شرایط تحول و تغییر ایجاد شود.

آنان: با یکدیگر رک، صریح و صادق هستند.

آنان: در غم و شادی یکدیگر شریکند و برای زیباتر شدن زندگی مشترکشان لحظات شادی بخش می آفرینند.

آنان: رفتاری را با هم در پیش می گیرند که مایلند با آنان به همین گونه رفتار شود.

آنان: همدیگر را محترم، مفید و مهم می شمارند و همینها را در روابط میان خود و روابط خانوادگیشان رعایت کرده و به اجرا می گذارند.


پیام زن :: خرداد 1380، شماره 111


نویسنده: مجيد كمالي

جايگاه قسمت و نصيب در امر ازدواج


پاسخ :
شكي نيست كه چيزي در جهان بدون اراده و خواست الهي تحقق نمي‌پذيرد. تمامي كارهاي بشر و از جمله ازدواج يكي از رويدادهايي است كه از حوزه اراده الهي بيرون نيست، اما معناي اين سخن ناديده گرفتن اراده و نقش انسان و سلب اختيار از او نمي‌باشد. اراده خداوند در مورد افعال انسان، صدور آن به اختيار و انتخاب است به عبارتي خداوند اراده كرده كه كارهاي انسان از روي اختيار و انتخاب انجام پذيرد. انسان به حكم اين كه ذاتاً موجودي مختار و آزاد است، در تصميم‌گيري هيچ نوع فشاري از برون يا درون بر او وارد نمي‌شود. و به فرموده شهيد مطهري: «همان طوري كه هيچ حادثه طبيعي بدون علت طبيعي رخ نمي‌دهد، افعال اختياري انسان‌ها نيز بدون اراده و اختيار انسان رخ نمي‌دهد، قانون خدا در مورد انسان اين است كه آدمي داراي اراده و قدرت و اختيار باشد و كارهاي نيك يا بد را خود انتخاب كند، اختيار و انتخاب مقوم وجودي انسان است، انسان غير مختار محال است، يعني اين كه فرض شده انسان است و غيرمختار، فقط فرض است نه حقيقت».[1] 

قسمت در ازدواج: 
بنابراين آن چه در بين مردم معروف است كه در ازدواج قسمت و تقدير دخالت دارد و قبلاً همه چيز معلوم و مشخص شده است، يا مثلاً مي‌گويند: فلان دختر «قسمت» فلان پسر است و آن پسر قسمت اين دختر نيست و يا اگر قسمت باشد خودش درست مي‌شود و ديگر لازم نيست ما كاري بكنيم و اگر قسمت نباشد، ما هر كاري هم بكنيم فايده‌اي ندارد، و سخناني از اين قبيل، صحيح نيست و هيچ ريشه ديني و عقلي ندارد. همان طور كه به روشني، اختيار و انتخاب را در خريد و فروش، انتخاب شغل و تعيين رشته تحصيلي مي‌بينيم در ازدواج نيز كه موضوع مهم و سرنوشت سازي است، اين اراده و اختيار رامشاهده مي‌كنيم، علاوه بر حكم عقل و منطق و شهادت و وجدان، رواياتي كه در آن معيارهاي انتخاب همسر ذكر شده دليل محكمي بر دخالت انسان در سرنوشت خويش است.[2] پيشوايان دين به ما توصيه كرده‌اند كه در انتخاب همسر نهايت دقت را مبذول كنيم و چشم بسته ازدواج نكنيم، چرا كه ازدواج يك موضوع حياتي است و براي هر كس به طور طبيعي در طول زندگي‌اش فقط يك بار اين فرصت پيش مي‌آيد. حياتي بودن امر ازدواج از اين نظر است كه دختر و پسر مي‌خواهند براي خود شريكي در زندگي انتخاب كنند، شريكي كه تا پايان عمر با او خواهد بود، شريكي كه بايد فرزنداو را تربيت كند و در صورت خوب بودن براي او آبرو خواهد بود و در صورت بد بودن، ابروي او، فاميل و خانواده‌اش را به خطر مي‌اندازد. چنان كه امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: «بنگر شخصيت خود را كجا قرار مي‌دهي و چه كسي را در مالت شريك مي‌كني و از دين و رازت آگاه مي‌سازي؟ و درجايي ديگر مي‌فرمايد: زن مانند گردن بند است، بنگر چه گردن بندي براي خود مي‌گيري.» 
بر اين اساس، پسر و دختر جوان، نه اين كه نبايد دست روي دست گذاشته و به اميد بخت و شانس و قسمت بنشينند، بلكه چه پسر و چه دختر بايد براي اين تصميم سرنوشت ساز خود را آماده نموده و با كمال دقت و خردورزي و با كمك تجارب خانواده، راهنمايي مشاوران دلسوز و كاردان، فرد مورد نظر را انتخاب كنند. چرا كه منشأ و سرچشمه بسياري از گرفتاري‌ها و بدبختي‌هاي انسان غفلت و بي‌تفاوتي است. 
غفلت، در تمام امور، خسارت‌بار است و در مسأله انتخاب همسر، خسارت‌بارتر. ممكن است يك لحظه غفلت و يا انتخاب غيرصحيح، يك عمر پشيماني و حسرت را به دنبال داشته باشد. افراد زيادي را مي‌بينيم كه علت ناكامي‌هاي خود از زندگي زناشويي را يك لحظه غفلت در انتخاب همسر مي‌دانند. 
به همين دليل پيشوايان معصوم ـ عليهم السّلام ـ ملاك و معيارهايي را هم در انتخاب همسر ارائه نموده‌اند تا دختر و پسر يا زن و شوهري كه قصد ازدواج دارند با استفاده از آن بتوانند يك عمر با سعادت و آرامش در كنار هم زندگي كنند كه در برخي روايات بر دو عنصر دين و اخلاق در انتخاب همسر بسيار تأكيد شده است كه در اين جا تنها به ذكر يك روايت اكتفا مي‌كنيم.[3] شخصي به نام حسين بن بشّار باسطي نامه‌اي خدمت امام رضا ـ عليه السّلام ـ مي‌نويسد و درباره خواستگاري كه براي دخترش آمده است كسب تكليف مي‌كند و مي‌گويد: «فردي از خويشاوندانم به خواستگاري دخترم آمده در حاليكه بداخلاق است، وظيفه من چيست؟ حضرت در پاسخ فرمودند: اگر بداخلاق است دخترت را به او نده.[4] 
در اين روايت، حضرت نفرمود: ازدواج قسمت است، دخترت را به ازدواج شخص مذكور درآور، بلكه به صراحت از اين ازدواج منع فرمودند. انسان در امر ازدواج و انتخاب همسر بايد شناخت كافي پيدا كند. اگر معيارهاي ديني و فرهنگي طرف مقابل مناسب و از نظر خانوادگي اصيل و نجيب باشد، مي‌تواند با او ازدواج كند. 
بنابراين خواهر گرامي آن چه كه گفته مي‌شود از قبيل بخت فلان كس را بسته‌اند يا بخت بسته فلان دختر خانم يا آقا پسر بايد طلسم گشايي كرد، همان گونه كه گذشت سخنان موهوم و نادرستي است، ‌اين سخنان را كساني مطرح مي‌كنند كه مي‌خواهند از اين طريق سودجويي كرده و درآمدي به دست آورند به همين دليل چنين سخناني را مطرح و در بين مردم شايع مي‌كنند تا اين كه مردم هم باور كرده و براي رفع حوائج خود از قبيل، دعاي محبت، پسر زاييدن، شوهر كردن دختر، زبان بندي، دزديابي و... به چنين افراد دعانويس و يا فالگيرهاي دروغين كه هيچ گونه اطلاعات علمي ندارند مراجعه نموده و اهم مطالب خود را از آنان بخواهند. اگر در مورد چنين افرادي كه بخت را بسته يا باز مي‌كنند به خوبي تحقيق كنيد خواهيد يافت كه آنها نه توان علمي خاصي دارند و نه رياضت‌هاي شرعي خاصي در اين راه كشيده‌اند تا قدرتي به دست آورده باشند بلكه در اثر بيكاري، بازنشستگي و... مغازه‌هايي به عنوان طالع بيني، طلسم گشايي، آينه بيني باز كرده و به اين امور مي‌پردازند تا از اين طريق بتوانند از مردم استفاده نموده و كسب درآمدي كنند و يا به شهرتي برسند، بنابراين بسياري از كساني كه به اصطلاح بخت آنها بسته شده است اين طبيعي است چون دختر خانمي كه به خاطر ايده و خواسته‌هاي آرماني، براي خود در نظر گرفته است و هر خواستگاري را با بهانه‌هاي غيرموجّه ردّ نموده است، يا زيبايي و جذابيت ظاهري ندارد و يا خانواده دختر مشكلات رفتاري و اخلاقي خاصي دارند و در نتيجه خواستگار به در خانه آنان نمي‌آيد، اين جاست كه يكي مي‌گويد بخت او بسته شده است و ديگري مي‌گويد بايد طالع گشايي شود و سخناني از اين قبيل كه موجب شك و ترديد او گرديده و در نتيجه به او تلقين مي‌شود كه اين سخنان صحت دارد. بنابراين چنين سخناني حداقل اثر رواني خود را خواهند گذاشت كه بهترين راه در چنين مواقعي اعتماد و توكل به خداوند متعال، ‌و انجام وظايف شرعي، اخلاقي و اجتماعي است. 
چرا كه آينده هر انساني از يك سو، در گرو علم و عمل اوست. چنان كه قرآن مجيد مي‌فرمايد: «كلّ امريٍ بما كسَبَ رهينٌ؛ هر كس در گرو اعمال خويش است. و در جاي ديگر مي‌فرمايد: «و ان ليسَ للاِنسانِ الّا ما سعي؛ و اين كه براي انسان بهره‌اي جز سعي و كوشش او نيست». و از سوي ديگر در گرو توكّل و اعتماد به قدرت بي‌كران خداوند است. 

