شعله هاى فروزان عشق و محبت

پيامبر اكرم(ص):
من صبر على سوء خلق امرإته اعطاه الله من الاجر ما اعطاه داود(ع) على بلائه, و من صبرت على سوء خلق زوجها اعطاها مثل ثواب آسيه بنت مزاحم;


مردى كه بر بداخلاقى زنش صبر و بردبارى كند خداوند پاداشى را كه به داود به خاطر تحمل و سختى عطا كرد به او مى دهد, و زنى كه بر بداخلاقى شوهرش شكيبايى به خرج دهد, خداوند همانند پاداش آسيه دختر مزاحم را (كه يكى از چهار زن مشهور و بزرگ جهان توحيد است) به او خواهد داد.(1)


بسيارى از زوجين پس از گذشت مدتى از زندگى مشترك به دليل اختلافات و نزاعهاى مكرر و هميشگى به اين نتيجه مى رسند كه تنها يكى از طرفين مى تواند با اقدامات سازنده به بهبود ساختار زندگى زناشويى خود كمك كند; با اين تفاوت كه مطمئن است هرگز آن زندگى, خواسته ها و انتظارات او را از زندگى زناشويى برآورده نساخته و نخواهد ساخت.


بسيارى از زوجين نيز به گره ها و مشكلات در روابط زناشويى خود پى مى برند اما در تصميم گيرى مردد باقى مى مانند. به عبارت ديگر نمى دانند بايد در صدد تجديد نظر در ادامه زندگى زناشويى برآيند يا خير. به عنوان مثال بسيارى از اشخاص تصميم به ترك ازدواج مى گيرند اما به دلايل موجهى همچون انتظار كشيدن براى مستقل شدن فرزندان, تصميم خود را عملى نمى سازند.در هر حال, هر كدام از زوجين بايد بدانند مى توانند و قادر هستند شرايط زندگى زناشويى خود را بهتر كنند و اگر اين مورد به اتفاق هم و مورد توافق زن و مرد باشد بهتر و سريع تر رخ خواهد داد.زوجين بايد بدانند كه در اغلب موارد طلاق به جاى آنكه از دشواريهاى زندگى آنان بكاهد, بر اين مشكلات خواهد افزود. اين مسإله حتى اگر پاى فرزند هم در ميان نباشد مى تواند اتفاق بيفتد.
گاه زن و مرد با طلاق گرفتن از شر مشكلات موجود زندگيشان رها مى شوند اما مشكلاتى ديگر و بسيار بيشتر در انتظار آنان خواهد بود. به عنوان مثال ممكن است وضعيت مالى آنها خراب شود يا گرفتار تنهايى و افسردگى شوند و اضافه بر همه اينها درد و رنج ناشى از روياهاى از دست رفته اضافه خواهند شد.از طرف ديگر بزرگترين و مهمترين بازندگان صحنه طلاق فرزندان خانواده خواهند بود. اين فرزندان بلاشك سالها با احساسات جريحه دار زندگى خواهند كرد.برخى از زوجين در ذهن خود اين سوال را تكرار مى كنند: ((آيا زمانى كه ازدواجى ناموفق داريم به خاطر بچه ها بايد با هم بمانيم؟)) آنها ممكن است همين سوال را از اطرافيان و نزديكان خود به كرات پرسيده باشند.


براى جواب به اين سوال بايد به نكته اى اساسى و مهم توجه داشت. اين زوجين براى خود چنين فرض كرده اند كه يا بايد در شرايط زندگى دشوار و آشفته و برهم همراه با فرزندانشان به زندگى مرارت بار ادامه دهند و يا تن به طلاق بدهند. اما بايد خاطرنشان ساخت كه صرفا همين دو راه پيش روى زوجين قرار ندارد. راه حل سومى نيز موجود است. راه حلى كه با تمسك به آن مى توان بار ديگر شعله هاى مهر و محبت و عشق را در زندگى ايجاد و برپا كنند. آنان مى توانند بار ديگر در ازدواج خود رابطه اى شادمانه به وجود آورند. رابطه اى شادمانه براى خود, همسر و فرزندانشان. ممكن است اين راه سوم در ذهن عده اى از همسران غير عملى و غير ممكن جلوه كند. اما به حكم و دليل تجربه بسيارى از زوجينى كه راه سوم را رفته اند و موفق بوده اند بدين گونه نيست.
بسيارى گمان مى برند زوجهاى خوشبخت از آن روى زندگى سعادتمندانه اى دارند كه به مدد و لطف بخت و اقبال و شانس با هم جور در آمده اند. اما بررسى زندگى و وضعيت زوجهاى خوشبخت نشان مى دهد كه چنين چيزى نمى تواند واقعى باشد. زوجهاى خوشبخت از آن جهت مناسب و وفق همديگر هستند كه براى داشتن و برپايى زندگى زناشويى بهتر و متعالى تلاش كرده و تلاش مى كنند. در واقع اين زوجهاى خوشبخت هم ناسازگارىهايى داشته و دارند. آنها هم در شروع زندگى درگير نزاع و مشكلاتى چند بوده اند اما از آنجايى كه به انتخاب و ازدواج خود اعتقاد و باور داشته اند, بدون هراس از مشكلات در مقام رفع مشكلات برآمده اند تا به مقام زوجهاى خوشبخت رسيده اند.

پى‏نوشت‏ها:

1ـ بحارالانوار, ج103, ص247.

منبع:ماهنامه پيام زن


نویسنده: مجيد كمالي

سن ازدواج

انسان همانند ساير موجودات زنده, پيوسته در حال تغيير است و اين تغيير طبيعى و همگانى به صورت افزايش در قد, وزن و پيدايش عادتها و مهارتها و بطور كلى تغيير در رفتار در جنبه هاى اجتماعى, اقتصادى و عاطفى, به تدريج ظاهر مى شود و اين همان چيزى است كه در روانشناسى رشد مورد بحث و گفتگو قرار مى گيرد.

رشد, توانايى و قدرت فكرى فرد در امور اقتصادى و اجتماعى است.
حضرت امام خمينى(ره) ((رشد)) را اينگونه معنا كرده اند:
((رشد عبارت است از دقت و زيركى و مواظبت براى سود بردن در معاملات و حفظ و نگهدارى مال از اتلاف و صرف كردن آن در مواردى كه عقلا به كار مى برند.))

با اين بيان مى توان رشد در دختران را اينگونه معنا كرد:
((توان در اداره زندگى و تربيت فرزند و قبول مسووليت مادرى و حسن روابط اجتماعى.))
بنابر اين ممكن است كودكى به سن بلوغ رسيده باشد و نسبت به تكاليف عبادى مثل نماز و روزه, مسوول باشد, ولى توان انجام فعاليتهاى اقتصادى و اجتماعى را نداشته باشد. در اين صورت چنين فردى ((بالغ)) هست ولى رشيد نيست.سن آماده شدن يك دختر براى ازدواج, بستگى به درك عقلى و بلوغ روانى او دارد; امكان دارد دخترى در سن چهارده سالگى و حتى كمتر قوه درك و مسووليت پذيرى خانوادگى را داشته باشد و بتواند خانواده اى را اداره كند و فرزندان خوبى تربيت كند اما, يك زن سى ساله از اداره خانه و درك مسووليت بازماند. پس آنچه كه در ازدواج مطرح است, آمادگى دختر و پسر است, خواه به سن قانونى!! رسيده باشند يا نرسيده باشند.
در قانون مدنى سابق, سن ازدواج براى دختر را 15 سال و براى پسر 18 سال تعيين كرده بودند و ازدواج پسران و دختران, قبل از اين سن ـ مگر در موارد استثنايى ـ ممنوع بود.عدم توجه به اوضاع جغرافيايى و منطقه اى, عادات و عرفيات و تحول وضع جوانان در دنياى امروز, مشكلاتى را در عمل به وجود خواهد آورد. در عصرى كه روابط دختر و پسر آسانتر شده و با تغذيه بهتر و آموزش جديد و استفاده بيشتر و گسترده تر از وسايل ارتباط جمعى, نوجوانان زودتر از گذشته به رشد فكرى و بلوغ جنسى مى رسند, بالا بردن سن ازدواج, به دشوارى قابل توجيه است.
((زمانى كه در بريتانيا حداقل سن ازدواج پسر را بيست و يك سال و حداقل سن نامزد احراز نخست وزيرى را هيجده سال تصويب كرده بودند, مردم آن كشور اعتراض كردند كه آيا مردى كه مى تواند در سن هيجده سالگى نخست وزير شود و مملكتى را اداره كند, براى ازدواج كردن بايد سه سال صبر كند؟ قانونگذاران پاسخى داده بودند كه بيشتر به شوخى شباهت دارد; آنها گفته بودند: ((گاهى اداره يك زن از اداره يك كشور مشكل تر است.))!(2)
از طرف ديگر بالا بردن سن ازدواج و محدود كردن دختران و پسران جوان كه گرفتار غريزه سركش نياز جنسى خود هستند, عاملى براى آلوده شدن آنها و شيوع فساد و فحشا در جامعه است. پسرى كه قبل از هيجده يا بيست سالگى از ديدگاه قانون مجاز به تشكيل خانواده نباشد و دخترى كه تحت فشار روحى و احساسى قرار گرفته و نتواند آزادانه ازدواج مشروع كند, بايد منتظر پيامدهاى منفى و نامطلوب جنسى, روانى و اجتماعى آن بود.
خلاصه اينكه سن مناسب ازدواج, بلوغ جسمى و رشد فكرى است كه اسلام حد بلوغ جسمى را بيان كرده ولى حد رشد فكرى را معين نكرده بلكه تشخيص آن را در اختيار خود دختر و پسر و اولياى آنها قرار داده است.