پی نوشتها :

[1] . مرتضي مطهري، عدل الهي، چ سوم، تهران، صدرا، 1367، ص 134 ـ 135. 
[2] . مجله معارف اسلامي، شماره 48، خرداد و تير 1380، محمد سبحاني، ص 113. 
[3] . جهت آشنايي بيشتر ر.ك: علي اكبر مظاهري، جوانان و انتخاب همسر، چ سيزدهم، انتشارات پارسايان، قم، 1380. 
[4] . مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، ج 100، ص 235. 

اندیشه قم


نویسنده: مجيد كمالي

ازدواج دیرهنگام جوانان، دشواری های شغل و تحصیل؛ چه باید کرد؟


«گزینشی از خطبه های حضرت آیت اللّه ابراهیم امینی، در نماز جمعه قم»«بخش اول»


اشاره

حضرت آیت اللّه ابراهیم امینی، با نگارش «آئین همسرداری» از سال ها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و آثاری که پس از آن منتشر کرده نشان داده اند که موضوع خانواده و تربیت، یکی از دغدغه های مهم ایشان، در کنار دیگر فعالیت های علمی، حوزوی و سیاسی می باشد. وی در سال های پس از پیروزی و شکل گیری جمهوری اسلامی خدمات و مسئولیت های زیادی را در عرصه های مختلف فرهنگی، تربیتی، سیاسی و اجتماعی داشته اند. اینک نیز که از جمله در سمت امامت جمعه قم و نایب رئیس مجلس خبرگان رهبری و مسئولیت دبیرخانه این مجلس می باشند ارائه شده و نشان داده اند که همچنان و بلکه بیش از گذشته، موضوع خانواده و جوانان از دغدغه های اصلی ایشان می باشد. دغدغه ای که گاه به صورت نگرانی بروز کرده و نشان می دهد ایشان نگرانی زیادی از وضع موجود جامعه دارند. این دست دغدغه ها و نگرانی ها که از جمله برخاسته از ارتباطات نزدیک وی با اقشار مختلف جامعه است، باعث شده از فرصت خطابه نماز جمعه نیز برای طرح بخشی از دغدغه های فرهنگی و اجتماعی خویش از جمله مشکلات جوانان و خانواده ها بهره ببرند. مجله پیام زن نیز پیشتر در قالب گفتگوهایی پی درپی، بخشی از نظرات ایشان را برای خوانندگان خود منعکس کرده است.

آیت اللّه امینی، چندی است که دشواری های ازدواج را محور اصلی خطابه خویش قرار داده و در قالب یک بحث پیوسته به ابعاد مختلف این موضوع مهم که باعث افزایش سن ازدواج شده، و البته تا آنجا که فرصت و فضای خطابه جمعه اجازه می دهد، می پردازند و در آن میان ضمن تأکید بر برخی مسائل، به نکته های قابل توجه و حتی راه گشایی پرداخته اند.

به خاطر اهمیت موضوع، و تجربه و اشراف ایشان در آن، و نکات ارزنده ای که مطرح کرده اند، مفید می نمود که متن این بخش از خطبه ها برای خوانندگان عزیز منعکس شود. آنچه پیش روی دارید بخشی از چهار خطبه ایشان است که در موضوع ازدواج ارائه شده و با اندکی ویرایش، به عنوان بخش اول این مجموعه تقدیم می شود، با این توضیح که نوار اولین خطبه در دسترس نبود و تنها بر اساس یادداشت اولیه ایشان 

تنظیم شده است، از این رو آن را مختصر می بینید. بخش بعدی این مجموعه را در شماره بعدی مجله تقدیم خواهیم کرد.

از حضرت آیت اللّه امینی که در تهیه این مجموعه، مجله را همراهی کردند سپاسگزاری می کنیم و برای ایشان و همه خدمتگزاران اسلام و جامعه اسلامی آرزوی سلامتی و موفقیت داریم. زحمت پی گیری و آماده سازی مجموعه را برادر محترم جناب آقای محمد رضایی بر عهده داشته اند که سپاسگزار ایشان نیز می باشیم. خوشحال می شویم که خوانندگان عزیز نیز با اهتمام لازم این بحث را پی گیری کنند و حتماً مجله را در جریان نقطه نظرهای خویش قرار دهند. خوشحال می شویم که دیدگاه شما را نیز دریافت و در مجله منعکس کنیم.

* * *

(1)جمعه 5/4/1383ـ قم 


موضوع سخن ما اعتیاد بود. در چند خطبه در این باره صحبت کردم. با اینکه هنوز این مشکل باقی است، امّا احساس می کنم شنوندگان از این بحث خسته شده اند. به همین دلیل، این بحث را رها می کنم و به یکی دیگر از مشکلات جوانان می پردازم. این مشکل که پرداختن به آن ضروری است، عبارت است از تأخیر سن ازدواج از سن بلوغ و ازدواج دیرهنگام جوانان.

چنان که می دانید غریزه جنسی در پسران از پانزده سالگی بیدار می شود و در حدود هجده سالگی کاملاً آشکار می گردد. در دختران از سنین سیزده سالگی بیدار شده و در پانزده سالگی کاملاً بروز می کند. زمانی که این غریزه طبیعی به صورت کامل آشکار شد، جوانان را تحت فشار قرار می دهد، امّا متأسفانه اکثر پسران و دختران، امکان ازدواج نداشته و ازدواج آنها به تأخیر می افتد. آمار این افراد سال به سال در حال تزاید است.

چنان که آمار نشان می دهد، میانگین سن ازدواج در سال 1345 برای پسران، بیست و پنج سال و برای دختران 4/18 سال بوده است. در صورتی که در سال 1375، میانگین سن ازدواج پسران به 6/25 و دختران به 4/22 افزایش یافته است. به نظر یکی از کارشناسان مسائل جوانان، اخیراً میانگین سن ازدواج پسران به 27 سال و دختران به 5/24 سال رسیده است. فاصله سن میان 18 تا 27 سالگی در پسران و 15 تا 24 سالگی در دختران، زمان بسیار دشوار و پرخطری است که نمی توان از آن به سادگی گذشت.

آیا می دانید جوانان عزیز ما در این دوران پرخطر و حساس با چه مشکلاتی مواجه هستند و چه خطراتی در کمین آنها است؟! از دو حال خارج نیست: جوانان برای حفظ آبروی خود و خانواده، با تحمل دشواری های فراوان، عفت خود را حفظ می کنند، که عصبانیت، ضعف اعصاب، افسردگی، یأس از زندگی، پوچی نگری، طغیان گری، بداخلاقی و امثال اینها از نتایج این مقطع سنی است، 

چنان که در برخی جوان مشاهده می شود.

در حالت دوم، جوانان به انحرافات جنسی، ارتباطات نامشروع، ولگردی و... کشیده می شوند که آثار و تبعات جسمانی و روانی و اجتماعی آن بر کسی پوشیده نیست.

یکی از آثار بد، بالا رفتن سن ازدواج است. هر چه سن ازدواج بالاتر رود، دختر و پسر مشکل پسندتر و پر توقع تر می شوند، در نتیجه، بسیاری از آنها برای همیشه از ازدواج و تشکیل خانواده و تربیت فرزند منصرف می گردند و تا آخر عمر مجرد زندگی می کنند اما زندگی در تنهایی بسیار سخت و دشوار است، مخصوصاً در آخر عمر.

(2)جمعه 26/4/1383ـ قم 

در خطبه گذشته عرض شد که یکی از مشکلات بزرگ جوانان، افزایش سن ازدواج است. در این زمان، متوسط سن ازدواج برای پسران، بیست و هفت سال و برای دختران، بیست و چهار سال گفته شده است. جوانان عزیز سخت ترین دوران جوانی را در این فاصله نُه سال یا کم و بیش می گذرانند.

از یک طرف، سن ازدواج بالا رفته و از طرف دیگر، غریزه جنسی تحریک شان می کند؛ ارضای مشروع هم ندارند. آن وقت 

است که مشکلات فراوان روانی، جسمانی و اجتماعی برای آنها به وجود می آید که در خطبه گذشته به بعضی از مشکلات اشاره کردم.

منظور من از اینکه مسائل جوانان و مشکلات آشکار و پنهان آنها را در این جلسات مطرح می کنم، این نیست که اسباب نگرانی جوانان را بیشتر فراهم کنم و آنها را مضطرب نمایم و به اصطلاح، نمکی به زخم این عزیزان بپاشم. منظور از گفتن مشکلات، این است که آنچه را مربوط به جوانان است، اگر قدرت دارند، در حل آن بکوشند و آنچه مربوط به والدین یا مسئولان است، آنها هم در حل این معضلات کوشش کنند. نگفتن من دلیل نمی شود که این مشکلات وجود ندارد. البته احتمال دارد گفتن مشکلات، مقداری تأثیر برای اهتمام به حل و توجه به آن داشته باشد، به هر حال، چاره ای جز گفتن نیست.

می توانم کلیاتی را بگویم که هیچ مشکلی را حل نکند و آرامش به هم نخورد، ولی آیا مشکلات حل می شود؟ 

یکی از عواملی که موجب شده این وضع به وجود بیاید؛ یعنی سن ازدواج بالا برود، مدرک گرایی شدید و قصد ادامه تحصیلات دانشگاهی است.

جوانان ما به برکت انقلاب و تأکید و تأیید امام راحل و دیگر مسئولان، اکثراً مشغول تحصیل می شوند و تا دوره متوسطه و آخر متوسطه، تحصیلات شان را ادامه می دهند. باید هم همین جور باشد و خیلی خوب است، چون تعداد بی سوادان کشور خیلی کم شده و به این خاطر از مسئولان تشکر می کنیم.

امّا مشکل بعد از تمام شدن دوره دبیرستان است. در این وقت جوان ها؛ پسر و دختر در اثر جوّی که به وجود آمده است، سعی می کنند به هر طریق ممکن در کنکور شرکت کنند و قبول بشوند و تحصیلات دانشگاهی را شروع کنند. همه سعی می کنند که بچه هایشان به دانشگاه بروند و تحصیلات عالی داشته باشند. امّا با توجه به اینکه دانشگاهها محدودیت دارد، عده ای قبول می شوند و عده ای قبول نمی شوند. آنهایی که قبول شدند، چه در دانشگاه آزاد و چه در دانشگاه دولتی، به تحصیلات ادامه می دهند.