طرفداران بالا بردن سن ازدواج مى گويند:

1 ـ پسران و دختران قبل از هيجده و پانزده سالگى صلاحيت تشكيل خانواده را نداشته و قدرت تحمل مشقات و مسووليتهاى سنگين خانوادگى را ندارند.
2 ـ ازدواجهاى زودرس عامل مهم وقوع جرم است.
3 ـ زنانى كه از خانه شوهر فرار كرده و از آن متنفر مى شوند, اكثرا زنانى هستند كه در سن كمتر از سن قانونى به خانه شوهر رفته اند.
در پاسخ بايد گفت: درست است كه ازدواجهاى بى موقع و زودرس, يعنى ازدواجهايى كه توام با رشد كافى جسمى و فكرى نبوده و با آمادگى كامل براى زناشويى صورت نگرفته باشد, چه بسا موجب خيانت, بى مهرى, اختلافات خانوادگى و انواع جرمها شود; ولى دختر و پسرى كه رشد و آمادگى كافى پيدا كرده و از نظر جسمى و روحى آمادگى كامل براى زناشويى دارند, هيچ دليلى نمى تواند مجوز بالا بردن سن ازدواج آنها باشد.
همين مساله نادرست بودن ازدواج زودرس و بروز بى مهرى و بى علاقگى در كلامى از امام(ع) مورد توجه و عنايت قرار گرفته است. مردى به امام صادق(ع) يا امام موسى كاظم(ع) عرض كرد: ((ما فرزندان خود را در خردسالى همسر مى دهيم.)) حضرت فرمود: ((اگر در خردسالى ازدواج كنند به آسانى الفت نمى گيرند.))

منبع:ماهنامه پيام زن


نویسنده: مجيد كمالي

خانواده، عشق، استوارى

 
برادر و خواهر گرانقدر، ازدواج و تشكيل زندگى مشترك، براى شما تكاليف و مسئوليت‏هاى متعددى ايجاد مى‏كند. قبل از ازدواج، هر كدام از شما جزو عائله و افراد تحت تكفّل پدر و مادر خود بوديد و هزينه زندگى‏تان كم و بيش تأمين مى‏شد. هر كدام آزاد بوديد و مى‏توانستيد مطابق ميل خود براى گذران اوقات خويش برنامه‏ريزى كنيد.
 
رابطه‏هاى دوستانه‏تان با رفقايتان با هيچ محذورى مواجه نبود و ... . با ازدواج، اما، هر كدام از شما مسئوليت‏هايى را پذيرفته كه بايد انجام دهد و سستى در انجام آن وظايف مشكل‏زا خواهد بود. زندگى جديد ايجاد شده، هزينه دارد كه مرد بايد تأمين كند. خانه جديد بنيان نهاده شده، رفت و آمد دارد و زن خانه بايد در نظافت و اداره آن بكوشد. زن خانه در انتظار است تا ساعت كارى مرد تمام شود و با دست پر به منزل برگردد و او از ديدنش مسرور و شادمان شود و با او به گفتگو بنشيند و مرد هم انتظار مى‏كشد تا بعد از تمام شدن ساعت كار، به خانه برگشته و در خانه‏اى تميز و مرتب با همسرى آراسته مواجه گردد و با ديدن او خستگى كار روزانه از تنش خارج شود.

عروس و داماد جديد هر كدام علاوه بر حفظ حرمت و احترام پدر، مادر، برادر، خواهر و اقوام خويش، بستگان و اقوام جديدى يافته‏اند كه بايد در حفظ حرمت و احترام آنها هم بكوشند و در رفتار خود دقت كنند تا خداى ناكرده به كسى از آنها نيز بى‏احترامى نشود و همسرش رنجه نگردد و در زندگى چالش ايجاد نشود.
 

نویسنده: مجيد كمالي
ادامه مطلب ...

شيرين مثل شكلات

 
 
چرا زوجهاي جوان كه به تازگي ازدواج كرده اند بيشتر به يكديگر عشق مي ورزند؟
 
يك استاد انسان شناسي كه درباره عشق تحقيق مي كند مي گويد: «عشق يك نوع اعتياد شيميايي است.» عاشق شدن مركز لذت بخشي مغز را فعال مي كند و باعث افزايش توليد آنزيم «دوپامين» و به تبع آن باعث بروز احساس لذت در انسان مي شود. «دوپامين» آنزيمي است كه در افراد معتاد پس از مصرف ماده مخدر احساس سرخوشي پديد مي آورد. پس از مصرف شكلات نيز همين منطقه از مغز تحت تاثير قرار مي گيرد به همين دليل است كه به سختي مي توان از خوردن شكلات صرف نظر كرد! با آزادشدن دوپامين در جريان خون انرژي بدن و قدرت تمركز «بخصوص برروي همسرتان» افزايش مي يابد به همين دليل در دوران اوليه پس از ازدواج ميل بيشتري براي گذراندن وقت خود با همسرتان داريد. آيا امكان تداوم اين احساس در سالهاي متمادي پس از ازدواج نيز وجود دارد؟ بي ترديد امكان پذير است. پزشكان در اين مورد مي گويند: «دوپامين» در برخورد انسان با چيزهاي نو و تازه نيز آزاد مي شود. بنابراين با جلوگيري از يكنواختي در زندگي مي توان اين احساس علاقه مشترك را حفظ كرد.

همسري مناسب براي زندگي

اگر در ازدواج انتخاب مناسبي كرده ايد از بيني خود ممنون باشيد. يك محقق و نويسنده كتاب اسرار رايحه ها در زندگي زناشويي بر اين باور است كه زنان با كمك حس بويايي خود مي توانند زوج مناسب براي بچه دارشدن را از نظر ژنتيكي تشخيص دهند! او و ديگر محققان كشف كرده اند كه زنان به طور غريزي به سمت مرداني كشيده مي شوند كه از نظر ژنتيكي با آنها متفاوت هستند و براي بچه دارشدن زوج مناسبي محسوب مي شوند. وي در اين خصوص اذعان دارد: «اگر شما شخصي را براي ازدواج انتخاب كنيد كه ژنهايي مشابه شما داشته باشد خطر به دنيا آوردن كودكان با بيماريهايي مادرزادي بالا مي رود. آنچه كه شما را به سمت زوج مناسب مي كشاند آنزيم «فرومون» است كه در زمان آزادشدن هورمونهاي جنسي در بدن ساخته مي شود. زنان بخصوص در زمان تخمك گذاري قابليت تشخيص «فرومون» را به وسيله بيني خود دارند. هنگامي كه بوي مورد نظر خود را استنشاق مي كنيد ميزان استروژن خون بالا مي رود و احساس علاقه در شما جرقه مي زند!