امّا پسرانی که در کنکور قبول نشده اند، طبق قوانین باید دوران سربازی را طی کنند. وقتی سربازی رفتند، باید دو سال آنجا باشند. بعد از آنکه دوره سربازی تمام شد، با توجه به اینکه در این مدت ترک تحصیل کرده اند، کمتر در کنکور شرکت می کنند. اکثر پسرها دیگر میلی ندارند در کنکور شرکت کنند و برایشان این کار سخت است. از این رو، اگر شغل مناسبی پیدا کردند، می روند و به کار مشغول می شوند. گرچه شغل مناسب کم است! اما اگر شغل مناسبی برای آنها پیدا نشد، سرگردان می شوند و باید در پارک و خیابان پرسه بزنند و اسباب ناراحتی خود و خانواده شان را فراهم کنند.

امّا دخترهایی که قبول شدند، ادامه تحصیل می دهند. آنهایی که قبول نشدند، چون مشکل سربازی ندارند، به درس خواندن ادامه می دهند و سال دیگر در کنکور شرکت و سعی می کنند در رشته ای قبول بشوند. حتی اگر در دانشگاه دولتی نشد، در دانشگاه آزاد. در این وقت بر خانواده فقرا و مستمندان و کسانی که قدرت مالی ندارند، تحمیلاتی می شود و بر آنها فشار می آید. کارگر درمانده به هر طریق می خواهد فرزندش را به دانشگاه بفرستد و ادامه تحصیل بدهد تا مثل خودش نباشد و وضعش بهتر بشود. 

طبیعی است با این وضع پسرها کمتر در دانشگاهها هستند و داوطلبان دختر بیشتر هستند؛ این گونه است که داوطلبان دختر بیشتر می شود و آنان به تحصیل در دانشگاه مشغول می شوند و لیسانس می گیرند و اگر هم توانستند بالاتر می روند.

در این مدت، هر کس برای خواستگاری می آید، خانواده ها قبول نمی کنند و یا دخترخانم ها قبول نکرده و می گویند: می خواهیم ادامه تحصیل بدهیم و نمی توانیم درس خود را رها کنیم. البته برخی هم می پذیرند، ولی وقتی مشغول به تحصیل شدند، هر کسی را که برای ازدواج مراجعه می کند، غالباً قبول نمی کنند.

مشکل دیگری که برای دخترخانم ها پیدا می شود، این است که مشکل پسند می گردند؛ یعنی در سنین پایین تر، برای شوهرها شرط کمتری قرار می دادند اما وقتی دختری تحصیلات عالیه داشت، انتظار و توقعش زیادتر می شود و می گوید: من باید با کسی شوهر کنم که تحصیلاتش کمتر از خودم نباشد و اگر بالاتر بود چه بهتر! شغل و مسکن هم می خواهد و می گوید: شوهرم باید شاغل باشد و مسکن هم داشته باشد.

دخترخانم ها وقتی فارغ التحصیل شدند، سعی می کنند به هر طریق ممکن در جایی شاغل بشوند و در جایی کاری پیدا کنند، چون مدرک گرفتن برای همین است که بروند در جایی شاغل بشوند.

مسئولان هم بدون رعایت مصالح خانواده و بدون اینکه فکر کنند عاقبت این کار چه می شود، خیلی از دختران را استخدام می کنند. با هر استخدامی از دخترخانم ها، یک پسر بیکار می شود؛ حتی پسرانی که تحصیل کرده اند و مدرک دارند دیگر شغل پیدا نمی کنند، چون شغل ها خیلی زیاد نیست و مشکل اشتغال داریم!

دخترخانم ها هم که می گویند: باید شاغل باشی و مدرک هم داشته باشی! در نتیجه، این مشکل به وجود می آید که ازدواج ها روز به روز عقب می افتد و سن ازدواج دخترها به بیش از متوسط بیست و چهار سال می رسد و حد متوسط سن ازدواج پسرها بیست و هفت سال می شود، امّا می بینیم بعضی از پسرها به سی و پنج سال رسیده و هنوز ازدواج نکرده اند. دخترهایی هم هستند که به سنین خیلی بالا رسیده، امّا هنوز ازدواج نکرده اند. 

نتیجه این وضع، آن می شود که با کمال تأسف باید عرض کنم دخترها به واسطه مشکل پسندی و این و آن کردن، این یکی خوب نیست، آن یکی ماشین ندارد، آن دیگری امکانات ندارد یا بهانه های دیگر، بدون شوهر می مانند. عمر آدم هم که تدریجاً بالا می رود و یک وقت به حدّی می رسند که هرگز شانس ازدواج ندارند.

من از پیامدهای سوء این وضع آماری دارم، ولی برای رعایت بعضی جهات، آمار را نمی گویم، ولی آیا فکر کرده اید این وضع می خواهد به کجا برسد؟! می خواهیم چه کار کنیم؟! دخترها وقتی به سنینی برسند که مجبور باشند تا آخر عمر، مجرد زندگی کنند و از تشکیل خانواده و تربیت فرزند محروم بشوند، چه مشکلاتی به وجود می آید؟!

پدر و مادرها هم متأسفند، ولی نمی توانند کاری بکنند. خیلی از پسرها هم به دلیل ردّ شدن تقاضای ازدواج آنها مجرد می مانند. آیا فکر می کنید این وضع صحیح است؟! آیا در آینده مشکل حادتری پیدا نخواهیم کرد؟! آیا اکنون این مشکلات نیست؟!

این مطالب را نمی گویم که جوان ها را سرگرم کنم و به مشکلات و کمبودهایشان پی ببرند و بیشتر متأثر بشوند. مشکلات را می گویم تا مسئولان به فکر بیفتند و خوب بیندیشند و به دور از احساسات، بلکه با در نظر گرفتن واقعیات، مشکلات را حل کنند.

پروردگارا! جوانان و دختران و پسران را در مسیری که برای آنها خیر و مصلحت است، هدایت بفرما و مسئولان محترم نظام را برای حل مشکلات مردم و جوانان توفیق بیشتر عنایت بفرما.

(3)جمعه 16/5/1383ـ قم 


در خطبه گذشته عرض شد که یکی از بزرگ ترین مشکلات جوانان ما در این عصر، ازدیاد سن ازدواج است که طبق آمار، میانگین سن ازدواج برای پسران، بیست و هفت سال 

و برای دختران، بیست و چهار سال می باشد. این دوران که بین بلوغ طبیعی و زمان ازدواج است، برای جوانان و نوجوانان دوران بسیار سختی است و گویا پدران و مادران و مسئولان آن گونه که باید، این دوران را مورد توجه قرار نمی دهند. نمی دانید جوانان در این دوران دَه ساله، چه مشکلاتی دارند!

مشکل تر از همه، این است که تأخیر ازدواج، گاهی به آنجا می انجامد که شانس آنها برای ازدواج بسیار کم می شود و به ناچار، تا آخر عمر ازدواج نمی کنند. زندگی در تنهایی هم بدترین و سخت ترین زندگی ها است. چنان که آمارها نشانگر آن است! متأسفانه روز به روز بر تعداد این گونه افراد افزوده می شود و در این میان، دختران نسبت به پسران بیشتر ضرر می کنند.

در خطبه های گذشته، در این باره مقداری صحبت کردم. یکی از عوامل مهمی که این وضع ناگوار را برای جوانان به وجود آورده، مدرک گرایی شدید و عشق فوق العاده پسران و دختران برای شرکت در کنکور و قبولی در دانشگاه و شروع تحصیلات عالی و گرفتن مدرک، سپس اشتغال است.

این مسئله به حدّی اوج گرفته و مهم شده که حتی ازدواج که در زندگی جوانان بسیار مهم است، به فراموشی سپرده شده است. چشم و هم چشمی شرکت در کنکور و قبولی در آن و رفتن به دانشگاه، مسائل مهم دیگر زندگی و تشکیل خانواده را تحت الشعاع قرار داده است. نه خانواده ها به فکر حل این مشکل هستند و نه خود جوانان می توانند در این قسمت کاری کنند.

به همین دلیل، قبل از آنکه در باره راه حل این مشکلات صحبت کنم، لازم می دانم اشاره ای به ضرورت ازدواج داشته باشم. گرچه ضرورت ازدواج مسئله مسلّمی است و همگان آن را قبول دارند، امّا اکنون اوضاع به گونه ای شده که این مسئله به غفلت و فراموشی سپرده شده است. پس به ناچار مقدار کمی در باره اصل و ضرورت ازدواج صحبت می کنم تا بعداً به بررسی راه حل ها بپردازم.

ازدواج و تشکیل خانواده، مهم ترین حادثه زندگی هر جوانی است. دختر و پسر از اوایل زندگی به فکر ازدواج هستند تا خانواده تشکیل بدهند و از مزایا و تشکیل خانواده بهره مند گردند. این حادثه، تقریباً مهم ترین اتفاقی است که در زندگی هر جوانی رخ می دهد و او آرزوی آن را دارد. در این جهت، بین دختران و پسران تفاوتی نیست. کمتر کسی است که این آرزو را نداشته باشد. زندگی زن و شوهر با هم و تشکیل خانواده، آغاز 

زندگی رسمی است. انسان قبل از ازدواج و تشکیل خانواده، زندگی خود را زندگی خوب و کاملی ندانسته و آن را ناقص می داند، که حق هم چنین است. ازدواج اساس زندگی است و بعد از ازدواج، بهترین دوران زندگی انسان آغاز می شود، از این رو در طول تاریخ همه مردم، اقوام، ملل، متدینان و غیر متدینان به تشکیل خانواده، استحکام آن و ازدواج عنایت خاصی داشته و دارند، چه در ادیان آسمانی و چه در غیر ادیان آسمانی. به هر حال، مردم این نیاز را درک کرده و می فهمند و این مسئله به صورت یک واقعیت در جامعه وجود دارد.

فواید ازدواج زیاد است و من به سه مورد اشاره می کنم:

1. مهم ترین فایده ازدواج و تشکیل خانواده، عبارت است از انس، محبت و اُلفت خانوادگی. دختر و پسر بعد از تشکیل خانواده، محرم راز و شریک در زندگی پیدا می کنند تا به زندگی خود مفهوم و معنا بخشند. انس و محبت خانوادگی را نمی توان در هیچ جای دیگر یافت. نه دو شریک می توانند این گونه باشند و نه دو همکار، حتی دو دوست نمی توانند چنین زندگی را تشکیل دهند؛ زندگی که در آن شریک یکدیگر باشند و خود را در خوشبختی یا ناگواری ها سهیم همدیگر بدانند. زن و شوهر در زندگی مشترک، نسبت به یکدیگر احساس مسئولیت می کنند و به دنبال تأمین نیازهای یکدیگر هستند و این مسئله بسیار مهمی است که در جای دیگری یافت نمی شود.

2. از دیگر فواید ازدواج، ارضای غریزه جنسی است که هر پسر و دختری به آن نیاز دارند. این ارضا در پیوند زناشویی، بدون هیچ دغدغه و با آرامش همراه است که این وضع رضایتبخش نیز در هیچ جای دیگری پیدا نمی شود. البته ممکن است با ولنگاری و از راههای دیگر، برای انسان ارضا حاصل شود، امّا این وضع، ارضا نخواهد بود، یعنی ارضایی بی دغدغه و با آرامش و لطف، در جای دیگر غیر از محیط گرم خانواده وجود ندارد.

3. فایده سوم در تشکیل خانواده، زایش و پرورش فرزند است. هر پسر و دختر و هر زن و شوهری علاقه دارند فرزندانی داشته و تربیت کنند و آنها را به عنوان یادگار از خودشان باقی بگذارند. فرزند، نتیجه ازدواج و ثمره عمر انسان است. کسانی که فرزند نداشته باشند، خود را ابتر و ناقص می دانند. پس داشتن فرزند هم مسئله مهمی است. داشتن فرزند موجب رونق زندگی است و به آن صفا و شور می دهد.

فوائد ازدواج و تشکیل خانواده بسیار است و من از باب نمونه به این مطالب اشاره کردم. امّا ضرورت ازدواج برای انسان به قدری است که هیچ چیز دیگری نمی تواند جای آن را بگیرد. نه شغل و نه تحصیلات عالی، حتی ثروت زیاد نمی تواند جای آن را بگیرد.

زندگی مجرد و تنهایی بدترین زندگی ها است و اصلاً نمی توان نام زندگی را بر آن نهاد. زندگی که مرد به تنهایی روزگار بگذراند و یا دختر به تنهایی عمر خود را سپری نماید، زندگی نیست و هیچ کس خواهان چنین زندگی رقّت باری نیست، امّا متأسفانه اوضاع کنونی به جایی رسیده که زندگی های مجردی در حال گسترش است.

اگر سخن مرا برای ضرورت زندگی مشترک و ارزش زندگی خانوادگی قبول ندارید، می توانید از افرادی که از ازدواج محروم شده و نتوانسته اند خانواده تشکیل بدهند، سؤال کنید! ببینید آیا راضی هستند؟! ممکن است آنها دارای بهترین شغل بوده و ثروت کلانی فراهم کرده باشند، ولی از آنها بپرسید از اینکه نتوانستید ازدواج کنید، راضی هستید؟ قطعاً راضی نیستند!

طبق نامه هایی که برخی نوشته اند و آماری که در این باره وجود دارد و تماس هایی که خودم با افراد مختلف داشته ام، معلوم می شود این افراد نوعاً ناراضی هستند و در آخر عمر، پشیمان می شوند که چرا ازدواج نکرده اند. پس باید از اوّل به فکر حل این مشکل بود.