اگر ازدواج كرده اي عاقلي

بهتر است آنچه از بيشتر زوجها مي شنويد كه ازدواج چيزي جز حماقت نيست را فراموش كنيد! يك روانشناس مي گويد: «تحقيقات نشان داده اند كه ازدواج تضمين كننده سلامت عقل و روح است و از ابتلا به بيماريهاي رواني نظير افسردگي جلوگيري مي كند و كساني كه به ازدواج تن نمي دهند بيشتر به روانشناس مراجعه مي كنند.بيشتر زنان با ازدواج احساس امنيت مي كنند، احساس تعلق خاطر باعث تقويت اعتماد به نفس مي شود.

خداحافظي با تجرد

ازدواج تنها به سلامت روح و روان شما نمي انجامد. آمارها نشان داده اند كه متأهلين حتي آنهايي كه داراي مشكلات خانوادگي هستند، از سلامت بدني بيشتري برخوردارند. آنها داراي سيستم ايمني قويتري بوده و در برابر ويروس هاي عامل سرماخوردگي و آنفلوآنزا مقاومت بيشتري نشان مي دهند، كمتر دچار بيماريهاي مزمن شده، كمتر در بيمارستان بستري مي شوند و در صورت ابتلا به بيماري سريعتر بهبود يافته و طول عمر آنها از افراد مجرد حدود 5سال بيشتر است! اما در مورد بيماريهايي چون افسردگي و سكته قلبي آمار ابتلا تنها در ميان افرادي كه زندگي زناشوئي بهتري دارند كاهش مي يابد، گويا قلب شما مي داند كه ازدواج موفقي داشته ايد يا خير!

تأهل يا ثروت

چه چيز بيش از همه شما را خوشحال مي كند؟ بي نيازي مالي ممكن است رضايت بخش باشد اما تحقيقات نشان داده اند: يك زندگي زناشوئي مستحكم و موفق مهم ترين نقش را در رضايت و شادي افراد داراست. برپايه همين تحقيقات احساس رضايت از يك ازدواج موفق با خرسندي ناشي از دريافت سالانه يكصد ميليون تومان برابري مي كند. بنابراين عشق ثروت را نيز به همراه دارد.

مهر پدري

بي شك تماشاي پدري كه فرزند نوزادش را در آغوش گرفته و يا دست در دست فرزندش پياده روي مي كند، بسيار لذت بخش است. اما اين احساس لذت براي خود پدر عميق تر است. «هنگامي كه مردي فرزندش را در آغوش مي گيرد دچار تغيير ناگهاني هورموني مي شود.»

«تستسترون» «يعني هرمون عامل پرخاشگري» پائين آمده و هرمون هاي «اكسيتوسين» و «سپرسين» كه در زمان برقراري ارتباط با عزيزان فرد ترشح مي شوند بالا مي رود. اين افزايش هرموني باعث تحريك حس وابستگي و اشتياق وي به نزديك ترشدن به فرزندش مي شود.» اين تغييرات فيزيولوژيكي از ابتداي زندگي بشر در مردان وجود داشته است اما پدران امروز به علت نوع زندگي، ارتباطات عميق تري با فرزندانشان برقرار مي كنند. آخرين تحقيقات به عمل آمده نشان داده اند كه 93درصد پدران، فرزندان مدرسه اي خود را حداقل يكبار در هفته در آغوش مي گيرند. اين رقم نسبت به دهه قبل 3درصد افزايش يافته است. برپايه همين تحقيقات 60 درصد پدران هر روز فرزندان خود را در آغوش مي گيرند. فوايد بيولوژيكي اين عمل در پدر و فرزند كاهش فشارخون، پائين آمدن ميزان ترشح هرمون هاي عامل اضطراب و تقويت سيستم ايمني بدن است.تحقيقات نشان داده شوهراني كه به همسر خود عشق مي ورزند و احساس خود را بيان مي كنند 10سال جوانتر از كساني به نظر مي رسند كه احساس خود را بيان نمي كنند.

نويسنده:آتوسا بابك
منبع:روزنامه کیهان

نویسنده: مجيد كمالي

موارد همتايى زوجين در ازدواج

همتايى دينى و ايماني

زن متدين و پايبند به قوانين و اصول و فروع اسلام، بايد با انسانى مانند خود ازدواج کند. البته تناسب صددرصد امکان ندارد، اما هرچه به هم نزديک‌تر باشند و فاصله کمتر باشد، بهتر است.مى‌بينيم که پيغمبر اکرم(ص) معيار و زيربناى اصلى کفايت را “ايمان” بيان فرمودند. انسان مومن، اگر با همسر بى‌ايمان ازدواج کند و نتواند او را متدين نمايد، يا بايد همرنگ او شده و بى‌دين شود و يا در برابر او مقاومت کند و دائما نزاع و زد و خورد داشته باشند که هر دو خسارت بزرگى است و فرزندان هم که محصول چنين زندگانى‌هاى آشوب‌زده‌اى باشند به سعادت نمى‌رسند.

همتايى و هماهنگى فرهنگى و فکري

تفاهم و توافق فکرى و فرهنگى ميان دو همسر در زندگى مشترک، نقش اساسى دارد. براى ايجاد يک زندگى پويا و پربار و سعادتمندانه، بايد معماران اين کانون بتوانند يکديگر را درک نموده و مکنونات و محتويات خود را به هم تفهيم کنند و در بسيارى از مسائل، تصميم مشترک گرفته و بر مبناى آن عمل کنند و در فراز و نشيب‌هاى زندگى ياور هم باشند و فرزندانشان را براساس يک طرح هماهنگ تربيت کنند.امام صادق(ع) مى‌فرمايند: “العارفه لاتوضع الا عند العارف”. زن عارفه (فهميده فرزانه) در کنار مرد عارف (فهميده و اهل معرفت) قرار گيرد، نه غير آن.
 

نویسنده: مجيد كمالي
ادامه مطلب ...

پيامدهاى پيوند پايدار زندگي

پيوند خانوادگي، پوشش از گناه

لباس، عيب را مى‌پوشاند، حسن را ظاهر مى‌کند و انسان را از سرما و گرما در امان نگه مى‌دارد. يکى از نعمت‌هايى که خدا نازل کرده است، لباس است. لباس‌ها هم البته متفاوتند؛ يک نوع لباس است که افراد مى‌پوشند و زود ضايع مى‌شود. يک نوع لباس‌هايى هم هست که خيلى گران است، اما زود از بين مى‌رود و نمى‌شود از آن زياد استفاده کرد. بعضى لباس‌ها هم وجود دارد که هم مطابق اندام است و هم پردوام. اين مربوط مى‌شود به تار و پود لباس که تار و پود بادوام داشته باشد يا نه؟
 

نویسنده: مجيد كمالي
ادامه مطلب ...

زماني براي خوشبختي

 
اگر قصد ازدواج داريد به اين نكات توجه كنيددر انتخاب همسر، تشابهات خانوادگي را مراعات كنيد. بهتر است فرزندان اشخاص ثروتمند با يكديگر ازدواج كنند و خانواده هاي متوسط نيز با يكديگر پيوند زناشويي ببندند. براي ازدواج، سلامت و دوام هر چه بيشتر كانون خانواده را معيار و موردنظر قرار دهيد. بهترين توصيه اين است كه سطح اقتصادي و رفاه خانوادگي يك زوج نزديك به يكديگر باشد.

شرايط سني

هرگز نبايد سن دختر بيشتر از سن پسر باشد. روان شناسان معتقدند خانمها بايد سن كمتري داشته باشند، زيرا زنها زودتر از مردها به سن فرسودگي مي رسند ضمن اينكه زودتر از آقايان مراحل بلوغ را آغاز مي كنند و به پايان مي رسانند. فاصله سني 15 تا 29 سال بين زن و مرد هم مجاز نيست. گرچه امروز براي زنان و مردان تحصيلات دانشگاهي لازم شناخته مي شود اما در كشور ما بهتر است سطح تحصيلات آقايان بالاتر از خانمها باشد.

تشابه فرهنگي

دو خانواده از ديدگاه فرهنگي بايد با يكديگر مشابه باشند. يك خانواده اصيل با آداب و رسوم نمي تواند با خانواده اي بي قيد و داراي حداقل سطح آداب و رسوم، زندگي خوبي داشته باشد.

اشتراك مذهبي

دو خانواده مذهبي به راحتي با هم معاشرت مي كنند. بهتر است كه اشتراك مذهبي خانواده ها در امر ازدواج در نظر گرفته شود. در نگاه اول شايد مذهب يك امر فردي به نظر برسد و شايد جوانان ما نتوانند لزوم مراعات يگانگي مذهبي را بپذيرند، اما حقيقت اين است كه مذهب، فرهنگ خاصي به مؤمن خود مي دهد كه او را از ديگران متمايز مي كند.

تناسب جغرافيايي

نكته ديگري كه بايد در انتخاب همسر موردنظر قرار بگيرد، تشابه و تناسب جغرافيايي است.در دنيا چهار منطقه مديترانه اي، گرمسيري، سردسيري و معتدل شناخته شده است. مردمي كه در آب و هواي مديترانه اي و در كنار درياها زندگي مي كنند چنان آرام هستند كه به نظر مي رسد دلشان درياست. آنها همه چيز را به فال نيك مي گيرند. خوش بين و خوش خوراكند. مردم سواحل درياي خزر مثال خوبي از مردم مديترانه اي هستند.مردم نقاط گرمسير براي همه چيز قوانين ويژه دارند. نظم و انضباط حساب شده و دقيقي دارند. زندگي آنها در همه ابعاد از يك حرارت واقعي برخوردار است. اين مردم عواطف گرم و خروشاني دارند. پر جنب و جوش و فعالند. اگر در يك جمع لازم باشد كسي كاري بكند اين همان گرمسيري است كه بر مي خيزد و در يك چشم برهم زدن كار را به پايان مي رساند.
يك مديترانه اي آن قدر راحت طلب و بي خيال است كه شايد به نظرش چندان لازم نباشد كه برخيزد و كار را شروع كند.يك سردسيري نيز مي پرسد چرا من؟ مردم منطقه سردسير عموماً افسرده اند. بيش از حد احساس نارضايتي از زندگي دارند.مردم مناطق معتدل در همه صفات به حدود اعتدال رسيده اند لذا زندگي خوبي دارند. نه چندان سخت گيرند، نه چندان آرام و بي خيال و نه چندان افسرده و زودرنج و نه چندان شاد و گرم و پر خروش. بنابراين بهتر است در انتخاب خود دقت كنيد كه از مناطق جغرافيايي كه در تضاد شما هستند، حتي الامكان همسر انتخاب نكنيد. البته در اين خصوص استثنا هم وجود دارد كه نبايد آن را از نظر دور داشت.

زيبايي همسر آينده

به خاطر داشته باشيد آنچه در امر ازدواج ارزش كمي دارد زيبايي ظاهري همسر است.
در يك محاسبه دقيق مشاوره ازدواج كه هزار امتياز دارد زيبايي چهره فقط 25 امتياز مي گيرد زيرا در درازمدت حتي زيبايي ونوس هم عادي مي شود. در عين حال در انتخاب همسر بايد به رشته تحصيلي همسر نيز ارزش داد به عنوان مثال يك تحصيلكرده رشته هنر هيچ تشابهي با يك تحصيلكرده رشته فني ندارد پس بهتر است افق انديشه و تحصيل همسران به يكديگر نزديك باشد.

نويسنده:خجسته ناطق
منبع:روزنامه قدس

نویسنده: مجيد كمالي

نگاهي به اهداف و آثار ازدواج در قرآن

 
اشاره

يكي از بناهاي پراهميت اجتماع، ازدواج و تشكيل خانواده است در اين واحد اوليه اجتماعي سنگ بناي تعليم و تربيت نهاده مي شود و انسان در عرصه ازدواج به آرامش و تكامل مي رسد.
در اين مقاله سعي شده است كه با نگاهي اجمالي به اهداف و آثار ازدواج ازنظر قرآن كريم به تبيين اهميت اين سنت حسنه پرداخته شود. مطلب را با هم ازنظر مي گذرانيم:

مفهوم ازدواج

ازدواج، در عرف و شرع، پيمان زناشويي است كه براساس آن، براي مرد و زن در برابر هم، تعهدات اخلاقي و حقوقي پديد مي آيد كه سرپيچي (از بسياري) از آن ها، عقوبت و كيفر درپي خواهد داشت.در هر آييني، ازدواج با قوانين و مقررات ويژه اي صورت مي گيرد و اسلام به آداب و رسوم ديگر اقوام احترام گذاشته است: «لكل قوم نكاح» از پيمان زناشويي در قرآن به «نكاح» نيز تعبير شده، و به دو معنا به كار رفته است: .1 آميزش جنسي (بقره/ 230؛ نساء/6).2 عقد ازدواج (نور/32)
 

نویسنده: مجيد كمالي
ادامه مطلب ...

50 نکته برای ازدواج موفق


ویژه زوج های جوان

از نشانه های او این است که برای شما از جنس خودتان جفت هایی آفرید تا به وسیله آنان آرامش پیدا کنید و دوستی و محبت میان شما (زوج) قرار داد. همانا در این، نشانه هایی است برای کسانی که اندیشه کنند.


قرآن کریم - سوره روم - آیه 25


نویسنده: مجيد كمالي
ادامه مطلب ...

با چه مردان و زنانی ازدواج نکنیم؟

با مردان هوس باز، بیکار، لاف زن، دائم الخمر، خسیس، وابسته به مادر یا خانواده، دمدمی مزاج و بی اراده، حقه باز، گوشه گیر، بی خاصیت، بدبین و شکاک، سلطه جو و صاحب مشاغل حساس و پراهمیت نباید ازدواج کرد.
با زنانی که فقط متکی به زیبایی خود یا متکی به مال و منال پدر خود هستند و زنان مُدپرست، لوس و از خودراضی، ‌وابسته به خانواده و جاه طلب نباید ازدواج کرد.


برخورداری از صداقت، استقلال مالی و عاطفی، خوش قول بودن، هدفمند بودن، مسئولیت پذیری، اخلاق مناسب و ایمان کافی، داشتن توانایی و خلاقیت در کارهای مفید از جمله خصلت هایی است که باید در همسر آینده جست و جو کرد.
در هر صورت تصمیم نهایی انتخاب با دختر خواهد بود و به رغم توضیحات، بایدها و نبایدهای اطرافیان، سرانجام او با عقل و منطق مناسب سن خود، این تصمیم را خواهد گرفت. البته باید تا میزان زیادی آینده ی این انتخاب خود را بررسی کرده باشد، شخصیت دختر از نظر تفکر و تعقل دارای ویژگی های خاصی است. در صورتی که این شخصیت چنین مردی را ترجیح دهد، حتماً صفات مثبت دیگر او را نیز بررسی کرده است، چون ویژگی های شخصیت همسر فقط به این دو خصوصیت محدود نمی شود. حتماً در سایر عناصر شخصیتی او جذابیت های پنهانی وجود دارد و شما فقط این دو را در ظاهر می بینید. حتماً دختر جوان توضیحات قانع کننده ای برای جذابیت این نوع صفات یا مشاغل در ذهن خواهد داشت.
به رغم این که میزان این گونه صفات مانند هوس بازی در زنان به خصوص در فرهنگ ما کمتر دیده می شود و درصد بسیار پایینی در زنان وجود دارد، اما نمی توان آنان را عاری از این گونه خصوصیات دانست.« ولی مراجعه و اعتراض به زنانی با این صفات محدود، دیده می شود، مگر این که زن از بیماری دو قطبی، یکی از شخصیت های ضد اجتماعی یا مرضی در رنج باشد».