برای یادآوری و تأکید بر اهمیت ازدواج، باید به کلام معصومین(علیهم السلام) در این باب رجوع کرد که چند حدیث در این باب قرائت می کنم، البته در بخش تشویق به ازدواج دهها و صدها حدیث داریم.

قال رسول اللّه ـ صلی اللّه علیه و آله و سلم ـ

«مابُنِی فی الإسلام بناءٌ أحبّ إلَی اللّه أعزّ مِن التزویج؛ [بحارالانوار، ج 100، ص 222.]

هیچ بنایی در اسلام، بنا گذاشته نشده که بهتر و محبوب تر از ازدواج باشد.» 

نه مسجد و حسینیه ای که ساخته شود و نه هیچ ساختمان و بنای بزرگ دیگری که برای کار خیر ساخته شود؛ محبوب تر از ازدواج نیست؛ یعنی اگر انسان ازدواج کند، بهتر می باشد و ثوابش بیشتر از آن است که مسجد بسازد و حسینیه بنا کند. این امر حکایت از توجه بالای اسلام نسبت به ازدواج دارد. در حدیث دیگری، پیغمبر اکرم ـ صلی اللّه علیه و آله و سلم ـ فرمود:

«النکاح سنتی فَمن رغب عن سنتی فلیس مِنّی؛ [همان، ص 220.]

نکاح، سیره و روش من است؛ ازدواج سیره و سنت من است. اگر کسی از آن روی برگرداند، از من نیست؛ یعنی از امت من نیست.»

این تعبیر بالایی است. کسی که بدون داشتن عذری از این سنت اعراض کند و بگوید نمی خواهم ازدواج کنم، از پیامبر و امت او نیست. به تعبیر دیگر، چنین فردی مسلمان نیست. در سخن دیگر پیغمبر اکرم(صلی اللّه علیه و آله و سلم) می فرماید:

«من تزوّج فقد احرز نصفَ دینه فلیتّق اللّه َ فی النصف الباقی؛ [همان، ص 219.]

هر زمانی که بنده ای ازدواج کند، نصف دین خود را حفظ کرده، برای حفظ بقیه دین خود، باید متّقی بوده، احکام الهی رعایت کند».

همچنین ایشان در حدیث دیگری فرمود:

«شرار موتاکم العُزّاب؛ [همان، ص 220.]

بدترین مردگان شما کسانی هستند که بدون عذر شرعی ازدواج نکنند و عَزَب بمیرند».

اگر انسانی بدون داشتن عذری ازدواج نکند و بمیرد، در زمره بدترین مردگان قرار دارد.

پیامبر اکرم(ص) در جای دیگر می فرماید:

«ما من شاب تَزوّجَ فی حداثة سِنّه عجّ شیطانه یا ویله!یا ویله! عصم مِنّی ثلثی دینَه فلیتّق اللّه العبدُ فی الثلث الباقی؛

[همان، ص 221.]

هر جوانی که در آغاز جوانی خویش ازدواج کند [یعنی زمانی که موقع ازدواج است و به ازدواج نیاز دارد]، شیطانش فریاد می کشد: ای وای! ای وای! دو سوم دین خود را از شرّ من حفظ کرد و آن را نگه داشت. پس برای یک سوم باقی مانده باید تقوا پیشه کند».

از این قبیل تعابیر در احادیث و سخنان معصومین(علیهم السلام) فراوان داریم، که از باب نمونه به تعدادی اشاره کردم. البته ضرورتی نداشت این احادیث را بخوانم، امّا مشکل به حدّی رسیده که ارزش ازدواج بموقع، تقریباً از بین رفته و به فراموشی سپرده شده است. از این جهت، ناچار شدم این احادیث را بخوانم تا ان شاءاللّه در جلسات بعد راجع به موانع ازدواج (که یکی از آنها تحصیلات دانشگاهی است) صحبت کنم و راه حل هایی که به نظر من می رسد، بیان نمایم.

(4)جمعه 6/6/1383ـ قم

در خطبه های گذشته عرض شد که یکی از مهم ترین عواملی که سبب شده ازدواج جوانان به تأخیر بیفتد، مدرک گرایی شدید جوانان و مسابقه احساساتی برای تحصیلات دانشگاهی است.

متأسفانه این امر سبب شده است ازدواج (که یکی از مسائل مهم زندگی است)، به فراموشی سپرده شود و به تأخیر بیفتد. در نهایت، گاهی سبب می شود در اثر مدرک گرایی و تحصیلات دانشگاهی، دختران و پسران به سنینی برسند که شانس آنان برای ازدواج کم شود. سن آنان بالا می رود و نمی توانند ازدواج کنند و به ناچار تا آخر عمر تنها زندگی می کنند. زندگی در تنهایی هم بدترین زندگی ها است. 

متأسفانه زیان این امر بیشتر متوجه دخترخانم ها است. چنان که آمار نشان می دهد، اکنون تعداد زیادی از دختران به سنینی رسیده اند که دیگر امکان ازدواج برایشان فراهم نیست. با کمال تأسف، آمار این عده در حال افزایش است. من آمار دقیق آن را ذکر نمی کنم، ولی به هر حال، عرض می کنم آمار نگران کننده و مسئله قابل توجهی است.

در این مورد مسئولان باید فکری کنند و برای دخترخانم هایی که به سنین بالا رسیده اند و شانس ازدواج ندارند، چاره ای بیندیشند. بسیاری از این دختران، فارغ التحصیل و حتی شاغل هستند، امّا با وجود این، از گذشته خود و از وضع موجود 

نگران هستند، ولی چاره ای هم ندارند. گاهی هم اظهار پشیمانی می کنند و کمک می طلبند!

با این حساب، بزرگ ترین مشکل متوجه دخترخانم ها، مخصوصاً تحصیل کرده ها است. آمار بر تعداد تحصیل کرده های دختر که بسیاری از آنها شانس ازدواج ندارند، خیلی تأکید می کند.

امیدواریم مسئولان محترم نظام برای حل این مشکل، فکر جدّی کنند. فکر می کنم اگر همه همفکری و همکاری کنند، امکان داشته باشد تا حدودی این مشکل را برطرف کرد.

در این باره به دخترخانم هایی که در صدد ادامه تحصیلات دانشگاهی هستند، چند توصیه می کنم. قبلاً عرض کنم من اصلاً مخالف تحصیلات دانشگاهی دخترخانم ها نیستم. زیرا عملاً ثابت کردند در تحصیلات خیلی جدی هستند و آمار قبولی آنها زیاد است، چنان که نمره های آنها خیلی خوب است، هم در کنکور و هم در درس ها، به طوری که تعداد آنان زیادتر از پسرها شده است. این امر را مثبت می دانم و دخترها لیاقت آن را دارند. کسی فکر نکند زن لیاقت تحصیلات عالی و امثال آن را ندارد! خیر؛ اینها لیاقت دارند و شاید لیاقت شان از پسرها زیادتر باشد؛ چون جدی تر درس می خوانند و کوشش می کنند.