نویسنده: دکتر ماهیار آذر

منبع مقاله :
آذر، ماهیار؛ (1385)، ازدواج: حل مشکلات زناشویی، تهران: نشر قطره، چاپ سوم.


نویسنده: مجيد كمالي

چهل حدیث درباره ازدواج


پیشگفتار

هر پسر و دختری که پا به دوران جوانی می‏گذارد، بزرگترین آرزویش ازدواج و ایجاد کانون گرم و پر مهر خانواده است، تا یار و مونس و محرم راز پیدا کند و از نعمت زندگی مشترک زناشویی، استقلال و آزادی بیشتری بهره‏مند گردد. پسران و دختران جوان سعادت خود را در سایه زندگی مشترک جستجو می‏کنند.
 
 

نویسنده: مجيد كمالي
ادامه مطلب ...

نقش هم دلی در زندگی زناشویی


آیا همسران در روابط شان به مهارت هم دلی نیاز دارند؟

اغلب همسران حین گفت وگوهای روزانه شان، در برخی موارد بیش از حد دچار هیجانات و احساسات ناخوشایند نسبت به یک دیگر می شوند. مثلاً در حین تعامل با هم دیگر به شدت خشمگین، عصبانی یا ناراحت می شوند و به جای ارتباط مؤثر و مناسب درگیر ارتباطی خشن، ناراحت کننده یا نامناسب می شوند که نتیجه ای جز رنجش ندارد، مثل این است که در ابتدای گفت وگو می خواستند صفحات یک کتاب را با هم بخوانند، اما اکنون هر یک می خواهند دو صفحه ی متفاوت یک کتاب را بخوانند و بدیهی است در پایان گفت وگوی شان به این نتیجه می رسند که اصلاً نمی توانند با هم کتاب بخوانند و ترجیح می دهند کتاب را نخوانند و آن را در گوشه ای رها کنند. به عبارتی، اگر اول می خواستند با هم در مورد مسئله ای صحبت کنند، اکنون ترجیح می دهند که اصلاً در مورد آن قضیه با هم صحبت نکنند، چرا که هر یک نظرات و دیدگاه های متفاوتی دارد و نمی تواند نظرات و افکار همسرش را درک کند.
چیزی که تا حد زیادی می تواند این تنش ها و اختلافات را حل کند و به آن ها کمک کند تا هر دو بتوانند هماهنگ با هم صفحات زندگی شان را ورق بزنند و مسائل مختلف را حل و فصل کنند، مهارت هم دلی است. هم دلی باعث می شود همسران، احساسات، نظرات و افکار یک دیگر را به درستی درک کنند و با آن ها به طور مناسب ارتباط و تعامل برقرار کنند. هم دلی به افراد کمک می کند تا در موقعیت های مختلف، هیجانات همسرشان را تشخیص دهند و حتی افکاری را که پشت این احساسات است، دریابند. زن و شوهری که این مهارت را ندارند، همچون افراد دچار نقص بینایی هستند که نمی توانند به درستی اطراف خود را ببینند؛ اما هم دلی، عینکی است که افراد به چشمان خود می زنند تا بتوانند درک درستی از محیط اطراف شان داشته باشند.

همسران برای هم دلی با هم دیگر به چه چیزهایی باید توجه کنند؟

مسئله ی مهم برای هم دلی کردن این است که با هیجانات خود آشنا باشید و بتوانید هیجان و احساسی را که در زمان اختلاف نظر با همسرتان دارید، تشخیص دهید و ابتدا هیجانات ناخوشایند خودتان را کنترل کنید و بر خود مسلط شوید. مثلاً بدانید که از صحبت همسرتان به شدت عصبانی و خشمگین شده اید و سپس سعی کنید با روش های مختلف مهارت کنترل خشم، خودتان را آرام کنید. وقتی فردی هنوز درگیر هیجانات منفی خودش است، نمی تواند نسبت به احساسات دیگران حساس و متوجه باشد؛ به عبارتی در این موقعیت او نسبت به نشانه ها و پیام های هیجانی همسرش نفوذ ناپذیر است. اگر افراد ندانند چه احساسی دارند، نمی توانند هیجانات شان را کنترل کنند تا با آرامش به دنیای همسرشان وارد شوند. بنابراین خودآگاهی، پیش زمینه ی هم دلی است.
مسئله ی مهم دیگر نوع شنیدن همسران است. همه ی افراد انتظار دارند که همسرشان صحبت های آن ها را بهتر بشنود و نه تنها به کلمات، بلکه به مفهومی که پشت کلمات شان نهفته است نیز توجه کند. تنها با شنیدن واقعی است که افراد می توانند از نیازهای ناگفته، علایق و نگرانی های همسرشان باخبر شوند.
بسیاری از افراد، اهمیت واقعی شنیدن مؤثر را در پایداری ازدواج نمی دانند. یکی از شایع ترین شکایات بین زن و شوهرها این است که هر یک احساس می کند همسرش دیگر به او توجهی ندارد و برایش احترام و اهمیت قایل نمی شود. یک دلیل مهم این شکایت این است که آن ها فکر می کنند همسرشان صحبت آن ها را به طور مؤثر نمی شنود و فکر می کنند در حاشیه قرار گرفته اند. بنابراین حتی مسائل بسیار جزئی می تواند منجر به تعارضات و کشمکش های شدید بین آنها شود. آن ها دچار خشم و تنفر نسبت به هم می شوند یا احساسات مطلوب شان را نسبت به هم از دست می دهند. همانند عضلات بدن که باید مرتباً از آن ها استفاده کنیم تا خوب کار کنند و قوی بمانند، مهارت شنیدن به تمرین پیاپی نیاز دارد. این عقیده که شنیدن همیشه در دلِ عشق است و نیازی به تلاش برای دستیابی به آن نیست، اشتباهی رایج است. شنیدن سطوح و انواع مختلفی دارد (پیش تر توضیح داده شد)، که ما در موقعیت های مختلف بسته به اهمیت موضوع نوع خاصی می شنویم و حتی گاه در حین گفت وگو با دیگران از سطحی به سطح دیگر شنیدن حرکت می کنیم.

اهمیت هم دلی در ارتباط زناشویی چیست؟

مطالعات نشان داده اند که وقتی زن و شوهر با هم هم دلی می کنند، حتی فعالیت های فیزیولوژیک بدن شان نیز به هم شبیه می شود و در هنگام گفت وگو و هم دلی، هرگاه ضربان قلب یکی از آن ها تند شود، ضربان قلب دیگری هم شروع به افزایش می کند و برعکس. این مسئله اهمیت هم دلی را در ارتباط زن و شوهر نشان می دهد.
کمبود هم دلی بین همسران، باعث رابطه ی نامطلوب بین آن دو می شود و این رابطه ی نامناسب چرخه ی معیوبی را تشکیل می دهد. برای شکستن این چرخه، هر یک از همسران باید سعی کند عشق و هم دلی را در خودش پیدا و تقویت کند و همسرش را بدون انتظار متقابل از آن بهره مند کند.
وقتی هر یک حتی به تنهایی سعی در شکستن این چرخه کند، ارتباط همسران مناسب تر خواهد شد و این به تقویت هم دلی در طرف مقابل منجر می شود.

چگونه با همسرمان هم دلی کنیم؟

قبل از این که جسم شما از لحاظ فیزیولوژیک با همسرتان هماهنگ شود، نیاز دارید که از لحاظ هیجانی با او ارتباط برقرار کنید.
شنیدن هم دلانه بهترین راه حل بهبود ارتباط زن و شوهر است. این نوع شنیدن به همه ی وجود شما نیاز دارد. وقتی ذهن شما به مسئله ای مشغول است، نمی توانید شنیدن مؤثر و هم دلانه داشته باشید. اگر چه این نوع شنیدن انرژی و تلاش زیادی نیاز دارد، ولی فواید آن در زندگی تان بسیار ارزشمند است و موجب افزایش صمیمیت و عمیق شدن ارتباط تان می شود؛ البته موقعیت های مختلف به انواع مختلف شنیدن نیاز دارد. تشخیص این که در هر ارتباطی به چه نوع شنیدن نیاز دارید، هم یک هنر است و هم یک مهارت، اما به طور خلاصه وقتی همسرتان در مورد مسئله یا موضوعی صحبت می کند که برایش خیلی مهم است، باید با دقت و هم دلی به صحبت او گوش دهید. در این موقعیت طبق موارد زیر عمل کنید:
1. تجارب شخصی و احساسات خود را کنار بگذارید و بی قید و شرط به آن چه همسرتان می گوید توجه کنید.
2. احساسات و هیجانات همسرتان (احساس گناه، ترس، ناامیدی، دلشوره، عصبانیت و...) را تشخیص دهید.
3. احساسات و عقاید همسرتان را همان گونه که بیان می کند بپذیرید و مورد سرزنش و انتقاد یا قضاوت قرار ندهید.
4. به تلاش همسرتان برای سازگاری با وضعیت ناگوار پیش آمده احترام بگذارید.
5. بیان کنید که احساسات و مشکلات همسرتان را درک می کنید.
6. در نهایت سعی کنید با همسرتان برای حل مشکلات همکاری کنید و حامی او باشید.
تلاش برای به دست آوردن مهارت شنیدن هم دلانه، همچون هر مهارت دیگری باید مداوم باشد، حتی اگر همسرتان چنین تلاشی نمی کند. اگر شما از آن دسته زوج هایی بوده اید که در سال های اول زندگی تان با دقت و هم دلانه صحبت یک دیگر را می شنیدید، اما در حال حاضر تقریباً هر مکالمه تان به مشاجره ختم می شود، احتمالاً مهم ترین دلیل این است که اکنون شما فرصت ندارید با حوصله و دقت با همسرتان گفت وگو کنید، یا به قدری در مسائل و مشکلات خودتان غرق شده اید که نمی توانید با تمرکز و گوش دل حرف های او را بشنوید. تمرین لازم برای حل چنین مشکلی این است که یک فرصت و تعطیلی چند روزه به خودتان بدهید. می توانید برنامه ی سفری بریزید و تصور کنید دوباره به ماه عسل می روید. این زمان به شما اجازه می دهد دوباره با هم مأنوس شوید و از لحاظ جسمی، هیجانی و فکری دوباره به یک دیگر نزدیک شوید؛ فارغ از گرفتاری های تان با هم صحبت کنید و برای هم وقت بگذارید.
فراموش نکنید که در حضور فرزندان تان هم با همسرتان هم دلی کنید و به کودکان هم اجازه بدهید تا بدانند که والدین شان هم دیگر را دوست دارند و به هم احترام می گذارند. با این رفتار نه تنها مهارت هم دلی را به آن ها آموزش می دهید، بلکه حس اعتماد و وفاداری به همسر در آینده را در آنان تقویت می کنید.

پیامدهای کمبود هم دلی بین همسران

کمبود هم دلی در ارتباطات بین همسران نقطه ی شروع تنش های خانوادگی است. کمبود هم دلی نه تنها می تواند ارتباط همسران را مخدوش کند، بلکه می تواند باعث شود خود فرد نیز احساس تنش و ناآرامی کند. به عقیده ی برخی، زندگی با همسری که هم دلی نمی کند، حتی بدتر از تنها زندگی کردن است.
کمبود هم دلی بین همسران برای فرزندان هم مشکل آفرین است. کودکانی که والدین شان با هم هم دلی نمی کنند، احترام به دیگران و توجه به احساسات اطرافیان را یاد نمی گیرند؛ آن ها فقط به خودشان فکر می کنند. اگر در خانواده ای، فقط یک والد هم دلی کند، فرزندان با او ارتباط مناسب تری دارند و هم دلی بیش تری نشان می دهند. از طرفی کمبود هم دلی در خانواده باعث می شود که فرزندان از تعهد بترسند و در عشق و ازدواج تعهد و وفاداری را باور نداشته باشند.

نویسندگان:
دکتر مریم رسولیان
دکتر راضیه صالحیان


منبع مقاله:
رسولیان، مریم، صالحیان، راضیه، (1389)، هم دلی، تهران: چاپ اول1390.


نویسنده: مجيد كمالي

چرا پدرم با عاشق شدن من مخالف است؟

 

انتخاب همسر، مهمترین انتخاب هر فردی در زندگی است و به دلیل حساسیت فوق العاده ی آن، مستلزم بیش ترین دقت، تأمل، بررسی، مشورت، و شناخت متقابل است.
مطمئناً ایجاد فرصت های لازم، و چند جلسه گفت وگو برای شناخت بیش تر طرف مقابل، لازم و ضروری است؛ البته به شرطی که این ارتباطات در فضایی سالم و بدون سوءاستفاده ی طرفین باشد.
در غیر این صورت در همین جلسات نیز ممکن است به دلیل غلبه ی احساسات و عواطف بر حقیقت جویی، واقعیات (از جمله، عیوب طرفین) آن طور که هست، درک نشود.
در حقیقت، هیجان ها و احساسات مانعی مستحکم در برابر شناخت عمیق ویژگی های اخلاقی، رفتاری و شخصیتی نسبتاً پایدار طرف مقابل به شمار می روند.
در این صورت، عشق قبل از ازدواج، معمولاً ناشی از شناخت ویژگی های مثبت و انسانی طرف مقابل نیست، بلکه حاصل احساسات گذرا و تمایلات هیجانی است.
 
چنین عشقی اگر به ازدواج بینجامد، پس از مدتی، با فروکش کردن احساسات و هیجانات تند و در نتیجه، آشکار شدن عیوب و ویژگی های واقعی طرفین، زندگی مشترک شیرینی خود را از دست می دهد و مشکلات و ناسازگاری ها کم کم ظاهر می شوند.
به همین دلیل می گویند: با عقل انتخاب و با عشق زندگی کنید، زیرا اگر صرفاً با عشق انتخاب کنید، بعد از افول احساسات و بیداری بیش تر عقل، ممکن است عشق و علاقه کاهش یابد.
به همین دلیل نیز گفته اند: «عشق هرگز کافی نیست».
البته انتخاب صرفاً عقلانی و بدون عشق و علاقه (آن گونه که برخی می گویند: صرفاً با عقل انتخاب کنید، محبت بعداً ایجاد می شود) نیز درست نیست؛ بلکه، انتخاب عاقلانه ای که همراه با عشق و محبت باشد، بهترین نوع انتخاب است.
 
منبع: ایمانی، محسن؛ وجدانی، فاطمه؛ چالش های من و پدرم،(پاسخ به سؤالات نوجوانان)، تهران: نشر قطره، چاپ اول (1389)

نویسنده: مجيد كمالي

چطور با سختی های مالی در ازدواج کنار بیاییم

از قدیم می گویند «نابرده رنج، گنج میسر نمی شود» اما هیچ دلیلی هم ندارد که با خراب کردن زندگی زناشویی تان اوضاع را بدتر کنید. با مشکلات و بحران های اقتصادی کنونی، شاید بد نباشد چند نکته مطرح کنیم که بدانید چطور اجازه ندهید مشکلات مالی بر ازدواجتان تاثیر بگذارد.

۱. سوگند ازدواجتان را به خاطر بیاورید.
در لحظه ازدواج، وقتی به هم قول می دهید که در زمان خوشی ها و سختی ها کنار هم باشید، مطمئناً به ذهنتان نمی رسد که در طول مسیر چه اتفاقاتی ممکن است برایتان بیفتد اما با این وجود برای نشان دادن حسن نیت خود، برای هم سوگند یاد می کنید. در زمان سختی های مالی این سوگندها اهمیت بیشتری پیدا می کنند. به آنها وفادار باشید، نه فقط به خاطر قولی که داده اید، بلکه بخاطر کسی که به او قول داده اید.

۲. به خاطر بیاورید که این هم مثل بقیه چیزهای زندگی موقتی است.
بدشانسی تبدیل به خوش شانسی و فقر تبدیل به ثروت می شود. همیشه این ضرب المثل قدیمی را به خاطر داشته باشید که می گوید، «گهی زین به پشت و گهی پشت به زین». بااینکه سختی ها برای مدتی در زندگی اتفاق می افتد، اما دائمی نیستند و خیلی زود جای خود را به خوشی می دهند.