امّا می خواهم به این دخترخانم ها عرض کنم: درست است که تحصیلات دانشگاهی خوب است، ولی آیا اگر تحصیلات دانشگاهی سبب شود انسان از آرامش زندگی، تشکیل خانواده و تربیت فرزند محروم شود، باز ارزش دارد؟! یعنی اگر به آنجا رسید که تحصیلات و درس خواندن و بعد پیدا کردن شغل، هدف قرار گرفت، این گونه درس خواندن و مدرک بالا گرفتن، دختران را سعادتمند می کند؟! آیا پیدا کردن شغل مناسب، دختران را سعادتمند می کند؟!

از آن خانم هایی که شاغل بوده و تحصیلات عالی داشته و دارند، سؤال کنید و ببینید آیا آنها از این وضع راضی هستند؟! درست است که تحصیلات خوب است، ولی آیا به قیمت آنکه انسان از تشکیل زندگی و ازدواج بموقع محروم شود و به ناچار تا آخر عمر در تنهایی به سر بَرَد؟!

گمان می کنم این امر به هیچ وجه به مصلحت دخترها و خانواده های آنها نیست. بنابراین، به دخترها و خانواده و والدین آنها توصیه می کنم ازدواج بموقع جوانان تان را فراموش نکنید! ازدواج را فدای ادامه تحصیلات دانشگاهی نکنید. گرچه تحصیلات دانشگاهی خوب است، ولی احساساتی نباشید و عاقلانه فکر کنید؛ حسابشده فکر کنید. ببینید سرنوشت و آینده دختران تان به کجا می رسد!

به دختران عرض می کنم: به آینده خودتان فکر کنید! فکر نکنید حالا اگر مستقل شدید و بر فرض شغلی پیدا کردید و مدرک تحصیلی بالا گرفتید، مسئله تمام شده و زندگی شما قرین آرامش می شود. این طور نیست! می توانید جواب این مسئله را از کسانی که در این راه رفته اند و اکنون پشیمان هستند، سؤال کنید.

بنابراین، توصیه من به دخترخانم ها این است که چه قبل از قبولی در دانشگاه و چه بعد از قبولی، اگر خواستگار مناسب، خوش اخلاق، مهربان و متدینی پیدا کردند، او را به بهانه ادامه تحصیل ردّ نکنند؛ چون به مصلحت آنان نیست. ازدواج را بپذیرند و فرصت ازدواج را از دست ندهند. در سنین گرفتن دیپلم و کمی قبل از آن و تا چند سال بعد، فرصت ازدواج هست، ولی این فرصت همیشه باقی نمی ماند. پیشنهاد ازدواج را بپذیرید، اگر همسرتان حاضر شد به تحصیلات ادامه دهید، چه بهتر. به آقایان هم توصیه می کنم موافقت کنید همسران تان ادامه تحصیل بدهند.

ممکن است دختر و پسری دانشجو باشند یا یکی دانشجو و دیگری شغل داشته باشد، با هم ازدواج کنند و مدتی در عقد به سر برند، رفت و آمد داشته باشند، آرامش پیدا کنند و تحصیلات خود را ادامه دهند. بعد از خاتمه تحصیلات، هر وقت فرصت شد و امکانات فراهم آمد، آن وقت عروسی کنند.

اگر مرد و زن و خانواده آنها عاقلانه و با تفاهم بخواهند، اکثراً می توانند این کار را بکنند و نباید فرصت ازدواج را از دست بدهند. امّا اگر شوهر نخواست همسرش ادامه تحصیل بدهد، اگر چه دختر در دانشگاه قبول شده است، در این صورت صلاح نمی دانم شوهرها مخالفت کنند اما اگر شوهر به هر دلیلی اصرار داشت همسرش ادامه تحصیل ندهد حتی در این صورت نیز ارزش دارد دختران ازدواج را قبول کنند، گرچه مجبور شوند تحصیلات دانشگاهی خود را رها نمایند. بنده روی صلاحدید کلی و مصلحت آنان این مطالب را می گویم.

تذکر دوم به دخترخانم ها این است که وقتی خواستگاری آمد، این شرط را که خواستگار حتماً مدرکش بالاتر از مدرک دختر و یا حداقل معادل مدرک او باشد، بردارند.

غالباً دخترها زیر بار نمی روند و می گویند من لیسانس یا فوق لیسانس گرفتم، چرا با یک دیپلمه ازدواج کنم؟! نه؛ اگر خواستگار شرایط لازم را داشت، باید این شرط را بردارند. چه اشکالی دارد که داماد دیپلمه باشد؟ البته شرایط دیگری را که بعداً عرض می کنم، باید دارا باشد.

حال دخترخانم لیسانس یا فوق لیسانس داشته باشد؛ اگر بخواهند می توانند با هم زندگی کنند. دختران بهتر است این شرط را بردارند و نگویند پیش دختران دیگر خجالت می کشیم که بگوییم یک دیپلمه به خواستگاری ما آمده است؛ حتی در مورد شغل نیز باید این مسئله را رعایت کرد. معمولاً دخترها می گویند شغل خواستگار باید اداری باشد، به این دلیل که می گویند پیش دوستان مان شرمنده می شویم و خجالت می کشیم که بگوییم همسرمان شغل آزاد دارد. این فکرها را نکنید و عاقلانه فکر کنید!

اوّلاً؛ معلوم نیست شغل اداری بهتر از شغل های عادی باشد. به تجربه می بینیم هیچ دلیلی ندارد افراد تحصیل کرده، با همسران شان بهتر از افراد عادی برخورد کنند. به علاوه؛ خیلی وقت ها می بینیم افرادی که شغل آزاد دارند، بهتر و مناسب تر از دیگران با همسران شان برخورد می کنند.

با این حساب، خیلی به این شرط مقید نباشید! اگر کسی شغل آزاد داشت و شغل محترمی بود و به اندازه زندگی درآمد داشت، باید این فرد را بر یک لیسانسه بیکار ترجیح بدهند؛ چون مدرک، نان و آب نمی شود و زندگی خرج دارد.

به هر حال، این بد رسمی است که دخترها از روی رقابت های نسنجیده و فکر نکرده می خواهند حتماً شوهران شان دارای مدرک بالا بوده و شغل اداری داشته باشند. 

تذکر بعدی من سن ازدواج است. به نظر بنده، در سن ازدواج و تفاوت سنی میان دختر و پسر باید مقداری ارفاق کرد. شاید قبلاً در 

خطبه ها گفته بودم که بهتر است دو یا سه سال زن ها کوچک تر از مردها و دخترها کوچک تر از پسرها باشند، ولی در اوضاع کنونی، به نظر می رسد بهتر است این شرط برداشته شود.

به عقیده من، اگر دخترخانمی سنش به اندازه و یا حتی یک یا دو سال بیشتر از مرد است، و مرد واجد شرایط لازم است؛ نجیب، پاک، خوش اخلاق، مهربان و متدین است، او را بپذیرند و خیلی ایراد نگیرند که حتماً باید سن زن کمتر از مرد باشد.

اینها رسم و رسومی از سابق بوده است و در اوضاع کنونی، لازم نیست اینها را رعایت کنند. البته اگر شرایط حاصل شد، مسئله ای نیست، امّا برای اینکه مشکل دخترانی که تحصیل کرده اند و سن شان بالاتر از حد متعارف است، حل شود، پسرها این شرط را رها کنند و دخترها هم خیلی مقید به آن نباشند.

پروردگارا! جوانان ما را در مسیر زندگی خوب و سالم هدایت بفرما. مشکلات جوانان، چه مشکل ازدواج و چه مشکل شغل را، به خوبی حل بفرما.

ادامه دارد.
پیام زن :: آذر 1383، شماره 153

نویسنده: مجيد كمالي

چرا بعضی ها در ازدواج شکست می خورند ؟

مي‌گويند ازدواج يك ريسك است. يك ريسك بزرگ در زندگي كه همه آدم‌ها به آن تن مي‌دهند، اما چرا برخي از ازدواج خود راضي و برخي ناراضي‌اند؟ اين سوال، موضوعي بسيار حساس و بحث برانگيز است. پاسخ‌هاي بسياري به اين سوال داده شده كه نتيجه‌گيري براي رسيدن به يك فرمول منطقي را مشكل كرده است. برخي ازدواج‌ها به بن‌بست مي‌رسند در حالي‌كه واقعا هيچ دليلي براي اين شكست وجود ندارد و در عين حال برخي ازدواج‌ها دوام پيدا مي‌كنند در حالي‌كه دلايل بسياري براي شكست آنها وجود دارد. پس بسختي مي‌توان يك تئوري ثابت براي دليل تداوم يا شكست در ازدواج پيدا كرد. 

چرا فرد بايد ازدواج كند؟ 
هنگامي‌كه تصميم به ازدواج مي‌گيريد يا تحت فشار اطرافيان مجبور با ازدواج مي‌شويد و البته خواستگار خوبي هم داريد، بايد اين سوال را از خود بپرسيد، چرا مي‌خواهيد ازدواج كنيد؟ اگر پاسخ شما اين بود كه نياز به يك همراه داريد، از خود بپرسيد، آيا مي‌توانيد با عيب‌ها و كاستي‌هاي يك آدم ديگر، كه در همه چيز با شما شريك خواهد شد كنار بياييد؟ آيا مي‌توانيد با اين حقيقت كنار بياييد كه شايد همسر آينده‌تان مانند شما نباشد و اولويت‌هاي او در زندگي با اولويت‌هاي شما در زندگي تفاوت داشته باشد؟ متاسفانه بيشتر افراد قبل از آن‌كه حتي اين سوالات به ذهنشان خطور كند وارد ماجراي ازدواج مي‌شوند. شما بهتر است قبل از اين كه فرد ديگري را وارد دنياي خود كنيد پاسخ منطقي به اين سوالات بدهيد.

چه موقع افراد از هم جدا مي‌شوند؟ 
اين نكته توسط محققان كشف شده كه در بيشتر ازدواج‌هايي كه به بن بست مي‌رسد، مشكل از لحظه ملاقات زن و مرد به وجود مي‌آيد كه مربوط به پيش از ازدواج مي‌شود و البته مربوط به قصور در انتخاب فرد مناسب يا درك تفاوت‌هاي اساسي بين دو انسان است. در مرحله اوليه افراد به حدي جذب ظاهر طرف مقابل مي‌شوند كه سرشت دروني او را ناديده مي‌گيرند. آنها اين نكته را فراموش مي‌كنند يا نمي‌دانند كه وقتي يك زن و مرد در كنار يكديگر زندگي مي‌كنند تنها 10 در صد از رابطه بستگي به روابط فيزيكي دارد و بقيه مربوط به طرز فكر دو طرف و عكس‌العمل آنها در شرايط مختلف است و ازدواج‌هايي وجود دارد كه در آنها بر سر مسائل جزيي جنگ‌هاي وحشتناكي به وجود مي‌آيد و در مقابل ازدواج‌هاي شادي وجود دارد كه با اين كه تمام تصميمات و امور مالي به عهده يكي از زوجين است باز هم هر دو خوشحال هستند. نكته اين است كه در اين نوع ازدواج‌ها فردي كه همه امور به دست اوست احساس نمي‌كند حاكم مطلق خانه است و روح و جان و مال طرف مقابل از آن اوست و علاوه بر اين طرف مقابل احترام زيادي براي همسرش قائل است. اين افراد به نحو احسن معني كلمه وظيفه و احساس مسووليت را درك كرده‌اند. 

دلايل متداول پشت پرده ازدواج‌هاي ناموفق 
انتظارات پيچيده، اعمال زور بيش از حد براي اثبات درستي گفته‌ها و كارها و فقدان درك متقابل اغلب منجر به بروز چنان زخم‌هاي عميقي در رابطه مي‌شود كه هيچ مرحم عشقي و دلسوزي نمي‌تواند آنها را بهبود ببخشد. فقط زخم‌ها بيشتر و عميق‌تر خواهند شد و در نهايت يك روز فكر جدايي بر سر يكي از زوج‌ها خطور مي‌كند. اين حكايت بسياري از كساني است كه در ازدواج دچار شكست مي‌شوند، اما افراد بعد از خاتمه ماجرا، وقتي در تنهايي خود فكر مي‌كنند متوجه خواهند شد كه صبر و كاهش خودپسندي مانع از وقوع چنين شكست‌هايي در زندگي‌شان خواهد شد


نویسنده: مجيد كمالي

.:: آخرین مطالب ::.

» ( چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 )
» مجلس عروسی مختلط همراه با ساز و دهل سنتی ( شنبه بیستم اسفند 1390 )
» حکم گرفتن شاباش به عنوان هدیه ( شنبه بیستم اسفند 1390 )
» مبارزه با خرافات در ازدواج ( دوشنبه یکم اسفند 1390 )
» عدالت با همسران ( دوشنبه یکم اسفند 1390 )
» مهریه‌های عجیب ( یکشنبه هجدهم دی 1390 )
» متن و انشا’ قباله ازدواج ( یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392 )
» افراط و تفریط در انتخاب همسر ( چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392 )
» ارزش و اهمیت ازدواج از نظر روایات ( جمعه سی ام فروردین 1392 )
» آسیب‌های ازدواج امروز ( پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392 )
» آيا با هر كسي مي توان ازدواج كرد ؟ ( دوشنبه هفتم اسفند 1391 )
» احکام نکاح مطابق با فتاوای آیت الله وحید خراسانی (مد ظله العالی) ( سه شنبه یکم اسفند 1391 )