۳. دیگران را متهم نکنید.
مقصر دانستن دیگران خیلی راحت است، مخصوصاً وقتی خسته شده ایم و استرس زیادی داریم. این جزء ذات انسان است و به دلایلی فکر می کنیم که حالمان را بهتر می کند و در آخر هیچ نفعی به کسی نمی رساند، حتی خودتان. از نقطه نظر همسرتان، باید فکر کنید که متهم کردن آنها بدترین چبزی است که بخواهند در زندگی بشنوند. همه ما از درون خودمان را مقصر می دانیم، حتی اگر بدانیم درست نیست. بنابراین قبل از اینکه کسی را متهم کنید، لحظه فکر کنید، «اگر او الان این حرفها را به من می گفت چه حسی داشتم؟»

۴. متحد باشید.
یکی از بهترین توصیه ها برای هر ازدواجی این است که با هم متحد باشید و در کنار هم، هیچ چیزی نیست که قدرت مقابله با آن را نداشته باشید. شاید خیلی کلیشه ای به نظر برسد و بخاطر همین است که خیلی از ما آن را بلند به زبان نمی آوریم اما با همه اینها حقیقت دارد. ایده اصلی ازدواج این است که شما دو نفر به یک واحد تبدیل شوید و به این ترتیب قوی تر شوید. اگر از این نکته استفاده کرده اید و بخاطر شرایط مالی کنونی همدیگر را متهم نکرده اید یعنی با هم متهد بوده اید.

۵. خنده.
در هر نقطه ای از زندگی که با سختی مواجه شویم، احتمال اینکه دچار غصه و ناراحتی شویم بسیار زیاد است. استفاده از خنده روحیه تان را بهتر کرده، شما را به هم نزدیکتر کرده و به یادتان می آورد که زندگی بخش ها مهمتری از مشکلات مالی هم دارد. کمی احمقانه رفتار کنید، جوک بسازید و سختی ها را به خنده بگیرید، هر کاری که فشاری که احساس می کنید را کمتر کند.

۶. راه حل پیدا کنید.
بااینکه ممکن است پیدا کردن یک راه حل کلی برای مشکل مالی تان امکان پذیر نباشد، اما قدم ها کوچک تری بردارید و با همسرتان در این رابطه صحبت کنید تا برای مشکلات کوچک تر راه حل پیدا کنید. پس با جای اینکه سرتان را در دست هایتان گرفته بنشینید و از خودتان بپرسید، «چطور از پس این مشکل برخواهید آمد؟» با سوال هایی کوچکتر شروع کنید، «قبض برق ماه بعد را چطور پرداخت کنم؟»

۷. کنترل.
در همه رابطه ها یکی از شخصیت ها همیشه نافذتر است و یکی همیشه مطیع تر. در زمان سختی ها، نباید سعی کنید همه کنترل را به دست گیرید یا همه کنترل را از دست بدهید. باید سعی کنید کنترل امور زندگی را به تساوی بین خودتان و همسرتان تقسیم کنید.

۸. به خاطر داشته باشید.
همیشه به خاطر داشته باشید که هر اتفاقی هم که افتاده باشد یا بخواهد بیفتد، تازمانیکه همدیگر را دارید (و سلامتی تان را) چیز دیگری مهم نیست. و اگر توانستید در کنار همدیگر از پس این مشکل برآیید، دیگر مطمئن باشید که هیچ چیزی نیست که نتوانید با آن مقابله کنید.

منبع : پورتال مردمان


نویسنده: مجيد كمالي

چه چیز ممکن است بعد از عقد شما را پشیمان کند؟!

ازدواج فقط حلقه به دست کردن و تعیین مراسم روز ازدواج نیست. درست زمانی که حتی فکرش را هم نمی کنید، بروز بعضی مشکلات ممکن است عرصه زندگی را حتی در دوران عقدو زمانی که کارت های عروسی تان را بین اقوام پخش کرده اید، چنان به شما تنگ کند که عطای بودن با همسرتان را به لقایش ببخشید. به همین علت روانشناسان به دخترها و پسرها توصیه می کنند که با شناخت کامل همسر خود را انتخاب کنند تا دوران نامزدی و عقد را به سلامت طی کنندو به خانه بخت بروند.

با اینحال جلوی ضرر را هر وقت بگیریم منفعت است و حتی در دوران نامزدی و عقد هم اگر با بعضی نقایص جدی شخصیتی و رفتاری در طرف مقابلتان روبرو شدید، باید برای ازدواج و ادامه رابطه با چنین فردی، تردید کنید.

با این حال این نسخه ای برای همگان نیست و شاید زوج هایی هم باشند که با وجود چنین مسائلی ازدواج می کنندو یک عمر هم با تمام مشکلات ناشی از چنین نقایصی می سازند. پس تصمیم با خودتان است. در این گزارش روانشناسان در مورد خطراتی که زندگی یک زوج را تهدید می کنند توضیح می دهند.

چراغ های قرمز: شاید لازم باشد جدا شوید


اگر در دوران عقد متوجه شدید که همسرتان درگیر یکی از بیماری های جسمی یا روانی است، قبل از جدا شدن یا ادامه زندگی با همسرتان، حتما با پزشک یا یک مشاور و روانشناس در مورد نوع بیماری و علائم آن، نحوه زندگی با او، اقداماتی که می توان برای بهبودش رایط انجام داد و عوارضی که در آینده با آن روبرو خواهید شد و ... صحبت کنید.

۱ ابتدا به بیماری های سخت
بعضی از بیماری ها بسیار هشدار دهنده اند و برای زندگی با مبتلایان به این بیماری ها باید همه چیز را در نظر بگیرید. برخی از ابین بیماری ها عبارتند از: ایدز، هپاتیت C، تومور و سرطان های کشنده پیشرونده. کسی که قرار است با یک فرد مبتلا به بیماری های سخت ازدواج کند، باید بداند که زندگی زناشویی اش ممکن است چندان طولانی نباشد و همسرش بعد از مدتی فوت کند.

وقتی طرف مقابل قرار نیست مدت زیادی زنده بماند، همسرش قبل از اینکه وارد فاز سوگواری شود، باید مرحله پیش سوگواری را بگذراند که اصلا کار ساده ای نیست. ضمن اینکه بیماری هایی مانند ایدز و هپاتیت C به شدت مسری اند و فرد باید احتمال آلوده شدن خودش را به این بیماری ها بدهد.

۲ تشخیص اسکیزوفرنی
اسکیزوفرنی از جمله بیماری های عصبی روانی مزمن و جدی است که روی کل شخصیت فرد تاثیر می گذارد و شایع ترین سن ابتلا بین ۱۵ تا ۳۰ سالگی است. ساختمان مغز این بیماران طبیعی است ولی بعضی از مواد شیمیایی آن عملکرد طبیعی ندارند، به طوری که افزایش و یا کاهش ترشح این مواد اختلالاتی در رفتار، تفکر و هیجان های بیمار ایجاد می کند و در مرحله حاد فعالیت های هیجانی، رفتاری، فکری و به طور کلی عملکرد طبیعی خود را از دست می دهد.

نشانه های بیماری در افراد مختلف متفاوت است ولی اغلب شامل افسردگی، رفتار عجیب و غریب، تحریک پذیری، خواب زیاد یا عدم توانایی در خوابیدن، گوشه گیری، خصومت بی دلیل، فراموشی نشان دادن واکنش شدید در بحران ها، عدم توانایی در گریه کردن یا گریه های شدید، استفاده از الکل و مواد مخدر، تراشیدن موهای سر و بدن و خودکشی می شود. آنها معمولا چیزهایی را می بینند و می شنوند که برای بقیه قابل رؤیت و شنیدن نیست.

برخی از مبتلایان به اسکیزوفرنی برای کنترل علائم بیماری خود باید همیشه دارو مصرف کنند، برخی دیگر مدت زمان مصرف دارویشان کوتاه است و بالاخره عده ای که بیماری آنها در پی استرس حاد نظیر بیماری جسمی با زایمان شروع شده ممکن است طی مدت زمان کوتاهی بهبود پیدا کنند.

۳ اطمینان از اعتیاد به مواد مخدر
معتادان به مواد مخدر و محرک، حتی اگر سم زدایی کنند، بدنشان هرگز مثل سابق و قبل از مصرف مواد مخدر نمی شود. اینها تا زمانی که یک مقدار مشخص مواد مخدر به بدنشان نرسد، نمی توانند عملکرد طبیعی داشته باشند اما باید به این نکته توجه داشته باشیم؛

 چون زوج ها در دوران عقد ارتباط مستمری با هم ندارند، اگر یکی از دو طرف اعتیاد داشت، دیگری به راحتی متوجه آن نمی شود؛ مگر اینکه با هم به سفر بروند یا ارتباطشان نزدیکتر شود اما در هر صورت و در شرایط عادی که دو طرف با هم معاشرت عادی دارند، نمی توان به راحتی تشخیص داد که فرد مصرف کننده مواد مخدر است یا نه.

۴ فاش شدن بزهکاری
انجام رفتارهای خلاف شأن مثل اینکه خانم بهمد درآمد شوهرش از راه کسب حرام است یا در کار قاچاق است هم از جمله مسائلی است که خانم می تواند در همان دوران عقد رابطه را تمام کند.

چه چیز ممکن است بعد از عقد شما را پشیمان کند؟!

چراغ های نارنجی: حتما باید مشاوره کنید

افراد مبتلا به برخی بیماری های جسمی مانند تالاسمی ماژور. هموفیلی، صرع و ام.اس: این دسته از بیماری ها به سختی خوب می شوند و همین مسئله باعث می شود تا زندگی برای کسی که با فرد مبتلا به یکی از این بیماری ها زندگی می کند، خسته کننده شود.

 اینها با یکسری محدودیت ها در زندگی مواجه هستند و اگر قرار است وارد زندگی مشترک با فردی شوند، شخص مقابلشان باید به این نکته آگاه باشد که عملکرد افراد مبتلا به صرع یا ام. اس ممکن است در طول زندگی و مراودات اجتماعی کاهش پیدا کند. این کاهش عملکرد مشکلاتی را برای دو طرف این زندگی در پی دارد.

۱ پارانویا


ویژگی اصلی مبتلایان به این اختلال روانی، عدم اعتماد آنها به دیگران، بدگمانی و بدبینی است. این اختلال بین آقایان شایع تر است و فرد مبتلا، سوءظن بیمارگونه دارد و مدام به همسر خود شک می کند. زندگی با چنین فردی هم سخت است. چرا؟ چون فرد مقابل مدام به این فکر می کند که تا کی باید او را توجیه کنم؟ اینها اهل جر و بحث هستندو خشک و عصبی اند. ضمن اینکه بدبینی بیش از حد ممکن است منجر به خشونت یا اختلالات رفتاری دیگر هم شود.

۲ اختلال شخصیت مرزی


این دسته از افراد به قدری بی ثبات هستند که اگر اتفاقی بیفتد دنیا را یا سیاه می بینند یا سفید و نگاهشان خاکستری نیست. نشانه هایی همچون روابط بین فردی بسیار بی ثبات، خشم شدید و نزاع های مکرر بدنی، بی ثباتی عاطفی، خرج کردن افراطی، سوء مصرف مواد، رابطه جنسی نابهنجار، رانندنگی بی مهابا، زیاد خوردن و اقدام مکرر به خودکشی کردن که شکل فریبکارانه دارد، از ویژگی های مهم این اختلال است.

اگر پنج علامت از علائم گفته شده را فردی داشته باشد او یک بیمار مرزی یا بوردرلاین است. این دسته از افراد به محض اینکه بحث کوچکی بین آنها و همسرشان در می گیرد یا اتفاق جزیی می افتد؛ بلافاصله دست به خودکشی می زنند تا دیده شوند.

۳ اختلال شخصیت هیستیریونیک (نمایشی)


اینها هم جزو تهدیدکننده ها محسوب می شوند. رفتار آنها نمایشی است. شخصیت های نمایشی. هم در مردان و هم زنان دیده می شود ولی در خانم ها به مراتب بیشتر است. پوشش ظاهری و حتی آرایششان با بقیه زنان فرق دارد و با این کار دوست دارند خودشان را بیش از پیش مطرح کنند.

در مرحله بعدی بیمار از واقعیت های ذهنی و بیرونی دور می شودو اصلا هویت خود را فراموش می کند یا موقتا برای آرامش خود موضوعی را که بار سنگین عاطفی داشته باشد از یاد برده و دست به دامن انکار می شودو با این کار در قالب شخصیت دیگری قرار می گیرد و خود را چیز دیگری نشان می دهد.

۴ دست بزن


هر چند تنش ها و بحران های موجود در دوران عقد به ندرت به برخوردهای فیزیکی و کتک منتهی می شود، با اینحال اگر جر و بحث در مورد مسائل جزیی و کوچک منجر به کتک زدن شود و یا موضوع کتک زدن چندین بار تکرار شود، حتما باید به این رابطه خاتمه داد، چون چنین شخصی نمی تواند خشمش را کنترل کند. چه بسا این کتک زدن در آینده به قتل هم منجر شود.

۵ اختلاف دو قطبی


پر بودن خانه از انبوه کارهای نیمه تمام یکی از ویژگی های اختلال دو قطبی است. این افراد معمولا قادر به تمرکز روی یک کار نیستند و میلیون ها کار را شروع می کنند بدون اینکه بتوانند آنها را تمام کنند. آنها یا در فاز افسردگی هستند و یا در فاز هیجان که در هر دو فاز رفتارهای غیرعادیدارند. اینها معمولا مشکل خواب دارند. در فاز افسردگی زیاد می خوابند و همیشه احساس خستگی می کنند اما در فاز جنون و هیجان به اندازه کافی نمی خوابند اما هیچ وقت احساس خستگی نمی کنند.

۶ وسواس


وسواس یک فکر، تصور، احساس یا حرکت مکرر مضر و اعصاب خردکنی است که با نوعی احساس اجبار و علاقه به مقاومت در برابر آن همراه اوست. وسواس، تعادل روانی و رفتاری را از بیمار گرفته و باعث می شود تا او در سازگاری با محیط دچار مشکل شود.

در بیمار مبتلا به وسواس نشانه هایی همچون شک و تردید، ترس، دقت و نظم افراطی، اجبار، احساس بن بست، لجبازی دیده می شود و در مواردی این علائم خود را به شکل دله دزدی، آتش زدن جایی، درآوردن لباس، بیقراری، بهانهگیری، بی خوابی، بدخوابی، بی اشتهایی، و ... نشان می دهد. مشاهده این علائم در فرد وسواسی به قدری عجیب است که این احساس به اطرافیانش داده می شود که نکند او دیوانه شده باشد.

به گفته احمد تویسرکانی، رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور میزان طلاق در سال نود و یک، ۱۵۱ هزار و ۷۶۳ مورد بوده است و رشد طلاق نسبت به گذشته نگران کننده است.

منبع : مجله تندرستی


نویسنده: مجيد كمالي

.:: آخرین مطالب ::.

» مطالب مفید برای پیاده روی اربعین ( پنجشنبه ششم آذر 1393 )
» مطالب مفید ( چهارشنبه چهاردهم آبان 1393 )
» ( چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 )
» گنجینه ( شنبه بیستم اسفند 1390 )
» حکم گرفتن شاباش به عنوان هدیه ( شنبه بیستم اسفند 1390 )
» مبارزه با خرافات در ازدواج ( دوشنبه یکم اسفند 1390 )
» عدالت با همسران ( دوشنبه یکم اسفند 1390 )
» مهریه‌های عجیب ( یکشنبه هجدهم دی 1390 )
» مراسم خواستگاری حضرت علی از فاطمه علیهاالسلام ( جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 )
» بخور نخورهای دوران بارداری ( دوشنبه هفدهم شهریور 1393 )
» جوانان حتماً بخوانند ( سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 )
» آداب «روابط جنسی بین زوجین» در اسلام ( پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 )